وقتی ناظر، مجری و مذاکره‌کننده برجام یکی می‌شوند!

ابراهیم کارخانه‌ای*
 

۱- در حالی که طرف آمریکایی بعد از پایان مذاکرات هسته‌ای؛ در مرحله اجرا و نظارت، تغییرات اساسی در ساختار پیگیری توافق ایجاد کرد و وندی شرمن مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی پس از اتمام مذاکرات کنار رفت و نظارت بر توافق در چارچوب ساختار تشکیلاتی به تیمی دیگر سپرده شد تا تیم قبلی اگر مرتکب غفلت و یا سهل انگاری شده باشد با محافظه‌کاری سعی در پوشش آن نداشته باشد. متاسفانه این اتفاق در ایران نیفتاد و همان تیم مذاکره‌کننده، نقش مجری و ناظر را هم ایفاء کرد و اقدام به تهیه گزارش برای هیئت عالی نظارت بر اجرای برجام نمود که به این ترتیب عملا همانها که برجام را به تصویب رساندند هم آنها نظارت و پیگیری نقض برجام را نیز به عهده گرفتند. نتیجه این شیوه نظارت این شد که علیرغم عهدشکنی‌های مکرر، هیچ‌گونه اقدام باز دارنده‌ای علیه طرف مقابل صورت نگرفت ودر نهایت نقض‌کننده اصلی به نحوی گستاخانه و بدون کوچک‌ترین هزینه‌ای از برجام خارج شد.

ادامه نوشته

28 هشداردرباره توطئه‌های پسابرجام(یادداشت میهمان)

دکتر ابراهیم کارخانه‌ای*
شکی نیست برجام نه اینکه مشکل اقتصادی کشور را حل نکرد بلکه خود به مشکلی برای کشور و عاملی برای توطئه دشمن تبدیل شده ‌است. در ذیل در قالب 28 سؤال و هشدار مهم در 4 بخش به بررسی لزوم هوشمندی مواجهه با توطئه‌های پسا برجامی دشمن پرداخته می‌شود:

ادامه نوشته

آنچه شما کرده‌اید!

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که همراه با عده‌ای، مسافر خودرویی باشید و آدمی با اعتماد به نفس کاذب، ادعای بلدی راه کند، پی‌در‌پی آدرس‌های غلط بدهد و راهنمایی‌های ‌اشتباه کند! بعد هم که شما در دردسر افتادید یا راه را گم کردید، خیلی عادی و خونسرد، خودش را به آن راه بزند، از گم شدن و گرفتاری گلایه کند و اصلا انگار نه انگار تقصیری در این گرفتاری شما دارد!
مولوی شاید در وصف این جماعت گفته باشد که :
دوش چه خورده‌ای بُتا، راست بگو نهان مکن
چون خَمُشان بی‌گنه، روی بر آسمان مکن

ادامه نوشته

آزمون و خطا کافی نیست؟!(یادداشت روز)

چهار سال مذاکره و سپس مراوده آشکار و پنهان،  ما را در بزنگاه استثنایی و بی‌نظیر کنونی قرار داده و قطعا بعد از این روزهایی خطیر‌تر و مهم‌تر در پیش خواهیم داشت و بسته به اینکه تجربیات تلخ اندوخته شده در این 4 سال ، بکار گرفته شود یا نه، نتیجه‌ای دربر دارنده عزت ملی یا خدای نکرده خلاف آن،  برایمان رقم خواهد خورد.
ارزیابی صحیح از موقعیتی که در آن ایستاده‌ایم و همچنین شناخت طراحی آینده دشمن و بخصوص منظومه فکری او و بالاخره طراحی و بکارگیری راهبردی ملی و مقاوم در برابر آن طراحی،  داده‌های بسیار مهمی است که بدون تسلط بر آنها، نمی‌توان امید به رفتاری منطقی و معقول داشت. این چند گزاره مهم و کلیدی را به اختصار مرور کنیم.

ادامه نوشته

میوه پوپولیسم برجامی(نگاه)

مسعود اکبری
«بحران وعده‌های پوپولیستی»،«بلای وعده‌های نجومی»،«وعده‌های توخالی»،«سنکوب سیاسی ناشی از اُوِر وعده ها»،«دلربایی انتخاباتی با سراب‌های اقتصادی»،«ظهور دوباره پوپولیسم» و...اینها تنها بخشی از تیترهای روزنامه‌های زنجیره‌ای در روزها و هفته‌های اخیر است. فصل مشترک این تحلیل‌ها این است که «نباید بر مبنای توهم و با وعده‌های غیرواقعی، افکار عمومی را به سراب اقتصادی دل خوش کرد و این توهین به شعور مردم است».

ادامه نوشته

نگاهی به دیروز‌نامه‌های زنجیره‌ای ؛ ابراز نگرانی از افشای پیوست‌های محرمانه برجام

سرویس سیاسی -
روزنامه شرق در سرمقاله خود با عنوان «طاعت از دست نیاید»، درباره عدم تحقق وعده‌های داده شده از سوی دولتمردان نوشت: «سیاست‌مداران در دنیای معاصر، حتی اگر برای غلبه بر رقیب در تبلیغات انتخاباتی خود وعده‌های بزرگ داده باشند، پس از پیروزی، کمابیش شیوه‌های مرسوم حل یا مدیریت مشکلات را در پیش می‌گیرند. اما گاهی هم می‌شود که اوتوریته‌ای، وعده‌های غریب خود را جدی می‌گیرد یا به ‌سادگی برای راضی‌کردن حامیان خود تصمیم می‌گیرد دست به اقداماتی بزند؛ تا نشان دهد وعده و وعیدهای عجیبش همه هم از سر یاوه‌بافی و به کمر «بستن» اسلحه «خالی» نبوده است».
این روزنامه در ادامه و در تلاش برای تشبیه اقدامات رئیس‌جمهور جدید آمریکا با اقدامات رئیس ‌دولت نهم و دهم نوشت: «با وجود این، گاهی، به ‌‌ویژه در میان نو دولتانی که آموزش و تجربه سیاسی نداشته‌اند یا مایل‌اند متفاوت جلوه کنند، کردارهای شالوده‌شکنانه و شوالیه‌مآبانه بروز می‌کند. باری، با سنت‌شکنی‌های بی‌در‌وپیکر کاری درست نمی‌شود، اما خراب‌کاری می‌شود و چون گاه در نگاه عوام، هر کاری بهتر از هیچ ‌کاری است و تخریب اوضاع دیگران، وقتی قرار نیست اوضاع خودشان بهتر شود، اقلی از تشفی را دارد، زمینه برای رفتارهایی فراهم می‌شود که دیروز در اینجا (ایران) و امروز در آنجا (آمریکا ) شاهد بوده‌ایم. آیا نوع کارهایی که در آن دولت خاص و این روایت غریب غربی آن دیدیم و می‌بینیم مصداق تام ضرب‌المثل پیش‌گفته نیست؟»
نویسنده در حالی تلاش کرده مخاطب خود را دولت قبلی قرار دهد که با نگاهی کوتاه به وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهور یازدهم در حل 100 روزه مشکلات اقتصادی کشور، برداشتن همه تحریم‌ها به صورت یکجا در توافق هسته ای، گشایش اقتصادی در زندگی مردم تا حدی که نیاز به دریافت یارانه نداشته باشند و بازگرداندن عزت به پاسپورت ایرانی، از یک سو و تلاش برای عبور از خط قرمزهای نظام و شکستن تابوی عدم رابطه با آمریکا، نشان می‌دهد که مخاطب این مطلب پیش از آنکه دولت قبلی باشد دولت فعلی است.

ادامه نوشته

برجام(گفت و شنود)

گفت: دولت در مراسم روز فناوری فضایی اعلام کرد «امروز یک سال از اجرای برجام گذشته و اکثر بندهای آن اجرا شده و اجرای برخی از بندها نیز با مشکلاتی مسیر خود را پیش می‌برد».
گفتم: کدام بند آن اجرا شده؟ تحریم‌ها که لغو نشده، تحریم‌های جدید هم که اضافه شده، روابط بانکی هم که برقرار نشده، دارایی‌های کشورمان که هنوز بلوکه است و...!
گفت: منظورشان از بندهای اجرا شده همان بندهای مربوط به امتیازات ایران به آمریکا و متحدانش است که تمام و کمال اجرا شده و منظورشان از بندهای اجرا نشده همان تعهدات حریف است که زیرش زده و اجرا نکرده است.
گفتم: در همان جلسه گفته شده که «مهم‌تر از برجام، پیام برجام است که نشان می‌دهد مذاکره یکی از راه‌هایی است که می‌تواند گره‌های کور را باز کند»!
گفت: ولی برای ما که به جای باز کردن «گره کور»، گره‌های باز را کور کرد. حتما منظورشان گره‌های کور آمریکاست که برجام آنها را برایشان باز کرده است؟!
گفتم: پس وقتی برجام خسارت محض بوده، چطوری می‌خواهند از آن به عنوان الگو در بقیه موارد هم استفاده کنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: دکتر از یارو پرسید؛ تا حالا پنی‌سیلین تزریق کرده‌ای؟ و طرف گفت بله، ولی بعد از تزریق حالش وخیم شد و به حالت اغما افتاد، با هزار زحمت او را به هوش آوردند و دکتر گفت؛ شما که گفتی قبلا پنی‌سیلین تزریق کرده‌ای! و یارو گفت؛ آره خب! دفعه قبل هم همینطور شدم!

خال هندو(گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟
گفتم: در خبرها آمده که آمریکایی‌ها به دنبال وضع تحریم‌های جدید علیه ایران هستند.
گفت: پس آنهمه وعده و وعید و برجام و پسابرجام و رفع تحریم‌ها و گشایش اقتصادی و... چی شد؟! همه برای دل خوش  کردن ما بود؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! به قول شاعر؛
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال و روز او، بدست آورده دنیا را
نه جان و روح می‌بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟ چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت، عمل کردند خال‌ها را
نه حافظ دارد املاکی، نه صائب دست و پاها را
فقط می‌خواستند این‌ها، سر کار بگذارند ما را

نگاهی به دیروز‌نامه‌های زنجیره‌ای همین که در پسابرجام هیچ اتفاقی نیفتاد دستاورد مهمی است!

ادامه نوشته

در بن‌بست‌ها چه می‌جویند؟!

حسین شریعتمداری ؛پیش از این در یادداشتی با عنوان  «این خطر جدی است» به شواهدی اشاره کرده بودیم که نشان می‌داد ناکامی‌های پی‌در‌پی دولت یازدهم در انجام وعده‌هایی که به مردم داده و هنوز هم می‌دهد، طبیعی به نظر نمی‌رسد و بیم آن می‌رود که برخی از این ناکامی‌ها در عرصه‌های اقتصادی، سیاست خارجی، حفظ حرمت ایرانیان در مجامع بین‌المللی و رسیدگی به امور محرومان و مستضعفان، عمدی باشد! و این احتمال وجود دارد که کسانی - خدای ناخواسته - به دنبال آن باشند با آوار کردن انبوهی از مشکلات بر سر مردم، آنان را نسبت به کارآمدی نسخه انقلاب دچار تردید کنند و در همان حال برای خروج از بن‌بست‌های خود ساخته، تن دادن به سازش با آمریکا و دست کشیدن از آرمان‌های انقلابی و اسلامی و ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خودی را آدرس بدهند!

ادامه نوشته

کدام طرف؟!(گفت و شنود)

گفت:: یک روزنامه زنجیره‌ای نوشته است «برجام »حق را از باطل جدا کرد»!
گفتم: کدام حق را از کدام باطل جدا کرد؟!
گفت: نوشته است «اگر برجام نبود امروز نه تنها تورم تک رقمی نشده بود بلکه احتمالا به حدود 100 درصد می‌رسید، اگر برجام نبود رشد اقتصادی منفی بود، اگر برجام نبود فعالیت هسته‌ای ایران به رسمیت شناخته نمی‌شد و...»!
گفتم: تورم را که آقای رئیس‌جمهور گفته است ملاک آن جیب مردم است و با این حساب اگر قیمت کالا فقط دو برابر شده باشد، تورم 100 درصد است و حال آن که 5 تا 6 برابر شده، رشد اقتصادی را هم می‌توان از رکود سنگین فهمید و تکلیف فعالیت هسته‌ای هم  که با کنار گذاشتن 10 هزار سانتریفیوژ و بتن‌ریزی اراک و تعطیلی تحقیق هسته‌ای در فردو به آسانی حدس زد که چه شده!
گفت: ایشان نتیجه گرفته که «برجام حق را از باطل جدا کرد و برجام ما را طلبکار آمریکا کرد».
گفتم: ما که از اول هم طلبکار آمریکا بودیم و آمریکا حاضر نبود بدهی خود را بدهد و حالا با نقض برجام پس از گرفتن امتیازات نقد بدهکاریش بیشتر هم شده است.
گفت: ظاهرا این زنجیره‌ای‌ها اصلا نمی‌دانند برجام چیست و چه اتفاقی افتاده است؟!
گفتم: از یارو پرسیدند قبله کدام طرف است؟ و یارو که اهل این حرفها نبود پرسید؛ کجا آدرس داده‌اند؟!

اعتراف وزیر امور خارجه و سم مهلکِ اعتماد به آمریکا

1- انسان مومن و زیرک از یک سوراخ چند بار گزیده نمی‌شود. شيخ طوسي در كتاب الخلاف نقل می‌کند ابوعزه الجمحي در واقعة جنگ بدر اسير شد و به پيامبر(ص) عرض كرد من عيال‌وار هستم و آزادم کن. حضرت او را با یک شرط آزاد نمود و آن اینکه قول داد ديگر به جنگ با مسلمانان برنگردد. اما ابوعزه به مكه برگشت و گفت من محمد را مسخره کردم و در جنگ احد نیز به جنگ مسلمانان آمد و دوباره اسير شد و باز به پيامبر(ص) عرض كرد كه من عيال‌وار هستم و آزادم كن. اما رسول خدا فرمود مومن از يك سوراخ دو بار گزيده نمي‌شود «المُؤمِنُ لا یَلسَعُ مِنْ حَجَرٍ مَرَّتَین - مومن از روی یك سنگ دو بار نمی‌لغزد و به زمین نمی‌خورد» سپس پيامبر او را به دست خود كشت. مولا علی‌(ع) هم در خطبه همّام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند «المُؤمِنُ هُوَ الكَیِّسُ الفِطن - مومن، زیرك و باهوش است»

ادامه نوشته

شکسته‌نفسی!(گفت و شنود)

گفت: آقای هاشمی گفته است؛ آنها که می‌گویند برجام اثری نداشته است پاسخ خدا را چگونه می‌دهند؟
گفتم: باید پرسید آنها که می‌گویند برجام دستاوردهای فراوانی داشته است، چرا حداقل به یکی از آن دستاوردها اشاره نمی‌کنند؟!
گفت: اگر دستاوردی داشت که اشاره می‌کردند و به جای پاسخ، ناسزا بار منتقدان نمی‌کردند!
گفتم: آقای سیف رئیس بانک مرکزی که می‌گوید دستاوردهای برجام تقریبا هیچ بوده است، آقای ظریف که می‌گوید تحریم‌ها فقط روی کاغذ برداشته شده و اعتراف می‌کند که در اعتماد به جان کری اشتباه کرده است. آقای صالحی که می‌گوید دستاوردی نداشته است و...
گفت: پس حالا باید گفت؛ آنها که برجام را فتح‌الفتوح و معجزه قرن و آفتاب تابان و... می‌دانستند و خودشان اعتراف می‌کنند که چند سال از بیت‌المال و امکانات و فرصت‌های نظام را صرف تقریبا هیچ کرده‌اند باید نزد خدا پاسخگو باشند یا کسانی که هشدار می‌دادند امکانات نظام و مردم را هدر ندهید؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! شخصی در حال دعا می‌گفت؛ خدایا مرا نیامرز! گناهانم را نبخش! از حق‌الناسی که هدر داده‌ام مگذر! و... پرسیدند این دیگر چه جور دعا کردن است؟ گفت؛ دارم شکسته‌نفسی می‌کنم!

از این کمیسیون آبی گرم نمی‌شود!

حسین شریعتمداری ؛آقای دکتر ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان با ارسال نامه‌ای به فدریکا موگرینی، مسئول هماهنگ‌کننده کمیسیون مشترک برجام، خواستار تشکیل کمیسیون مشترک برای رسیدگی به بدعهدی اخیر آمریکا در تمدید تحریم‌های 10 ساله ایران شده است. نتیجه این نشست را با توجه به پیوست 4 از متن برجام که موضوع آن، کمیسیون مشترک و شرح وظایف آن است، از هم‌اکنون می‌توان حدس زد. بخوانید!

ادامه نوشته

این دستور ویژه نیست!

حسین شمسیان ؛ دو هفته از روزی که سنای آمریکا، تحریم‌های موسوم به (iran sanctions act (ISA را تصویب کرده می‌گذرد. در این مدت در دو جبهه مختلف دو اتفاق افتاد.
در جبهه دشمن، مقامات ارشد و تراز اول آمریکا این اقدام سنا را کاری کاملا درست و قانونی دانسته و بر آن پای فشردند. برخلاف حرف آن روز‌های افرادی مثل آقایان ظریف و عراقچی که معتقد بودند« آمریکا به خاطر حفظ حیثیت و پرستیژ خودش هم که شده، تحریم دیگری علیه ایران تصویب نخواهد کرد» بدون خجالت و شرمندگی، تحریم ده ساله علیه ما تصویب کردند و هیچ خجالتی هم نکشیدند! آنها نشان دادند که اساسا در دیپلماسی آنها، چیزی به عنوان شرم و خجالت و اخلاق و ... معنایی ندارد و دلخوش کردن به این واژه‌ها، خوش‌خیالی و خام‌اندیشی است.
اما در جبهه خودی و در داخل کشور، برخورد قاطع و متناسب با خیانت  و عهدشکنی آمریکایی‌ها مورد انتظار مردم بود و هست. ذکر این نکته ضروری است که رهبر معظم انقلاب پیش از همه درباره تصویب تحریم‌های جدید علیه کشورمان هشدار داده و بر ضرورت واکنش کشورمان تاکید فرموده بودند.
اما سرانجام انتظار مردم و واکنش دست‌اندرکاران چه شد؟ این موضوع را در چند بخش بخوانید:

ادامه نوشته

هیچ!(گفت و شنود)

گفت: وزیرخارجه کشورمان در ژاپن گفته است؛ ما در ایران مسئله هسته‌ای را به روش برد-برد حل کردیم! و این روش را می‌توان برای حل بحران سوریه هم به کار گرفت!
گفتم: اولا که طرف مقابل سوریه، تروریست‌های تکفیری هستند، یعنی باید به تروریست‌های تکفیری در حکومت سوریه سهم داده شود؟!  ثانیا؛ دستاورد برجام به اعتراف خود آقایان «تقریبا هیچ» بوده است و آمریکا روی همین تقریبا هیچ هم دبه درآورده است. بنابراین آیا می‌خواهند بحران سوریه را هم با تقدیم «هیچ» به این کشور حل کنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: آدم قالتاقی به یکی گفت؛ این چمدان سنگین را تا طبقه پانزدهم برایم حمل می‌کنی؟ یارو پرسید؛ چقدر دستمزد می‌دهی؟ و آدم قالتاق گفت؛ «هیچ» طرف چمدان را با ذوق و شوق به طبقه پانزدهم برد و گفت؛ حالا دستمزدم را بده! طرف گفت؛ من که گفتم دستمزدت هیچ است و یارو اصرار کرد که همان هیچ را بده. آدم قالتاق گفت؛ گوشه آن فرش را کنار بزن، زیر آن چیست؟ یارو جواب داد هیچ! و طرف گفت همان را بردار و برو!

این همه اصرار برای گزیده شدن؟!

جعفر بلوری ؛ تصور می‌کردند از طریق مذاکره با دشمن، می‌توان از دشمنی‌ها کاست و به قول زنجیره‌ای‌ها، به «جامعه جهانی» بازگشت و به اقتصاد رونقی داد و به جای کشورهای ریز و عقب‌مانده آفریقایی- آمریکایی  با «بزرگان» نشست و برخاست کرد. «بزرگان» و «جامعه جهانی» نیز از نگاه این طیف، کشورهایی مثل آمریکا و فرانسه و انگلیس هستند. به رغم همه هشدارهای دلسوزانه منتقدان و دوستداران نظام، نشستند و محرمانه، خود قیچی کردند و دوختند و برجام، از دل همین نشست و برخاست‌های پشت درهای بسته خارج شد. خلاصه برجام هم شد، کاستن از توانمندی‌های باارزش هسته‌ای در برابر وعده! لغو تحریم‌ها. آمریکا به عنوان راس این به اصطلاح بزرگان اما، پس از چندین بار نقض برجام و تست زدن واکنش ما،  تحریم‌های تازه‌ای اعمال کرد و وقتی باز هم اعتراضی ندید، چند روز پیش با تصویبِ «تمدید قانون ISA»، تیر خلاص را بر پیکر زخمی برجام زد تا دیرباورترین و خوش‌خیال‌ترین افراد هم به این نتیجه برسند که، برجام فریبی بیش نیست و آمریکا همان آمریکای سابق است. با مرگ برجام، دست برجام‌زدگان کاملا خالی شد.

ادامه نوشته

تصحیح مسیر یا اصرار بر ادامه اشتباه؟

علی اکبری

آقای روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری و در پاسخ به سؤالی در خصوص تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان در زمان مسئولیت ایشان، با لحنی تند و عصبانی اعلام کردند «ما تعلیق کردیم؟ ما کامل کردیم». این در حالی است که همگان به خاطر داشتند که در دولت اصلاحات و با همین منطق برد- برد، آقایان در مسیری گام برداشتند که به نهایت عقب‌نشینی منجر گردید. استراتژی‌ای که هرچند به‌دفعات مورد انتقاد مقام معظم رهبری قرار گرفت و راهبرد برخی دولتمردان وقت، راهبردی غلط عنوان می‌گردید لیکن متأسفانه مورد توجه قرار نگرفت. به‌عنوان نمونه معظم له در خصوص بحثی که در مورد راهبرد برد- برد مطرح می‌شد فرمودند: «در شرایط مرعوب شدن، ترسیدن، مضطرب شدن، متلاطم شدن، حتّی باورهای قطعی انسان هم از یاد می‌رود.

ادامه نوشته

این راه را باید رفت

حسین شمسیان ؛ ماجرای مصوبه اخیر سنای آمریکا و رای به تمدید ده ساله تحریم‌های ضد ایرانی، برای چندمین بار برجام را نقض کرد و شیفته‌ترین شیفتگان برجام و آمریکا را هم وادار به اعتراف و اقرار کرد.
در این‌باره کم و بیش گفته شده و اصل موضوع به قدر کافی روشن است‌. اما خوب است از منظری دیگر هم به موضوع نگاه شود.
در یک سوی این ماجرا‌، آمریکایی است که سابقه دیرینه دشمنی او با انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست. از آمریکا جز آنچه در این سال‌ها کرده انتظاری نیست. جز آنچه چند روز قبل در تحمیل تحریم‌های جدید کرد، جز جنایت و وحشیگری‌!
این آمریکاست و هرکه تعریفی جز این از آمریکا دارد باید فکری بکند و در تحلیل‌هایش تجدید نظر کند. مخاطب این سخن هم کسانی نیستند که خود را و رگ و خونشان را آمریکا می‌دانند، آنها را خداوند در قرآن کریم روشن کرده است: «ذرهم فی خوضهم یلعبون» بلکه روی سخن با کسانی است که بر اثر تبلیغ و صحنه‌آرایی، دشمن را دوست می‌بینند.

ادامه نوشته

به ما چه؟!(گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: یکی از روزنامه‌های زنجیره‌ای نوشته بود دلواپسان از نقض برجام توسط آمریکا خوشحال شده‌اند!
گفت: دلواپسان از ابتدا می‌دانستند که از برجام آبی گرم نمی‌شود و سه سال و چند ماه از وقت و بودجه و امکانات دولت به هدر می‌رود و به همین علت دلواپس و نگران بودند و حالا که همان فاجعه اتفاق افتاده است طبیعی است که نگرانی آنها تحقق یافته و حالا باید از این زنجیره‌ای پرسید آیا کسانی که نگران فاجعه بوده‌اند از وقوع فاجعه خوشحال خواهند شد؟!
گفتم: مرد حسابی! از این زنجیره‌ای‌ها چه انتظاری داری که اینگونه مسائل را درک کنند؟!  اصلا آنها برای منافع کشورشان چه دلشوره‌ای داشته‌اند که حالا نگران باشند!
گفت: ولی خسارت محض بدعهدی آمریکا گریبان زنجیره‌ای‌ها را هم می‌گیرد.
گفتم: ای عوام! هواپیمایی در شرایط سخت و احتمال سقوط بود ولی چند تا از همین زنجیره‌ای‌ها‌، انگار نه انگار که چه واقعه‌ای در پیش است به شدت  و بی خیال همه چیز در حال خوردن و آشامیدن بودند، مهماندار به آنها گفت؛ یعنی شما نمی‌فهمید که ممکن است هواپیما سقوط کند؟!  گفتند؛ به ما چه ربطی داره؟! مگر هواپیما ارث پدرمان است که برای سقوط آن دلواپس باشیم؟!

آمریکا حرف آخر را زد!

جعفر بلوری ؛ فریب خوردن از دشمن خدعه‌گر، چیز عجیبی نیست. اگر به چنین دشمنی اعتماد کرده و فریب نخوریم، جای تعجب و البته تاسف دارد. تمدید قانون داماتو را (تحریم‌های 10 ساله علیه کشورمان) هم مجلس نمایندگان و هم مجلس سنای آمریکا با اکثریت «کامل» به تصویب رسانده و به آنهایی که خواب آمریکا را می‌دیدند رکب زدند. یعنی، تقریبا تمام اعضای کنگره-جمهوری خواه و دموکرات- به تمدید این قانون رای داده‌اند. این قانون در همین دولت اوبامای مودب تمدید شده، و طبق خبرهایی که منتشر شده اوباما هم قرار است آن را امضاء کند. اتحاد جمهوری خواه و دموکرات - دستکم در دشمنی با ایران را- مدتهاست که منتقدان فریاد می‌زنند اما هیچگاه گوش شنوایی نبوده است. از آقای صالحی بگیر تا سخنگوی محترم وزارت خارجه و رئیس‌شورای عالی امنیت ملی، آقای شمخانی، تا پیش از تصویب مجدد این قانون، تمدید آن را مساوی با نقض برجام دانسته بودند اما بعد از تصویب، مواضع برخی تغییر کرد! وزیر خارجه کشورمان که تمدید تحریم‌های ده ساله را نقض برجام دانسته بود دیروز گفته، این اقدام «اثر اجرایی ندارد» و رئیس‌جمهوری محترم هم دیروز در دیدار نماینده ویژه پوتین آن را صرفا «تضعیف برجام»! خوانده است. جریان رسانه‌ای دولت و مدعیان اصلاحات نیز برای ماله کشی این بدعهدی بزرگ آمریکا به صف شده‌اند. در این باره گفتنی‌هایی هست.

ادامه نوشته

تیر خلاص آمریکا به برجام،فرجام اعتماد به شیطان

همانگونه که پیش‌بینی می‌شد، قانون‌گذاران مجلس سنای آمریکا با 99 رأی موافق و بدون رأی مخالف طرح تمدید 10 ساله قانون تحریم‌های ایران را تصویب کردند!
ادامه نوشته

قبرستان

گفت : مجلس سنای آمریکا هم باتفاق آرا تحریم 10 ساله علیه ایران را تمدید کرد.
گفتم: یعنی علاوه بر دهها مورد قبلی که در آن برجام را نقض کرده بود، بار دیگر به برجام لگد زد.
گفت: ولی در حالی که آقایان ظریف و عراقچی  و سایر دست‌اندرکاران هسته‌ای این اقدام آمریکا را نقض برجام می‌دانند، برخی از جریانات آلوده می‌گویند نقض برجام نیست!
گفتم: نمی‌خواهند خودشان را از تک و تا بیندازند! یارو به دوستش رسید و از او حال مادرش را پرسید؛ دوستش گفت؛ مادرم که فوت کرده و خودت هم در مجلس ختم او آمده بودی. یارو بی‌آن که به روی خودش بیاورد، گفت؛ منظورم این است که هنوز در همان قبرستان است!

از پُل‌که گذشت... !

حسین شریعتمداری ؛ 1- این نوشته در پی نادیده گرفتن تلاش سه ساله تیم محترم هسته‌ای کشورمان نیست و قصد آن ندارد که زبان و قلم به ملامت آنان بگرداند که چرا آزموده را آزموده‌اند و با کم‌توجهی نزدیک به بی‌توجهی نسبت به هشدارهای مستند و پی‌درپی منتقدان دلسوز، برنامه هسته‌ای کشورمان را به نقطه‌ای کشانده‌اند که امروزه شاهد آنیم و به جای شمارش دستاوردهای مذاکرات که آنهمه درباره آن داد سخن داده بودند، باید از دست‌داده‌ها را بشماریم! مروری گذرا بر مسیر طی شده در سه سال گذشته که موضوع یادداشت پیش روی است می‌تواند عبرت‌انگیز باشد و از تکرار ماجرا که «خسارت محض» گویاترین واژه‌ برای توصیف آن است، پیشگیری کند. اگرچه، به گونه‌ای که اشاره خواهد شد و با عرض پوزش همراه با خسته نباشید به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای باید گفت کشتی هسته‌ای کشورمان در امواج پرتلاطم نیرنگ‌ها به ناخدای دیگری نیاز دارد که دشمن‌شناس و موج‌آشنا باشد... و دراین‌باره گفتنی‌هایی هست.

ادامه نوشته

برجام را پاره نمی‌کنند

دکتر محمد حسین محترم ؛با توجه به اينکه کنگره و سنای آمریکا هم به دست جمهوري‌خواهان افتاده، این روزها با فضاسازی‌های رسانه‌های خارجی برخی در داخل ترسیده‌اند که ترامپ آن‌گونه که در مناظرات انتخاباتی گفته بود، برجام را پاره می‌کند؟. در پاسخ باید گفت نترسید ترامپ دو دستی برجام را حفظ می‌کند چرا که : اولا برجام محصول تلاش و همفکری هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات‌ها بوده و هر دو حزب سرمایه‌گذاری زیادی برای امضاء آن کردند. لذا هم جمهوری‌خواهان و هم دموکرات‌ها در ذات خود حامی برجام هستند. برجام در زمان بوش در نشست‌های انديشکده ویلسون با «مرکز پروژه ايران» و دیگر اندیشکده‌های آمریکایی شکل گرفت نه در دوره دموکرات‌ها. پيتر والدمن تحلیلگر پايگاه اينترنتي بلومبرگ 12 تیر 94 می‌نویسد رئيس موسسه راکفلرها که برای به نتیجه رسیدن توافق هسته‌ای میلیون‌ها دلار هزینه تحقیقاتی و تبلیغاتی کرده، گفت : «به تشويق دولت بوش با محمد جواد ظريف که آن زمان نماينده ايران در سازمان ملل بود ارتباط برقرار کردم و مرکز موسوم به پروژه ايران را با همکاري موسسه سازمان ملل و برخي نهادهاي آمريکايي تاسيس و از طریق این مرکز در زمان بوش با شماري از مراکز سياسي در تهران ارتباط برقرار کردیم. هدف اوليه ايجاد نقشه راهي براي شروع مجدد نفوذ در ایران بود. بعد از هر نشستي با کارشناسان و نمايندگان ايران، گزارشي در اختيار مشاور امنيت ملي جرج بوش و بعدها اوباما قرار مي‌دادیم.» روزنامه نيويورک تايمز هم 26 تیر 94 در این باره نوشت «جمهوري خواهان خاطرات را به ياد آورند که چگونه نه سال پيش، جورج بوش هم حزبی خودشان، آمريکا را در مسير مذاکرات با ايران قرار داد.» فيليپ زليکو هم که در زمان بوش، معاون وزير امور خارجه آمريکا بود گفته بود «اين توافق ديپلماتيک را ابتدا بوش طراحي و مهندسي کرد.» لذا آمریکایی‌ها چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه به خوبی می‌دانند برجام محصول هر دو حزب است و توافق بهتری نمی‌توانند با ایران به دست بیاورند، چراکه تمام اهداف و نیات هسته‌ای آنها در برجام تحقق یافته بدون اینکه دستاوردی برای طرف مقابل یعنی ایران داشته باشد.

ادامه نوشته

روحانی گرفتار تناقض‌ها گلایه یا قبول شکست برجام

دکتر حسین کچویان*
سفر به نیویورک امسال با اتفاقاتی متفاوت از آنچه به طور معمول از سفر آقای روحانی به اجلاس سازمان ملل انتظار می‌رفت همراه بود. بیش از هر چیزی اظهارات آقای روحانی و ظریف در نقد عملکرد آمریکا در برجام در تقابل با انتظارات معمول از این سفرها بود که به عنوان دریچه‌ای برای وقوع دیدارهای حساب ناشده و کاملاً اتفاقی با طرح‌های آمریکا مورد استفاده قرار می‌گرفت.
در هرحال، اینکه نیویورک برای انتقاد از رفتار آمریکا در برجام، البته به سیاق معمول دولت روحانی تحت عنوان بدعهدی، انتخاب شده معنای مشخصی دارد. برخلاف آنچه بعضاً گفته شده اظهارات انتقادآمیز این آقایان به هیچ‌وجه مصرف داخلی نداشته و به قصد آرام‌سازی جو داخل ایران و انتقادهای رو به رشد از بی‌عملی و سکوت دولت در برابر رفتار آمریکائی‌ها بیان نشده است. برای چنین مصارفی انتخاب خانه دشمن بدترین انتخاب و در واقع نوعی خطا و سوءفهم از پروتکل‌های دیپلماتیک است. به علاوه، این رفتار خلاف عقل سلیم نیز هست. چه کسی در خانه شخصی از او انتقاد می‌کند به این منظور که شخص دیگری را از سکوت و انفعال خود در برابر میزبان راضی کند؟ انتقاد از آمریکا در خانه خود او به مراتب ماهیت انتقادآمیزتر و تندتری نسبت به آمریکا دارد از زمانی که گلایه‌های مشابهی در خاک کشور از آمریکا می‌شد. درصورتی که جدیتی در انتقاد از شخصی وجود نداشته باشد، این انتقاد باید در غیاب او و حتی به نحوی که به گوش او نیز نرسد مطرح شود تا بتوان آن را دارای مصرف غیرجدی یا داخلی دانست.

ادامه نوشته

سوپ با سایه هویج!

محمد صرفی ؛ بیش از 8 ماه از روز اجرای برجام می‌گذرد و به اعتراف دولتمردان دستاورد و عایدی آن برای کشور «تقریبا هیچ» بوده است. واکنش دولت به بدعهدی‌های طرف غربی و در راس آنها آمریکا نیز در نوع خود جالب و قابل تامل است. آقای روحانی پس از سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل در جمع خبرنگاران در این خصوص گفت: «با وجود دیپلماسی فشرده‌ای که به دستیابی به توافق بین ایران و قدرت‌های جهان، از جمله آمریکا منجر شد، زمانی که صحبت از پایبندی به توافق است، آمریکا نمره خیلی درخشانی نمی‌گیرد.» ایشان پس از بازگشت از نیویورک گفت؛ آمریکایی‌ها قول داده‌اند روند اجرای برجام را اصلاح و به تعهدات خود عمل کنند و البته ایشان توضیح ندادند که این قول را چه کسی داده و آمریکایی‌ها دقیقاً قرار است چه کاری در این زمینه انجام دهند.
خوشبینی دولت درباره قول واشنگتن مبنی بر اصلاح روند اجرای برجام و عمل به تعهدات خود در این زمینه در حالی است که مقامات مختلف آمریکا - از جان کری گرفته تا وزیر انرژی آمریکا و سخنگوی وزارت خارجه این کشور و ...- طی همین چند روز در اظهاراتی جداگانه و البته روشن و صریح تاکید کرده‌اند؛ آمریکا به همه تعهدات خود در برجام عمل کرده است. پیام و معنای این موضع آمریکایی‌ها واضح است؛ سقف عایدی ایران از برجام همان تقریبا هیچ است و نباید انتظار بیشتری از آن داشته باشد!؛

ادامه نوشته

برجام سکه تقلبی است/ مگر سکه تقلبی چه خصوصیاتی دارد که برجام ندارد!

آمل - خبرنگار کیهان:
امروزه جمهوری اسلامی ایران در گذر ایام و با عبور از عقبه‌های سخت و نفس‌گیر به قلعه‌ای مستحکم با برج و باروی بلند تبدیل شده و دشمن طی سی و چند سال گذشته بارها تجربه کرده است که عبور نظامیانشان از این برج و بارو ناممکن است و از این روی پروژه نفوذ از دروازه‌های این قلعه را طراحی کرده و با جدیت دنبال می‌کند. چیزی شبیه «اسب تروا» که در یونان باستان برای نفوذ به قلعه تسخیرناپذیر شهر تروا تدارک دیده بودند.
حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان عصر چهارشنبه در همایش گفتمان انقلابی که با حضور ناظران شورای نگهبان استان مازندران در حسینیه ثارالله سپاه شهرستان آمل برپا شده بود، گفت؛ ما در احد از تنگه غنیمت شکست خوردیم، در صفین از نیزه فریب زخم برداشتیم و در کربلا خواص آلوده و میهمان‌کش به اردوگاهمان تاختند و امروز بار دیگر همان بازی به تکرار نشسته است، بازی همان است و فقط بازیگران عوض شده‌اند با این تفاوت که در عصر خمینی(ره) از همه آن رخدادها تجربه آموخته و بصیرت یافته‌ایم.
 مدیر مسئول کیهان گفت؛ امروز هم با برخی از کسانی روبرو هستیم که مسئولیت خطیر خود در نظام را به چشم غنیمت می‌نگرند.

ادامه نوشته

کرایه از که می‌خواهید؟!

حسین شریعتمداری ؛ حکایت کرده‌اند در گذشته‌های دور، شخصی را که مبالغ فراوانی از این و آن وام گرفته و حاضر به پس دادن نبود، نزد قاضی بردند و قاضی بعد از شنیدن شکایت شاکیان و مشاهده دست‌نوشته‌های مکتوب متهم که از اعتراف به دریافت وام‌ها حکایت می‌کرد، دستور داد او را وارونه بر الاغی سوار کرده و در همه شهر بگردانند و جار بزنند که این شخص «مال مردم‌خوار»  و بدعهد است تا همگان هوشیار باشند و کسی به او قرضی ندهد و یا نزد وی چیزی به امانت نگذارد. حکم قاضی اجرا شد و در پایان روز، صاحب الاغ بعد از آن که شخص مال مردم‌خوار و بدعهد را مقابل خانه‌اش پیاده کرد، از وی کرایه الاغ را درخواست کرد و طرف پوزخندی زد و گفت؛  «مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا در همه شهر مرا گردانیده و با صدای بلند جار زده‌ای که؛ ایهاالناس! بدانید و آگاه باشید این شخص مال مردم‌خوار و بدعهد است و کسی به او وام ندهد و با وی معامله‌ای نکند که هرگز صاحب آنچه داده است نخواهد بود» آن وقت از من کرایه ‌الاغت را مطالبه می‌کنی؟ خودت شاهد بودی که من طلب آنان را که از من سند و دستنوشته مکتوب داشتند، نداده‌ام، چه رسد به کرایه الاغ تو...!

ادامه نوشته

نمی‌دانم!(گفت و شنود)


گفت: آقای عراقچی گفته است برجام را به برداشته شدن تحریم‌ها نباید منحصر کنیم!
گفتم: مگر غیر از تحریم‌ها مسئله دیگری در میان بود؟!  اساسا مذاکرات برای لغو تحریم‌ها بود.
گفت: ایشان گفته است تحریم‌ها روی کاغذ لغو شده ولی در عمل هنوز لغو نشده است!
گفتم: اگر قرار بود فقط روی کاغذ لغو شود  که خودمان می‌کردیم و نیاز به اینهمه برو و بیا و مذاکره نبود!
گفت: آقای عراقچی گفته است، فقط تحریم‌های هسته‌ای قرار بود لغو شود و درباره بقیه تحریم‌ها اگر نظام اجازه بدهد مذاکره خواهیم کرد!
گفتم: مگر بعد از آن همه مذاکره و امتیازی که دادیم تحریم‌های هسته‌ای لغو شده که حالا انتظار دارند درباره بقیه موارد تحریمی هم مذاکره کنند؟
گفت: باید پرسید این دفعه دیگر قرار است چه امتیازاتی بدهیم و باز هم هیچ امتیازی نگیریم؟!
گفتم: چه عرض کنم؟!  جوانی از دانشمندی پرسید؛ چرا انسان‌ها اینقدر همدیگر را ناراحت می‌کنند؟!  دانشمند قوطی کبریتش را در دست گرفت، 3 تا چوب کبریت بیرون آورد دوتا را دوباره درون قوطی گذاشت و سومی را از وسط نصف کرد و با نصفه نوک‌تیز آن لای دندانش را تمیز کرد و جواب داد... نمی‌دانم!

فک و فامیل!(گفت و شنود)

گفت: قرار بود بعد از اجرای برجام، همه تحریم‌ها لغو شود، دارایی‌های مسدود شده ایران بازگردانده شود، روابط تجاری با سایر کشورهابرقرار شود، رونق اقتصادی پدید آید، رکود برطرف شود و... پس چی شد؟!
گفتم: تحریم‌ها که لغو نشده هیچ، طی یکسال گذشته چندین تحریم دیگر هم اضافه شده و همین دیروز، در سالروز تصویب برجام، مجلس نمایندگان آمریکا، 3 مصوبه ضد ایرانی دیگر هم تصویب کرده است.
گفت: روزنامه‌های زنجیره‌ای که در روز اجرایی شدن برجام با تیترهای درشت در صفحه اول از «صبح بدون تحریم»! «پیروزی بدون جنگ»! «دنیا به احترام ایران ایستاد»! و... خبر داده بودند، چرا این روزها لام تا کام درباره آن وعده‌ها چیزی نمی‌نویسند؟!
گفتم: یادشان رفته که برای برجام چه کف و سوتی راه انداخته بودند!
گفت: یعنی حالا مذاکره‌کنندگان از خوشبینی‌های بی‌مورد خود درس گرفته‌اند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟ یارو می‌گفت هیچوقت به مشکلات لبخند نزنید، چون فکر می‌کنند از آنها خوشتان آمده و می‌روند همه فک و فامیل خود را هم می‌آورند!

اول قرار نبود!؟

حسین شمسیان ؛ دیروز که صحبت‌های سفیر کره‌جنوبی   درباره چگونگی تامین هزینه‌های سفارت منتشر شد، ناخودآگاه تقارن این سخنان با  تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز درباره برجام به ذهن تداعی شد! سفیر کره‌جنوبی گفته بود:« تاسف‌آور است که سفارت کره‌جنوبی با وجود سپری شدن 6 ماه از اجرایی شدن توافق برجام هنوز پول سفارت خود را از طریق قاچاق به ایران می‌آورد.» این سخنان را نه یک دلواپس،نه یک مخالف دولت و نه یک منتقد برجام گفته است.پولی که او به ایران می‌آورد هم به اندازه امورات معمول یک سفارتخانه است نه بیشتر! اما همین مبلغ ناچیز را هم نمی‌تواند از طریق سیستم بانکی منتقل کند!
قضاوت درباره آثار برجام و میزان تحقق وعده‌های فراموش نشدنی دولت در این خصوص،به عهده مردمی است که در طول این یکسال تا چه اندازه از آن بهره برده و یا آثار ادعایی آن را لمس کرده‌اند! اما واقعیت‌های رخ داده قبل و بعد از برجام،بعنوان بخش مهم و غیرقابل محو از تاریخ سیاسی معاصر ایران، باید بارها و بارها مورد بررسی و نقد قرار بگیرد، نقاط قوت و ضعف آن ارزیابی شود و چرایی نرسیدن به اهداف و وعده‌ها یا رسیدن به آنها مورد کنکاش قرار گیرد. دلیل ضرورت این امر هم پرواضح است؛چون از همان روزها تا حالا،رئیس جمهور و برخی مقامات دولتی و یا حامیان آنها،بر ضرورت الگوگیری از برجام برای مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی و انعقاد برجام‌های دو و سه و ... تاکید دارند. در چنین شرایطی، ارزیابی نسخه اصلی و دستاوردهای آن، راه را برای تکثیر یا عدم تکثیر نسخه‌های بعدی باز می‌کند.
ماجرای برجام دو بخش مهم دارد،بخشی که به آمریکا (بعنوان کشور محوری در بین کشور‌های 5+1) و پایبندی به تعهداتش مربوط می‌شود و بخشی که به داخل کشور و نحوه تعامل ما با آنها بازمی‌گردد. در هردو بخش، سخنان فراوانی گفته شده و در اینجا و سالگرد برجام، به برخی از آنها اشاره‌ای مجدد می‌شود.

ادامه نوشته

راز آن خط‌قرمزها

7 ماه از اجرای تعهدات ایران و 3 ماه از شروع اجرای برجام سپری شد؛ هر چند که با لحاظ کردن توقف سایت فردو، شروع روند جدید را باید حدود 27-8 ماه عنوان کرد. اکنون در عبور از مسیری پرفراز و نشیب طبیعی‌ترین پرسش این است که چرا آثار مثبت مورد توقع از برجام عینیت نیافته و غرب به ویژه آمریکا زیر بار تعهدات خود نمی‌روند؟ حالا دولتمردانی چون صالحی و سیف و ظریف نیز نگران اجرایی نشدن برجام و حس نشدن آثار آن توسط مردم هستند. چرا برجام برای ایران اجرایی نشد و چرا دیوار برجام کج بالا رفت و بیش از این قابل سرپا ماندن نیست؟

ادامه نوشته

نقطه، صفحه قبل!

آقای ولی‌الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی کشورمان بعد از دیدار خصوصی با «جک‌لو» وزیر خزانه‌داری آمریکا که بدون حضور خبرنگاران و پشت درهای بسته! صورت گرفته بود، روز گذشته در مصاحبه با تلویزیون بلومبرگ تصریح کرد که «برجام تاکنون تقریباً هیچ دستاورد اقتصادی برای ایران نداشته است» و توضیح داد که امکان دسترسی به 100 میلیارد دلار دارایی‌های مسدود شده را نداریم و ممنوعیت همکاری‌های بین بانکی موسوم به «مبادلات چرخه‌دار- U-TURN» به ایران اجازه استفاده از خدمات دلاری در مبادلات خارجی را نمی‌دهد و بانک‌های اروپایی نیز کماکان نگران نقض قوانین آمریکا و مواجه شدن با جریمه‌های سنگین هستند و...

ادامه نوشته

طعم برجام و طمع آمریکایی

«بیایید فرض کنیم توافق جامع هسته‌ای منعقد می‌شود. چند روزی روزنامه‌های زنجیره‌ای پر می‏شوند از تیترهای پرطمطراق که فتح‌الفتوح و شق‌القمر و... شد! اما نباید فراموش کرد این توافق در خوشبینانه‌ترین حالت چیزی بیش از یک دهه به طول خواهد انجامید و با توجه به اخبار منتشر شده، بسیار بعید است که پس از طی این دوره برخورد با فعالیت‌های هسته‌ای ایران عادی شده و براساس ان.پی.تی باشد...چه تضمینی وجود دارد که آمریکایی‌ها به توافق صورت‌گرفته پایبند می‌مانند و عهدشکنی نمی‌کنند؟ و اگر کردند نحوه برخورد با آن باید چگونه باشد؟ شاید ذوق‌زدگان بگویند تضمین این توافق قطعنامه شورای امنیت خواهد بود. چنین تضمینی بیشتر یک تعارف حقوقی است تا عاملی مقوّم و اجرایی. در میان حقوقدانان مسائل و روابط بین‌الملل مثلی رایج است که قوانین بین‌المللی تار عنکبوت‌هایی هستند که برای پشه‌ها ساخته شده‌اند. خرمگس‏ها تار عنکبوت را پاره می‌کنند و به راه خودشان می‌روند!»

ادامه نوشته

شانه!(گفت و شنود)

گفت: اولین کلاس برجام در یک مدرسه برگزار شد.
گفتم: در حالی که هنوز مسئولان توافق هسته‌ای خودشان تعریف درستی از برجام ندارند و نمی‌توانند توضیح بدهند در مقابل امتیازات نقدی که داده‌اند غیر از وعده نسیه چه گرفته‌اند، چگونه می‌خواهند آن را برای دانش‌آموزان تدریس کنند؟!
گفت: شاید از آنها بخواهند درباره فواید برجام انشاء بنویسند؟
گفتم: خب! اول باید توضیح بدهند که برجام چه فایده‌ای داشته است و بعد از آنها بخواهند درباره فواید آن انشاء بنویسند!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: معلم ریاضی از دانش‌آموزان پرسید؛ یک شانه تخم‌مرغ 30 عدد تخم‌مرغ دارد، اگر 14 عدد آن را برداریم، چند عدد باقی می‌ماند؟ یکی از دانش‌آموزان گفت؛ آقا اجازه! صورت مسئله غلط است. چون تخم‌مرغ مو ندارد که شانه داشته باشد!

روح ایرانی از برجام تا جشن انقلاب

 تمایز میان «بود» و «نمود» (Noumenon-Phenomenon) از مباحث دیرپای فکری و معرفتی است. اینکه هر چیزی واقعاً چیست و چگونه پدیدار می‌شود؟ ظاهر مسائل چه می‌گوید و باطن آنها کدام است؟ کدام ذهنیت‌ها با عینیت‌ها سازگار است و کدام نیست؟ گاه تصویرها و تصورها از مسائل راه به توهم محض و فاقد ما‌به‌ازاء یا حتی راه به ضد واقعیت برده است. ماده مخدر در نگاه اول آرامش بخش است اما در باطن، جسم و جان را زایل می‌کند. برخی مارها در نگاه اول خوش خط و خال و دلفریب هستند اما در حقیقت معدن انباشته سم کشنده‌اند. آدمی به اعتبار همین پیچیدگی‌ها گاه دچار اشتباه و بدفهمی و کج فهمی و سوء تفاهم نسبت به مسائل می‌شود و بد و خوب و خیر و شر را جابه‌جا می‌بیند. البته  فراتر از این اشتباه، کسانی هم پیدا می‌شوند که اصرار بر جابه‌جا نشان دادن واقعیت‌ها دارند و به تصویرسازی وارونه از رویدادها و پدیده‌های سیاسی و اجتماعی دست می‌زنند. درست به همین دلیل پیامبر اعظم(ص) دعا می‌کردند «اللهم ارنی الاشیاء کما هی. خداوندا! اشیاء را همان گونه که هستند- نه آن گونه که می‌نمایند- به من نشان بده». و امام سجاد(ع) عرضه می‌داشت «اللهم ارنی الاشیاء کما هی ثم ارنی الحق حقاً و ارزقنی اتبّاعه و ارنی الباطل با‌طلا و ارزقنی اجتنابه».

ادامه نوشته

بی‌حساب!(گفت و شنود)

گفت: در اولین روز اجرای برجام، اعلام شد که 1000 ال‌سی‌ گشایش یافته است!
گفتم: ولی اولین روز اجرای برجام روز یکشنبه بود که تمام بانک‌های خارجی طرف معامله تعطیل بودند.
گفت: پس چرا می‌خواستند این ادعای گزاف و غیرواقعی را به خورد ملت بدهند؟!
گفتم: دیروز وزیر اقتصاد اعلام کرد که گشایش 1000 ال‌سی «نمادین»! بوده است نه اینکه واقعا گشایش یافته باشد.
گفت: حالا که همه فهمیده‌اند آن ادعا بی‌جا بوده، اعتراف می‌کنند؟!
گفتم: شاعری نزد یکی از خان‌ها رفت و شعری را که در مدح او سروده بود، خواند، خان گفت؛ هنگام برداشت محصول بیا تا صله بدهم و از خجالتت بیرون بیایم و هنگامی که وعده سرخرمن رسید و شاعر برای دریافت صله مراجعه کرد، خان گفت؛ کشک چی، پشم چی؟ تو یک شعر خواندی که من خوشم آمد و من هم یک وعده دادم که تو خوشت بیاید! و همان موقع بی‌حساب شدیم!

پسابرجام فرصت‌ها و تهدیدها


1- بدون شک یک جریان تابلودار داخلی از ماجرای رفع بخشی از تحریم‌ها برای بزک آمریکا و ترویج تفکر رابطه با آمریکا سوءاستفاده خواهد کرد. برجام - با تمام مختصات قابل بحثش- به سرانجام رسیده است و دیگر بهانه‌ای برای تماس و رابطه دیپلماتیک با مقامات آمریکایی وجود ندارد. آمریکایی‌ها به شدت به دنبال آن هستند که پای خود را لای این درب گذاشته و مانع بسته شدن آن شوند چرا که برای آنها منافع زیادی به دنبال دارد. اولین دستاورد زنده نگاه داشتن این کانال، قبح‌زدایی از رابطه با آمریکاست. تجربه نیز نشان داده این رابطه یک‌طرفه بوده و فقط واشنگتن از آن سود می‌برد. همین رابطه باعث شد کشتی ایرانی حامل کمک‌های انسانی برای یمن به جیبوتی برود و...
رهبر معظم انقلاب اسلامی 15 مهر سال جاری در این مورد فرمودند؛ «مذاکره با آمریکا به معنای باز کردن مسیر برای نفوذ در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور است... مذاکره با آمریکا ممنوع است زیرا این مذاکره نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضررهای بی‌شماری نیز دارد.» آمریکایی‌ها 35 سال پیش رابطه خود با ایران را قطع کردند و حضرت امام(ره) در پیامی در این خصوص فرمودند؛ «خبر قطع رابطه بین آمریکا و ایران را دریافت کردم. اگر کار‌تر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است.» آمریکا از این قطع رابطه ضررهای فراوانی را متحمل شده است. همین چند روز پیش فارین پالیسی در گزارشی در این خصوص نوشت؛ «در سال 1990 جرج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریکا حدود نیم ساعت تلفنی با کسی صحبت کرد که فکر می‌کرد رئیس جمهور ایران است - ولی بعدا معلوم شد که این فرد خودش را جای رئیس جمهور جا زده است!»

ادامه نوشته

وکیل ما،یا ...؟!(نکته)

یادش به خیر «آقای علی بمان ‌الیاسی» آن روزها یک طلبه جوان و پرشور یزدی بود که همراه با دو طلبه دیگر، آقایان جعفری و مشیری به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» از سوی ساواک بازداشت شده و به چند سال زندان محکوم شده بودند. در دادگاه نظامی رژیم طاغوت وقتی وکیل تسخیری آنان - که از سوی دادستانی ارتش انتخاب می‌شد! - ظاهرا برای دفاع از این سه طلبه جوان پشت تریبون رفت، تمام اتهامات ساواک به آنان را تکرار و تایید کرد! و در پایان به روال جاری وکلای نظامی، «از پیشگاه اعلیحضرت همایونی»! برای آنها تقاضای عفو کرد. در این هنگام آقای علی بمان ‌الیاسی از جا برخاست و با لهجه شیرین یزدی خطاب به وکیل تسخیری گفت؛ «تو‌وکیل‌مائی یا وکیل اونا»؟!

ادامه نوشته

صحنه‌آرایی خاص برای انتخابات ایران

فرا رسیدن روز اجرای برجام پس از 6 ماه را می‌توان از دو چشم‌انداز هیجانی و عقلانی مورد قضاوت قرار داد. طبیعتا مسائل مهمی که بر سرنوشت یک کشور اثر می‌گذارد تولید هیجان مثبت یا منفی می‌کند اما قبل و بعد از هر هیجانی باید سنجید که این واکنش چه قدر واقعی و چه قدر مجازی و خیالی است. اگر زمانی درباره درستی این گزاره که «حتی مشکل آب خوردن مردم و آلودگی هوا به تحریم‌ها و برجام مربوط است» تردید وجود داشت، اکنون بخشی از این تردید مرتفع شده است. تعجب نکنید. همین که ضمن دعوت به جشن، مدارس هم تعطیل می‌شوند تا مشکل آلودگی هوا حل شود، نشان می‌دهد میان برجام و تحریم و آلودگی‌ها ربطی - ولو بسیار بعید- برقرار بوده است وگرنه دلیلی نداشت در حالی که در شرایط آلودگی شدیدتر هوا با تعطیلی مدارس مخالفت شد، در شرایط آب و هوایی بالنسبه بهتر، مدارس 2 روز تعطیل شوند.

ادامه نوشته

پسابرجام و پارادوکس تداوم سناریوی تحریم(نگاه)

سعید طلوعیان
برنامه جامع اقدام مشترک بین ایران و 5+1‍ روزهای حساس خود را پشت سر می‌گذارد. آن‌چنان حساس که هنوز هیچ کس نمی‌تواند از حیات قطعی برجام پس از این و پیاده شدن کامل آن از طرف غرب سخن بگوید. متاسفانه ضعف عمده برجام یعنی موکول شدن همه تعهدات طرف مقابل ایران به پس از راستی‌آزمایی اقدامات ایران، این شائبه را نیز تقویت کرده است که غرب پس از گرفتن امتیازات از ایران به تعهدات خود عمل نکند؛ چرا که متاسفانه طبق متن برجام اقدامات ایران باید مقدم بر اقدامات و تعهدات غرب در قبال ایران باشد. این موضوع از همان آغاز مذاکرات نیز مورد توجه منتقدان بود؛ یعنی اصرار بر رعایت تناسب و موازنه در امتیازاتی که داده و گرفته می‌شود؛  هم به لحاظ ارزش امتیازات و هم به لحاظ زمان اجرای تعهدات طرفین و هم به لحاظ برگشت‌پذیر بودن تعهدات هر دو طرف. و معنای این گزاره این بود اگر یک طرف مذاکره در انجام تعهدات خود کوتاهی کند طرف مقابل نیز بتواند اقدامات انجام شده خود را به عقب بازگردانده و به حالت اولیه و قبل از توافق برسد و حتی مقدم بر این، شرط انجام تعهدات این باشد که دو طرف تعهدات خود را گام به گام و همزمان با یکدیگر پیش ببرند. متاسفانه این مهم مورد توجه مذاکره‌کنندگان قرار نگرفت و شد آنچه نباید می‌شد.

ادامه نوشته

تنها پاسخ به گستاخی آمریکا توقف برجام است

دولت و کنگره آمریکا در حالی برای تحریم‌های جدید علیه کشورمان - به بهانه تست موشک عماد- تدارک می‌بینند که بدعهدی‌های اخیر و مکرر واشنگتن نشان می‌دهد، تنها راه مقابله با این اقدامات خصمانه، توقف اجرای برجام است.
ادامه نوشته

کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است

سامانه موشکی ایران و پیشرفت‌های شگفت‌انگیز و غرورآفرین فرزندان کشورمان در این عرصه، تازه‌ترین بهانه آمریکایی‌ها برای اعمال تحریم‌های جدید علیه ملت ایران است. موضوعی که از چند روز قبل بر سر زبان‌ها افتاد و به تدریج با انتشار جزئیاتی از آن و مشخص شدن تعداد اشخاص حقیقی و حقوقی در معرض تحریم، ابعاد آن بیش از گذشته بر همگان روشن شد. در واکنش به این زیاده‌خواهی و گستاخی یانکی‌ها، رئیس جمهور محترم کشورمان با ارسال نامه‌ای به وزیردفاع، با تاکید بر عزم ایران برای  ادامه پروژه‌های موشکی، از وی خواست این روند را با قدرت و قوت ادامه دهد. اقدام اخیر آمریکایی‌ها و رفتار بعدی آنها یعنی مسکوت و معلق گذاشتن تحریم تازه تا اطلاع ثانوی  و همچنین نامه رئیس جمهور محترم دارای ابعاد و زوایای گوناگونی است که در دو بخش به برخی از آنها می‌پردازیم.

ادامه نوشته

وعده‌های نسیه آمریکا هم نقض شد!

قانونگذاران آمریکایی در اقدامی ناقض اصل تفکیک قوا، با امضای طرحی از دیوان عالی این کشور خواسته‌اند حکم به برداشت 1/75 میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده بانک مرکزی ایران دهد.پیشتر اوباما نیز خواستار برداشت این مبلغ شده بود.
 226 نماینده کنگره آمریکا در اقدامی ناقض اصل تفکیک قوا، با امضای طرحی از دیوان عالی آمریکا خواسته‌اند حکم به برداشت 1/75 میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده بانک مرکزی ایران دهد.
کنگره با تهیه طرح «دادگاه‌یار»(Amicus curiae) در حال انجام اقداماتی برای برداشت دارایی‌های مسدود شده بانک مرکزی ایران و پرداخت آن به عنوان غرامت به کسانی شده‌اند که «قربانیان تروریسم ایران» خوانده شده‌اند.
قانون‌گذاران آمریکایی از دیوان عالی این کشور خواسته‌اند فرجام‌خواهی بانک مرکزی ایران در پرونده برداشت 1/75 میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده این بانک را رد کرده و به پرداخت این مبلغ به «قربانیان بمب‌گذاری سال 1983 بیروت» و «بمب‌گذاری برج‌های خبر، در سال 1996 در عربستان» حکم دهد.
ایران هر گونه دخالت در انفجار سال 1983 در پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بیروت که به مرگ 241 سرباز آمریکایی منجر شد را رد کرده است.
اتهام‌پراکنی درباره نقش ایران در بمب‌گذاری در حالی مطرح شده که «ویلیام پری»، وزیر دفاع آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری «بیل کلینتون»، در سال 2007 اعلام کرد به این نتیجه رسیده‌اند که بمب‌گذاری کار القاعده بوده و نه ایران.
بانک مرکزی ایران پیشتر اقدامات مشابه نمایندگان کنگره برای ورود به این پرونده را ناقض اصل تفکیک قوا دانسته است.

ادامه نوشته

همکاری فیل و الاغ برای تست و تحقیر!

یک هفته از امضای قانون محدودیت سفر بدون روادید به آمریکا توسط اوباما می‌گذرد. قانونی که نتیجه آن سنگ‌اندازی بر سر راه تجارت با ایران است و عملاً امتیازات حداقلی برجام را زیر سوال برده و افقی مبهم در این زمینه ایجاد می‌کند. مهم‌ترین مسئله‌ای که اکنون با آن مواجه هستیم نقض صریح برجام توسط دولت آمریکاست. اقدام واشنگتن صراحتاً با دو بند 28 و 29 در تضاد است. بند 28 تاکید می‌کند؛ «گروه 1+5 و ایران متعهد هستند که این برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، برمبنای احترام متقابل اجرا نمایند و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و هدف این برجام که اجرای موفقیت‌آمیز آن را مختل سازد، خودداری کنند...»، و در بند 29 آمده است؛ «اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز این برجام خودداری خواهند کرد.»
قانون جدید آمریکا و بندهای فوق شفاف‌تر از آن هستند که بتوان تفسیر و تعبیر دیگری جز نقض برجام در این ماجرا داشت. حال تکلیف چیست؟ رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه 2 ماه پیش خود با پیش‌بینی هوشمندانه چنین روزهایی در بند دوم تایید مشروط برجام تاکید فرمودند؛ «در سراسر دوره‌ هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ تروریسم و حقوق بشر) توسط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظف است طبق بند ۳ مصوبه‌ مجلس، اقدام‌های لازم را انجام دهد و فعالیت‌های برجام را متوقف کند.»

ادامه نوشته

مردود!(گفت و شنود)

گفت: سخنگوی دولت گفته است طرح موسوم به لغو روادید که اخیرا در کنگره آمریکا تصویب شده و برای اجراء به امضای اوباما رسیده است، از نظر ما مردود است.
گفتم: یعنی دولت در واکنش به این طرح که تحریم تجاری ایران است، اجرای برجام را متوقف خواهد کرد؟
گفت: ایشان فقط گفته است که «مردود» است!
گفتم: ولی مطابق بند 29 برجام نباید هیچ تحریم جدیدی وضع شود و همچنین قرار بود در صورت تحریم جدید و حتی اظهارنظر درباره تحریم‌های جدید، اجرای برجام را متوقف کنیم.
گفت: جان کری در نامه به آقای ظریف نوشته است مصوبه جدید را اجراء نمی‌کنیم.
گفتم: ای عوام! دیروز کاخ‌سفید اعلام کرد که این طرح نقض برجام نیست و آن را اجراء می‌کنیم!
گفت: دولت که با صراحت اعلام کرده بود اگر آمریکا این طرح را پس نگیرد، اجرای برجام را متوقف خواهد کرد. آن دورخیز  با این برخورد انفعالی همخوانی ندارد.
گفتم: از شخصی پرسیدند بعد از آنهمه تاکید بر فعالیت گسترده چرا دست از فعالیت کشیده‌ای؟ گفت؛ اول این شعر را دیدم که «برخیز و مخور غم جهان گذران» ولی بعدا دیدم همان شاعر می‌فرماید «بنشین و دمی به شادمانی گذران»!

آدرس غلط بود /نگاه به دست آمریکا جواب نداد

سرویس سیاسی-

در حالی که طرف غربی از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران دریغ نمی‌کند و از نقض برجام نیز ابایی ندارد، دولتمردان همچنان برای حل مشکلات کشور، چشم به دستان غرب دارند.

رئیس جمهور دولت یازدهم در وعده‌های انتخاباتی خود در خصوص برنامه‌های دولت برای بهبود و ایجاد تحرک اقتصادی در صد روز گفته بود: «راه حل‌های کوتاه مدت یک ماه و ۱۰۰ روزه برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی در دولت تدبیر و امید پیش بینی شده است که با این برنامه ما می‌توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم.»  و این جمله به یکی از شعارهای انتخاباتی او تبدیل شد و پس از روی کار آمدن دولتش، افکار عمومی به نظاره نشستند که ببینند دولت چگونه این شعار خود را عملی می‌کند؟  در روزهای نخستین شکل گیری دولت تدبیر و امید افکار عمومی جامعه شاهد سر دادن وعده‌های بسیاری از سوی دولتمردان بود؛ وعده‌های از قبیل اینکه  «در ماه‌های ابتدایی دولت موانع از سر راه تولید برداشته می‌شود»، «باید سیاست‌های ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری را عمل کنیم نه اینکه فقط شعار دهیم»، «برنامه اقتصادی من حل مشکل اشتغال به خصوص برای تحصیل کرده هاست»، «اقتصاد بدون نفت جزء سیاست‌های عملی نظام است»،«مسئله مسکن در اولویت جوانان است که به آن توجه ویژه‌ای دارم»، « دولت تدبیر گرانی را با برنامه و فکر کنترل و کاهش خواهد داد»، «دولت تدبیر به دنبال آن است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کند که نیازی به یارانه 45 هزار تومانی نباشد»، «ثبات بازار‌های اقتصادی برای مهار گرانی و تورم» ،غلبه بر رکود، رفع بیکاری و بازگرداندن احترام به پاسپورت ایرانی و... نکته قابل تامل اینکه عمل به تمامی این وعده‌ها به مذاکرات هسته‌ای پیوند خورد و دولت عملاً سیاست توافق به هرقیمتی را درپیش گرفت و تمام تخم مرغ‌های تدبیر خود را در سبد امید به برجام چید.

ادامه نوشته

دفاع شرم‌آور مدعیان اصلاحات از اقدام ضدایرانی آمریکا

سرویس سیاسی - 
مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا در رابطه با محدودیت تردد به کشورهای خاص که شامل ایران نیز می‌شود به اذعان و اعتراف مقامات وزارت امور خارجه ناقض برجام بوده و نشان‌دهنده عدم صداقت آمریکا است، با این وجود و با امضای باراک اوباما زیر مصوبه ضد ایرانی مجلس نمایندگان این کشور نامه تشریفاتی و از سر فریب جان کری به وزیر خارجه کشورمان از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای به عنوان تعهدی محکم از سوی آمریکا تلقی شده است!
«باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه تنها ساعتی پس از تصویب لایحه بودجه سال 2016 در سنای آمریکا، این مصوبه را امضا کرد.
در بین انبوه بندها و تبصره‌های این لایحه 2009 صفحه‌ای، دست کم یک بند برای ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ بندی که آشکارا ناقض توافقی است که تیر ماه امسال در وین بین ایران و 1+5 به دست آمد.
در بند 203 از لایحه بودجه آمریکا تحت عنوان «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص»، چهار کشور ایران، عراق، سوریه و سودان به عنوان کشورهایی معرفی شده‌اند که اتباع کشورهایی که با آمریکا تفاهمنامه لغو روادید امضا کرده‌اند، در صورت حضور در آن‌ها، برای سفر به آمریکا روادید دریافت کنند.
گفتنی است پیش از این، مجلس نمایندگان آمریکا طرح محدودیت تردد به کشورهای خاص را با 407 رأی مثبت در برابر تنها 19 رأی منفی به تصویب رساند.
بر اساس این قانون، شهروندان 38 کشور جهان که برای تجارت یا گردشگری می‌توانستند مدت 90 روز را بدون داشتن روادید در آمریکا سر کنند، حال اگر طی 5 سال گذشته به این چهار کشور سفر کرده باشند، باید برای سفر به آمریکا در صف دریافت روادید قرار بگیرند.

ادامه نوشته

قابیل(گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: برخی از مدعیان اصلاحات با ذوق‌زدگی از طرح ضدایرانی آمریکا برای تحریم تجاری ایران حمایت کرده‌اند!
گفت: شاید نمی‌دانند که این طرح چه مفهوم و معنایی دارد؟!
 گفتم: تحریم تجاری ایران، تحقیر کشورمان و  متهم کردن ایرانی‌ها به تروریسم از سر و کله این طرح می‌بارد، چطور ممکن است متوجه موضوع آن نشده باشند؟!  این جماعت همان‌هایی هستند که در جریان فتنه 88 هم از تحریم‌های آمریکا علیه ایران استقبال کرده بودند!
گفت: وجدان و صداقت و پاکدستی و اینجور چیزها  پیشکش، یعنی، ایرانی بودن خودشان را هم فراموش کرده‌اند؟!
گفتم: خب! ایرانی داریم تا ایرانی! یارو می‌گفت وقتی به من می‌گویند مثل بچه آدم رفتار کن! من دقیقا متوجه نمی‌شوم که باید مثل هابیل رفتار کنم یا مثل قابیل؟!

تحریم‌های قبلی لغو نشده تحریم‌های جدید هم اضافه شد!

سرویس سیاسی -
رئیس جمهور آمریکا قانون «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» را امضا کرد. واشنگتن با ایجاد محدودیت برای شرکای تجاری جدید ایران، درصدد دور زدن لغو تحریم‌هایی است که مذاکره بر سر لغوشان ماه‌ها زمان برد و هنوز هم به سرانجام نرسیده است.
ادامه نوشته

برای محکوم شدن که کف نمی‌زنند!

می‌گویند در جریان جنگ جهانی دوم، یکی از سربازان ارتش انگلیس با خوشحالی وارد سنگر فرمانده گردان شد و در حالی که یک قبضه «تفنگ» ساخت آلمان را در دست داشت، گفت: قربان! این «تفنگ» را از ارتش دشمن به غنیمت گرفته‌ام! فرمانده گردان که از شجاعت سرباز تحت امر خود به وجد آمده بود، او را به یک هفته مرخصی تشویقی فرستاد. چند ماه بعد، بار دیگر، همان سرباز با یک «تفنگ» دیگر وارد سنگر فرمانده گردان شد و این دفعه دو هفته به مرخصی رفت. وقتی این ماجرا برای بار سوم هم تکرار شد، فرمانده گردان به سرباز شجاع گفت؛ فردا به اتفاق نزد فرمانده ارتش می‌رویم تا ضمن ارتقاء درجه، تاکتیک مورد استفاده خود را برای ایشان بازگو کنی که از سوی سایر پرسنل نیز به کار رفته شود و دمار از روزگار دشمن درآوریم! روز بعد سرباز یاد شده در مقابل فرمانده لشکر و سایر فرماندهان که برای پی بردن به تاکتیک ویژه او سراپا گوش بودند، قرار گرفت و بعد از ادای احترام گفت؛ قربان! یک سرباز مشابه من هم در لشکر آلمانی‌ها حضور دارد. هر از چند گاه، من یک «تانک» ارتش خودمان را به او می‌دهم و از او یک «تفنگ» دریافت می‌کنم او با تحویل تانک به فرمانده آلمانی، مرخصی تشویقی می‌گیرد و من با تحویل «تفنگ» به فرمانده گردان خودمان، به مرخصی می‌روم!
این روزها، مسئولان محترم هسته‌ای کشورمان با افتخار و به عنوان یک «دستاورد بزرگ» از بسته شدن ماجرای «پی‌‌.‌ام‌.دی» در پرونده هسته‌ای ایران یاد می‌کنند و رسانه‌های تحت امر مدعیان اصلاحات و اعتدال با کف و سوت به استقبال این «دستاورد»! رفته‌اند و حال آن که آنچه در این میان از دست داده‌ایم به هیچوجه با آنچه تصور می‌کنیم - تائید می‌شود فقط تصور می‌کنیم - که به دست آورده‌ایم کمترین توازنی ندارد و در خوشبینانه‌ترین توصیف به ماجرای تعویض «تفنگ» با «تانک» در ماجرای مورد اشاره شباهت دارد و بدیهی است نمی‌تواند مصداق اینهمه کف و سوت و ارسال‌‌نامه تبریک باشد!

ادامه نوشته

بخت برگشته(گفت و شنود)

گفت: در گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آمده است که ایران تا سال 2009 در پی تولید سلاح هسته‌ای بوده است!
گفتم: آژانس که تاکنون بارها اعلام کرده بود هیچ نشانه و دلیل و سندی حاکی از غیرصلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای کشورمان در اختیار ندارد.
گفت: آژانس برای ادعای خود هیچ سند و نشانه‌ای ارائه نکرده بلکه فقط ادعا کرده است!
گفتم: یعنی دقیقا همان ادعایی که یکی از نمایندگان مدعی اصلاحات مجلس ششم از تریبون عمومی مجلس مطرح کرده و گفته بود «درباره برنامه هسته‌ای خودمان 19 سال به دنیا دروغ گفته‌ایم»! و آقای کروبی رئیس وقت مجلس به او نهیب زده بود که چرا ادعای اسرائیل را مطرح می‌کنی و زبان صهیونیست‌ها را به کام گرفته‌ای؟
گفت: همین مدعیان اصلاحات در جریان فتنه 88 از آمریکا و اروپا خواسته بودند که تحریم‌ها علیه ایران را افزایش دهند و با نوشتن نامه به بشار اسد از تروریست‌ها حمایت کرده بودند و...
گفتم: یارو می‌گفت؛ این همسایه‌های ما هر چیزی را که گم می‌کنند، به سراغ من می‌آیند و می‌گویند تو آن را دزدیده‌ای. به او گفتند خب! بگذار خانه‌ات را بگردند تا مطمئن شوند که تو دزد نیستی و یارو جواب داد؛ از بخت بد، هر دفعه که خانه‌ام را جستجو کرده‌اند، شئ گم شده خود را پیدا کرده‌اند!

امتیاز نقد و حلوای نسیه!

روز چهارشنبه 11 آذرماه - 2 دسامبر  2015 - آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش نهایی خود درباره مسائل گذشته و حال فعالیت هسته‌ای کشورمان  - PMD  - را منتشر کرد. آژانس در این گزارش، بی‌آن که هیچ سند و نشانه‌ای ارائه کند، نظر بارها اعلام شده و اثبات شده جمهوری اسلامی ایران را نفی کرده و آورده است ایران تا سال 2009 درگیر یک سلسله فعالیت‌های مربوط به ساخت سلاح هسته‌ای بوده است. این در حالی است  که جمهوری اسلامی ایران طی 12 سال گذشته با قاطعیت هرگونه انحراف در فعالیت هسته‌ای خود از حالت صلح‌آمیز به تولید سلاح - DIVERSION - را رد کرده است و بازرسان آژانس علی‌رغم بازرسی‌های گسترده و همه جانبه کمترین نشانه‌ای از این انحراف ادعایی به دست نیاورده‌اند. گزارش اخیر آژانس دقایقی بعد از انتشار با استقبال گسترده رسانه‌ها و مقامات آمریکایی و اروپایی و نیز رژیم صهیونیستی روبرو شد که این گزارش را تائیدی بر ادعاهای پیشین خود علیه برنامه هسته‌ای کشورمان دانسته و ایران را به «دروغ‌گویی»! و «فریب‌کاری‌چند‌ساله»! متهم کردند!

ادامه نوشته

زردِ چشمک‌زن نیست!

بعد از اعلام «الزامات 9گانه رهبرمعظم انقلاب در اجرای برجام» که طی نامه‌ای به رئیس‌جمهور محترم کشورمان ابلاغ شده بود، انتظار آن بود - و بایسته‌تر هم به نظر می‌رسید- که ماجرا تمام شده تلقی شود و همگان چشم به راه اجرای برجام با تکیه بر «باید»ها و «نباید»های اعلام شده باشند. آنچه در این میان دور از انتظار نبود، دبه و اعتراض طرف‌های مقابل بود که حضرت آقا با نگاهی تیزبین و برخاسته از کارشناسی دقیق خود، راه سوءاستفاده آنان در مراحل اجرایی برجام را بسته بودند. اما نامه رئیس‌جمهور محترم که در قالب «لبیک» به الزامات ابلاغ شده رهبرمعظم‌انقلاب نوشته شده بود، انتظار یاد شده را با برخی از خدشه‌ها روبرو کرد و به این نگرانی احتمالی دامن زد که ایشان  الزامات یاد شده را آنگونه که باید دریافت نکرده‌اند. که یادداشت پیش‌روی فقط به چند نمونه از آن میان اشاره‌ای گذرا خواهد داشت، با این توضیح که چنانچه رئیس‌جمهور محترم موارد یاد شده را قابل تأمل می‌دانند از اصلاح و رفع ابهاماتی که در پی خواهد آمد دریغ نفرمایند.

ادامه نوشته

رونمایی مدافعان برجام از 165 دستاورد تخیلی!

5 نماینده مجلس که عضو کمیسیون برجام نیز بوده و به دلیل عدم همسو بودن گزارش نهایی کمیسیون با منافع حزبی آنها به شدت از این گزارش گلایه دارند، در بیانیه‌ای از 165 دستاورد تخیلی برجام رونمایی کردند!
ادامه نوشته

تصویب چشم بسته!

معمولا اقدامات افراد، با قصد و نیت و با هدفی خاص صورت می‌گیرد و از همین روست که مستحق پاداش یا مجازات هستند. در عین حال کم نیستند اقداماتی که بدون قصد و نیت قبلی و از سر غفلت و بی‌اطلاعی و جهل و ... انجام می‌شود. طبیعی است که قضاوت درباره عاملین این افعال، با گروه اول فرق می‌کند. اما گاهی قصد، تاثیری در قضاوت ندارد و نوع فعل تعیین‌کننده می‌شود.

ادامه نوشته

این ردپاها دنبال کردنی است!

اواخر تیرماه 1394 درست پس از جمع‌بندی مذاکرات وین، از جانب یک مقام رسمی اروپایی که اتفاقا یک طرف میز مذاکره نشسته بود پیش‌شرطی مطرح شد که شاید بتوان آن را یکی از مختصات دوران پسا توافق از جانب غرب برشمرد. معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد آلمان در سفر به تهران گفت: «ایران برای بهبود روابط اقتصادی‌اش با غرب؛ مسئله رابطه‌اش با اسرائيل را حل کند.»1 اظهار نظراتی این چنین تا وقتی در محدوده کلام و حرف باشد چندان قابل اعتنا نخواهد بود و با اخذ موضع از جانب مسئولان ایرانی پاسخ داده خواهد شد. اما «قصه دلواپسی» از آنجایی آغاز خواهد شد که شواهدی عملی برای این اظهارات بیابیم.

ادامه نوشته

مسیر قانونی مسدود است!؟

برخی ماجرای توافق ایران و 1+5 را تمام شده می‌بینند و آن را در ذهن و گفتار خود به سرنوشتی محتوم برای ایران بدل کرده‌اند و شماری دیگر حتی پا را فراتر گذاشته، آن را نسخه‌ای قابل تعمیم به کل عالم می‌دانند! فارغ از اینکه چقدر این نسخه قابل تعمیم است و حتی کشوری مثل کره شمالی در بیانیه‌ای رسمی چه واکنشی به آن نشان داده، باید گفت که این نگاه، نگاهی نادرست است و منطقا راه به جایی ندارد. علت این نگاه خاص و ترویج و تبلیغ دائمی آن و نیز افزودن پی در پی انتظارات عمومی از توافقی که هنوز صدر و ذیل آن بر عامه مردم و متاسفانه بر بسیاری از خواص پوشیده است، جز این نیست که کشور و نظام را با عملی انجام شده و مسیری غیرقابل برگشت روبرو کنند و چاره‌ای باقی نگذارند جز پذیرش! فراموش نمی‌کنیم که بسیاری از مسئولان دولتی و رئیس‌جمهور محترم، از مدت‌ها قبل از حصول توافق کنونی، حل همه مشکلات را منوط به آن می‌دانستند  و جامعه را برای جهشی بزرگ در سایه این توافق آماده می‌کردند. از این نکته صرفنظر می‌کنیم که از صبح روز توافق، ناگهان موج آرزو‌های بلند فروکش کرد و با مردم چنان سخن گفته شد که گویی قرار نیست هیچ اتفاقی بیفتد! 150 میلیارد دلار به سه میلیارد دلار بدل شد و به گفته رئیس‌جمهور، قرار شد فعلا «نهال غرس کنیم»! با این همه می‌بینیم که جریان‌سازی با هدف تثبیت متن وین کماکان ادامه دارد و سامانه‌ای هدفمند با در دست گرفتن مدیریت رسانه‌های زنجیره‌ای و غیر آن، می‌کوشد این مسیر را تا آنجا ادامه دهد که نظام ناچار به پذیرفتن برجام شود.(در این لحظه در پی این نکته نیستیم که این متن خوب است یا بد و پذیرش آن به  نفع ایران است یا خیر) اما خوب است این نکته بنیادین از سوی صحنه‌گردانان این نمایش و کسانی که مقهور این کار شده‌اند مورد توجه قرار گیرد که اساس جمهوریت و اداره کشور براساس قانون، با اینگونه رفتارها فاصله‌ای طولانی دارد و سالهاست که  برای جلوگیری از چنین وضعی، قانون اساسی به عنوان میثاق ملی، ساز و کار مشخص و روشنی مطرح کرده که دقیقا یکی از تفاوت‌های نظام جمهوری با نظامات خودکامه را به تصویر می‌کشد. پیش از شرح مبانی حقوقی این گفتار، ذکر و یادآوری این نکته ضروری است که قانون و مبانی آن، اصولا و صرفا برای آنانی اهمیت دارد که قصد پایبندی به آن را دارند و تجربه نشان داده که همین جریان هوچی، در ماجرای فتنه 88 کوشید نظام را با آشوب‌های خیابانی و ایجاد ناامنی، وادار و ملزم به ابطال انتخابات کند و تذکر همه مشفقان و دلسوزان و در راس آنها رهبر عزیز انقلاب مبنی بر تمکین به قانون و پیگیری امور از مسیر و مجرای قانونی در آنها بی‌اثر بود. اکنون نیز شاهد نسخه دیگری از همان جریان هستیم. جریانی که می‌کوشد هر روز سبد آرزوهای مردم را در افق حصول تواق با 1+5 رنگین‌تر و پربار‌تر نشان دهد و به آنان اینگونه بنمایاند که با این توافق، به دروازه‌های رشد و تعالی و توسعه می‌رسید و در پی همین، صدای هر منتقد منصف را خاموش کند و هزینه مخالفت و حتی نقد را تا سرحد تقابل با آمال و آرزو‌های مردم بالا ببرد! اما این شگرد را خبرگان قانون اساسی در سال 58 پیش‌بینی کردند و برای جلوگیری از غلبه احزاب و اشخاص به منافع ملی، راه‌هایی را پیش‌بینی کردند که فرایند آن را مرور می‌کنیم:

ادامه نوشته

آن سوی توافق وین !

شاید نگاه یادداشت پیش روی به «توافق وین» و نتیجه‌ای که پذیرش آن در پی خواهد داشت، «بدبینانه»! تلقی شود و علاوه بر دشمنان که اینگونه برداشت‌‌ها را خوش ندارند، برخی از دوستان نیز ابرو درهم کشیده و زبان به گلایه بگشایند که چرا در گرماگرم دست‌افشانی این روزها، سنگ‌اندازی می‌کنید؟! ولی این نگاه با شواهد و مستنداتی همراه است که «باری به هرجهت»! نمی‌تواند پاسخ قابل قبولی برای آن باشد، ضمن آن که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه رئیس‌جمهور محترم کشورمان توصیه می‌کنند «لازم است متنی که فراهم آمده-برجام- با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و راه آن بسته شود» و تاکید می‌فرمایند «به خوبی می‌دانید که برخی از شش دولت طرف مقابل به هیچ رو قابل اعتماد نیستند».

ادامه نوشته

آن سوی توافق وین !

شاید نگاه یادداشت پیش روی به «توافق وین» و نتیجه‌ای که پذیرش آن در پی خواهد داشت، «بدبینانه»! تلقی شود و علاوه بر دشمنان که اینگونه برداشت‌‌ها را خوش ندارند، برخی از دوستان نیز ابرو درهم کشیده و زبان به گلایه بگشایند که چرا در گرماگرم دست‌افشانی این روزها، سنگ‌اندازی می‌کنید؟! ولی این نگاه با شواهد و مستنداتی همراه است که «باری به هرجهت»! نمی‌تواند پاسخ قابل قبولی برای آن باشد، ضمن آن که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه رئیس‌جمهور محترم کشورمان توصیه می‌کنند «لازم است متنی که فراهم آمده-برجام- با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و راه آن بسته شود» و تاکید می‌فرمایند «به خوبی می‌دانید که برخی از شش دولت طرف مقابل به هیچ رو قابل اعتماد نیستند».

ادامه نوشته

جدیدترین دستپخت ذوق‌زدگان!

* مسعود اکبری

ظاهرا تحریف واقعیت و ارائه آدرس غلط به افکار عمومی به امری عادی و بدیهی در رفتار روزنامه‌های زنجیره‌ای و رسانه‌های مدعی اصلاحات بدل شده است.
موضوعاتی همچون پایان تحریم قطعات هواپیما- که نهایتا به ارسال چند کاتالوگ ختم شد! - هیاهوی رسانه‌ای با موضوع ورود 9 هواپیمای جدید به ناوگان هوایی ایران- همان هواپیماهای فرسوده! که بلافاصله در لیست تحریم آمریکا قرار گرفتند! - آزادی 13 تن طلای خریداری شده ایران- که با بدعهدی آمریکا و خلف وعده در اجرای توافق ژنو با 19 ماه تاخیر به ایران رسید! - تنها بخشی از آدرس‌های غلطی بود که توسط این جماعت به افکار عمومی ارائه شد.

ادامه نوشته

کانال خرید یا دالان تحقیر؟!

محمد صادق فقفوری

جدا از دفاعیاتی که تیم محترم مذاکره‌کننده از برجام و قطعنامه شورای امنیت داشته و به دنبال آن رسانه‌های همسو با دولت با تیترهای ریز و درشت به استقبال آن رفته‌اند، نقاط و نکاتی در این متون وجود دارد که خواندن آن با تحیر همراه است و  انگشت تأسف به دندان گزیدن در پی دارد! اینکه چرا برخی از دولتمردان محترم و رسانه‌های همسو با آنان به این «موارد» هیچ اشاره‌ای نمی‌کنند، موضوع این نوشتار نیست و درخور واکاوی و بررسی جداگانه است، اما قطعاً پرداختن و نمایاندن حداقل بخشی از این «موارد سیاه»، به عنوان وظیفه هر شهروند مسلمان جامعه ایرانی، چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت و نمایاندن این «موارد»، لااقل مستند به آنچه که در اصل هشتم قانون اساسی کشورمان به آن تصریح شده است، بر همگان فرض است؛ این اصل مترقی قانون اساسی تأکید کرده: « در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‏ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت»؛  اما بخشی از موارد یاد شده را در ادامه بخوانید.

ادامه نوشته

پاسخ مثبت!

گفت: مقامات آمریکایی ادعا می‌کنند که با توافق وین، از تولید سلاح هسته‌ای توسط ایران جلوگیری کرده‌اند!
گفتم: ایران براساس آموزه‌های اسلامی تولید سلاح هسته‌ای را حرام می‌داند و در پی آن نبوده است که حالا آمریکا و متحدانش ادعا می‌کنند از تولید آن جلوگیری کرده‌اند!
گفت: باید از آنها پرسید؛ مگر شما طی سی و چند سال گذشته در پی براندازی جمهوری اسلامی، پیشگیری از صدور انقلاب، جلوگیری از پیشرفت‌های علمی ایران، کودتای نظامی و... نبوده‌اید؟ چرا اعلام نمی‌کنید که در هیچکدام از این موارد، نتوانسته‌اید هیچ غلطی بکنید؟!
گفتم: شاپور بختیار بعد از فرار، برای اینکه خود را در ایران پرطرفدار نشان بدهد، شب اول محرم بیانیه داده و اعلام کرده بود؛ از همه طرفدارانم در ایران می‌خواهم که فردا لباس سیاه بپوشند! و بعد با انتشار عکس‌هایی از عزاداری مردم ادعا کرده بود ملت به درخواست او پاسخ مثبت داده‌اند!

برجام مقدس نیست

متن «برجام» فراهم شده در مذاکرات وین، نه مقدس است، نه فتح خرمشهر است، نه مصوب رهبر معظم انقلاب و در تراز همت عالی ایشان است و نه تحفه‌ای که دل از مردم ما ببرد. اگر رهبر حکیم انقلاب آن گونه که یک سیاستمدار ذوق‌زده از اصل مذاکره با شیطان بزرگ گفت «توافق، بزرگ‌تر از فتح خرمشهر است» چنین تحلیلی از ماجرا داشت چند بار به تأکید نمی‌فرمود «متن فراهم آمده با دقت در مسیر قانونی ملاحظه و بررسی شود و در صورت تصویب، راه نقض عهدهای برخی طرف‌های مقابل که به هیچ وجه قابل اعتماد نیستند بسته شود» و «برای تصویب این متن یک مسیر قانونی پیش‌بینی شده‌ای وجود دارد که باید این مسیر را طی کند؛ ان‌شاءالله. انتظار ما این است که دست‌اندرکاران، با دقت مصالح را در نظر بگیرند. چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوه الهی اجازه هیچ گونه سوء استفاده‌ای از آن داده نخواهد شد و... در هر صورت، سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد».

ادامه نوشته

نقشه راهی که به چشم نیامده!

ساعتی پیش از اعلام توافق هسته‌ای وین و قرائت بیانیه مشترک ایران و 1+5،تفاهم‌نامه‌ای بین کشورمان و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای منعقد شد که به اعتبار بند 7 آن،به «نقشه راه»معروف شد.آن زمان بلافاصله این تردید پدید آمد که این نقشه راه 10بندی،چگونه و با چه ساز و کاری خواهد توانست مناقشه دوازده ساله ایران و آژانس را حل کند!؟ ملاحظه متن و همزمانی تقریبی آن با انتشار خبر توافق هسته‌ای و هیاهوی رسانه‌ای بعد از آن، نشان می‌داد که احتمالا اولا قرار نیست این نقشه راه خیلی به چشم بیاید و این رخداد تنها در سایه یک هیاهوی تبلیغاتی ممکن خواهد شد و ثانیا به جز این متن کم محتوا،باید متن یا متون دیگری هم بین ایران و آژانس رد و بدل شده باشد تا توان حل موضوع مهم پی ام دی را داشته باشد. تا چند روز قبل کسی تمایل چندانی به پرداختن به این توافق نشان نمی‌داد ،اما اعلام وجود ضمائم محرمانه و برخی واکنش‌های خارجی و داخلی، بار دیگر عطف توجه از برجام به این سند چند ماده‌ای را ضرورت بخشید.

ادامه نوشته

گرگ(گفت و شنود)

گفت: روزنامه صهیونیستی هاآرتص فاش کرد که نتانیاهو از توافق وین بسیار خوشحال و خشنود است.
گفتم: جان کری وزیرخارجه آمریکا و وندی شرمن معاون وی با صراحت اعلام کرده‌اند که در تدوین توافق وین با مقامات رژیم صهیونیستی در تماس و مشورت کامل بوده‌اند، بنابراین دلیلی ندارد که صهیونیست‌ها از توافق ناراضی باشند.
گفت: پس چرا بعضی وقت‌ها همین نتانیاهو جیلیز و ویلیز می‌کند و می‌گوید از توافق دل‌خوشی ندارد!
گفتم: چه عرض کنم؟! به گرگ گفتند قرار است تو را چوپان کنیم و گرگ به جای خوشحالی شروع به گریه کرد. پرسیدند باید خوشحال‌ باشی چون می‌توانی همه گوسفندها را بخوری! و گرگ در حالی که اشکش را پاک می‌کرد گفت؛ آخه می‌ترسم دروغ گفته باشید!

جای خالی حقوق در برجام

رئیس‌جمهور محترم کشورمان در یکی از موضع‌گیری‌های خود درباره توافقنامه ایران و 5+1 گفته‌اند  که «ما در این توافق 3 گل زده‌ایم و 2 گل خورده‌ایم». از پس و پیش صحبت‌های آقای روحانی که بگذریم، صرفا همین عبارت از جهات مهمی قابل بررسی است، چرا که در علم حقوق - که رئیس‌جمهورمان هم حقوق‌دان هستند و حتما مطلع‌اند- قاعده بسیار مهمی وجود دارد به این مضمون که «اقرار العقلا علی انفسهم جائز». این قاعده پذیرفته شده فقهی - حقوقی بدین معناست که اگر فرد عاقلی به بدهی خود اقرار کند، آن بدهی در حق وی تثبیت شده محسوب می‌شود و اما اذعان به طلبکاری‌اش نیاز به اثبات دارد. به عنوان مثال اگر شخص عاقلی اقرار کند که دو میلیون تومان بدهکار است و در همان حال سه میلیون تومان نیز از طرفش طلب دارد، دو میلیون تومان بدهی وی اثبات شده اما سه میلیون طلبکاری‌اش را بایستی اثبات نماید. سخن رئیس‌جمهورمان در قالب این قاعده فقهی - حقوقی که بررسی شود، این نتیجه منطقی را در پی دارد که ما در مذاکرات چندین ساله هسته‌ای، نهایتا پذیرفته‌ایم که به اندازه دو گل بدهکار شده‌ایم، اما به اصطلاح آن سه گل که زده‌ایم نیاز به اثبات دارد.

ادامه نوشته

سناریوی تسلیت برای شهید نتانیاهو!

6 تیر سال 1355 هواپیمایی که از تل آویو عازم پاریس بود توسط دو فلسطینی ربوده شده و به فرودگاه انتبه در اوگاندا منتقل شد. مبارزان فلسطینی با آزاد کردن مسافران غیراسرائیلی، خواستار آزادی تعدادی از زندانیان فلسطینی در بند رژیم صهیونیستی شدند. پاسخ تل آویو به این درخواست اعزام یگان 100 نفره کماندویی به انتبه بود. 13 تیر عملیات با شهادت مبارزان فلسطینی، کشته شدن تعدادی اوگاندایی و هلاکت افسر ارشد یگان کماندویی رژیم صهیونیستی پایان یافت. موساد طراحی و فرماندهی اصلی این عملیات را بر عهده داشت.

ادامه نوشته

پُشت و روی مذاکرات

برخی گفتارها یا رفتارها چنان است که ناظران را حساس می‌کند مخصوصاً اگر ریشه و عقبه هم داشته باشد. مانند همین اتفاق که جماعتی از مدعیان حمایت برای آقای روحانی رئیس جمهور مجسمه و تندیس ساختند اما از میان همین جماعت مدعی یکی در قواره وزیر راه دولت اصلاحات آمد و گفت ‌«شکست روحانی و اعتدال، شکست اصلاح‌طلبان نیست». این چه نوع شراکتی است که سود آن برای طرف معامله هست بی‌آن که در زیان معامله شریک باشد؛ چیزی شبیه برخی معاملات ربوی نزول‌خواران؟! یا مثلاً حساسیت برانگیز است که شعار مرگ بر آمریکا و هیهات مناالذله و نه سازش نه تسلیم انبوه مردم در مراسم تشییع 270 شهید، موجب دلواپسی بعضی‌ها می‌شود و اتفاقاً سوابق آنها را که مرور ‌کنی می‌بینی، 2 سال پیش جهد بلیغ کردند تا با دلواپسی، بیلبوردهای مربوط به بی‌صداقتی آمریکا را جمع کنند و ضمناً با خاطره‌بافی چنین القا کردند که امام(ره) مخالف مرگ بر آمریکا بود و مراسم روز ملی مبارزه با استکبار هم نباید برگزار شود.

ادامه نوشته

قاتل زنجیره‌ای توافقات!

دو هفته دیگر تا پایان ضرب‌الاجل تعیین شده برای مذاکرات هسته‌ای باقی مانده است و به گفته منابع نزدیک به مذاکرات متن توافق مملو از پرانتزهایی است که پر کردن آنها در این فرصت اندک بعید به نظر می‌رسد. وقتی پای دبه‌های جدید آمریکایی‌ها به میان می‌آید این تردید فزونی یافته و به سمت یقین میل می‌کند. اما بیایید فرض کنیم توافق جامع هسته‌ای منعقد می‌شود. چند روزی روزنامه‌های زنجیره‌ای پر می‏شوند از تیترهای پرطمطراق که فتح‌الفتوح و شق‌القمر و... شد! اما نباید فراموش کرد این توافق در خوشبینانه‌ترین حالت چیزی بیش از یک دهه به طول خواهد انجامید و با توجه به اخبار منتشر شده، بسیار بعید است که پس از طی این دوره برخورد با فعالیت‌های هسته‌ای ایران عادی شده و براساس ان.پی.تی باشد.

ادامه نوشته

تزریق پنی‌سیلین!

کاش نیازی به این نوشته نبود و یا دستکم این که نگارنده می‌توانست خود را قانع کند که نیازی به این وجیزه نیست. اما متاسفانه برخی از اظهارات رئیس‌جمهور محترم درباره چالش هسته‌ای و «توافق احتمالی» به‌گونه‌ای است که اگر مصداق «سهواللسان» و «خطای بیان» نباشد - که ان‌شاءالله باشد- بیم آن می‌رود که با سوءاستفاده دشمنان روبرو شود و زیاده‌خواهی بیشتر آنان را در پی داشته باشد. از این روی اشاره به نکاتی برای پیشگیری از سوءاستفاده حریف ضروری به نظر می‌رسد. از جمله اینگونه اظهارات می‌توان به بخشی از سخنان آقای دکتر روحانی در کنفرانس خبری روز شنبه ایشان اشاره کرد. آنجا که درباره پروتکل الحاقی می‌گویند؛

ادامه نوشته

مبنای غلط محاسبه

تورم و آثار و تبعات ناشی از آن، سال‌هاست دامن اقتصاد ایران را گرفته و رهایش نمی‌کند! هر دولتی مهار و کاهش تورم را جزو اهداف و برنامه‌های خودش می‌داند و با وعده بهبود اوضاع اقتصادی و به ویژه تورم رأی مردم را می‌گیرد. اما اینکه در به عمل رساندن آن وعده‌ها چقدر موفق بوده‌اند، چیزی است که قضاوتش به عهده مردم است. اگر بخواهیم به تعاریف آکادمیک و معمول دانشگاهی از تورم اعتنایی نکنیم، یک جمله از رئیس‌جمهور محترم- که حقیقتا جزو کلیدی‌ترین و درست‌ترین سخنان ایشان است -  می‌تواند درک و دریافتی صحیح از مفهوم تورم،فارغ از مباحث کارشناسی به ما بدهد وآن اینکه: «معیار تورم جیب مردم است نه بانک مرکزی و مرکز آمار» هر انسان منصفی با خواندن این جمله می‌فهمد که تورم چیست و خودش چه حال و روزی دارد. از یک روستایی دور افتاده تا یک شهرنشین متمول، همه می‌توانند درک کنند که هزینه‌های جاری زندگی، چه بر سر درآمدهایشان می‌آورد و آیا این درآمدها کفاف یک زندگی آبرومند را می‌دهد یا نه!؟

ادامه نوشته

مسائل خانوادگی(گفت و شنود)

گفت: یعنی آمریکایی‌ها نمی‌دانند که ایران هرگز به آنها اجازه بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته‌ای خود را نمی‌دهد؟
گفتم: خیلی هم خوب می‌دانند که از این خبرها نیست.
گفت: پس چرا این شرط باج‌خواهانه را مطرح می‌کنند؟!
گفتم: خب! برای اینکه در بازرسی از مراکز نظامی، توان نظامی ایران را ارزیابی کنند و خواستار برچیده شدن نقاط قوت ما بشوند و از طریق بازجویی دانشمندان هسته‌ای، زمینه ترور آنها را فراهم کنند!
گفت: ولی آمریکا باید می‌دانست که ایران با برخورد قاطع توی دهن آنها می‌زند که دیدیم دیروز چه عالی و محکم تودهنی خوردند.
گفتم: ولی حالا که تودهنی خورده‌اند، می‌گویند این شرط‌ها را کنگره مطرح می‌کند.
گفت: کنگره هر غلطی دلش می‌خواهد بکند، مسائل داخلی آنها به ما چه ربطی دارد؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! کشیش به دانش‌آموزان می‌گفت؛ همه ما انسان‌ها فرزندان حضرت آدم هستیم. یکی از دانش‌آموزان گفت؛ ولی پدر مقدس! پدر من می‌گوید که ما از نسل میمون هستیم و کشیش گفت؛ ببین فرزندم! مسائل خانوادگی شما به ما ربطی ندارد!

توافق بد فقط بد نیست!

اغلب سازمان‌های بین‌المللی امروزی محصول وقایع و نتیجه جنگ جهانی دوم هستند که سازمان ملل متحد بزرگ‌ترین آنها و به نوعی خود مادر بسیاری از سازمان‌ها و نهادهای دیگر است. اصطلاح «ملل متحد» را نخستین بار فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین بکار برد و سال 1945 با امضای منشور ملل متحد توسط 50 کشور، رسماً این سازمان پایه‌گذاری شد. سازمان بین‌المللی انرژی اتمی به عنوان یکی از زیر‌مجموعه‌های سازمان ملل نیز داستانی مشابه دارد. 12 سال پس از تولد سازمان ملل متحد، رئیس جمهور وقت آمریکا -دوایت آیزنهاور- طی سخنرانی خود در مجمع عمومی این سازمان، پیشنهاد تاسیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) را با شعار «اتم برای صلح» مطرح کرد. این سازمان بالاخره در سال 1957 آغاز به کار کرد و ایران جزو اولین کشورهایی بود که به آن پیوست.

ادامه نوشته

کوهنوردی(گفت و شنود)

گفت: این روزها بسیاری از اقتصاددانان طرفدار دولت هم از گره زدن مشکلات اقتصادی با نتیجه مذاکرات هسته‌ای به شدت انتقاد می‌کنند.
گفتم: خب حق دارند. با این بهانه‌گیری‌ها و زورگویی‌های آمریکا از همین حالا معلوم است که هیچ توافقی در کار نیست.
گفت: این اقتصاددانان می‌گویند اگر توافق هم بشود، گره‌ای از مشکلات اقتصادی باز نمی‌شود و دولتمردان باید بیماری اقتصادی کشور را با تکیه به ظرفیت‌های بر زمین مانده داخلی و برنامه‌ریزی‌های علمی و فنی، درمان کنند.
گفتم: چه عرض کنم؟! طرف می‌گفت؛ لذت‌بخش‌ترین قسمت کوهنوردی هنگامی است که از خواب بیدار می‌شوی و می‌بینی دیگه دیر شده و می‌تونی دوباره راحت بخوابی!

کمپ کدخدا خبری نبود

از اردیبهشت 92 که آقای روحانی گفت آمریکا کدخداست و بستن با کدخدا راحت‌تر است، دو سال می‌گذرد. او در این دو سال حتما باتجربه‌تر شده است. شاهد این ادعا سخن رئیس‌جمهور در روز مبعث خطاب به برخی شیوخ عرب بود مبنی بر اینکه «به کمپ پیامبر(ص) و قرآن پناه ببرید، به سوی کمپ دیوید نروید. کمپ اسلام و پیامبر می‌تواند منجی شما باشد». این سخن به آن کلام حکیمانه مقتدای انقلاب نزدیک است که دو هفته پیش در جمع کارگران فرمودند «کلید حل مشکلات اقتصادی در نیویورک و لوزان و ژنو نیست، در داخل است.»

ادامه نوشته

دستاوردها یا از دست‌داده‌ها‌؟!

 

1- سال 1394 در نخستین روزهای خود با رخدادهای سرنوشت‌سازی همراه بود. بیانات رهبرمعظم انقلاب در حرم رضوی(ع) که باید از آن با عنوان «نقشه راه جمهوری اسلامی ایران» نه فقط برای سال 94 بلکه برای همه سال‌ها یاد کرد و سه رویداد بزرگ دیگر که هر یک از آنها به‌تنهایی می‌تواند در فهرست وقایع تاریخ‌ساز دنیای امروز جای گیرد. اول؛ حمله وحشیانه راهزنان شترسوار آل‌سعود با جنگنده‌های اهدایی آمریکا و اجاره‌ای اسرائیل به مسلمانان مظلوم یمن که در ادامه آرزوی برباد رفته اجدادشان، ابولهب و ابوجهل و ابوسفیان صورت گرفته است. دوم؛ قلع‌و قمع تروریست‌های تکفیری داعش در سوریه و عراق که نطفه حرام آنها در رحم اجاره‌ای و مشترک غربی، عبری و عربی بسته شده بود و فرزندان روح‌الله در سوریه و عراق و لبنان با قلع و قمع آنها داغشان را بر دل والدین حرامی آنان گذاردند و سوم؛ مذاکرات هسته‌ای در لوزان که متأسفانه نتیجه آن کام ملت را تلخ کرد. چرا که حریف به فریب و خدعه، خواسته‌های نامشروع خود را که طی 12 سال گذشته بر زمین مانده بود به ایران اسلامی تحمیل کرد و کلاه ‌گشاد توافق ژنو را در پوشش بیانیه مطبوعاتی بر سر فعالیت هسته‌ای کشورمان گذاشت. در ادامه یادداشت پیش‌روی شرح بیشتری از این ماجرا خواهیم داشت.
ادامه نوشته

توافق هسته‌ای محال است!


۱- شاید کسانی این نگاه را «بدبینانه» تلقی کنند ولی همه شواهد و نشانه‌های موجود حکایت از آن دارند که نگاهی «واقع‌بینانه» است و آن، این که چالش هسته‌ای کشورمان  با حریف «نقطه پایان» ندارد و رسیدن به توافقی که در آن حق ایران اسلامی به رسمیت شناخته شده باشد، «ناممکن» و «محال» است. چرا که چالش هسته‌ای یازده ساله با ۵+۱ و پیش از آن با تروئیکای اروپایی فقط تابلوی هسته‌ای دارد ولی ماهیت و موضوع آن «هسته‌ای» نیست. آمریکا چالش هسته‌ای را بهانه‌ای برای تحریم‌ها می‌داند و تحریم‌ها را «کارآمدترین حربه»! برای مقابله با پیشرفت و جهان‌شمولی ایران اسلامی تلقی می‌کند. حالا اگر دشمنی آمریکا با موجودیت جمهوری اسلامی ایران را هم به صورت مسئله اضافه کنیم، نتیجه می‌گیریم که از نگاه آمریکا و متحدانش چالش هسته‌ای ادامه درگیری‌های سی و چند ساله و از جمله، صحنه دیگری از جنگ ۸ ساله است. بنابراین، «لغو تحریم‌ها» که در مذاکرات هسته‌ای دنبال می‌کنیم، مانند آن است که از حریف انتظار داشته باشیم در میدان جنگ با ایران اسلامی، کارآمدترین اسلحه خود را زمین بگذارد! و بدیهی است که نگذاشته و نمی‌گذارد. کسانی که از مذاکرات هسته‌ای نتیجه دیگری را انتظار دارند، جغرافیای مذاکرات را آنگونه که واقعاً هست نمی‌بینند و به جای آن که با نگاه به «شناسنامه مذاکرات» که «غیر هسته‌ای» است، مسیر حرکت خود را تنظیم کنند، به «تابلوی مذاکرات» که آدرسی غلط می‌دهد چشم دوخته‌اند.

ادامه نوشته

سایه پیش روی!


1- این نوشته در پی آن نیست که تلاش بی‌وقفه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان را نادیده بگیرد و یا در انگیزه آنان برای حفظ و حراست از دستاوردهای نظام خدشه‌ای وارد کند ولی شواهد و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهد آنچه تاکنون و در جریان مذاکرات اخیر با گروه کشورهای 5+1 به دست آورده‌ایم با آنچه وعده داده شده بود و انتظار می‌رفت فاصله زیادی دارد تا آنجا که می‌توان گفت تنها دستاورد دور جدید مذاکرات اثبات بی‌خدشه این واقعیت بوده است که «آمریکا قابل اعتماد نیست»!
و این، اگر چه با دستاوردهای مورد انتظار همخوانی نداشته و از جنس و سنخ دیگری است ولی بی‌تردید دستاورد بزرگی است که می‌تواند در ترسیم «نقشه‌راه» نقش سرنوشت‌سازی داشته و برخی از توهمات پمپاژ شده طی سال‌های اخیر را از میان بردارد.
و اما، این فاصله که پر ناشدنی به نظر می‌رسد را نه در کوتاهی تیم مذاکره‌کننده، بلکه باید در بستر و چارچوب -modality- تحمیل شده مذاکرات جست‌وجو کرد و به قول «لاپلاس»، کسی که در کویر پشت به خورشید می‌دود، همواره سایه خود را پیش روی خواهد داشت و نباید تصور کند که با افزایش سرعت می‌تواند از سایه خود سبقت بگیرد! چاره کار، تغییر «جهت حرکت» است و نه؛ افزایش سرعت. یادداشت پیش روی، اگر از وسوسه اصحاب وطن‌فروش فتنه 88 و لیبرال‌های سینه‌چاک و خود باخته- و بعضا خود فروخته- غرب‌گرا دور بماند، در پی همدلی و همراهی با تیم مذاکره‌کننده کشورمان است و در وسع و اندازه خود، لغزش‌گاه‌های مسیری که پیش گرفته شده است را به نمایش می‌گذارد و بر این واقعیت تاکید دارد که بستر و چارچوب کنونی مذاکرات همان «شتر مجنون» در داستان ملای‌رومی است که دل در گرو کُرِه خود دارد و برای رسیدن به «کوی‌لیلی» قدم از‌قدم بر نمی‌دارد. بخوانید!

ادامه نوشته

چرا جدی نباشند؟! (یادداشت روز)

ابتدا باید گفت در این واقعیت تردیدی نیست که تیم مذاکره‌کننده کشورمان، فرزندان انقلاب و افرادی مورد اعتماد و اطمینان هستند و این روزها انجام ماموریت خطیر و تعیین‌کننده‌ای را بر عهده دارند که حمایت و پشتیبانی از آنان را به یک وظیفه دینی و ملی تبدیل کرده است. اما، فرزندان یک خانواده و افراد قابل اعتماد هم می‌توانند علی‌رغم نیت پاک و انگیزه خدمتی که دارند، دچار «خطا» شوند بی آن که خطای آنها به اعتماد و اطمینان ملت نسبت به آنان خدشه‌ای وارد کند. در این حالت، نقد برخی از مواضع و عملکرد تیم هسته‌ای کشورمان، نه فقط «تضعیف» تیم مذاکره‌کننده نیست بلکه، اگر نقدها، منصفانه، دلسوزانه و همراه با ارائه دلیل و سند باشد، می‌تواند به جبران خطا و تصحیح عملکرد منجر شود و این، به مفهوم و معنای حمایت و تقویت اعضای گروه مذاکره‌کننده است. همین جا باید گفت؛ شواهد و قرائن فراوانی در دست است که نشان می‌دهد اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 بعد از ناکامی در فتنه یادشده، پروژه ضربه زدن به نظام اسلامی را در پوشش دروغین حمایت از دولت آقای روحانی و ادعای منافقانه پشتیبانی از تیم هسته‌ای کشورمان، دنبال می‌کنند و دقیقا به همین علت، اصرار دارند هرگونه نقد دلسوزانه و خیرخواهانه را به حساب مخالفت و دشمنی با دولت کنونی و تیم هسته‌ای برخاسته از آن بنویسند.
با این مقدمه که ماهیت و انگیزه نقدهای کیهان را توضیح می‌دهد، اشاره به دو نکته درباره روند مذاکرات هسته‌ای را که این روزها شاهد بوده‌ایم، ضروری می‌دانیم؛
اول: اظهاراتی که مقامات رسمی آمریکا، انگلیس و فرانسه در جریان مذاکرات هسته‌‌ای ایران با گروه 1+5 بر زبان و قلم آورده‌اند، اگرچه کمترین تردیدی باقی نمی‌گذارد که آمریکا و متحدانش قابل اعتماد نیستند ولی این بی‌اعتمادی را نباید و نمی‌توان در نقض برخی از مفاد توافقنامه ژنو جستجو کرد، چرا که با جرأت می‌توان گفت توافقنامه ژنو علیه موجودیت برنامه هسته‌ای کشورمان تهیه و تنظیم شده است، بنابراین بدیهی است که برخلاف آنچه این روزها در شماری از محافل و مجامع سیاسی داخل‌کشور بر سر زبان‌ها و قلم‌هاست، حریف کمترین دلیلی برای نقض توافقنامه نمی‌بیند و نقض هیچیک از مفاد آن را به سود خود ارزیابی نمی‌کند!
مراجعه به متن این توافقنامه - نسخه اصلی و نه، به قول آقایان ظریف و عراقچی، نسخه ‌«FACT SHEET» منتشر شده از سوی کاخ‌ سفید - به وضوح نشان می‌دهد که جای جای آن، با هدف نهایی توقف کامل فعالیت هسته‌ای ایران اسلامی طراحی شده است که در یادداشت روز کیهان 11/9/92 و با عنوان «نه کلاهک، نه کلاه» به موارد مستندی از آن اشاره شده بود. بنابراین سخن از عهدشکنی و نقض پیمان آمریکا و متحدانش درباره متن توافقنامه ژنو نیست، چرا که حریف با زرنگی - بخوانید موذی‌گری - و با بهره‌گیری از کم دقتی و غفلت تیم مذاکره‌کننده کشورمان، هدف نهایی خود را که تضعیف و نهایتا توقف برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است، در بندهای اصلی توافقنامه گنجانده است. از این روی آمریکا و متحدان اروپایی‌اش باید خیلی ناشی و تازه‌کار باشند که بخواهند این توافقنامه و یا بخش‌ها و بندهایی از آن را نادیده گرفته و نقض کنند.
آقای دکتر ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان در جمع ایرانیان مقیم امارات گفته است «خانم کاترین اشتون با من تماس گرفت که اطمینان بدهد کشورهای 5+1 نسبت به اجرای تعهداتشان جدی هستند»! که باید پرسید؛ چرا جدی نباشند؟ و اساساً با توجه به متن توافقنامه باید هم بر انجام بی‌کم و کاست آن اصرار و تأکید داشته باشند. به بیان دیگر، این حریف است که باید نگران پایبندی ایران به مفاد توافقنامه ژنو بوده و این دغدغه جدی را داشته باشد که مبادا جمهوری اسلامی ایران، از اجرای آن خودداری ورزیده و همه آنچه را که آمریکا و متحدانش از نشست نیویورک تا اجلاس‌های ژنو 2 و ژنو 3 رشته بودند، پنبه کند، که صد البته باید هم چنین کند.
و اما، غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و متحدان اروپایی‌اش از آنجاست که در جریان مذاکرات نیویورک و ژنو 2 و 3، از تلاش برای رسیدن به یک راه حل مرضی‌الطرفین سخن گفته و اطمینان داده بودند که حق قانونی ایران در برخورداری از فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیز را مطابق مفاد NPT و پادمان‌های مربوطه محترم می‌شمارند- اظهارات اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل و جان‌کری و وندی‌شرمن در جریان مذاکرات- ولی برخلاف در باغ سبزی که نشان داده و اطمینان عزیزان مذاکره کننده کشورمان را جلب کرده بودند، با شارلاتانیزم دیپلماتیک و بهره‌گیری از بازی «پلیس‌خوب و پلیس بد» که تظاهر اسرائیل به مخالفت با توافقنامه بخش اصلی آن بود، متن توافقنامه را به گونه‌ای تنظیم کرده‌اند که اگر به همان روال به اجرا درآید، توقف برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران اسلامی را درپی خواهد داشت و یا نهایتاً، از برنامه هسته‌ای پیشرفته و بومی کشورمان، فقط فعالیتی در حد و اندازه آزمایشگاهی- و نه صنعتی- باقی می‌ماند! و البته آنگونه که حریف وعده داده است، دسترسی به 7 میلیارد دلار از 100میلیارد دلار دارایی مسدود شده ایران، امکان‌پذیر خواهد بود که در مقابل آنچه داده‌ایم یا قرار است بدهیم، بسیار ناقابل است. دیروز اوباما در جمع صهیونیست‌های مرکز «سابان» با غرور و تکبر به شرح موفقیت‌های خود در مذاکرات هسته‌ای با ایران پرداخت و گفت «کاری که ما کردیم این بود که کمی شیر آب را باز کردیم و همانطور که گفتم؛ حداکثر 7 میلیارد از 100 میلیارد دلار دارایی آنها که در نتیجه تحریم‌های ما مسدود شده است، آزاد خواهد شد... اگر ما بتوانیم به همان روشی که رونالد ریگان با جماهیرشوروی مذاکره می‌کرد و در ضمن آنها را به چالش می‌کشید، درباره برنامه هسته‌ای ایران مذاکره کنیم، در نهایت بر آنها پیروز می‌شویم»!
دوم: وزیر امور خارجه کشورمان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران و در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان که انتقاداتی به توافقنامه ژنو داشت و از فراوانی آنچه داده‌ایم در مقابل ناچیز بودن آنچه گرفته‌ایم گلایه می‌کرد، گفت؛ غربی‌ها از چهارتا تانک و موشک‌ ما نمی‌ترسند بلکه از مردم ایران می‌ترسند. که تا اینجا، سخن سنجیده‌ای است، و بلافاصله افزود «آیا آمریکا که می‌تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد، از سیستم دفاعی ما می‌ترسد»؟! این اظهارنظر نسنجیده از سوی وزیر خارجه کشور و دیپلمات ارشد تیم مذاکره‌کننده، جز بالا بردن دست‌ها به نشانه تسلیم در مقابل تهدید نظامی حریف، مفهوم دیگری ندارد. البته جناب ظریف دو روز بعد سعی کرد اظهارات آن روز خود را تصحیح کند ولی دیگر کار از کار گذشته بود و دشمن پیام تسلیم را گرفته بود! آقای ظریف باید به این نکته بدیهی توجه می‌کردند که مردم مسلمان این مرز و بوم در جریان جنگ تحمیلی 8 ساله با دست خالی در مقابل حمله نظامی مشترک همه قدرت‌های جهانی ایستاده و پیروز از میدان بیرون آمده‌اند. بدیهی است دشمن به خوبی می‌داند که کانون قدرت نظام کجاست و به همین علت از اظهارات وزیر خارجه کشورمان تنها برای توهم‌‌پراکنی درباره ضعف جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌کند- که در سطح گسترده‌ای چنین کرد- و نه به عنوان دیدگاهی که برخاسته از کانون اصلی قدرت و اقتدار نظام است. دشمن بارها رجز خوانده است که «گزینه نظامی» روی میز است و پاسخ پرصلابت گرفته است که هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. اما، اظهارات وزیر محترم امور خارجه، اگرچه بعدها سعی در اصلاح آن داشت، یک خطای پر آسیب بوده است که انتظار می‌رود از تکرار آن جلوگیری شود. همانگونه که اظهارنظر آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم کشورمان درباره «خالی بودن خزانه»، زیانبار و غیرقابل توجیه بوده و هست. ایشان هم در جلسه رأی اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان تلاش کرد خطای یاد شده را جبران کند ولی...
گفتنی است که در ادبیات گفتمانی و مخصوصا در عرصه دیپلماتیک، وقتی سخنی گفته و یا مطلبی نوشته می‌شود، آنچه مخاطب از آن برداشت می‌کند، ملاک است و نه منظور دیگری که احتمالا گوینده یا نویسنده در نظر داشته است و دقیقا از همین روی اظهارنظر آقای ظریف که ادعای مالکیت امارات بر جزیره ابوموسی را قابل گفت‌وگو دانسته بود نیز نسنجیده و از یک دیپلمات انتظار نمی‌رفت.
و بالاخره؛ اگر حریف این پیام را دریافت کند که خزانه کشور خالی است! و سیستم دفاعی نظام با پرتاب یک بمب منهدم می‌شود! و حق مالکیت قطعی ایران بر جزیره ابوموسی قابل گفت‌وگو است! و... چه انتظاری می‌توان داشت که مارش پیروزی نزند و تیم مذاکره‌کننده کشورمان را دست خالی تصور نکند و...!

حسین شریعتمداری

دعای آهسته (یادداشت روز)

1- برخلاف آنچه این روزها، برخی از جریانات سیاسی به غلط تصور و یا به عمد القاء می‌کنند، بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب که در دیدار اخیر و پرشور دانش‌آموزان و دانشجویان با ایشان ایراد شده بود، مجموعه‌ای از چند‌جزء جدا از هم و بی‌ارتباط با یکدیگر نیست که کسانی بتوانند و یا در پی آن باشند، بخشی از آن را به میل و دلخواه خود برجسته کرده و بخش‌های دیگر را که تفسیرکننده و توضیح‌دهنده بخش مورد نظر است، وانهاده و نادیده بگیرند. بیانات اخیر حضرت آقا مانند سایر رهنمودهای ایشان، یک مجموعه هماهنگ است که اجزاء آن با یکدیگر پیوندی ارگانیک دارند و هر جزء در کنار و در پیوست با سایر اجزاء قابل تعریف است. در مثل مناقشه نیست، از این روی به‌عنوان مثال- و فقط به‌عنوان مثال- و برای تقریب ذهن می‌توان به داستان معروف آن ژولیده دوره‌گرد اشاره کرد که از او پرسیدند؛ چرا نماز نمی‌خوانی؟ پاسخ داد؛ در کلام خدا آمده است «لا تقربوا الصلوه... به نماز نزدیک نشوید» گفتند اما، این آیه دنباله «و انتم سکاری... در حالی که مست هستید» هم دارد، یعنی در حال مستی نماز نخوانید. مدعی گفت؛ مگر بخش اول، دستور خدا نیست؟ چه گناهی دارم اگر به این دستور عمل کرده باشم؟! او را گفتند؛ این بخش از بخش دوم جدا نیست و اگر چنان کنی، نه فقط بخشی از فرمان خدا را بجای نیاورده‌ای، بلکه مصداق آنانی هستی که به بعضی از آیات ایمان آورده و به برخی دیگر کفر می‌ورزند- نومن ببعض و نکفر ببعض- و این، شیوه کافران و منافقان است.

ادامه نوشته

مزاحم نشوید، فروشی نیست ! (یادداشت روز)

1- این حکایت را پیش از این در ستون «گفت و شنود» کیهان دیده‌اید ولی برای وضوح بیشتر آنچه در یادداشت پیش روی آمده است، هیچ داستانی را گویاتر از آن نیافتیم و از آنجا که «حکایت همچنان باقی است»، اشاره دوباره به آن را خالی از فایده ندیدیم... و ماجرا، این که؛
می‌گویند در گذشته‌ای نه چندان دور، یکی از روستائیان، الاغ خود را به بازار مال‌فروشان آورده و به دلالی سپرد تا جار بزند که قصد فروش آن را دارد. دلال با حرارت جار می‌زد و به مشتریان از محسنات الاغ خبر می‌داد که؛ حیوانی انسان‌دوست! و اهل مدارا با همگان است! بار بر می‌دارد و آزار ندارد! و... الاغ اما، هر یک از مشتریان را که از روبرو می‌آمد، به شدت گاز می‌گرفت و اگر خریدار از پشت می‌آمد با لگد الاغ روبرو می‌شد. جماعتی که شاهد ماجرا بودند به روستایی گفتند؛ افسار الاغت را بگیر و به روستا برگرد! هیچ آدم عاقلی این الاغ را نمی‌خرد. روستایی در جواب گفت؛ الاغ را برای فروش نیاورده‌ام! فقط می‌خواستم همه مردم بدانند که من از دست این حیوان چموش چه می‌کشم تا اگر یک روز شنیدند که او را به قصد کشت زده و لت و پار کرده‌ام، به دفاع از او کمپین حمایت از حقوق حیوانات تشکیل ندهند و کمیته مربوطه در سازمان ملل متحد برای پی‌گیری علت سقط شدن این حیوان چموش «بازرس ویژه»! نفرستد و قطعنامه صادر نکند!

ادامه نوشته

دی.‌ان.‌ای حریف‌در مذاکرات ژنو (یادداشت روز)


این روزها و پس از مواجهه دیپلماتیک ایران و آمریکا طی دو، سه هفته گذشته، نگاه‌ها به مذاکرات ژنو دوخته شده است.
گفتنی است؛ مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 در حالی از سه‌شنبه هفته جاری شروع می‌شود که طی روزهای اخیر فضاسازی رسانه‌‌های غربی علیه ایران اوج گرفته است.
لازم است، قبل از ورود به بحث اصلی، برای روشن‌تر شدن فضای مورد بحث به برخی از تحرکات و عملیات‌ رسانه‌ای حریف در آستانه مذاکرات ژنو اشاره‌ای داشته باشیم.

ادامه نوشته

نقطه پايان كجاست ؟! (يادداشت روز)

شايد تعجب آور باشد ولي واقعيت دارد كه اگر روند مذاكرات هسته اي كشورمان با گروه 1+5 به روال كنوني ادامه يابد و در چارچوب آن تغييري داده نشود، از هم اكنون مي توان حدس زد اجلاس روز سه شنبه 8 اسفند/26 فوريه- قزاقستان نيز كمترين نتيجه قابل قبولي در پي نخواهد داشت. چرا؟! در اين باره گفتني هايي هست.

ادامه نوشته

اين خطا چرا ؟! (نكته)

در حالي كه آژانس بين المللي انرژي اتمي اعتراف مي كند در بازرسي هاي همه جانبه و نزديك به 10 ساله خود از تأسيسات هسته اي جمهوري اسلامي ايران هيچ نشانه قابل اعتنايي به دست نياورده است كه حاكي از انحراف فعاليت هسته اي صلح آميز كشورمان به سوي توليد سلاح اتمي
-DIVERSION- باشد و به همين علت درتلاش است دست خالي خود از نشانه هاي فني و حقوقي را با بهانه جويي هاي غيرقانوني و پاس دادن پرونده به بستر سياسي- ارسال به شوراي امنيت سازمان ملل- جبران كند، برادر عزيزمان آقاي دكتر فريدون عباسي دواني، رياست محترم سازمان انرژي اتمي كشورمان در اظهاراتي غيرمنتظره و تعجب آور بي آن كه بدانند
- يا خداي نخواسته بخواهند- نياز مبرم 1+5 و آژانس بين المللي را براي ادامه كينه توزي عليه فعاليت هسته اي صلح آميز كشورمان تامين كرد! آقاي فريدون عباسي در مصاحبه با روزنامه سعودي و عرب زبان الحيات- چاپ لندن- كه در حاشيه نشست عمومي آژانس بين المللي انرژي اتمي در وين صورت پذيرفته بود ادعا كرد جمهوري اسلامي ايران در «برخي از مواقع اطلاعات نادرستي»! را در اختيار آژانس قرار داده است.
رئيس سازمان انرژي اتمي كشورمان در اين مصاحبه گفته است؛ «گاهي اوقات ما اطلاعات غلطي منتقل مي كرديم، چون چاره ديگري براي گمراه كردن جاسوسان خارجي نداشتيم. گاهي خودمان را ضعيف و گاهي نيز قوي تر از آنچه واقعا بوديم جلوه داده ايم»! آقاي دكتر عباسي در ادامه مي گويد «هفت سال پيش تهران متوجه شد كه ماموران اطلاعاتي سازمان جاسوسي بريتانيا- ام.آي6.- اطلاعاتي را در مورد ايراني هايي كه در چارچوب برنامه هاي هسته اي ايران با آژانس همكاري داشته اند، جمع آوري كرده اند... دانشمندان هسته اي ايراني نيز كه بعدها از سوي جاسوسان صهيونيست به قتل رسيدند در ميان همين افراد بودند.»
اظهارات آقاي دكتر عباسي همانگونه كه انتظار مي رفت، بلافاصله بعد از انتشار، بازتاب بسيار گسترده اي يافت و با استقبال آميخته به ذوق زدگي فراوان آمريكا، اسرائيل و متحدان اروپايي آنها روبرو شد. چرا كه متأسفانه در اظهارات بي اساس رئيس محترم سازمان انرژي اتمي كشورمان، نياز خود را به صورت يك امتياز دريافت كرده بودند!
سؤال اين است كه جناب دكتر عباسي از طرح اين ادعا چه انگيزه اي داشته و در جغرافياي سخن خويش كداميك از منافع ملي كشورمان را دنبال مي كرده است؟ چرا كه بازرسان آژانس در بازرسي هاي 10 ساله خود هيچ نشانه اي از انحراف در برنامه هسته اي صلح آميز كشورمان به دست نياورده اند و دقيقا به همين علت، از يكسو پرونده را به بستر سياسي كشانده اند تا نيازي به شواهد فني و حقوقي نداشته باشند
- اعتراف البرادعي- و از سوي ديگر براي ادامه چالش، اين بهانه را پيش كشيده اند كه جمهوري اسلامي ايران در ارائه اطلاعات لازم به آژانس صادق نبوده است! و پاسخ منطقي و حقوقي ما، اين بوده و هست كه آژانس مطابق اساسنامه بر يافته هاي بازرسان خود تكيه دارد، نه اطلاعات ارائه شده از سوي كشور تحت بازرسي و دقيقا به همين علت است كه اطلاعات ارائه شده نيز راستي آزمايي- VERIFICATION- مي شوند تا صحت و سقم آن معلوم شود و اكنون در حالي كه آژانس علاوه بر بازرسي هاي پي درپي، اطلاعات ارائه شده از سوي ايران را نيز راستي آزمايي كرده و خلاف قابل اعتنايي در آن نديده است، آقاي دكتر عباسي مي فرمايند كه در برخي از موارد اطلاعات غلط به آژانس داده ايم! آيا جناب دكتر عباسي از اين نكته بديهي بي خبر بوده اند؟! آيا نمي دانسته اند كه به عنوان رئيس سازمان انرژي اتمي كشورمان با اظهارات نسنجيده و البته غيرواقعي خود، نياز دشمن را به آنان هديه مي كنند؟!
ايشان مي گويد ارائه اطلاعات غلط براي گمراه كردن جاسوسان خارجي بوده است! كه بايد پرسيد اولا؛ مگر آژانس بدون بازرسي و راستي آزمايي اطلاعات ارائه شده را مي پذيرد؟ و ثانيا؛ جاسوسان خارجي نهايتا در پي آن بوده اند كه اطلاعات ارائه شده از سوي ايران را غلط جلوه دهند. اين دقيقا و با عرض پوزش همان پي آمد و نتيجه اي است كه اظهارات جناب عباسي بي آنكه بخواهند در پي داشته است!
وقتي مي فرمايند برخي اطلاعات ارائه شده غلط بوده است سخنگوي وزارت خارجه آمريكا نيز به خود حق مي دهد بگويد از كجا معلوم اطلاعاتي كه اكنون ارائه مي شود، نادرست و گمراه كننده نباشد؟!
با توجه به اينگونه خطاهاي فاحش، آنهم در پرونده هسته اي كشورمان، اولين و ابتدايي ترين گام ضروري آن است كه اظهارنظر در اين باره تنها برعهده مسئول تيم هسته اي، سخنگوي تيم و يا شخصيت هايي كه جايگاه آنان از قبل تعريف شده است، باشد.

حسين شريعتمداري

دايره شكست (يادداشت روز)

واژه «تحريم» واژه ناشناخته اي براي مردم و مسئولان كشورمان نيست. در تمامي سال هاي پس از انقلاب اسلامي همراه با تقابل جمهوري اسلامي با قدرت هاي استكباري سريال تحريم ها عليه ايران تداوم داشته است.
نقطه عطف اين تحريم ها بر ضد ايران اسلامي سال گذشته و چند ماه مانده به انتخابات مجلس نهم بود كه براي اولين بار تحريم ها در مختصات «تحريم نفتي ايران» و «تحريم بانك مركزي» پيش كشيده شد. ذوق زدگي رسانه هاي وابسته به قدرت هاي غربي از اعلام اين تحريم ها به گونه اي پيش رفت كه در به اصطلاح ارزيابي راهبردي شان پيرامون وضعيت ايران آنهم در بزنگاه حساس انتخابات سال 90 ادعا كردند اين تحريم ها «گزنده» و «فلج كننده» است و اينجا بود كه كارشناسان «راديو فردا»، «صداي آمريكا»، «دويچه وله»، «بي بي سي»، «سي ان ان» و رسانه هاي معاند و ضدانقلاب به صف شدند تا در قالب يك نظريه واحد، كاهش حضور مردم در انتخابات را نتيجه بگيرند و نتيجه بعدي را به مذاكرات ايران با گروه 1+5 گره بزنند كه؛ «ايران مجبور خواهد شد در مذاكرات بلند پروازي نكند و شرايط غرب را بپذيرد!»

ادامه نوشته

ويروس فليم (گفت و شنود)

گفت: آمريكا و اسرائيل بعد از مذاكرات بغداد روي جنگ سايبري عليه برنامه هسته اي ايران خيلي سروصدا راه انداخته اند!
گفتم: كه چي؟! معلومه كه از مذاكرات بغداد بدجوري كلافه شده اند.
گفت: ادعا مي كنند كه با استفاده از ويروس هايي مثل ويروس شعله -FLAME- مي توانند به تاسيسات هسته اي ايران ضربات سختي بزنند!
گفتم: پس چرا تا حالا نتوانسته اند هيچ غلطي بكنند؟! و اگر چنين قدرتي دارند چرا در مذاكرات هسته اي با التماس از ايران مي خواهند كه كوتاه بيايد؟!
گفت: اتفاقا يكي از سناتورهاي آمريكايي گفته است؛ ايران از اين گنده گويي ها واهمه اي ندارد و ما هم به جاي اين توهم پراكني ها بايد علت واقعي شكست خود در مذاكرات بغداد را جستجو كنيم.
گفتم: يارو آس و پاس شده بود و براي اينكه خودش را از تك و تا نيندازد به دوستانش مي گفت، كف دستم مي خاره و معلومه كه يك پولي به دستم مي رسه، پشتم هم خارش داره و نشانه اينه كه گنج پيدا مي كنم و... دوستش گفت؛ مرد حسابي! همه اينها نشانه اينه كه بدنت چركه، پاشو برو حموم!

چاه وين و چاله مسكو ! (يادداشت روز)

شايد در نگاه اول، باور كردني نباشد و شايد هم برداشت مورد اشاره اين يادداشت، «ادعاي خلاف» و يا «سخن گزاف» تلقي شود! ولي توضيح مستندي كه در پي خواهد آمد از چاهي حكايت مي كند كه آژانس بين المللي انرژي اتمي به زعم خود و غافل از هوشمندي مثال زدني تيم هسته اي ايران در مذاكرات روز جمعه وين -19خرداد/ 8ژوئن- پيش پاي نمايندگان كشورمان حفر كرده و با پوشش نازكي از «قانون نمايي»! سعي در استتار دهانه آن دارد! آژانس به بهانه اطمينان از صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران و در ادامه چالش غيرقانوني و باج خواهانه نزديك به 10 سال گذشته، اين بار پروژه جديدي را با عنوان من درآوردي -تأكيد مي شود من درآوردي- «رهيافت سازمان يافته» -STRUCTURE APPROACH- و در قالب يك فرمول و چارچوب -MODALITY- براي ادامه مذاكرات طراحي كرده و به ميدان آورده است.

ادامه نوشته

واكاوي نياز غرب به مذاكره

بابك اسماعيلي
طي يك هفته اخير و همزمان با مباحث مربوط به مذاكرات تيم هسته اي كشورمان در بغداد، جريان رسانه اي غرب با بزرگ نمايي برخي مباحث انحرافي نظير تاثيرات منفي مذاكرات در افزايش تحريم ها بر جمهوري اسلامي، در اقدامي هماهنگ و عامدانه، با قراردادن تحليل هاي هدف دار بر بام رسانه اي جهان، به عنوان ضلع و بازوي ديگر غرب در ميز مذاكره با ايران وارد شد.
تاثير اين موج رسانه اي حتي به داخل كشور نيز سرايت كرد و برخي از روزنامه ها و سايت هاي داخلي نيز چه به صورت عامدانه و چه به دليل نداشتن بينش استراتژيك- با سياه نمايي وضعيت معيشتي و اقتصادي مردم و طرح اين شبهه كه در صورت شكست مذاكرات بغداد موجي از تورم، بيكاري، تحريم هاي فلج كننده و به عبارتي بحران، فضاي دروني و پيراموني ايران را فرامي گيرد، به جريان مذكور پيوستند و خواسته يا ناخواسته درسوي ديگر ميز مذاكره با تيم هسته اي كشورمان قرار گرفتند.
پس از مذاكرات فشرده بغداد و فرار تيم آمريكا و متحدان اين كشور از تن دادن به يك مداليته و چارچوب كاري مشخص براي مذاكرات، تلاش رسانه اي غرب و برخي دنباله هاي داخلي براي بزرگنمايي اثرات شكست مذاكرات روشن شد.

ادامه نوشته

69 سال از تهران تا بغداد (يادداشت روز)

1- برخي خبرها نقش نارنجك صوتي و بمب هاي دودزا را ايفا مي كنند. يعني به فضاي رسانه اي پرتاب مي شوند تا ضمن سر و صدايي كه برمي انگيزند يا دودي كه مي كنند، نگاه ناظران را به نقطه اي «جلب» و از آنجا كه اتفاق مهمي در جريان است، «منحرف» كنند. معمولا وقتي گروهي مي خواهند از معركه بگريزند، از انفجار صوتي پر سر و صدا يا دود انبوه استفاده مي كنند و تا ذهن ها پرت سر و صدا و دود شد، آنها متواري مي شوند يا مسئله مهمي را كه نبايد ديده شود، مي پوشانند. تانك هاي مركاواي اسرائيل در جنگ 33 روزه 2006 پس از آن كه به بنيان آهنين حزب الله خوردند و از پيشروي بازماندند، به هنگام فرار دود پرحجمي از خود ساطع مي كردند. جهان آن روزها ديد كه اسطوره شكست ناپذيري ارتش اسرائيل چگونه تبديل به ماشين دودافكني و گريز شده است.
اين روزها در حالي كه رسانه هاي غربي و سياستمداران آنها تحليل درستي از مذاكرات بغداد به مخاطبان ارائه نكرده اند، نوعي از نارنجك هاي خبري «صوتي- دودزا» به ميان افكار عمومي پرتاب شده است. طي چند روز گذشته شماري از رسانه هاي آمريكايي- اسرائيلي با پيش آهنگي روزنامه نيويورك تايمز بسيج شدند تا ضمن بزرگ نمايي حمله ويروسي به نام شعله آتش(Flame)، شكست بزرگ غرب در مذاكرات بغداد را بپوشانند. اين محافل با اشاره ضمني به دستور چند سال پيش باراك اوباما براي حمله سايبري عليه ايران و نيز نام بردن از برخي محافل اسرائيلي، مدعي شده اند كه قدرت ويروس ياد شده 100 برابر بيشتر از ويروس هاي معمول در سرقت هاي اينترنتي و 20 برابر بيشتر از ويروس استاكس نت است كه سال 2010 عليه برنامه هسته اي و سانتريفيوژهاي ايران به كار رفت. برخي از اين منابع گفته اند ويروس ياد شده دست كم از 5 سال پيش فعال شده و پروژه مشترك اسرائيلي- آمريكايي است. همزمان اشپيگل آن لاين از اوباما به عنوان رئيس جمهور «جنگ در سايه و جنگ سايبري» نام برده و او را ادامه دهنده راه بوش در زمينه جنگ سايبري توصيف كرده است. اين منابع رسانه اي آنگاه با آب و تاب تمام، به توصيف ابعاد حمله ويروس فليم در زمينه سرقت اطلاعات، خرابكاري سايبري، پاك كردن داده ها، تخريب فيزيكي و آلوده سازي تاسيسات و... پرداخته اند. همزمان نيك هاروي معاون وزير دفاع انگليس در سنگاپور مدعي شده «حمله پيشدستانه سايبري به منظور خنثي سازي تهديدهاي احتمالي عليه امنيت ملي گزينه اي متمدنانه است و اگر دولتي به اين نتيجه رسيد كه به خاطر منافع ملي يا امنيت ملي به حريف خود لطمه اي بزند، بايد گفت اين گزينه متمدنانه است».
اين نوشته بر آن نيست كه پاسخي به اين انفجار صوتي غرب بدهد. پاسخ در بطن هياهوي استاكس نت و دوكو و فليم نهفته است. يعني اگر 5 سال جنگ سايبري- ويروسي قرار بود كوچكترين گرهي را از گره هاي كور غرب مقابل ايران بگشايد، ديگر ضرورتي نداشت آمريكا و پارسنگ هاي سياسي اش از ژنو تا اسلامبول يك و 2 و از آنجا تا منطقه سبز بغداد، شهر به شهر دنبال ايران بدوند و التماس كنند كه غني سازي 20 درصد را متوقف كنيد، در فردو چنان نكنيد، در نطنز از اين حد بيشتر جلو نرويد و... ما براي شما جبران مي كنيم و از خجالت شما درمي آييم! آنها خود بهتر از هر كس ديگر، از حجم اورانيوم 5/3 درصد و 20 درصد غني شده ايران خبر دارند. يعني به تعبير دو هفته پيش همين روزنامه نيويورك تايمز «ايران با مذاكرات، براي برنامه هسته اي خويش مشروعيت بيشتري كسب مي كند. كارشناسان مي گويند به رغم تشديد تحريم ها، روش هميشگي ايران مبني بر تداوم آهسته اما پيوسته برنامه هسته اي خود تاكنون موفقيت آميز بوده است». البته يك واقعيت بزرگ در اين ميان وجود دارد و آن اين كه ميكروب ضعيف شده، نقش واكسن و پادزهر را ايفا مي كند. حملات سايبري در انواع آن طي سال هاي گذشته، نقش يك رزمايش مجازي را براي ايران داشت و آن چنان اقتداري را فراهم كرده كه پس از اين مي تواند مانند تيري كمانه كرده و عليه مهاجمان عمل كند. اين پيش بيني را چند ماه قبل رسانه هايي چون واشنگتن پست در قالب هشدار به مراكز حساس امنيتي آمريكا و اسرائيل منتشر كردند. فضاي مجازي، شبكه اي از تارنماهاست و پژواك رفتارهاي مخرب، خيلي زودتر از آنچه كه خرابكاران تصور كنند، دامن خود آنان را مي گيرد.

ادامه نوشته

دست كي بالا ؟! (يادداشت روز)


1- «خانم ها و آقايان! مي دانيد امروز چه روزي است»؟ اين پرسشي بود كه دكتر جليلي مسئول تيم هسته اي كشورمان در آغاز يكي از نشست هاي كاري اجلاس بغداد از نمايندگان 1+5 پرسيد. سوال غيرمنتظره بود و اعضا و نمايندگان تيم هاي مذاكره كننده 1+5 كه نمي دانستند اين سوال چه ربطي به موضوع مذاكرات دارد، با تعجب پاسخ دادند «امروز چهارشنبه 23 مي 2012 است» و دكتر جليلي گفت « و سوم خرداد، يعني دقيقا همان روزي كه 30 سال پيش خرمشهر را از اشغال عراق دوران صدام آزاد كرديم» و سپس توضيح داد كه چگونه در آن جنگ 8 ساله كشورهاي متبوع گروه 1+5 و همه قدرت هاي ريز و درشت در دنياي بلوك بندي شده آن روزها، با تمامي تجهيزات و ماشين هاي جنگي و سياسي و تبليغاتي خود به حمايت از صدام وارد كارزار شده بودند، تانك هاي لئو پارد آلماني، چيفتن هاي انگليسي، موشك هاي اگزوسه و جنگنده هاي ميراژ و سوپراتاندارد فرانسوي، هواپيماهاي ميگ و موشك هاي اسكادبي روسي، بمب هاي شيميايي آلماني و انگليسي، موشك هاي سايدبايندر و هواپيماهاي آواكس آمريكايي، دلارهاي سعودي و كويتي و اماراتي و... در اختيار رژيم بعثي صدام بود و ما به قول حضرت امام راحلمان(ره) تنهاي تنها بوديم ولي مي بينيد كه آن عقبه سخت و نفس گير را با پيروزي پشت سر گذاشته ايم و امروزه صدام كجاست؟ و ما در كدام نقطه ايستاده ايم؟... امروز در سالروز آزادي مقتدرانه خرمشهر و درحالي كه حاكميت عراق به مردم مظلوم آن و دوستان استراتژيك ما بازگشته است در قصر صدام با شما به مذاكره نشسته ايم» دكتر جليلي در ادامه مي گويد؛ « آن روزها كه همه دنيا در يكسو و ايران اسلامي در سوي ديگر ايستاده بود، تسليم زورگويان غربي و شرقي و حاميان منطقه اي آنها نشديم بنابراين نبايد انتظار داشته باشيد امروز كه در اوج اقتدار هستيم به كسي باج بدهيم و در مقابل خواسته هاي غيرقانوني و زورگويانه آنان تسليم شويم- نقل به مضمون»

ادامه نوشته

چاره كار،توقف مذاكرات (يادداشت روز)

از اجلاس دو روزه بغداد و مذاكرات فشرده تيم هسته اي كشورمان با نمايندگان 1+5 اگرچه هنوز گزارش رسمي و اطلاعات دقيقي منتشر نشده است و طرفين درباره نتايج به دست آمده و يا بن بست هاي احتمالي به كلي گويي بسنده كرده اند ولي شواهد موجود و برخي از اظهارنظرهاي پيراموني حكايت از آن دارند كه آمريكا و متحدانش- مخصوصا انگليس- از اجلاس بغداد و پيش از آن، اسلامبول 2 و نيز مذاكرات بعدي در مسكو تامين نياز سياسي خود در شرايط بحران زده كنوني غرب را دنبال مي كنند تا آنجا كه مي توان گفت برخي از كشورهاي گروه 1+5 مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهند و نه حل مسائل فيمابين و يا ذوب شدن «يخ هاي مصنوعي» كه طي 10 سال گذشته در فضاي چالش هسته اي با ايران اسلامي پراكنده اند. اگر ماجرا اينگونه باشد- كه شواهد نشان مي دهد اينگونه است- موافقت ايران با ادامه مذاكرات در مسكو و يا هر نقطه ديگر جهان نياز به بازنگري و تجديدنظر جدي دارد و بيم آن مي رود كه ادامه مذاكرات، دستكم بدون تنظيم و تدوين يك چارچوب كاري -MODALITY- و الزام طرفين به حركت در بستر آن، بازي در زمين دشمن باشد. چرا...؟!

ادامه نوشته

از اسرائيليات تا واقعيات ! (يادداشت روز)

يادداشت پيش روي را مي شد به دايره ارزيابي ها پيرامون مذاكرات استراتژيك ميان ايران و گروه 1+5 كه تا 48 ساعت ديگر در بغداد برگزار خواهد شد اختصاص داد.
اما بيرون از اين دايره، صحنه اي قابل رويت است كه پرداختن به آن حاوي اهميتي ويژه است.
آنچه كه به موازات نزديك شدن مذاكرات بغداد آشكارا ديدني است و نمي توان آن را ناديده گرفت تحركات و تقلاهاي رژيم صهيونيستي عليه ايران است.
به تعبير روشن تر؛ هر چند در صحنه بين المللي كانون توجهات به مذاكرات بغداد ميان ايران و 1+5 معطوف شده است اما در يك ماه گذشته هر چه به زمان مذاكرات نزديك تر شده ايم سر و صداها و جنجال سازي هاي نگران آلود سردمداران تل آويو عليه جمهوري اسلامي اوج بيشتري گرفته است.
دستپاچگي و تحركات عجزآلود رژيم صهيونيستي طي هفته هاي منتهي به مذاكرات بغداد به گونه اي بوده است كه روزنامه صهيونيستي هاآرتص فاش كرد: «اسرائيل نگران پيروزي ايران در مذاكرات بغداد است.»
البته پس از مذاكرات اخير ميان ايران و 1+5 در اسلامبول كه يك ماه و نيم پيش انجام شد صهيونيست ها اولين كساني بودند كه با عصبانيت و بدون آنكه قادر باشند خشم خودشان را پنهان نمايند به آن مذاكرات واكنش نشان دادند. بعد از آن و تا فاصله مذاكرات بغداد نيز مقامات رژيم صهيونيستي بيش از همه به ميدان آمدند و تلاش كردند تا توجهات را از نفس و متن مذاكرات ميان ايران و 1+5 به اسرائيلياتي عليه ايران اسلامي منحرف نمايند.
مقامات صهيونيستي با آسمان و ريسمان كردن هاي مضحك و پمپاژ دروغ هاي پي در پي مي كوشيدند اين توهم را به افكارعمومي دنيا القاء كنند كه يك هولوكاست جديد در راه است و اگر جلوي ايران هسته اي گرفته نشود احتمال وقوع يك فاجعه جديد و قتل عام يهوديان وجود دارد!
در ادامه اين سناريو، صهيونيست ها با جنجال سازي و عمليات هاي رواني و رسانه اي تلاش كردند به كشورهاي غربي اين پالس را بدهند كه صبر تل آويو به پايان رسيده و اگر غرب به اصطلاح ايران هسته اي را مهار نكند اين اسرائيل است كه در اقدامي يكسويه و يكجانبه گزينه نظامي و حمله به تاسيسات هسته اي را محقق خواهد كرد.
اين فضا موقعي به ظاهر ملموس تر شد كه دو هفته پيش شائول موفاز رهبر حزب كاديما در مذاكراتي محرمانه به ائتلاف دولت نتانياهو به رهبري حزب ليكود ملحق شد.
نتانياهو و موفاز كه تا پيش از اين مواضعي كاملا متضاد عليه يكديگر داشتند در نشستي خبري در اورشليم مدعي شدند كه چالش هاي ناشي از مقابله با ايران، اتحاد ميان آنها را در اين دولت الزامي كرده است.
طرفه آن كه روزنامه اسرائيلي معاريو جمعه دو هفته پيش با انعكاس پررنگ و لعاب پيوستن موفاز به نتانياهو سعي كرد تا ضرورت حمله اسرائيل به ايران را علت اين ائتلاف ارزيابي كند!
معاريو حتي براي اين كه اين ارزيابي را بر مدار واقعيت جا بزند نوشت: «دولت آمريكا نگران است كه اين هم پيماني جديد در صحنه سياست اسرائيل، بستر لازم را براي حمله نظامي اسرائيل به ايران در ماه هاي آينده آماده كند.» اين روزنامه صهيونيستي حتي اين ادعا را پيش كشيد كه؛ «نتانياهو به اوباما گفته است كه براي رسيدن به يك راهكار سياسي براي حل «معضل هسته اي ايران» فقط زمان محدود ديگري قائل مي شود و اوايل پاييز را آخرين ضرب الاجل مي داند»!!
در همين خط، نتانياهو اواخر هفته پيش و تنها 5 روز مانده به مذاكرات بغداد، ايران را به فريبكاري متهم و ادعا كرد: «ايران به دنبال فريب جهان است و مذاكرات بغداد را براي «خريد زمان» مي خواهد».
در آخرين جنجال سازي رژيم صهيو نيستي عليه ايران و با هدف به حاشيه رفتن مذاكرات بغداد، سايت دبكا نزديك به موساد مدعي شد كه به متني دست پيدا كرده است كه نشان مي دهد ايران و آمريكا در مورد مسئله هسته اي توافقاتي كرده اند. اكنون سؤال اصلي اين است كه اينگونه تحركات و شلتاق كاري هاي رژيم صهيونيستي در آستانه مذاكرات بغداد با چه هدفي است؟ و آيا آرايش سياسي جديد در اسرائيل وضعيت حمله به ايران را نشان مي دهد؟!
در اين باره چند نكته قابل اعتناست:

ادامه نوشته

جنگ سناريوها (يادداشت روز)

وقتي اين سوال مطرح مي شود كه از مذاكرات درباره برنامه هسته اي ايران انتظار چه نتيجه اي مي رود؟ شايد مهم ترين مسئله اين باشد كه ببينيم منظور از «نتيجه» در اينجا چيست؟ به عبارت ديگر، يكي از مهم ترين -و در عين حال بحث ناشده ترين - مسائل درباره پرونده هسته اي ايران اين است كه وقتي از راه حل درباره اين پرونده سخن گفته مي شود، در واقع هيچ تلقي واحد و بين الاذهاني از اين مفهوم در ميان گروه 1+5 وجود ندارد و هر كدام از آنها ديدگاه خاص خود را در اين باره دارد. در آستانه مذاكرات بغداد، اين بسيار مهم است كه دركي روشن از اين تفاوت ها و اختلافات در دست داشته باشيم. تنها در اين صورت است كه خواهيم دانست توقع حل موضوع در خلال اين مذاكرات منطقي هست يا نه.

 

ادامه نوشته

ظهور آخرين شانس (يادداشت روز)

زماني طولاني تا مذاكرات بغداد باقي نمانده است اما دورنماي اين مذاكرات چندان روشن نيست. مذاكرات اسلامبول 2 پس از 15 ماه وقفه در گفت وگوهاي ايران و 1+5 آغاز شد. در اين مدت، دو اتفاق مهم رخ داد. نخست اينكه، آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تلاش هاي خود براي فعال كردن انواع اهرم هاي فشار بر ايران را حداكثر كردند. فرض بنيادين اين پروژه اين بود كه اگر اهرم هاي فشار همزمان فعال شده و در زماني مناسب بر ايران وارد شود، در فضاي داخلي ايران نوعي مطالبه مصالحه با غرب شكل خواهد گرفت. دومين اتفاق اما اين بود كه رصدهاي آژانس و بقيه سرويس هاي اطلاعاتي غربي كه منظماً به بيرون درز مي كرد نشان مي داد اين نهادها به طور دستجمعي به اين نتيجه رسيده اند كه تحريم ها حتي اگر بر وضعيت اقتصادي ايران هم تاثير گذاشته باشد -كه نگذاشته است- هرگز موفق به رسيدن به هدف اصلي خود يعني تاثيرگذاري بر برنامه هسته اي ايران، كند كردن روند غني سازي و وادار كردن ايران به اجراي درخواست هاي سنتي 1+5 در اين باره نشده است. تاثير ناپذيري برنامه هسته اي ايران از اين فشارها، يا به تعبير فني تر عدم تغيير محاسبات راهبردي ايران در اثر فشارهاي غرب، اكنون به يك اصل بديهي تبديل شده است. اصلي كه كشورهايي مانند روسيه و چين عقيده دارند بايد به عنوان يك پيش فرض در هرگونه مذاكره با ايران در نظر گرفته شود.

ادامه نوشته

آنچه رخ نداد (يادداشت روز)

يك شيوه مفيد براي فهم اينكه در مذاكرات اسلامبول واقعا چه گذشت اين است كه اين مذاكرات را از منظر «اتفاق هايي كه نيفتاد» بررسي كنيم.
حدود 6 ماه مانده به اين مذاكرات و در حالي كه غربي ها هنوز خاطره مذاكرات اسلامبول 1 را در ذهن داشتند، مهمترين دغدغه 1+5 اين بود كه چگونه مي توان ايران را وادار كرد، دست از سرسختي بردارد و محاسبات راهبردي اش را تعديل كند.
اولا، فوري ترين موضوع براي آمريكا و اسرائيل اين بود كه برنامه هسته اي ايران از اينكه هست جلوتر نرود. بنابراين موجي از عمليات نيمه سخت، به شكل حمله سايبري، ترور دانشمندان هسته اي و همچنين سختگيري در ورود مواد و قطعات به ايران و مهم تر از همه اينها قطع آنچه كه آمريكايي ها آن را منابع مالي برنامه هسته اي ايران مي ناميدند به راه افتاد. اما اگر ملاك تند يا كند شدن برنامه هسته اي ايران را گسترش تاسيسات و افزايش توليد مواد هسته اي بدانيم، اين عمليات به هيچ كدام از اهداف خود نرسيد. دانشمندان ترور شدند، اما اين امر دانشمندان ديگر را به اين نتيجه رساند كه بايد سخت تر كار كنند و انتقام شهيدانشان را بگيرند. حمله سايبري به تاسيسات هسته اي انجام شد ولي تنها فايده اش اين بود كه دانشمندان ايراني نه فقط مهارت هاي دفاع سايبري را آموختند بلكه خيلي زود توان انجام حملات وسيع سايبري در محيط دشمن را هم پيدا كردند. تحريم ها توليد كنندگان ايراني را به تكاپو و خلق ابتكارهاي جديد واداشت و درزماني كوتاه منجر به خودكفايي در حوزه هايي شد كه تا قبل از تحريم ها به واردات معتاد بود. منابع مالي برنامه هسته اي ايران هم قطع نشد، چرا كه درآمد ناشي از گران شدن نفت در اثر جنجال رواني تحريم ها -توجه كنيد كه تحريم نفتي نه از جانب اروپا و نه از جانب آمريكا هنوز اجرايي نشده و همه چيز فعلا در حد حرف است- بسيار بيشتر از كاهش درآمدي بود كه به خاطر كاهش اندك صادرات نفت ايران به وقوع پيوست.
بنابراين، قرار بود ايران در حالي وارد مذاكرات اسلامبول 2 شود كه برنامه هسته اي آن در آستانه ورشكستگي قرار گرفته باشد. اما ايران در حالي به اسلامبول رفت كه فردو در آستانه بهره برداري قرار داشت، بيش از يكصد كيلو مواد هسته اي 20 درصد و چند هزار كيلو ذخيره اورانيوم 5 درصد توليد كرده بود، سوخت داخلي توليد شده در راكتور تهران بارگذاري و با موفقيت تست شده بود، مكان يابي تاسيسات جديد هسته اي به اتمام رسيده و برنامه هايي براي افزايش توليد مواد هسته اي هم اعلام شده بود.
عمليات نيمه سخت غرب، نه برنامه هسته اي ايران را متوقف كرد و نه از سرعت آن كاست، برعكس تنها اتفاقي كه افتاد عمق يافتن، مصون شدن و سرعت گرفتن اين برنامه بود و اين اولين ستوني بود كه بناي راهبرد مذاكراتي ايران در اسلامبول بر پايه آن نهاده شد.
ثانيا، پيش از مذاكرات اسلامبول همه تلاش غرب اين بود كه ايران را متقاعد كند كه اگر روند مذاكرات به تعبير اعضاي گروه 1+5 پيشرفت نداشته باشد، گزينه نظامي با قوت روي ميز است. بر اساس يك تقسيم كار ميان اسرائيل و آمريكا، بنابر اين شد كه اسرائيل، ايران را تهديد به حمله نظامي در صورت صرف نظر نكردن از برنامه هسته اي اش بكند و آمريكا هم اين تهديد را تاييد كند. تئوري اسرائيلي ها اين بود كه اگر آمريكا با تهديد نظامي مرزبندي داشته باشد وآن را تاييد نكند، آن وقت ايران اين تهديد را معتبر تلقي نخواهد كرد و در نتيجه جدي نخواهد گرفت. اما آيا بنا بود واقعا كسي به ايران حمله كند؟ حالا روشن شده است كه چنين طراحي از ابتدا وجود نداشته است.
هدف آمريكا و اسرائيل از پروژه ايجاد تهديد معتبر نظامي در واقع دو چيز بود:
نخست، ارزيابي اسرائيلي ها و آمريكايي ها اجماعا اين است كه ايران تنها زماني برنامه هسته اي اش را متوقف خواهد كرد كه حس كند پافشاري بر اين برنامه در حال تبديل شدن به تهديدي براي موجوديت نظام جمهوري اسلامي است. نتيجه اي كه اسرائيلي ها از اين فرض مي گيرند اين است كه پس ايران بايد دورنماي تهديد موجوديت خود را ببيند تا برنامه هسته اي را متوقف كند و اين ممكن نيست مگر اينكه ايران حس كند غرب حاضر است براي جلوگيري از هسته اي شدن ايران حتي گزينه نظامي را هم به كار بگيرد. علت اينكه باراك اوباما در كنفرانس اخير آيپك اعلام كرد سياست دولتش در مقابل برنامه هسته اي ايران مهار و بازدارندگي نيست بلكه جلوگيري از هسته اي شدن ايران است دقيقا همين بود كه آمريكايي ها به زعم خودشان مي خواستند اين پيام رابه ايران برسانند كه خطر درگيري نظامي را كمتر از خطر هسته اي شدن ايران مي دانند. در نتيجه اسرائيل از آمريكا خواست به صراحت اعلام كند كه همه گزينه ها از جمله گزينه نظامي را روي ميز دارد و شرايط شفافي را هم براي استفاده از اين گزينه پيش روي ايران بگذارد.
دوم، تصور اسرائيلي ها اين است كه جهان زير بار تشديد تحريم هاي ايران نخواهد رفت الا اينكه حس كند مقاومت در برابر اين امر ممكن است به شعله ور شدن آتش جنگي جديد در منطقه بينجامد. تهديد به حمله، در واقع ابزاري براي وادار كردن كشورهايي مانند اعضاي اتحاديه اروپا به تشديد تحريم هاست و در واقع اين تعبير برخي استراتژيست هاي غربي كاملا صحيح است كه آمريكا و اسرائيل شديدترين گزينه ممكن عليه ايران را تحريم مي دانند و حمله اساسا جزو گزينه هاي ممكن ارزيابي نمي شود بلكه صرفا ابزاري براي موثر كردن گزينه تحريم است؛ ابزاري كه به زعم آنها هم اثرپذيري ايران از تحريم ها را افزايش مي دهد و هم كشورهاي مختلف را وادار مي كند در اعمال و اجراي تحريم ها جدي تر باشند.
بسيار خوب، اين پروژه جنگ رواني عظيم به چه سرنوشتي گرفتار شد و آيا غربي ها توانستند از تنور آن ناني براي مذاكرات اسلامبول بيرون بياورند؟ سرنوشت پروژه ايجاد تهديد معتبر نظامي حقيقتا عبرت آموز است. ابتداي كار آمريكايي ها اين استدلال را پذيرفتند كه اگر ايران گزينه نظامي را- آن هم از سوي آمريكا نه اسرائيل- روي ميز نبيند، دليلي براي كوتاه آمدن خواهد داشت. بنابراين مقام هاي آمريكايي شروع كردند به خط و نشان كشيدن در اين باره كه «توان نظامي» آنها براي مقابله با برنامه هسته اي ايران كافي است، طرح هاي حمله در حال نهايي شدن است و هيچ گزينه اي منتفي نيست. اما در كمال ناباوري، تاثير اين لفاظي ها به هيچ وجه آن چيزي نبود كه آمريكا تصور مي كرد و اسرائيل پيش بيني كرده بود.
اولا؛ ايران به سرعت در صدد پاسخ برآمد و تمرين هاي نظامي ويژه اي انجام دادكه نشان مي داد نه فقط براي دفاع در مقابل هرگونه حمله آماده است بلكه حتي اگر ضرورت داشته باشد، اين آمادگي را دارد كه قبل از آنكه كار به اقدام بكشد و در حالي كه دشمن هنوز در مرحله تهديد قرار دارد، دست به اقدام پيشگيرانه بزند. در نتيجه آمريكايي ها ديدند كه در حالي كه آنها تلاش مي كردند تنش با ايران را در يك وضعيت كنترل شده نگه دارند، هر لحظه احتمال دارد اين تنش به طور كامل از كنترل خارج شود و ايران با اعتماد به نفس كامل آمريكا را وارد يك درگيري مرگبار و البته ناخواسته كند. علت اينكه باراك اوباما زمستان گذشته در نامه اي مكتوب به ايران صريحا اعلام كرد گزينه نظامي از ديد اين كشور روي ميز نيست، دقيقا همين بود كه آمريكايي ها ديدند ايران نترسيده بلكه خود را براي جنگ آماده كرده است!
ثانيا؛ تهديدهاي پي در پي درباره احتمال حمله به ايران قيمت نفت (و در نتيجه درآمد ايران) را به شدت بالا برد، اقتصاد نيمه جان جهاني را دچار ركودي مضاعف كرد و با افزايش بي سابقه قيمت بنزين يك مشكل سياست داخلي جدي براي آمريكا و ديگر كشورهاي اروپايي فراهم آورد. در واقع آمريكايي ها حس كردند اين لفاظي مسخره دارد نتيجه معكوس مي دهد، صدمه اي به ايران نزده اما ممكن است هر لحظه دودمان آنها را بر باد بدهد و به همين دليل بود كه باراك اوباما اسفند گذشته با صراحت تمام اعلام كرد كساني كه دم از حمله به ايران مي زنند عده اي ابله ياوه گو هستند كه درباره هزينه هاي احتمالي اين اقدام به مردم آمريكا دروغ مي گويند.
نتيجه خوشمزه اين است: در حالي كه پروژه ايجاد تهديد معتبر نظامي بنا بود ايران رابترساند و منفعل كند، در كمال ناباوري و در زماني كوتاه اين راز مگو را از پي پرده برون انداخت كه بزرگترين مخالف اين گزينه دولت آمريكاست يعني همان دولتي كه بنا بود با سياه بازي اين گزينه را معتبر جلوه بدهد! تهديد نظامي نه فقط معتبر نشد بلكه نه به دست ايران بلكه به دست خود آمريكايي ها با صراحتي بي سابقه از روي ميز برداشته شد و نمايندگان آمريكا در حالي به اسلامبول آمدند كه مي دانستند تهديد به حمله نظامي از ديد ايران چيزي جز يك شوخي بي مزه تلقي نخواهد شد و به همين دليل هم بود كه نه آمريكا و نه ديگر كشورهاي عضو گروه 1+5 حتي به بيان اين تهديد نزديك هم نشدند.
تا اينجا فقط درباره دو عامل از آنچه كه بايد در اسلامبول رخ مي داد ولي نداد صحبت كرديم. حداقل 3 عامل ديگر مانده است كه بايد درباره آنها بحث كرد ولي در اينجا مجالي براي اين كار نيست.
وقتي درباره اين 3 عامل هم به اندازه كافي بحث شود و استدلال هاي مربوط به اين امر را كه چرا اين عوامل آنطور كه آمريكايي ها مي خواستند ايجاد نشد مرور گردد، آن وقت به وضوح مي توان دريافت كه چرا 1+5 از موضعي پايين در مذاكرات اسلامبول 2 شركت كرده بود.
مهدي محمدي

تغيير مواضع 1+5 راهبرد يا تاكتيك ؟! (يادداشت روز)

شايد براي اولين بار در طول تاريخ گفت وگوهاي هسته اي ايران و غرب- از سال 2003 تاكنون- طرف هاي غربي در آستانه مذاكرات استانبول مواضعي بيان كردند كه تا پيش از اين همواره با آنها به مثابه خط قرمز برخورد مي شد. اگرچه نشانه هاي اندكي وجود دارد كه در محاسبات راهبردي، تصميم ها و رفتار غرب تغيير جدي ايجاد شده باشد، اما آنچه ظاهراً به چشم مي خورد اين كه ادبيات غربي ها به نحو ملموسي تغيير كرده است. خطوط قرمزي كه ظرف مدت زماني حدود يك دهه با جديت ترسيم و هر لحظه پر رنگ تر شده بود امروزه جاي خود را به اظهاراتي محتاطانه داده است. كلماتي مانند غني سازي اكنون به آساني حتي از جانب آمريكايي ها هم به عنوان «بخشي از حق ايران» به كار برده مي شود در حالي كه آشنايان با تاريخ پرونده و برنامه هسته اي ايران به خوبي مي دانند كه اين امر تاكنون به عنوان يك تابو از سوي غربي ها مطرح مي شده است.
اين يادداشت مي كوشد بي آنكه درباره نتيجه مذاكرات استانبول 2 داوري كند، توضيحي مختصر در اين باره ارائه كند كه چه چيز در موضع 1+5 به طور واقعي و يا ظاهراً تغيير كرده، علت اين تغيير چه بوده و چقدر بايد براي آن اهميت قائل شد.
از حدود دو هفته قبل از مذاكرات، منابع مختلف غربي بويژه دو روزنامه مهم آمريكايي يعني واشنگتن پست و نيويورك تايمز مجموعه اطلاعاتي را به نقل از مقام هاي عالي رتبه آمريكايي درز دادند كه ظاهراً حاكي از يك چرخش مهم در مواضع راهبردي آمريكا در قبال برنامه هسته اي ايران بود. براي اينكه دقيقاً معلوم شود، به چه دليل اين مواضع جديد را چرخش راهبردي خوانده ايم، لاجرم نگاهي به گذشته ضرورت دارد.
1- تا پيش از اين وقتي آمريكايي ها از ضرورت اعتمادسازي از سوي ايران حرف مي زدند، دقيقاً هيچ معنايي جز اين در ذهن نداشتند كه هر نوع عمليات غني سازي در ايران بايد متوقف شود. از ديد طرف غربي اين تنها گام اعتمادسازي بود كه مي توانست ماهيت منحصراً صلح آميز برنامه هسته اي ايران را تضمين كند. به عبارت ديگر، وقتي طرف غربي درباره برنامه صلح آميز ايران حرف مي زد، در واقع چيزي غير از اين نمي گفت كه تنها يك نوع برنامه هسته اي وجود دارد كه بتوان گفت صلح آميز است و آن برنامه اي است كه «فاقد غني سازي» باشد و در نتيجه مفهومي به نام «غني سازي صلح آميز» اساساً از دايره بحث خارج مي شد. اما اكنون مقام هاي غربي و حتي مؤسسه راديكالي مانند ISIS - كه عملاً بازوي پژوهشي سازمان سيا درباره جنبه هاي فني برنامه هسته اي ايران محسوب مي شود- به روشني مي گويند كه غني سازي 3 تا 5/5درصد در ايران قابل پذيرش است و بايد همه تلاش ها را بر اين متمركز كرد كه ايران از سطوح بالاتر غني سازي صرف نظر كند. بنابراين، دوراني كه مي توان آن را دوران «انكار حق غني سازي ايران» خواند عملا به پايان رسيده است.
2- دومين تغيير رويكرد اساسي كه مي توان در ادبيات كنوني 1+5 مشاهده كرد اين است كه اين گروه در حال تطبيق دادن خود با ادبيات مذاكراتي جديدي است كه مي توان آن را ادبيات «گام هاي متقابل» ناميد.
تا پيش از اين، ماجرا همواره اينگونه بود كه غربي ها از ايران مي خواستند تعهداتي را بپذيرد و گام هايي را در مقابل آنها بردارد بي آن كه خود را موظف به هيچ نوعي از اعتمادسازي در مقابل ايران بداند. گويي اين فقط وظيفه ايران است كه اعتماد غربي ها را به برنامه خود- برنامه اي كه هرگز حتي يك نشانه از انحراف آن يافت نشده- جلب كند و در مقابل گروه 1+5 و بويژه دولت آمريكا يك طلبكار ازلي و ابدي است كه همه بايد به آن حساب پس بدهند. اما اگر اظهارات مقام هاي غربي در يكي دو هفته گذشته را به دقت پيگيري كنيم يكي از مهمترين نكات در آن اين است كه ادبيات اعتمادسازي يك طرفه تقريبا به طور كامل كنار گذاشته شده و گروه 1+5 پذيرفته است كه بايد در ازاي هر گامي كه ايران برمي دارد اين گروه هم يك گام متقابل بردارد و فرايند به طور تدريجي، مرحله به مرحله و گام به گام تنظيم شود. هيلاري كلينتون در سخنان ديروز خود در اجلاس «جي 8» گفته است غرب مي داند ايران تضمين هايي مطالبه خواهد كرد و آماده است اين موضوع را در نظر بگيرد. سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه هنگام بازگشت از اجلاس «جي 8» به ديدار خود با مقام هاي آمريكايي اشاره كرده و گفته است كه همه طرف ها به اين باور رسيده اند كه بايد يك روند آرام، تدريجي و گام به گام در پيش گرفته شود كه در آن به ازاي هر يك گامي كه ايران برمي دارد طرف مقابل هم يك گام بردارد. بيانيه اجلاس «جي 8» هم مي گويد اين گروه از يك رويه «گام به گام» در مقابل ايران حمايت مي كند.
در پيش گرفتن راهبرد مرحله به مرحله در مذاكرات مي تواند به اين معني باشد كه غرب دريافت درخواست اعتمادسازي يك طرفه از جانب ايران بيهود است و بنابراين خود را آماده كرده كه با تعديل برخي از مواضع سابق، از موضع طلبكاري پايين آمده و خود نيز گام هايي براي جلب اعتماد ايران بردارد. اين تلقي اساسا اشتباه است كه رويكرد گام به گام يك رويكرد روسي است. در واقع اين موضوع هيچ ربطي به روسيه ندارد الا اين كه روس ها اولين كشوري بودند كه بر اين مبنا طرحي آماده كردند، طرحي كه هرگز نهايي نشد.
نفس اين موضوع كه غربي ها فرمول «اين در ازاي آن» را پذيرفته اند چنانچه بر نظر خود پابرجا بمانند، نشانه يك عقب نشيني است و خبر از اين مي دهد كه 1+5 متوجه شده مذاكرات فله اي و گرفتن ژست درخواست هاي بزرگ در ازاي امتيازهاي كوچك، راه به جايي نخواهد برد.
3- سومين تغيير محسوس اين است كه گروه 1+5 آشكارا خواهان آن است كه مذاكرات با ايران به هر شكل ممكن و حتي بدون اينكه حداقل هاي مورد نظر اين گروه تامين شود ادامه پيدا كند. از همه آنچه كه غربي ها در اين چند روز گفته اند اگر بخواهيم فقط يك نكته بيرون بكشيم اينطور مي شود گفت كه غرب خواهان تداوم مذاكرات است. جالب است در حالي كه هنوز حتي دور اول مذاكرات برگزار نشده بود، رسانه ها و مقام هاي غربي از قطعي بودن دور دوم خبر مي دادند. به خوبي روشن است كه غرب به تداوم مذاكرات صرف نظر از اينكه درون مذاكرات چه مي گذرد نيازمند است و اين نياز به آشكارترين و بي پرده ترين شكل ممكن ابراز مي شود. پيش از اين رويه كمتر اينگونه بوده است. در گذشته به كرات شاهد بوده ايم كه طرف غربي در حالي كه امكان تداوم مذاكرات وجود داشته و حتي راه حل هاي مرضي الطرفيني هم روي ميز بوده، نه فقط علاقه اي به ادامه يافتن گفت وگوها از خود نشان نداده بلكه گاه بي هيچ دليلي آن را تا مدت زمان نامشخص تعطيل كرده است.
به نظر مي رسد، از يك منظر اجمالي علت اين تغييرات ريشه در مجموعه اي از ارزيابي ها باشد كه اخيرا در ذهن طرف غربي شكل گرفته است.
نخست اينكه تغييرناپذيري مواضع ايران و معامله ناپذيري آن بر سر حقوقش اكنون كاملا براي غربي ها روشن شده است. مدت زمان زيادي طول كشيد تا براي 1+5 روشن شد كه محاسبات راهبردي ايران تابعي از فشار اين و آن نيست ولي حالا اين امر بدل به يك ارزيابي قطعي شده است. بيش از يك دهه مقاومت ايران ذهنيت غربي ها را درباره الگوي رفتار ايران اصلاح كرده است يا اگر هم اصلاح نشده باشد حداقل اين است كه فهميده اند تصميم گيرنده نهايي در ايران كسي نيست كه بتوان او را با فشار و تهديد وادار به انجام كاري كرد يا از انجام كاري باز داشت كه مستقيما با آينده، سرنوشت، اعتبار و پيشرفت كشور مربوط است.
علت دوم به اختلافات حاد دروني 1+5 باز مي گردد. اين چيزي است كه حتي اگر بيان نشود - كه مي شود- به آساني در اظهارات روزانه اعضاي 1+5 هم قابل مشاهده است ضمن اينكه اصل قضيه فراتر از اينهاست. سه مسئله موقعيت راهبردي ايران در منطقه بويژه بعد از انقلاب هاي اسلامي يك سال گذشته، قدرت ملي بالاي داخلي در ايران و رهبري خردمند و هوشمند آن عواملي است كه بر اختلاف هاي دروني 1+5 دراين باره كه اساسا با ايران چه بايد كرد به شدت افزوده است. اكنون فاجعه بارترين درخواست براي اين گروه اين است كه از آنها خواسته شود درباره ايران يك حرف واحد بزنند. حتي مشخصا درباره بحث هسته اي هم ديد يكساني وجود ندارد طوري كه مي بينيم ارزيابي هاي راهبردي و اطلاعاتي آمريكا از اسرائيل هم فاصله گرفته چه رسد به روسيه و چين. بنابراين مي توان حدس زد كه گروه 1+5 خود را نيازمند خريد زمان براي حل و فصل اختلاف هاي داخلي اش مي داند. يكي از علت هاي اين همه اصرار اين گروه بر اينكه از هم اكنون درباره دور دوم اين مذاكرات توافق شود همين است كه آنها مي خواهند زمان بيشتري براي رايزني دروني در اختيار داشته باشند ضمن اينكه اساسا نمي دانند در دورنما امكان شكل دهي به يك نظر اجماعي درباره ايران وجود دارد يا نه.
سومين عامل به شكست سياست هاي مهاركننده، بازدارنده و الگوهاي فشار 1+5 در مقابل ايران باز مي گردد. 1+5 هر چه در چنته داشته رو كرده و اكنون نگران است كه اگر بار ديگر ايران كوتاه نيايد - كه نخواهد آمد- آن وقت بايد چه برگي را رو كند. بحران گزينه اكنون درون اين گروه بسيار جدي است پس منطقا بايد از قرار گرفتن در وضعيتي كه مجبور به رويارويي مجدد با ايران باشند اجتناب كنند.
و اما، قضاوت درباره آن كه اين تغييرات راهبرد است يا تاكتيك به زمان و مشاهده نشانه هاي عملي نياز دارد.
مهدي محمدي

بدهي 1+5 (يادداشت روز)

امروز مذاكرات تيم هسته اي كشورمان با گروه 1+5 بعد از 14 ماه توقف و چالش و كش و قوس فراوان، در اسلامبول تركيه از سرگرفته مي شود. بسياري از محافل سياسي و رسانه اي غرب با اشاره تلويحي به تحولات و رويدادهاي كنوني منطقه و جهان، اين دور از مذاكرات را تعيين كننده و سرنوشت ساز ارزيابي كرده اند.
درباره مذاكرات امروز، ارزيابي محافل نزديك به 1+5 از ماجرا و آنچه جمهوري اسلامي ايران مي تواند و بايد از اين دور مذاكرات انتظار داشته باشد، گفتني هايي هست.
الف: ابتدا و قبل از ورود به موضوع اصلي، اشاره به چند نكته از چالش هسته اي نزديك به ده ساله ايران اسلامي با مجموعه همسو و مشترك آژانس بين المللي انرژي اتمي، شوراي امنيت سازمان ملل متحد و آمريكا و متحدانش، ضروري به نظر مي رسد و مي تواند از دو نقطه اي كه امروزه ما و حريف در آن ايستاده ايم، تصوير و مختصات روشني ارائه بدهد.

ادامه نوشته