بدهکار(گفت و شنود)
گفت: وزیر راه از اینکه سازمان حمایت از مصرف کنندگان مانع افزایش بلیط قطار شده به شدت عصبانی شده است!
گفتم: مگر چه خبرشان است؟ تا حالا چند بار قیمت بلیط قطار را افزایش دادهاند و مثل افزایش قیمت بقیه کالا و خدمات، داد مردم را به هوا بلند کردهاند.
گفت: وزیر راه گفته سازمان حمایت از مصرف کنندگان نامسلمان و مارکسیست است!
گفتم: یعنی از نظر ایشان هر کس مانع افزایش قیمتها بشود، نامسلمان و مارکسیست است؟!
گفت: معلوم نیست این آقایون وقتی کاری از دستشان برنمیآید و خدمتی به مردم نمیکنند، دیگر چرا زبان به ناسزاگویی میگشایند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! طلبکاری برای دریافت طلب خود به بدهکار مراجعه کرده بود و بدهکار به جای پرداخت طلب او یا عذرخواهی و درخواست مهلت، طلبکار را به باد ناسزا گرفت، طلبکار گفت؛ مرد حسابی طلبم را نمیدهی دیگر چرا فحش میدهی؟ و یارو گفت؛ میخواستم حالا که زحمت کشیده و آمدهای، دست خالی برنگردی!
گروه اپرا !
فتحالفتوح، صلح حدیبیه، پیوند با جامعه جهانی، بازگشت عزت، گزارش لحظه به لحظه از ثبتنام برای انتخابات خبرگان، شورای رهبری، شایعهپراکنی و دوقطبیسازیهای موهوم و دهها عنوان و خبر و اظهارنظر دیگر، همه آن چیزی است که این روزها به وفور از تریبونهای فراوان و پرتعداد دولتی و قلم به دستان حامی جریانی خاص میبینیم و میشنویم. همه این حرفها و اظهارنظرها در روزهایی با پژواک بسیار تکرار میشود، که با عبور از دومین سال دولت یازدهم، کارنامه دولت برای مردم، به خصوص در حوزه اقتصاد، کارنامهای نامطلوب و غیرقابل قبول است. در چنین شرایطی اگر در یک روز، 15 روزنامه وابسته و حامی دولت به جای پرداختن به مشکلات مردم، به هیاهو و رپرتاژ برای موضوعاتی که در درجه چندم اهمیت برای مردم قرار دارد و بیشتر به نوعی دورهمی و گعده و نان به هم قرض دادن شباهت دارد بپردازند، عجیب نیست. اگر آنها هم به درددل مردم بپردازند، اگر به درددل بیکارها و خانه به دوشها بپردازند، تعجبآور است. اگر به رکود و صنایع ورشکسته و... بپردازند، عجیب است.
ایستاده چون کوه(به جای گفت و شنود)
در سالروز شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام، این ستون را به گزیدهای از سخن رهبرمعظم انقلاب در وصف آن امام بزرگوارمان اختصاص میدهیم؛
***
امامی که موافقان، شیعیان، مخالفان، غیرمعتقدان، همه، شهادت دادند و اعتراف کردند به فضل او، به علم او، به تقوای او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختیها، این انسان بزرگ، این شخصیت باشکوه، وقتی به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت.
... داعیه امامت علت دشمنی حاکمان با اهلبیت (علیهمالسلام) بود... چون کسی که حاکم شده بود و خود را امام و پیشوا میدانست، میدید شواهد و قرائنی که در امام لازم است، در حضرت هست و در او نیست و این موجود را برای حکومت، خطرناک میشمرد؛ چون مدعی است. حکام، با این روح مبارزه میجنگیدند و ائمه علیهمالسلام هم مثل کوه ایستاده بودند. بدیهی است که در این مبارزه، معارف، احکامفقهی و خلقیات و اخلاقیاتی که ائمه ترویج میکردند، جای خود را دارد. تربیت شاگرد بیشتر و ارتباطات شیعی، روز به روز گستردهتر شد. شیعه را اینها نگه داشت. شما مرامی را در نظر بگیرید که دویست و پنجاه سال علیه آن حکومت شده است! اصلا باید هیچچیزیش نماند؛ باید به کل از بین برود؛ ولی شما ببینید! الان دنیا چه خبر است و شیعه به کجا رسیده است.
برای محکوم شدن که کف نمیزنند!
میگویند در جریان جنگ جهانی دوم، یکی از سربازان ارتش انگلیس با خوشحالی وارد سنگر فرمانده گردان شد و در حالی که یک قبضه «تفنگ» ساخت آلمان را در دست داشت، گفت: قربان! این «تفنگ» را از ارتش دشمن به غنیمت گرفتهام! فرمانده گردان که از شجاعت سرباز تحت امر خود به وجد آمده بود، او را به یک هفته مرخصی تشویقی فرستاد. چند ماه بعد، بار دیگر، همان سرباز با یک «تفنگ» دیگر وارد سنگر فرمانده گردان شد و این دفعه دو هفته به مرخصی رفت. وقتی این ماجرا برای بار سوم هم تکرار شد، فرمانده گردان به سرباز شجاع گفت؛ فردا به اتفاق نزد فرمانده ارتش میرویم تا ضمن ارتقاء درجه، تاکتیک مورد استفاده خود را برای ایشان بازگو کنی که از سوی سایر پرسنل نیز به کار رفته شود و دمار از روزگار دشمن درآوریم! روز بعد سرباز یاد شده در مقابل فرمانده لشکر و سایر فرماندهان که برای پی بردن به تاکتیک ویژه او سراپا گوش بودند، قرار گرفت و بعد از ادای احترام گفت؛ قربان! یک سرباز مشابه من هم در لشکر آلمانیها حضور دارد. هر از چند گاه، من یک «تانک» ارتش خودمان را به او میدهم و از او یک «تفنگ» دریافت میکنم او با تحویل تانک به فرمانده آلمانی، مرخصی تشویقی میگیرد و من با تحویل «تفنگ» به فرمانده گردان خودمان، به مرخصی میروم!
این روزها، مسئولان محترم هستهای کشورمان با افتخار و به عنوان یک «دستاورد بزرگ» از بسته شدن ماجرای «پی.ام.دی» در پرونده هستهای ایران یاد میکنند و رسانههای تحت امر مدعیان اصلاحات و اعتدال با کف و سوت به استقبال این «دستاورد»! رفتهاند و حال آن که آنچه در این میان از دست دادهایم به هیچوجه با آنچه تصور میکنیم - تائید میشود فقط تصور میکنیم - که به دست آوردهایم کمترین توازنی ندارد و در خوشبینانهترین توصیف به ماجرای تعویض «تفنگ» با «تانک» در ماجرای مورد اشاره شباهت دارد و بدیهی است نمیتواند مصداق اینهمه کف و سوت و ارسالنامه تبریک باشد!
کولرگازی!(گفت و شنود)
گفت: رئیسجمهور گفته است «دیگر جایی برای انتقاد از برجام نیست»!
گفتم: ولی ایشان همین دو هفته قبل گفته بود از هر انتقادی استقبال میکند و تاکید کرده بود همه میتوانند از دولت انتقاد کنند.
گفت: انتقاد از دولت نه انتقاد از برجام!
گفتم: خب! برجام هم کار دولت است.
گفت: اما یادت باشد که ایشان منتقدان دولت را به جهنم حواله داده بود، بنابراین وقتی میگویند از برجام انتقاد نکنید، خیر و صلاح منتقدان را در نظر گرفتهاند!
گفتم: ولی ایشان گفته بودند که به زور و شلاق نمیتوان افراد را وارد بهشت کرد.
گفت: مرد حسابی! به زور نمیتوان وارد بهشت کرد ولی به زور میتوان مانع ورود آنها به جهنم شد!
گفتم: اما، وقتی وارد جهنم نشوند یعنی وارد بهشت میشوند.
گفت: حالا مگر همه مشکلات حل شده که به این یکی گیر دادهای؟!
گفتم: نه! هنوز هم هیچ قنادی، قند نمیفروشد، هیچ عطاری، عطر نمیفروشد، هیچ قهوهخانهای، قهوه ندارد، همه کولرهای گازی و آبی با برق کار میکنند و تازه... صائب تبریزی هم اهل اصفهان است!
ائتلاف جدید سعودیها و چند کلمه حرف حساب
سهشنبه هفته گذشته 24 آذرماه، آل سعود اعلام کرد دومین ائتلاف ضد تروریستی خود را این بار با هدف «مبارزه با تمام گروههای تروریستی» راهاندازی کرده و توانسته است 34 کشور عمدتا آفریقایی را عضو این ائتلاف 35 عضوی خود کند. خبری که ناگهانی بودنش، به اندازه هدف اعلامی آن، غافلگیرکننده و البته مضحک بود. این دومین ائتلافی است که سعودیها طی 9 ماه گذشته با هدف اعلامی «مبارزه با تروریسم» راهاندازی میکنند. ائتلاف نخست برای مبارزه با انقلابیون یمنی تشکیل شد، انقلابیونی که سعودیها آنها را شورشی و تروریست مینامند.
عینک(گفت و شنود)
گفت: یکی از همکاران سابق نشریات زنجیرهای در «وبسایت» خود به تحلیل جبهه اصلاحات پرداخته و رویکرد برخی از آنها به فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 را خیانت به کشور دانسته است.
گفتم: چه تحلیلی؟ چی نوشته؟!
گفت: به ناکامیهای پیدرپی مدعیان اصلاحات و گیجی و سردرگمی کنونی آنها پرداخته و نتیجه گرفته که این گروه اساساً دیگر «موجودیتی» ندارند که ادعا میکنند در پی تعریف «موجودیت» خود هستند.
گفتم: دیگه چی؟!
گفت: به اظهارات اخیر برخی از فتنهگران و ادعای اصلاحطلب بودن آنها پرداخته و خطاب به آنها نوشته است؛ شما هیچ حرف جدید و تازهای ندارید و فقط دور خودتان میچرخید که اینطور گیج شدهاید!
گفتم: چی بگم؟! یارو عینکش رو دور دستش میچرخونه و بعد به چشمش میزنه، سرش گیج میره، میخوره زمین هوا میره، نمیدونی تا کجا میره!
شعار تدبیر یا سیاست تعدیل دولت کدام مسیر اقتصادی را طی میکند
فراموشکاران! أین تذهبون؟!
فرقی نمیکند سیهچرده باشی یا سپیدروی. مرد باشی یا زن. در اروپا و آمریکا باشی یا در آسیا و آفریقا. ادواردو پسر میلیاردر ایتالیایی باشی و عاشق انقلاب یا ابوبکر و عایشه آفریقایی که بدون دیدن امامان انقلاب نام فرزندانشان را روحالله خمینی و سید علی خامنهای گذاشتند و یا شیخ زکزاکی، عاشقی در نیجریه. فرقی نمیکند برای خدا. مجاهد مجاهد است و مؤمن مؤمن. در خانه خدا هم که به روی همه باز است و آنها که مؤمنترند مقربترند و آنها که مقربترند در بلا و امتحانند تا آنها که به زبان ایمان آوردهاند نپندارند که رها گردیدهاند و آزمایشی در پیش ندارند.(1) که دارند و این جهان با فتنهها و آزمایشهایش دار ابتلائات است. برخی با دنیا و مافیها آزموده میشوند و برخی با اعمال و اندوختهها. گروهی امتحانشان با انواع جهادها در برابر دشمنان خدا و دین خداست و گروهی دیگر با مواضع و مصلحتهاشان در برابر مقام و منصب و حزب و قوم و خویش و فرزندان. و هرکس به شیوهای مبتلاست. تا سره از ناسره مشخص شود و مؤمن از مدعی. و درانقلاب اسلامی ما، انقلابی از کاسبکار و نفوذی.
بعبع!(گفت و شنود)
گفت: عربستان اعلام کرده که قصد دارد با 34 کشور اسلامی دیگر یک ائتلاف نظامی ضدتروریسم تشکیل بدهد!
گفتم: مژدگانا که گربه عابد شد! پدر جد تروریستهای وحشی از مبارزه با تروریسم دَم میزند؟!
گفت: علاوه بر چند کشور دیگر مثل ترکیه و قطر که آنها هم حامی تروریستها هستند، بقیه کشورها، اصلاً در جایگاهی نیستند که عددی به حساب بیایند! و کشورهایی که بیشترین مبارزه را با تروریستها دارند مثل ایران و سوریه و عراق در این لیست قرار ندارند.
گفتم: ائتلاف آلسعود از ظاهر و باطنش پیداست که تحت مدیریت آمریکا و اسرائیل شکل گرفته است.
گفت: خبرنگار یک روزنامه آمریکایی همین نکته را با یکی از مقامات آلسعود در میان گذاشته و او در پاسخ فقط سرش را تکان داده و شانههایش را بالا انداخته است!
گفتم: چوپانی میگفت از گوسفندم پرسیدم چرا وقتی حواسم به ناهار خوردن است، به گرگ علامت میدهی که به گله حمله کند؟ پرسیدند؛ گوسفند چه جوابی داد؟ و چوپان گفت؛ انتظار داشتید چه جوابی بدهد؟ فقط گفت؛ بعبع... خب! مگر گوسفند غیر از بعبعبع حرف دیگری هم بلد است؟!
خبرگان خط خمینی(ره)
خمینیّون! چه قدر انرژی در این عنوان نهفته است. و چه قدر این راه پیموده شده از سوی شیعیان مظلوم نیجریه و یمن و بحرین و لبنان و عراق، ادعای قرابت و پیوند با روح خدا خمینی عزیز(ره) را دقیق و سخت میکند. انگار روز قیامت است و میزانها را برپا داشتهاند تا هر کس خود به خود با آن سنجیده شود. فاصله میان ادعای «خمینی مال ماست» تا «ما پیروان و آزادشدگان خمینی هستیم»، همان فاصله قریش با علی علیهالسلام در ماجرای سقیفه است؛ و همان فاصله پیروان راستین ابراهیم علیهالسلام با آنها که خواستند خلیل خدا را پشت قباله یهود یا نصاری بزنند و به جای اینکه بگویند ابراهیمی هستند ادعا کردند ابراهیم، یهودی یا نصرانی است! اکنون پای ابتلا به میان آمده تا یکایک ما به بوته آزمون درآییم؛ شیخباشی یا سید. «خمینیون» اکنون با استقامت خویش گریبان هر کدام از ما را که ادعایی داریم گرفتهاند؛ «خبره» و نخبه شمایید یا ما؟. اگر هستید بسمالله!
سپر(گفت و شنود)
گفت: چی شده که این روزنامههای زنجیرهای هر روز یک مسئله بیاهمیت را با تیتر درشت در صفحه اول چاپ میکنند و درباره آن کلی تحلیل و تفسیر ارائه میدهند!؟
گفتم: نپرس چی شده؟... بگو چی نشده!
گفت: خب! چی نشده؟!
گفتم: آنهمه وعده که درباره عبور از رکود و مهار تورم و ایجاد اشتغال و تأمین مسکن و ارزانی اجناس و... داده بودند بر زمین مانده و انجام نشده.
گفت: یعنی با تیترهای درپیتی و کلیات ابوالبقاء میخواهند آدرس غلط بدهند و حواس مردم را از وعدههای انجام نشده منحرف کنند؟! ولی مردم که حساب دستشان است.
گفتم: چه عرض کنم؟! آن قدیم ندیمها، عدهای برای فتح یک قلعه رفته بودند و ساکنان قلعه به طرف آنها سنگ پرتاب میکردند. یکی از سنگها به سر یکی از مهاجمان خورد و طرف با عصبانیت فریاد زد؛ مرد حسابی! مگه سپر به این بزرگی را نمیبینی که سنگ را به کلهام میزنی؟!
تکرار دو سال گذشته !
جریان اصلاحطلب و حامی دولت، چندماه مانده به انتخابات بهمن ماه، موج وسیعی از هیاهوی رسانهای و حزبی (محفلی) به راه انداخته و اینگونه وانمود میکند که مسئله اول کشور، انتخابات است و لاجرم، مرد اول این مسئله اول هم آنها هستند! جماعت مذکور هر روز با خبر دادن از آمدن و نیامدن این و آن و بافتن اوهامی از پیوستن فلان چهره اصولگرا و به اردوی اصلاحطلبان و وحدت و عدم وحدت رقیب و... سعی در داغ کردن موضوع انتخابات دارند! اگر به سیاق معمول، فعالیت حزبی در کار باشد و عدهای خود را برای انتخابات آماده کنند، موضوع اهمیتی ندارد، چرا که سالهاست به برکت جمهوری اسلامی، در این مملکت انتخابات برگزار میشود و عدهای میآیند خود را در معرض رای مردم قرار میدهند. این موضوع نه تازگی دارد و نه ذوق زدگی! کما اینکه بسیاری از دیکتاتورهای دیروز که امروز ژست اصلاحطلبی و دلسوزی برای مردم را میگیرند، در همین انتخاباتها شرکت کرده و با ادبار و اقبال مردم، مواجه شدهاند. اما ظاهرا این هیاهو از آن جنس نیست و جماعت مذکور که بخش مهمی از آنها نشان دادهاند برای مردم و نه برای رای و نظرآنها ارزشی قائل نیستند، بیشتر از آنکه در پی انتخاباتی پرشور باشند، در پی پنهان کردن موضوعی مهم و دادن نشانی غلط و پرت کردن حواس مردمند! البته در قدرتطلبی و سهمخواهی برخی از این جماعت نمیتوان تردید به خود راه داد کما اینکه چند روز قبل یکی از تئوریسینهای اصلاحات صراحتا از سهم خود و جریان اصلاحات در به قدرت رسیدن دولت یازدهم سخن گفته بود و مدعی شده بود نباید سهم کسانی که در رای رئیسجمهور یازدهم نقش داشتهاند، فراموش و حقشان نادیده گرفته شود!
ولخرج!(گفت و شنود)
گفت: معاون اول رئیسجمهور گفته است؛ مشکل این است که منتقدان دولت سطح توقعات مردم را بالا بردهاند!
گفتم: یعنی منتقدان بودند که میگفتند، برجام فتحالفتوح است! حتی آب خوردن هم به توافق هستهای بستگی دارد! و میگفتند؛ همه مشکلات اقتصادی با توافق هستهای برطرف میشود! میگفتند؛ بعد از توافق همه تحریمها برداشته میشود! میگفتند؛ بعد از توافق 150 میلیارد دلار داراییهای مسدود شده آزاد میشود! میگفتند...
گفت: این وعدهها را که خود دولتمردان میدادند و تا حالا هیچیک از آنها هم عملی نشده است.
گفتم: ولی منتقدان از اول میدانستند که از برجام آبی گرم نمیشود و توصیه میکردند که با این گندهگوییها، اعتماد مردم را از دولت سلب میکنید.
گفت: کاش لااقل به یکی دو نمونه از خدمات درخور توجهی که طی 2 سال و چند ماه گذشته برای مردم انجام دادهاند اشاره میکردند و بعد میگفتند سطح توقعات آنها بالا رفته است.
گفتم: ایول... طرف میگفت؛ همسرم خیلی ولخرجه، هر روز کلی پول از من میخواد. پرسیدند، اینهمه پول رو چیکار میکنه؟ گفت؛ چه میدونم! تا حالا که بهش ندادم تا ببینم اینهمه پول رو برای چی میخواد؟!
پسران عوضی آمریکا !
فرانکلین روزولت، سی و دومین رئیسجمهور آمریکا بیش از 70 سال پیش جمله مشهوری درباره دیکتاتور نیکاراگوئه آناستازیا سوموزا دارد؛ شاید او پسری عوضی باشد اما این عوضی مال خودمان است! ردپای این طرز تفکر در سیاست سایر روسایجمهور آمریکا نیز قابل جستجو است و میتوان گفت چنین برداشتی تاکنون نیز ادامه یافته است. کافی است نگاهی به رفتار و سیاست کاخ سفید طی دو دهه اخیر بیندازید. دیکتاتورها، جانیان و تروریستها تا جایی که در خدمت اهداف آمریکا عمل کنند، نه تنها نباید سرزنش شوند و با آنها مبارزه کرد بلکه باید مورد حمایت نیز قرار بگیرند. اسامه بن لادن وقتی در افغانستان علیه شوروی سابق میجنگید، از حمایتهای مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا برخوردار بود. صدام دیکتاتور عراق نیز تا وقتی با انقلاب اسلامی ایران در جنگ بود، وضعیتی مشابه داشت.
به هوشیاری بیشتر نیاز داریم
تشدید اقدامات امنیتی علیه محور مقاومت در منطقه به مرز هشدار رسیده است. ورود نظامیان ترکیه به شمال عراق و اقدام مجلس نمایندگان آمریکا در بازتولید اتهام محور شرارت علیه ایران و همزمان با این مباحث سخن گفتن از اعزام نیروهای جدید غربی عربی بنام اقدام علیه داعش در سوریه و عراق، علامتهای بالینی تشدید وضعیت امنیتی منطقه میباشد. برای چند و چون این تحولات توجه به نکات زیر ضرورت دارد:
دفاع!(گفت و شنود)
گفت: در روزنامهها و شبکههای تلویزیونی عکس دشمنان تابلودار و شناخته شده جمهوری اسلامی ایران و کسانی که دستهایشان به خون ملت آلوده است هم چاپ و پخش میشود، مثل صدام و بوش و اوباما و جرج سوروس و ابوبکر بغدادی و... پس چرا باید چاپ تصویر رئیسجمهور اسبق ممنوع باشد؟!
گفتم: مثلا اگر عکس جرج سوروس، سرمایهدار صهیونیست و حامی کودتاهای مخملی و قاتل مسلمانان مظلوم را چاپ کنند و زیرش بنویسند او شخصی «پاکدست، پاکچشم، پاکاندیش، منیعالطبع و شریف» است! چه نظری داری؟!
گفت؛ خب! اگر او را اینطوری معرفی کنند خیانت است ولی اگر خیانتهایش را بازگو کنند، البته که خدمت به مردم است تا او را بشناسند و فریبش را نخورند.
گفتم: ایول!... میگویند وکیل مدافع شخصی که به جرم وطنفروشی و همکاری با بیگانگان محاکمه میشد، خطاب به قاضی گفت؛ قربان! موکل من، شخصی میهندوست، پاکدست و پاکاندیش است و... در این هنگام، متهم که خودش هم از این همه تعریف و تمجید تعجب کرده بود به او گفت؛ این فردی که تعریفش را میکنی کیست؟! حقالوکالهات را از من گرفتهای! چرا از دیگری دفاع میکنی؟!
عملیات انتحاری !(گفت و شنود)
گفت: یکی از روزنامههای زنجیرهای با تیتر درشت در صفحه اول خود نوشته بود «خطر سونامی لیست اصلاحات»!
گفتم: سونامی؟ خطر؟ لیست اصلاحات؟!... منظورش چی بود؟
گفت: منظورش این است که اصلاحطلبان با لیست انتخاباتی خود یک «سونامی» تولید میکنند که همه لیستهای دیگر را غرق میکند!
گفتم: ولی جبهه اصلاحات که به قول خودشان اندک پایگاه قبلی خود را از دست داده و در پیوند با دولت آقای روحانی هم دستاوردی نداشته که برای انتخابات به مردم ارائه کند و این روزها درگیری کارگزاران و اصلاحاتیها و اعتدالیها از پرده بیرون افتاده و...
گفت: عجب قمپزی در کرده؟! و یک جوی باریک را «سونامی» جا زده!
گفتم: یارو تصمیم گرفت دست به یک عملیات انتحاری بزند و با کایت خودش را به یک برج 30 طبقه بکوبد و همین کار را هم کرد و در این عملیات انتحاری 101 نفر کشته شدند. یکی خودش که درجا، جان به جانآفرین تسلیم کرد و 100 نفر دیگر هم که از خنده رودهبر شده بودند، جانشان را از دست دادند!
بیراهه در نقشه راه !
1- شنبه همین هفته - 94/9/14 - طی یادداشتی در کیهان با عنوان «امتیاز نقد و حلوای نسیه» به گزارش نهایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره مسائل مربوط به فعالیت هستهای گذشته و حال کشورمان پرداخته و آورده بودیم «آژانس در این گزارش، بیآن که هیچ سند و نشانهای ارائه کند، نظر بارها اعلام شده و اثبات شده جمهوری اسلامی ایران را نفی کرده و آورده است ایران تا سال 2009 درگیر یک سلسله فعالیتهای مربوط به ساخت سلاح هستهای بوده است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طی 12 سال گذشته با قاطعیت هر گونه انحراف در فعالیت هستهای خود از حالت صلحآمیز به تولید سلاح -DIVERSION - را رد کرده است و بازرسان آژانس علیرغم بازرسیهای گسترده و همهجانبه کمترین نشانهای از این انحراف ادعایی به دست نیاوردهاند. گزارش اخیر آژانس دقایقی بعد از انتشار با استقبال گسترده رسانهها و مقامات آمریکایی و اروپایی و نیز رژیم صهیونیستی روبرو شد که این گزارش را تاییدی بر ادعاهای پیشین خود علیه برنامه هستهای کشورمان دانسته و ایران را به «دروغگویی»! و «فریبکاری چند ساله»! متهم کردند!».
از برخی مسئولان محترم کشورمان نیز گلایه کرده بودیم چرا، گزارش آژانس را که علاوه بر سنگاندازی جدید در برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران، حیثیت ملی و دینی ایران و ایرانیان را به باد اتهام گرفته است، در نهایت مثبت ارزیابی کردهاید؟!
استدلال دوستانمان این بود که براساس توافق قبلی قرار بود گزارش نهایی آژانس «خاکستری» باشد و شورای حکام در قطعنامه پایانی خود ادعای «ابعاد نظامی احتمالی PMD » را خاتمه یافته اعلام کند و پرسش ما در یادداشت مورد اشاره این که؛ اگر «توافق» یاد شده «کتبی» بوده است، در کجای برجام به آن اشاره شده و چنانچه توافق مورد نظر «شفاهی» بوده است، چگونه میتوان «قول شفاهی» حریفی را پذیرفت که بارها نشان داده است به تعهدات «کتبی» خود نیز پایبند نبوده و نیست؟!
خوشبختانه مسئولان محترم با قاطعیت اعلام میکردند که اگر در قطعنامه شورای حکام پرونده «ابعاد نظامی احتمالی» بسته نشود، اجرای برجام را متوقف خواهیم کرد.
و اما، آنچه در یادداشت روز شنبه کیهان آمده و با توجه به عهدشکنیها و حیلهگریهای نهادینه شده در ماهیت آمریکا، قابل پیشبینی بود، اتفاق افتاد. بخوانید!
حالا بروید!(گفت و شنود)
گفت: دیروز تعدادی از مدعیان اصلاحات که برای سخنرانی به مناسبت 16 آذر به برخی از دانشگاهها رفته بودند، هیچ حرف و سخن تازهای نداشتند.
گفتم: اصلا مدعیان اصلاحات و 16 آذر چه ارتباطی با هم دارند؟! حامیان آمریکا و سخنرانی به مناسبت روز آدمکشی آمریکا؟!... حالا چه گفتهاند؟!
گفت: همان حرفهای تکراری را مطرح کردهاند، مثلا بدون اشاره به جنایات سران فتنه همه آنها درباره برداشته شدن حصر آنها حرف زدهاند!
گفتم: شخصی که برای سخنرانی پشت تریبون رفته بود، در ضمن سخنانش گفت؛ بعله، گله گوسفند به یک جوی آب رسید، یک بُز پرید، دو بُز پرید، سه بُز پرید ... مستمعین که حوصلهشان سر رفته بود سالن را ترک کردند و بعد از نیم ساعت دیگر که بازگشتند، سخنران داشت میگفت؛ سیصد و پنجاه و شش بُز پرید و مجری که حسابی عصبانی شده بود، میکروفن را از دست طرف گرفت و سخنران با عجله گفت؛ اجازه بدهید! اجازه بدهید! به جای حساسش رسیدهام، چوپان هم پرید! حالا بفرمائید هر جا دلتان میخواهد بروید!
دردسرهای امپراتور کاغذی!
«با رئیسجمهور ایران صحبت کردم و هشدار دادم که شما در برخی اشتباهات [در خصوص اتهامات روسیه به ترکیه] شرکت دارید. بعد از این بود که چنین افترائاتی از ادبیات مسئولان ایران و برخی منابع خبری [در ایران] حذف شد... این سوریه و شرکتهای بینالمللی هستند که از داعش نفت میخرند.»
اینها، بخشی از اظهارات روز پنجشنبه (12 آذرماه) رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه است که ساعتی پس از سخنرانی ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه بر زبان رانده شده است. پوتین ساعاتی قبل از این اظهارات گفته بود: «مسئولیت کامل سرنگونی جنگنده روس برعهده ترکیه است و این کشور پشیمان خواهد شد... سرنگونی جنگنده روس توسط ترکیه را فراموش نخواهیم کرد. واکنش روسیه به ترکیه محدود به مجازات تجاری نخواهد بود. خدا ترکیه را مجازات خواهد کرد.» پوتین چند روز بعد نیز در ادبیاتی تهاجمیتر گفت: «پاسخ روسیه در حد تحریم گوجه فرنگی و ... نخواهد ماند.» در نهایت برخی رسانههای غربی نیز نوشتند که روسیه در حال آماده کردن خود برای «هر نوع جنگی» با ترکیه است!
یخ (گفت و شنود)
گفت: مگر 16 آذر، روز اعتراض به جنایات آمریکا و روز خونخواهی 3 دانشجوی شهید که به دست رژیم آمریکایی شاه و به خاطر اعتراض به سفر معاون رئیسجمهور وقت آمریکا به شهادت رسیده بودند نیست؟!
گفتم: بر منکرش لعنت! شناسنامه 16 آذر، مقابله و مبارزه با آمریکاست.
گفت: پس مدعیان اصلاحات که آشکارا از رابطه و دوستی با آمریکا دم میزنند و در فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 نقش پادوهای آمریکا را برعهده داشتند و به نفع آمریکا دست به وطنفروشی زدهاند برای چی به مناسبت 16 آذر به دانشگاهها میروند؟!
گفتم: یکی نیست به این جماعت بگوید؛ شماها که وقتی یک آمریکا میگویید و هزار تا آمریکا با ذوقزدگی از لب و لوچهتان آویزان میشود چه مناسبت و انطباقی با 16 آذر دارید؟
گفت: یعنی دعوتکنندهها نمیدانند که این جماعت چه هویتی دارند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! استاد بیولوژی از شاگردش پرسید؛ یک موجود را نام ببر! و شاگرد گفت؛ یخ! استاد گفت؛ یعنی نمیدونی که یخ موجود نیست؟ و شاگرد با تعجب گفت؛ قربان! پس چرا بعضی جاها با خط درشت نوشته «یخ موجود است»!
اردوغان نگران ضربه متقابل
تنش بین ترکیه و روسیه، شرایط منطقه و به خصوص وضعیت آینده امنیتی ترکیه را با سؤالات زیادی مواجه کرده است از این رو سقوط سوخو 24 روسی توسط اف 16 ترکیه علامت رمزی است که از تشدید اوضاع امنیتی منطقه خبر میدهد. درخصوص این تحولات نکاتی وجود دارد:
بخت برگشته(گفت و شنود)
گفت: در گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی آمده است که ایران تا سال 2009 در پی تولید سلاح هستهای بوده است!
گفتم: آژانس که تاکنون بارها اعلام کرده بود هیچ نشانه و دلیل و سندی حاکی از غیرصلحآمیز بودن برنامه هستهای کشورمان در اختیار ندارد.
گفت: آژانس برای ادعای خود هیچ سند و نشانهای ارائه نکرده بلکه فقط ادعا کرده است!
گفتم: یعنی دقیقا همان ادعایی که یکی از نمایندگان مدعی اصلاحات مجلس ششم از تریبون عمومی مجلس مطرح کرده و گفته بود «درباره برنامه هستهای خودمان 19 سال به دنیا دروغ گفتهایم»! و آقای کروبی رئیس وقت مجلس به او نهیب زده بود که چرا ادعای اسرائیل را مطرح میکنی و زبان صهیونیستها را به کام گرفتهای؟
گفت: همین مدعیان اصلاحات در جریان فتنه 88 از آمریکا و اروپا خواسته بودند که تحریمها علیه ایران را افزایش دهند و با نوشتن نامه به بشار اسد از تروریستها حمایت کرده بودند و...
گفتم: یارو میگفت؛ این همسایههای ما هر چیزی را که گم میکنند، به سراغ من میآیند و میگویند تو آن را دزدیدهای. به او گفتند خب! بگذار خانهات را بگردند تا مطمئن شوند که تو دزد نیستی و یارو جواب داد؛ از بخت بد، هر دفعه که خانهام را جستجو کردهاند، شئ گم شده خود را پیدا کردهاند!
امتیاز نقد و حلوای نسیه!
روز چهارشنبه 11 آذرماه - 2 دسامبر 2015 - آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گزارش نهایی خود درباره مسائل گذشته و حال فعالیت هستهای کشورمان - PMD - را منتشر کرد. آژانس در این گزارش، بیآن که هیچ سند و نشانهای ارائه کند، نظر بارها اعلام شده و اثبات شده جمهوری اسلامی ایران را نفی کرده و آورده است ایران تا سال 2009 درگیر یک سلسله فعالیتهای مربوط به ساخت سلاح هستهای بوده است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طی 12 سال گذشته با قاطعیت هرگونه انحراف در فعالیت هستهای خود از حالت صلحآمیز به تولید سلاح - DIVERSION - را رد کرده است و بازرسان آژانس علیرغم بازرسیهای گسترده و همه جانبه کمترین نشانهای از این انحراف ادعایی به دست نیاوردهاند. گزارش اخیر آژانس دقایقی بعد از انتشار با استقبال گسترده رسانهها و مقامات آمریکایی و اروپایی و نیز رژیم صهیونیستی روبرو شد که این گزارش را تائیدی بر ادعاهای پیشین خود علیه برنامه هستهای کشورمان دانسته و ایران را به «دروغگویی»! و «فریبکاریچندساله»! متهم کردند!
آدرس(گفت و شنود)
گفت: بعد از تهدید روسیه که گفته بود سرنگونی جنگنده خود از سوی ترکیه را بیپاسخ نمیگذارد، اردوغان اعلام کرد که ترکیه عضو ناتو است و ناتو در مقابل حمله احتمالی روسیه از این کشور حمایت خواهد کرد.
گفتم: ولی بعد معلوم شد که قُپی در کرده و «ناتو» اولا حاضر نیست به خاطر ترکیه با روسیه درگیر شود و ثانیا، در موقعیتی نیست که توان این کار را داشته باشد.
گفت: به همین علت، اردوغان فقط چند ساعت بعد، از درِ آشتی درآمد و خطاب به پوتین گفت؛ نباید روابط خود با ترکیه را نادیده بگیرد.
گفتم: وزیر خارجه ترکیه هم از وزیر خارجه روسیه برای یک دیدار دوستانه دعوت کرد که پاسخ منفی شنید.
گفت: از قدیم و ندیم گفتهاند «چرا عاقل کند کاری» که بعدش به غلط کردم بیفتد؟!
گفتم: یک پلنگ پیر در جنگل راه افتاده و به هر حیوان دیگری که میرسید، با تکبر میپرسید؛ سلطان جنگل کیست؟ و حیوانات کوچک مثل خرگوش و موش و شغال و... از ترس میگفتند، البته که شما... پلنگ همین سؤال را از فیل کرد و فیل خرطومش را دور کمر پلنگ پیچید و بلندش کرد و محکم به زمین زد و حیوان فلک زده در حالی که از درد ناله میکرد و کمرش را مالش میداد، به فیل گفت؛ قربان! یک آدرس پرسیدم، خب نمیدانید، بفرمائید نمیدانم، چرا به هوا بلندم کردید و به زمین کوبیدید؟!
پروژه نفوذ و خاکریز بسیج
یکی از برکات انقلاب اسلامی، غرس نهال بسیج به دست مبارک حضرت امام(ره) بود. نهالی که امروز به درختی ریشهدار و تناور تبدیل شده و اگرچه این درخت بینظیر، ریشه در ایران اسلامی دارد اما شاخههای آن از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و ملتهای مسلمان و استکبارستیز منطقه نیز از ثمرات شیرین آن بهرهمند شدهاند.
آنچه بسیج را در داخل و خارج از کشور از سایر نهادها و مجموعهها و تشکلهای انسانی متمایز میکند، مجموعهای از ویژگیهای خاص و ممتازِ مرتبط و در هم تنیده است که در ادامه به اصلیترین این ویژگیها اشاره میشود؛
فال فردا(گفت و شنود)
گفت: سخنگوی دولت گفته است وقتی تحریمها لغو میشود و شرکتهای بزرگ به ایران میآیند، کاری نداشته باشید که صاحبان این شرکتها چه کسانی هستند و سودش به کجا میرود!
گفتم: یعنی همه کور باشند و دور باشند و اصلاً سؤال نکنند که قرار است این شرکتهای بزرگ خارجی چه بلایی بر سرشان بیاورند؟!
گفت: ظاهراً خارجیها سر سخنگوی دولت را کلاه گذاشتهاند، چون، اگر این شرکتهای خارجی کاسهای زیر نیمکاسهشان نیست که دلیلی ندارد از پرسش مردم و رسانهها درباره ماهیت و هویتشان نگران باشند!
گفتم: یارو به یک فالگیر مراجعه کرد و گفت؛ فال فردای مرا بگیر! فالگیر کف دست او را نگاه کرد و گفت؛ پول خوبی به دست میآوری. یارو گفت؛ این را که خودم هم میدانم، چون قرار است صندوق یک بانک را خالی کنم! میخواستم بدانم که گیر میفتم یا نه؟!
تاوان حرفهای قشنگ از جیب مردم!
روز گذشته سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران از نهایی شدن لایحه بودجه سال 95 و تقدیم آن در آینده نزدیک به مجلس شورای اسلامی خبر داد. او توجه به توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردم را، مهمترین محورهای سند مالی سال آینده کشور دانست و آن را «حاصل خرد جمعی» معرفی کرد.
طبیعتا مژده بهبود معیشت و توسعه اقتصادی کشور، به خصوص هنگامی که ادعا میشود سند بودجه براساس خرد جمعی تهیه شده، مردم را خوشحال میکند و این انتظار را پدید میآورد که سال آینده، سالی پر رونق و پویا در عرصه اقتصاد بوده و مردم شرایط بهتری را تجربه کنند. اما کاش سخنگوی دولت، این حرفها را نمیزد و وعده تازهای به مردم نمیداد! ای کاش با بهرهگیری از خرد جمعی به این نتیجه میرسید که باید به جای حرف زدن، کار کارستانی کرد تا مردم در عمل فواید آن را لمس کنند که گفتهاند: «مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید»این آرزو و درخواست از دولتمردان محترم، نه به دلایل سیاسی بلکه صرفا به خاطر فراموش نشدن خاطرات تلخ باقی مانده از وعدههای گذشته آنهاست. به خاطر تصمیمات غیرکارشناسی و بر خلاف بدیهیات علمی و حتی بعضا برخلاف بدیهیات عقلی دولت در بیش از دو سال گذشته است که هزینه همه آنها به بدترین شکلی از جیب مردم پرداخت شد. و گرنه کسی با سخنرانی و شعاردادن دولتمردان مشکلی ندارد! اما مشکل اینجاست که متاسفانه برخی از دولتمردان، دچار فراموشی در همه موضوعات شده و انتظار دارند مردم هم همه چیز را فراموش کنند! از وعدههای رنگارنگ انتخاباتی تا دیگر حرفها را!
لجبازی!(گفت و شنود)
گفت: در خبرها آمده است که دولت 1700 تن سیبزمینی را برای تعدیل بازار، یعنی حفظ قیمت بالای این کالا، منهدم کرده است!
گفتم: یعنی با وجود تنگدستی اقشار مستضعف و محروم جامعه، دولت یک میلیون و هفتصدهزار کیلو سیبزمینی را معدوم کرده و از بین برده است که مبادا قیمت آن در بازار پایین بیاید؟!
گفت: تازه شعار مبارزه با گرانی هم میدهند.
گفتم: این اقدامات زشت و نفرتانگیز فقط در میان برخی از کلان سرمایهداران پولپرست آمریکایی نمونه داشته است. دولت موسوم به اعتدال و تدبیر و راستگویی و معتقد به چرخیدن چرخ معیشت مردم چرا دست به این اقدام مشمئزکننده زده است؟!
گفت: دولت قبلی همین سیبزمینیها را به جای انهدام، در میان مردم محروم تقسیم کرده بود و دولت کنونی ظاهرا برای اینکه اقدامی مشابه دولت نهم انجام ندهد، دست به این حرکت زشت و ناپسند زده است.
گفتم: امان از لجبازی... میگویند دو نفر که با هم درگیر بودند، محکوم به اعدام شده بودند. پای چوبه دار از اولی پرسیدند؛ آخرین تقاضایت چیست؟ گفت؛ بگذارید خانوادهام را ببینم. از دومی پرسیدند؛ تقاضای تو چیست؟ گفت؛ نگذارید خانوادهاش را ببیند!
فراسوی اجلاس !
دیروز ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه که برای شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز به تهران آمده بود، در اقدامی بیسابقه و معنیدار، بلافاصله پس از ورود، به دیدار رهبر معظم انقلاب رفت. این اقدام پوتین که در ایران بیسابقه و در جهان به سختی میتوان برای آن نمونه مشابهی یافت، در حالی است که براساس پروتکلها و اصول تعریف شده در عرف دیپلماتیک، رهبران و رؤسای جمهور کشورها برای مراسم رسمی استقبال از سوی کشور میزبان اهمیت ویژهای قائلند تا آنجا که چگونگی مراسم استقبال و همخوانی آن با شأن و جایگاه خود را قبل از سفر به دقت ارزیابی میکنند و چنانچه مراسم پیشبینی شده برای استقبال، آنگونه که انتظار دارند، نباشد و بخش یا جزئی از آن را دون شأن خود تلقی کنند از انجام سفر نیز منصرف میشوند. از این روی چشمپوشی پوتین از استقبال رسمی و حرکت بیفاصله او برای دیدار رهبر معظم انقلاب، حیرت آمیخته با نگرانی محافل و رسانههای آمریکایی و اروپایی را به دنبال داشت. متن مذاکرات دو ساعته رئیسجمهور روسیه و رهبر انقلاب که ساعاتی پس از این دیدار منتشر شد، نشان داد که هم اقدام پوتین هوشمندانه و هدفمند بوده است و هم نگرانی آمریکا و متحدانش بیعلت نبوده است و در این باره گفتنیهایی هست؛
کفتر آمریکایی!(گفت و شنود)
گفت: یکی از شبه روشنفکرها که هر وقت اسم آمریکا را میبرد، یک آمریکا میگوید و از شدت خوشحالی هزار تا آمریکا از لب و لوچهاش آویزان میشود...
گفتم: بقیهاش را نگو که فهمیدم منظورت کیست! حالا بگو که میخواستی چی بگی؟!
گفت: این آقا نوشته علت ناکامی دولتهای اروپائی و آمریکا در کشف شبکههای تروریستی این است که قوانین دموکراتیک در آن کشورها به آسانی اجازه بازرسی از افراد و مکانهای مشکوک را نمیدهد!
گفتم: ولی مقامات آمریکایی و اروپایی خودشان تأکید میکنند که سختترین و بیملاحظهترین نوع بازرسی و جاسوسی از افراد را به کار میبرند و به قول رئيس سازمان «سیا» آمریکا در بازرسی از شهروندانش هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
گفت: آمریکا برای این شبه روشنفکر وطنی نقش «لیلی» را دارد که مجنون هیچوقت هیچ عیبی در او نمیدید. مثلاً اگر از او بپرسی چرا در آمریکا و اروپا ماشینهای بیسقف فراوان است، جواب میدهد؛ برای این که کفترهای آمریکا با شعورند و روی سقف ماشینها فضله نمیاندازند!
گفتم: از شخصی که بدجوری کشته و مرده آمریکا بود پرسیدند؛ آمریکا چند حرفه؟! یارو با عصبانیت گفت: زبونتو گاز بگیر! آمریکا قربونش برم اصلاً حرف نداره!
میز منفجره در جنگ یمن
«جنگ تبدیل به یک ماجراجویی بزرگ برای عربستان شده است و نتیجهای جز ویرانی برای یمن و شکست برای عربستان نخواهد داشت.» این جمعبندی چند روز پیش پایگاه تحلیلی خبری «المانیتور» از وضع جاری جنگ در یمن است کما اینکه رادیو سازمان سیا- فردا- دو روز پیش به نقل از فعالان حقوق بشری یمن گفت تاکنون 23 هزار شهروند یمنی - طی 8 ماه گذشته - بر اثر حملات ائتلاف غربی، کشته و مجروح شدهاند در عین حال مجله «اشپیگل» هفته پیش طی تحلیلی نوشت در حالی که عربستان به دو هدف اعلام شده شامل بازپسگیری صنعا از انصارالله و بازگرداندن دولت منصور هادی به یمن نرسیده است ناگزیر به استفاده از نیروهای سودانی شده که پیش از این به دلیل ارتکاب جنایت جنگی در «دارفور» متهم بودهاند.
تصویر جنگ یمن در رسانههای غربی و طبعا در میان مقامات غرب از ناامیدی آنان از پیروزی عربستان در جنگ حکایت میکند. اعمال فشار آمریکا و اروپا بر رژیم عربستان برای خروج از وضع فعلی و رسیدن به چارچوبی که در آن ضمن رفع نگرانیهای غرب از قدرت گرفتن نیروهای انصارالله در یمن، به جنگ نظامی خاتمه دهد، نشان میدهد روند کنونی جنگ یمن به هیچوجه مطلوب غربیها و به خصوص آمریکاییها نیست.
بسم رب النور