حمید امیدی

رهبرمعظم انقلاب در جمع هزاران نفر از بسيجيان سراسر كشور به تبيين نقش بسيج در تفكر راهبردي انقلاب اسلامي پرداختند و با اشاره به اركان بسيج فرمودند:«اخلاص و بصيرت اين دو عنصر تعيين كننده، داراي هم افزايي متقابلند به گونه اي كه هر قدر بصيرت فرد بيشتر شود اخلاص او افزون تر خواهد شد و هر اندازه كسي مخلص تر باشد، خداوند نور بصيرت را در او بيشتر مي كند.»
حقيقت آن است كه امروز «بصيرت» گمشده خيلي هاست، حتي براي خواصي كه نامشان با انقلاب گره خورده و همه حيثيت خود را از نظام و انقلاب دارند. در تاريخ اسلام تنها هوي و هوس ها مايه كاستي ها و انحراف ها نشده است. اگرچه به فرمايش حضرت علي(ع) هواپرستي بستر اصلي بوده، اما گاه انحرافات و سقوط ها ناشي از فقدان بصيرت است. حضرت دراين باره مي فرمايند: «فقد البصر اهون من فقد البصيره» اگر بصيرت باشد، حتي چشم نابيناي ظاهري هم، شرايط را به روشني مي بيند و با آگاهي بخشي به انسان او را از ورود به تاريكي و خطرات باز مي دارد.
شايد براي روزهاي جنگ سخت كه دشمن بعثي با پشتيباني قدرتهاي جهاني به قصد براندازي نظام اسلامي وارد كارزار جنگ تحميلي عليه كشورمان شد، صرف عنصر «عقلانيت» براي تشخيص حق از باطل كفايت مي كرد. آن روز اگر كسي عناد و دشمني با اسلام و انقلاب نداشت و اگر كمي قوه «تعقل» خود را به كار مي انداخت به سادگي جبهه حق را شناسايي مي كرد و خود را در صف مجاهدان قرار مي داد. اما امروز و در شرايط فتنه و جنگ نرم كه مرزهاي حق و باطل در غبار فتنه گريها گم شده و تشخيص را مشكل كرده علاوه بر عقلانيت و بالاتر از آن به عنصري به نام «بصيرت» نيز نياز است تا بتوان دوست را از دشمن شناخت.
اخلاص و بصيرت لازم و ملزوم يكديگرند. نمي شود سوار بر اسب هوي و هوس و حب جاه و مقام تاخت و از بصيرت دم زد. شايد امروز يك نوجوان بسيجي بپرسد؛ چرا من نوجوان كه تازه به بلوغ فكري و اجتماعي رسيده ام مي توانم حق را بشناسم و مرزهاي دشمن را تشخيص دهم و مقابل آن بايستم، اما برخي كساني كه موي سر و روي خود را در مبارزه و انقلاب و جنگ و مسئوليت هاي عديده حكومتي و اجتماعي سفيد كرده اند، قادر به اين تشخيص نيستند و يا مي فهمند و كاري نمي كنند؟!
پاسخ به اين سوال تأمل برانگيز را از فرمايشات رهبرمعظم انقلاب در جمع بسيجيان وام مي گيرم؛ «در حوادث سال گذشته، فتنه گراني براي دست يافتن به قدرت، مصلحت كشور را ناديده گرفتند و به حقانيت روشن يك راه، پشت كردند، به گونه اي كه دشمنان درجه يك ملت از اقدامات آنان به هيجان و شوق آمدند و از آنان حمايت كردند، اما عده اي اين حقايق روشن را نديدند و نمي بينند. البته برخي هم با وجود اينكه اين حقايق را درك و فهم مي كنند اما به علت ظلمت دل و هواهاي نفساني حاضر نيستند به اين فهم خود ترتيب اثر دهند.» همان شيخي كه در بحبوحه مبارزات انقلابي خود، هنگامي كه عوامل سفاك ساواك وي را دوره كرده بودند تا دستگيرش كنند، جلوي همه آنها فرياد مي زد؛ والله العلي العظيم امروز خميني حجت خدا روي زمين براي بشر است، چند سال بعد در بحبوحه جنگ تحميلي صدايش از راديو بغداد به گوش مي رسيد كه؛ والله العلي العظيم خميني-العياذبالله- دين ندارد! بعضي ها نمي دانند و گمراهند و برخي مي فهمند و باز پاي در مسير تباهي و تاريكي گذاشته و مصداق يخرجونهم من النور الي الظلمات مي شوند و اين نيست جز غلبه هوي و شهوت.
«اخلاص» آن نوجوان بسيجي است كه او را به سوي «نور هدايت» رهنمون مي كند. خدا بر درجات امام راحل(ره) بيفزايد كه مي فرمود: «من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي خورم و از خداوند مي خواهم در صحراي محشر من را با بسيجيانم محشور گرداند... در اين دنيا افتخارم اين است كه خود يك بسيجي ام.»
اخلاص، يعني راه و حركت انسان فقط به سوي «خدا» باشد. در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه چكيده و ثمره قرنها اسلام خواهي، آزادي طلبي و مبارزه براي حاكميت اسلام و ان شاءالله زمينه ساز و مقدمه حكومت جهاني حضرت حجت(عج) است، اين موضوع اهميت وثيقي دارد. واقعيت تلخي است، اما اينكه امروز بعد از گذشت سه دهه از عمر انقلاب، برخي كه خود زماني از مسئولان رده اول نظام بوده، از دايره ياران انقلاب جدا مي شوند و در صف معاندان و دشمنان قرار مي گيرند، ريشه در همين نكته دارد كه خود را از مسير الهي دور كرده و بر توسن هواهاي نفساني سوار شده اند.
تاريخ اسلام سرشار از الگوهاي اخلاص و بصيرت است. امام سجاد(ع) در وصف حضرت ابوالفضل(ع) مي فرمايد: «كان عمنا العباس نافذ البصيره» عموي ما عباس(ع) نافذ البصيره بود و بصيرت بالايي داشت. مي دانست كجا آمده و مي خواهد چه بكند. وقتي هم در ميدان نبرد رجز مي خواند مي فرمود؛ به خدا قسم اگر دستان مرا از بدنم جدا كنيد هرگز از حمايت دين و امام زمانم دست برنمي دارم. ياد كنيم از مرحوم آيت الله اراكي(ره) كه درباره بنيانگذار جمهوري اسلامي اعتقاد داشت؛ اگر كسي تخيل كند يعني در خيال كسي بگذرد كه قيام امام ]خميني[ از روي هواي نفس و شهرت طلبي بوده بايد از تخيل خود استغفار كند ديگر چه رسد تفّوه كند به اين كلمه.
حضرت امام(ره) با اخلاصي كه داشت آماده همه چيز بود. از تبعيد و زندان گرفته تا شهادت. با بصيرت به كار خود عقيده داشت و سرانجام حكومتي تشكيل داد كه خواسته همه انبياء و اولياء الهي در طول تاريخ بوده و عليرغم 30 سال توطئه و دشمني نه فقط كمترين آسيبي نديده بلكه اقتداري پرشتاب نيز داشته است. مردم ايران اسلامي هم بصيرت خود را در كنار بصيرت امام يافتند كه در وقت جنگ و شب حمله گوي سبقت را از هم مي ربايند و عليه كفر مي شورند و در هنگامه فتنه نيز سلحشورانه پاي در ميدان دفاع از آرمانهاي امام و رهبرگذاشته و تا پاي جان از نظام اسلامي خود محافظت مي كنند.
رهبرمعظم انقلاب همچنين «عمل به موقع» را يكي از خصوصيات بارز بسيجيان دانسته و به آن سفارش مي نمايند. «عمل» مطلوب، كارساز، اثرگذار و درخور تحسين زماني است كه در وقت خود و به موقع صورت پذيرد. بزرگترين و بهترين كارها اگر در وقت خودش انجام نشود آن اثر لازم را نداشته و چه بسا اثر معكوس بگذارد.
در اين دوران كه مهلكه آخرالزمان است براي عبور از گردنه ها و پرتگاهها همه ما به اين سه عنصر يعني اخلاص، بصيرت و عمل به موقع نياز داريم. اتفاقاً دشمن هم در جنگ نرم اين سه عنصر كارساز را مورد هدف حمله هاي خود قرار مي دهد.
اگر هوشيار نباشيم و از ستون ولايت كه خيمه انقلاب را برافراشته نگاه داشته، دور شويم همان مي شود كه يا قرآنهاي بر سر نيزه فريبمان مي دهد و يا جرينگ جرينگ سكه هاي معاويه هاي زمان.