حلقه انحرافي براي «مرد بحران» كم خدمت كرده است؟! (خبر ويژه)

يك روزنامه وابسته به حلقه انحرافي ادعا كرد دعوا بر سر نيامدن مردمي نژادي ديگر است.

اين روزنامه مي نويسد: طرح برخي بحث ها و موضوع ها از سوي محافل سياسي و فكري خاص طي دو سال گذشته، نشان مي دهد برخي دانسته يا نادانسته درصدد هستند با ايجاد تغييراتي در مدل و هندسه جمهوري اسلامي كه حضرت روح الله معمار كبير انقلاب آن را پايه گذاري كرده، روح حاكم بر نظام «امام و امت» را با نوعي از استحاله و تغييرات محتوايي رو به رو كنند.
روزنامه مذكور با اشاره به برخي دعاوي انتخاباتي نظير دولت وحدت ملي، دولت ائتلاف ملي، دولت فراجناحي و... مي نويسد: هدف در ذيل طرح اين گونه بحث ها، كم رنگ كردن نقش مردم در انتخاب بالاترين مقام اجرايي كشور و جلوگيري از بر سر كار آمدن فردي از جنس مردم و با مطالبات مردمي است. به زعم برخي سياسيون، از اين پس فردي كه رعيت زاده است و در برابر ارباب زادگان و بزرگ زادگان مي ايستد، نبايد رئيس جمهور ايران شود. نكته جالب توجه در اين بين، اين كه مي توان مبدع بسياري از اين مدل ها را شخصي دانست كه به واسطه «مرد بحران» دانستن خود، دائما در حال طراحي مدل هايي براي خروج از بحران هاي فرضي است.
اين روزنامه توضيح نداده كه آيا پيوند ليدر حلقه انحرافي با عناصري نظير نفر اول فساد اقتصادي 3 هزار ميليارد توماني و لابي در هتل لاله تداعي «مردمي نژادي» بودن مي كند؟ يا اعطاي امتياز ويژه 400 ميلياردتوماني در كيش به شركتي ثبت شده با يك ميليون تومان، غمخواري مردم است؟ حمايت از برخي هنرپيشگان مبتذل و پرداخت كمك هاي مالي ويژه به آنان چطور؟
در همين حال جاي سوال است كه چرا همين روزنامه وابسته به حلقه انحرافي در همسويي با فتنه گران، از زبان مرد بحران-ساز- آنان به القاي تقلب پرداخت و شعار دروغين انتخابات آزاد را آن هم در صفحات اول خود (قبل از هشدار رهبر معظم انقلاب) برجسته كرد. آيا اين هم معناي تازه مردمي نژاد بودن است؟ يا مثلا دامن زدن به تنش و تعارض ميان نهادهاي قانوني و دور زدن رهنمودهاي امام و رهبري، به معناي وفاداري به «هندسه جمهوري اسلامي كه حضرت روح الله معمار كبير انقلاب آن را پايه گذاري كرد» است؟! ادعاي دوستي با مردم اسرائيل و اختراع مكتب ايراني كه براي ادعاي هلال شيعي و تمايل ايران به ايجاد امپراتوري در منطقه سند جور كرد، چطور؟
اساسا آيا مي توان عملكردي براي حلقه انحراف جست وجو كرد كه كمك به دراز كردن زبان فتنه گران و پر كردن خانه هاي جدول دشمن در زمينه ايجاد بي ثباتي، تنش و اختلاف درون نظام نباشد؟ چگونه امكان دارد حلقه اي مدعي حمايت از نظام امت و امام باشد و در عين حال خلاف منويات ولي امرمسلمين و ملت انقلابي مشي كند؟

خبر ویژه

دي سايت: ديكتاتورهاي عرب نمي توانند راه ورود انقلاب را سد كنند (خبر ويژه) 

كشورهاي عرب خليج فارس نگران سرايت بهار عربي هستند و به همين دليل از ناآرامي در سوريه حمايت مي كنند.

نشريه آلماني دي سايت در تحليلي نوشت: كشورهاي عرب خليج فارس تاكنون با پول و خشونت، جنبش هاي اعتراضي را كه باعث نگراني آنهاست سركوب كرده اند. جنگ در سوريه، انقلاب در مصر را كه همچنان در قيام هاي كشورهاي عرب خليج فارس اثرگذار است، پنهان مي كند. حاكمان اين كشورها از دادن آزادي هاي سياسي هراس دارند. اينكه براي نمونه امارات متحده عربي مي كوشد با همكاري با دانشگاه هاي نخبه غربي مانند سوربن برداشت آزادي فكري را به نمايش بگذارد نمي تواند اذهان را فريب دهد. نه كه از آزادي خبري نيست بلكه برعكس، تمايلي روزافزون وجود دارد كه مخالفان را سركوب كنند. همين هفته گذشته، طبق اعلام مركز حقوق بشر بحرين دست كم 39 فعال را كه براي دموكراسي بيشتر تظاهرات كرده بودند بازداشت و با برخي از آنهابدرفتاري زيادي كردند. در امارات متحده عربي دست كم 50 نفر نويسنده، وبلاگ نويس و وكيل بازداشت شده اند. اين نشريه از استخدام مزدوران خارجي خبر داده و مي نويسد: استخدام مزدوران خارجي در نيروهاي امنيتي امارات و بحرين نشان مي دهد كه حكومت هاي عرب خليج فارس اين تهديد را جدي مي گيرند. خارجي ها بيم كمتري دارند كه عليه مردم بومي اقدام كنند. بوميان را قرار است، با رفاه مادي آرام نگاه دارند، براي نمونه دادن شغل هاي دولتي يا بهداشت و درمان رايگان. اما اغلب كافي نيست، و به ويژه در كشورهاي كمتر ثروتمندي مانند عمان و بحرين در اين فاصله ميزان بيكاري جوانان بالا رفته است. در اين دو كشور در بهار 2011 اعتراض هايي صورت گرفت. وضعيت در بحرين كه قيام به دست نيروهاي امنيتي با سبوعيت سركوب شد به دليل تبعيض عليه اقليت شيعه پيچيده تر هم مي شود.

دي سايت تصريح مي كند: در عربستان (قدرت محافظ پادشاهي بحرين) مشكل ديگري هم آشكار مي شود؛ ولخرجي و فساد كه در عربستان بسيار گسترده است با برداشت مردم از اسلام نمي خواند. تضاد بين شاهزادگاني كه زندگي تجملي و اشرافي دارند و ميليون ها نفري كه در فقر به سر مي برند براي همه آشكار است.

نشريه آلماني خاطرنشان كرد: دخالت در سوريه به اين كار مي آيد كه حكومت هاي خودكامه در كشورهاي عرب خليج فارس را با ثبات كند. آنها مي خواهند با يك تير دو نشان بزنند؛ از طرفي به خود ببالند كه از انقلاب در سوريه حمايت مي كنند. از طرف ديگر با اين كار، ايران، مهمترين متحد سوريه را تضعيف كنند. از اين رو تعجبي ندارد كه عربستان سعودي و قطر در كنار تركيه نقش اصلي را در حمايت مالي و تسليحاتي از شورشيان سوري برعهده گرفته اند اما آنها رفتار متناقضي دارند و نمي توانند جلوي صادرات انقلاب به كشورهاي خود را بگيرند.

دي سايت در ادامه از وابستگي اقتصادي مصر به دولت هاي حاشيه خليج فارس خبر داد و نوشت: دولت هاي عربي مي خواهند از كمك مالي براي جلوگيري از سرايت انقلاب ها استفاده كنند. رئيس پليس دوبي (ضاخي خلفان) به تازگي هشدار داد «دولت هاي شمال آفريقا بايد بدانند خليج فارس خط قرمز است. ما بايد مراقب و هوشيار باشيم زيرا هرچه اين گروه ها بزرگ تر شوند به همان ميزان محتمل تر است كه مشكل ايجاد كنند.»

ادامه نوشته

اخبار ویژه

اعتراض به اقدامات ضدسوري اردوغان در تركيه شدت گرفت (خبر ويژه)

اعتراض به عملكرد مداخله جويانه دولت اردوغان در ميان تحليل گران در روزنامه هاي تركيه شدت گرفته است.
بسياري از محافل سياسي و رسانه اي در تركيه اقدام دولت در حمايت از گروه هاي مسلح و تروريست ضدسوريه را اجراي سياست هاي آمريكا قلمداد مي كنند. روزنامه جمهوريت در اين زمينه از بي اعتنايي دولت به ابتكارهاي بين المللي براي حل سياسي بحران سوريه انتقاد كرد و نوشت: دولت از طرح كوفي عنان و همچنين از موافقت نامه ژنو حمايت نكرد و به مسئوليتش براي فشار به مخالفان سوري براي آنكه به طرح عنان و اين موافقت نامه پايبند باشند نيز عمل نكرد.
اين روزنامه نوشت: دولت از اشتباهات گذشته اش درس عبرت بگيرد و به همراه جامعه بين المللي گام بردارد و گامهايي بر ندارد كه سبب دامن زدن به گرايش طائفه اي در تركيه و مداخله اين كشور در امور كشورهاي ديگر شود.
علي سرمان نويسنده و خبرنگار ترك درباره پيامدهاي اقدامات دولت اردوغان هشدار داد: ملت تركيه بهاي مشاركت دولت را در طرح آمريكايي نابودي منطقه و بازآرايي آن براساس منافع واشنگتن پرداخت مي كند. شمار زيادي از بيگانگان غيرسوري از مليتهاي مصري و افغاني و ليبيايي در اردوگاههاي ايجاد شده در تركيه اقامت دارند و برخي از آنها در مناطق مرزي خانه هايي را اجاره كرده اند.
وي مي پرسد: چه چيزي باعث شده است آنها در اين منطقه اقامت كنند و چرا نيروهاي امنيتي ترك آنها را از ايجاد آشوب و حمله به شهروندان ترك باز نمي دارند؟
وي افزود: ديپلماسي اردوغان و احمد داود اوغلو وزير خارجه وي كه عامل اين حوادث است، نمي داند اكنون بايد چگونه رفتار كند؟
محمدعلي گولر نويسنده ترك نيز سياست دولت را سياست خصمانه در قبال سوريه توصيف كرد و در پايگاه اينترنتي وصال باكيش و روزنامه آيدنليك نوشت: سياست دولت، اجراي طرح آمريكايي است و حزب عدالت و توسعه را به فروپاشي سوق مي دهد.
گولر افزود: دولت تركيه با شكستهاي آمريكا در سوريه سقوط خواهد كرد.
وي با اشاره به كاهش محبوبيت اردوغان در نظرسنجي ها از 54 به 46 درصد نوشت: اين ناشي از دخالت وي در مسائل سوريه است. به عبارت ديگر دولت با جبهه آسيايي حامي سوريه يعني ايران و عراق و چين و روسيه در افتاده است.
به گزارش شبكه خبر، گولر افزود: دولت دامهاي زيادي براي نيروهاي نظامي پهن كرد تا آنها را به مداخله نظامي در سوريه سوق دهد و آخرين آن نيز اعزام جنگنده ترك براي نقض حريم هوايي سوريه بود كه باعث شد به دولت اردوغان لطمه وارد شود و جايگاه اردوغان را در منطقه متزلزل كرد.
گولر در پايان نوشت هواداران حزب عدالت و توسعه اكنون پس از شكست واشنگتن در سوريه، دولت آنكارا را مجري سياستهاي آمريكا مي دانند.

ادامه نوشته

اخبار ویژه

مگر به نام رضاخان پالاني شما را قطار كنند (خبر ويژه)

برگزاري برخي نشست هاي هماهنگي عناصر ضدانقلاب در پاريس و بروكسل باعث اختلافات بيشتر در برخي از گروه هاي اپوزيسيون شده است.
معترضان مي گويند برخي ترتيب دهندگان اين نشست ها سوابق خوبي در زمينه همكاري با بيگانگان ندارند و اكنون هم دنبال اين هستند كه اپوزيسيون را به طور مطلق زير بليط برخي دولت هاي خارجي ببرند، چيزي كه در نگاه ملت ايران بسيار نفرت آميز است.
گروهك موسوم به اتحاد جمهوريخواهان-متشكل از اعضاي برخي گروهك هاي چپ منحله- از جمله گروه هايي است كه به اعتبار شركت برخي اعضا در نشست هاي پاريس و بروكسل و مخالفت سرسختانه شماري ديگر از اعضا دچار مجادلات شديد شده است.
جمشيد اسدي از اعضاي اتحاد جمهوري خواهان كه در نشست بروكسل حضور داشته در مصاحبه با «بامداد خبر» اذعان كرد كه اعتراضات تندي نسبت به اين نشست وجود داشته است. وي مي گويد شوربختانه در رسانه ها اين طور مطرح شده كه شركت كنندگان نشست هاي استكهلم و بروكسل مي خواهند به دستور و به دست خارجي، آلترناتيوي بسازند.
وي درباره اين پرسش كه سازمان جمهوري خواهان با بي اعتمادي به اين نشست ها نگاه مي كند، نظر شما چيست؟ گفت: ما در سازمان درباره نشست هاي استكهلم و بروكسل بحث هاي گسترده اي داشتيم، برخي از دوستان بر اين باور بودند كه گويا نشست استكهلم و به دنبال آن نشست بروكسل در پي گزينه اي است كه به كمك بيگانه در خارج از كشور تشكيل شود و خود را به عنوان آلترناتيو جمهوري اسلامي معرفي كند. راستي شما درباره من چه گماني داريد؟ نكند من هم عامل جمهوري اسلامي يا بيگانه باشم و چند سال ديگر كه رسوا شدم بر شما ايراد بگيرند كه چرا در ژوئيه 2012 نتوانستيد از شكل و قيافه جمشيد اسدي پي به جاسوسي او ببريد؟ از شوخي گذشته مي بايستي از پارانويا و همه هراسي درگذريم و كارهاي بزرگ جدي كنيم.
وي مي افزايد: بارها كساني مثل من و ديگر دوستان كوشيدند در درون سازمان جمهوري خواهان ايران براي دوستاني كه بر باور ديگر بودند توضيح دهند كه چنين چيزي باور جريان استكهلم-بروكسل نيست. البته اين اختلاف نظر تا آخر هم وجود داشت و هنوز هم بحث در درون سازمان ادامه دارد. از همين رو شركت من و چند نفر ديگر از دوستان سازمان جمهوري خواهان به طور شخصي بود و نماينده سازمان نبوديم.
يادآور مي شود برخي عناصر سلطنت طلب و مرتبط با سازمان جاسوسي سيا (نظير شهريار آهي و جواد خادم) برگزاركننده نشست بروكسل بودند. جواد خادم هماهنگ كننده كودتاي نافرجام نوژه با هماهنگي سازمان سيا بود. در نشست بروكسل علاوه بر حضور كساني چون سركرده گروهك تروريستي كومله (عبدالله مهتدي) برخي آمريكايي هاي حامي جنگ نظير اتولونگي نيز حضور داشتند. جمشيد اسدي با سوابق ماركسيستي توضيح نداده كه چگونه مي توان ادعاي جمهوري خواهي را به واسطه پيوند با سلطنت طلبان و تروريست هاي تجزيه طلب و آمريكائيان معتقد به حمله نظامي عليه ايران جمع بست؛ مگر اينكه امثال وي به واسطه سوابق قبل از انقلاب خود گرايش به شبكه پهلوي ها داشته باشند و از جمهوريت رضاخان پالاني با چاشني مداخله خارجي و كودتا و استبداد دفاع كنند.

ادامه نوشته

خبرویژه

حالا يك غلطي كرديم كه گفتيم تقلب شده! (خبر ويژه)

اختلاف ميان اصلاح طلبان و اپوزيسيون، به دنبال تحركات برخي اصلاح طلبان براي فاصله گذاري با فتنه سبز و بازگشت به چارچوب حاكميت شدت گرفته است.
در حالي كه طيفي از اصلاح طلبان دو رويكرد «آشوبگري و ساختارشكني» و «تحريم انتخابات مجلس» را شكست خورده تلقي مي كنند و مايلند با كتمان ادعاي تقلب به صحنه انتخابات برگردند، محافل راديكال به ويژه عناصر فراري و اپوزيسيون خارج نشين از اين فعاليت اصلاح طلبان نگران شده و آن را انتحار توصيف كردند.
مرتضي كاظميان از اعضاي گروهك ملي- مذهبي كه در پاريس اقامت دارد و اخيرا مجادلات تندي ميان وي و عباس عبدي درباره بن بست جنبش سبز صورت گرفت، به راديو فرانسه گفته است: هرگونه مشاركت سياسي و انتخاباتي توسط شخصيت هاي سياسي اصلاح طلب در حالي كه زندانيان جنبش سبز همچنان در بازداشت به سر مي برند، انتحار سياسي است.
وي با اشاره به اظهارات كساني نظير قنبري سخنگوي اقليت مجلس كه از برخي گزينه هاي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري نام برده، گفت: اينها گمانه زني است. واقعيت اين است كه بخش عمده اي از اصلاح طلبان با آنچه جنبش سبز گفته مي شود پيوند خورده اند و تفكيك معني داري نمي توان ميان آنها قائل شد: نبايد فراموش كنيم كه چهره هاي ارشد و شاخص نيروهاي اصلاح طلب يا در زندان هستند يا در حصر خانگي به سر مي برند.
وي با اشاره به لغو مجوز حزب مشاركت سازمان مجاهدين (انقلاب) گفت: شخصيت هاي اين احزاب در بازداشت به سر مي برند و معلوم نيست با اين وصف منظور از اصلاح طلبان چه كساني هستند.
سايت اينترنتي كلمه وابسته به طيفي از عناصر فراري (اميرارجمند و...) از تبليغات زودهنگام براي انتخابات رياست جمهوري انتقاد كرده و مي نويسد: بي شك تا آزادي زندانيان و تضمين آزادي هاي سياسي، بحث شركت در هر رقابت انتخاباتي از سوي اصلاح طلبان بي فايده است.
ارگان گروهك شوراي هماهنگي سبز- گروهكي كه انتخابات مجلس را تحريم كرد اما با راي دادن خاتمي غافلگير شد- ادامه مي دهد: فضاي سياسي فعلي فاقد مقدمات و ملزومات شركت در انتخابات است. آزموده را دوباره آزمودن خطاست و كساني كه پاسخ راي من كجاست را نگرفته اند، هيزم تنور انتخابات نخواهند شد.
كلمه همچنين انتخابات در ايران را مهندسي شده توصيف كرده و با انكار تحركات اصلاح طلبان براي بازگشت به عرصه سياسي و انتخاباتي، ادعا كرده كه اخبار منتشره شايعه است.
گفته مي شود برخي عناصر خارج شده در كشور به محافل اصلاح طلب تندرو در داخل، اين پيام توام با گلايه و اعتراض را منتقل كرده اند كه شما با وعده ساختارشكني، بايكوت حاكميت و ايجاد انسجام ميان اپوزيسيون و پيشبرد پروژه براندازي ما را به خارج كشور فرستاديد اما حالا خودتان از آن ادعاها عقب نشيني كرده و عملا مهر ابطال به جنبش سبز مي زنيد.
يادآور مي شود پيش از اين عباس عبدي از طيف راديكال حزب مشاركت- كه در سالهاي نه چندان دور حتي شعار خروج از حاكميت را مي داد- طي سلسله مقالاتي تاكيد كرد جنبش سبز حركتي رمانتيك و كور بود كه در عمل ظرفيت هاي فعاليت اصلاح طلبان را بر باد داد و به دنبال وادار كردن كساني چون خاتمي به خودكشي و انتحار بود.
با اين وصف يكي از سؤالات مهمي كه بايد از سوي اصلاح طلبان و حاميان فتنه سبز پاسخ داده شود اين است كه آيا پا نهادن در فتنه سبز، انتحار بود يا تصميم به فاصله گذاري با فتنه و سياست و تحريم؟
چالش ميان دو جريان داخلي و خارجي در حالي است كه در داخل و در ميان اصلاح طلبان نيز با اختلاف نظرهاي جدي مواجه مي شود. به عنوان مثال در حالي كه محمدرضا خباز (عضو حزب اعتماد ملي و فراكسيون اقليت مجلس) خاتمي را محور مناسبي براي تجديد فعاليت اصلاح طلبان مي داند، مرتضي سجاديان عضو مركزيت كارگزاران سازندگي به انتقاد شديد از خاتمي پرداخته است. خباز به باشگاه خبرنگاران گفته است: محوريت خاتمي براي جمع شدن اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري موثر است اما معناي محور بودن خاتمي اين نيست كه وي نامزد انتخابات شود.
اما مرتضي سجاديان مدير مسئول روزنامه توقيف شده كارگزاران معتقد است: پرچم هدايت اصلاح طلبان براي فعاليت در انتخابات رياست جمهوري بايد به دست كسي غير از خاتمي سپرده شود. كساني بايد محور فعاليت هاي اصلاح طلبان باشند كه در چارچوب نظام فعاليت خود را انجام داده اند. با توجه به انتقاداتي كه در اين راستا به خاتمي داريم، او نمي تواند محور اصلاح طلبان باشد.
وي همچنين در گفت وگو با «مهر» درباره كمرنگ شدن فعاليت موثر اصلاح طلبان اظهار داشت: اصلاح طلبان به دليل مصالح نظام و جلوگيري از سوء استفاده عناصر بيگانه از آنان فعاليت و حضور پررنگي در صحنه سياست ندارند.
عضو شوراي مركزي كارگزاران افزود: اپوزيسيون خارج نشين هميشه در كمين هستند تا صحبت و اظهارنظري از سوي اصلاح طلبان صورت بگيرد كه آن را پيراهن عثمان كنند و در جهت منافع و عقده هاي رواني خود از آن بهره گيرند بنابراين بخاطر مصالح نظام سكوت كرديم.
سجاديان گفت: اين حضور بايد پررنگ تر شود اما به گونه اي كه موجب سوء استفاده عوامل بيگانه نشود.
وي گفت: افراد منطقي و چهره هاي معتدل زيادي در جريان اصلاحات وجود دارند كه مي توانند هدايت اين جريان را برعهده بگيرند تا حضور پررنگ تري در انتخابات رياست جمهوري داشته باشيم.
در همين حال عسگراولادي دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري گفت: خاتمي سعي مي كند اصلاح طلباني كه در چارچوب نظام حركت مي كنند را سازماندهي كند اما وي بايد موضعش با رفقاي سابق خود كه تا سرحد خصومت با نظام و مردم پيش رفتند را مشخص كند.
عسگراولادي در خصوص حضور اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري گفت: مردم در انتخابات مجلس نهم از اصلاح طلبان عبور كردند و لايه هاي گوناگون اصلاح طلبان نيز نتوانستند براي ورود به انتخابات مجلس نهم يك تصميم واحد اتخاذ نمايند.
وي افزود: بخشي از اصلاح طلبان ضد انقلاب كه عمدتا خارج نشين هستند بر طبل تحريم كوبيدند و برخي هم كه در داخل بودند نتوانستند نظر واحدي داشته باشند و در برزخ عدم تحريم و تحريم گير كردند.
وي خاطرنشان كرد: اگر اصلاح طلبان يك آسيب شناسي از عملكرد گذشته خود داشته باشند و بخواهند داخل نظام حركت كنند كسي مانع آنها نيست ولي بايد از همگرايي با آمريكا و غرب دست بردارند تا در نظر مردم جايگاهي داشته باشند.

ادامه نوشته

خبرویژه

اپوزيسيون يا قمپز را ممنوع كند يا بگذارد ما هم ... بزنيم! (خبر ويژه)

كاريكاتوريست نشريات زنجيره اي كه در نشست اخير عناصر فراري در واشنگتن حضور داشته، مي گويد برخي طيف هاي اپوزيسيون توقع دارند خبرنگاران همكار آنها «نازر» باشند نه ناظر يعني زر نزنند!
نيك آهنگ كوثر با بيان اينكه ما را «نا-زر» مي خواهند نه «ناظر» مي نويسد: فكر نكنيد دعوايي هست يا جنگي؛ نه! يك بحث انتقادي داريم كه خيلي هم دوستش داريم! «اپوزيسيون» براي اينكه اپوزيسيون بماند، بايد چكش بخورد. اينكه همه دوست داشته باشند كه قربان صدقه شان بروي، نتيجه اش مي شود يك گروه پير شونده و ميرا كه خيال مي كند همين پس فردا مردم ايران برايشان فرش قرمز مي اندازند و بفرما مي گويند. از اين خبرها نيست! بعضي هايشان آنقدر خالي بسته اند كه خودشان هم باورشان شده خبرهايي هست! اپوزيسيوني كه در بند قمپز باشد، چيزي جز «قمپزيسيون» نيست.
وي درباره نشست محفلي اخير طيفي از عناصر فراري و عدم شركت شماري ديگر مي نويسد: طرح هاي ارائه شده شايد پختگي لازم را نداشتند و يا شايد برخي مثل شهريار آهي نگران بودند كه با طرح علني پروژه ها، حيدر مصلحي ناگهان به كليد در گاو صندوق اپوزيسيون دست پيدا كند و همه چيز بر باد رود. به نظرم، برگزاري «باز» كنفرانس هايي از اين دست بسيار مفيد است. اولا معلوم مي شود چه كساني جرات مي كنند حاضر باشند و حرفي بزنند. معلوم مي شود چه كساني تا پشت در كنفرانس مي آيند و بعد از ترس دوربين قايم مي شوند! معلوم مي شود چه كساني طرح هايشان متناسب با واقعيت دروني ايران است و معلوم مي شود چه كساني با آمار ساختگي دلشان را خوش كرده اند.
وي همچنين با اشاره به دنده عقب گرفتن شماري از عناصر فراري خاطرنشان مي كند: با دوستي درباره آينده بخش بزرگي از مخالفان تازه خارج شده از ايران حرف مي زديم. پيش بيني او اين بود كه گروهي از اينان قبل از انتخابات رياست جمهوري آينده، به ايران باز خواهند گشت. از سوي ديگر، بخشي از نيروهاي ظاهرا اپوزيسيوني هم رفت و آمد با ايران را از طريق نزديكان خود دنبال مي كنند و مشكلي هم وجود ندارد. اتفاقا همين دوستان جزو مخالفان «براندازي» محسوب مي شوند.
به نظر مي رسد با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري آتي و احتمال سازش بخش هايي از اصلاح طلبان و نشان دادن التزام به قانون اساسي، بسياري از مشكلات گروهي حل شود و زبان سايت هايي در خارج از كشور تغيير كند.
نيك آهنگ كوثر در پايان مجددا نوشته است: براي پرسيدن لزومي به بي ادبي و حتي نمايش بلاهت ذاتي نيست. ما رسانه هايي مي خواهيم كه «زر» بزنند و نازر نباشند.
يادآور مي شود نامبرده پيش از اين به اشتباه از سوي طيفي از اپوزيسيون متهم شده بود كه خبرچين وزارت اطلاعات است!

ادامه نوشته

اخبار ویژه 3دی

اصلاح طلبان از عاقبت نافرجام تحريم انتخابات مي ترسند (خبر ويژه)

ارگان حلقه لندن فاش كرد يك دليل طفره رفتن اصلاح طلبان از تحريم علني انتخابات، ترس از بي اعتنايي مردم و هزينه هاي سنگين بعدي اين ماجرا براي جريان مذكور است.
«جرس» نوشت: شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات هفته گذشته اعلام كرد اين شورا تصميم گرفته ليست انتخاباتي ارائه نكند. از فحواي اظهارات رئيس دوره اي شورا معلوم بود او بر ايده عدم شركت در انتخابات تاكيد مي كند و مدافع تحريم فعال نيست. در بيانيه شوراي هماهنگي راه سبز اميد هم سخني از تحريم انتخابات به ميان نيامده و بر آن تاكيدي صورت نگرفته است اما بخش پاياني اين بيانيه حاوي راهكاري است كه به نوعي دعوت به تحريم فعال انتخابات را نشان مي دهد.
جرس اضافه كرد: تحليل مواضع گروه ها و چهره هاي اصلاح طلب داخلي و خارجي نشان مي دهد درباره اين كه عدم شركت به چه معني خواهد بود و مرز آن با تحريم انتخابات كجاست، ظاهرا هنوز توافقي حاصل نشده است. چهره هاي ارشد اصلاح طلب در داخل ايده عدم شركت در انتخابات را دنبال مي كنند ولي خود را هوادار تحريم نمي دانند در حالي كه رفتار و اعلام موضع گروه هاي اصلاح طلب خارج از كشور بيانگر دعوت آنها براي تحريم انتخابات است. تحليلگران مي گويند كه عدم استفاده از تعبير «تحريم انتخابات» توسط فعالان در داخل كشور به دليل هزينه هاي زيادي است كه چنين كنشي مي تواند براي آنها همراه بياورد. از ديد تحليلگران، طرح تحريم انتخابات اين ريسك را دارد كه اگر با اقبال عمومي روبرو نشود و نتواند يك موج اجتماعي حول خود ايجاد كند بسيار خطرناك خواهد بود و بي اعتباري اصلاح طلبان را بيشتر از پيش در معرض ديد همگان قرار خواهد داد.
اين پايگاه اينترنتي نوشت: ناظران مي گويند از آنجا كه انتخابات مجلس شوراي اسلامي در واقع يك انتخابات محلي است و متغيرهاي بومي در آن تاثير فراوان وارد، بسياري از شهروندان در شهرهاي كوچك و روستاها به آن مي پيوندند و شركت در آن را حائز اهميت سياسي تلقي نمي كنند. برهمين اساس به نظر مي رسد كه چهره هاي اصلاح طلب در داخل كشور بيشتر متوجه ريسك ها و هزينه هاي احتمالي «تحريم انتخابات» هستند و ترجيح مي دهند كه دست كم در بازه زماني فعلي صرفا بر «عدم شركت در انتخابات» تاكيد كنند و سخني از «تحريم» به ميان نياورند.

ادامه نوشته

اخبار ویژه 12 آذر

قرار بود ايران را تحريم كنيم نه خودمان را ! (خبر ويژه)

به رغم جنجال فراوان برخي مقامات آمريكايي و اروپايي در زمينه تحريم ايران، مرور اظهارات آنها حاكي از آن است كه آنان شديدا نگران عواقب تحريم ايران هستند.
روز پنج شنبه گذشته در حالي كه سناي آمريكا تحريم بانك مركزي ايران را تصويب مي كرد، نمايندگان دولت هشدار دادند چنين ايده هايي متحدان را از آمريكا فراري مي دهد. طرح مذكور بايد به تصويب مجلس نمايندگان برسد.
به گزارش دويچه وله، به همين دليل سناتورها «دولت باراك اوباما را به كم كاري در افزايش فشارهاي اقتصادي بر تهران متهم كردند. اعضاي كميته روابط خارجي مجلس سنا، كاخ سفيد را به دليل مخالفت با قوانيني در راستاي تحريم بانك مركزي ايران مورد مذمت قرار دادند. ديويد كوهن، معاون وزير خزانه داري آمريكا و وندي شرمن، معاون سياسي وزارت خارجه، روز پنجشنبه براي ارائه توضيحاتي در جمع نمايندگان كميته روابط خارجي سنا حاضر شدند. كوهن در اين نشست تاييد كرد كه دولت نيز در پي يافتن راه هايي براي افزايش فشار بر نظام بانكي ايران است اما در عين حال طرح سنا براي تحريم بانك مركزي ايران را خطرناك مي داند چرا كه ممكن است به روابط آمريكا و متحدانش ضربه بزند و ائتلافي كه پس از ماه ها كار دقيق به وجود آمده را از بين ببرد. كوهن همكاري هايي را موثر مي داند كه «داوطلبانه» شكل گرفته باشند و نه بر پايه اجبار. به اعتقاد شرمن هم احتمال اين خطر بسيار زياد است كه بهاي جهاني نفت افزايش يابد. در نتيجه ايران پول بيشتري براي پيشبرد برنامه هاي هسته اي خود كسب مي كند. ما مي خواهيم اقتصاد ايران را هدف قرار دهيم اما چنين خطراتي وجود دارد».
رابرت مندز، يكي از سناتورهاي مبتكر متممي كه مي تواند به تحريم بانك مركزي ايران بيانجامد، وندي شرمن و ديويد كوهن را به خاطر مخالفت با هدف خود سرزنش كرده و گفت: «ما ابزار را در اختيار شما قرار داديم، اما شما در حالي كه زمان به سرعت مي گذرد، تلاش جدي براي استفاده از آن چه در اختيارتان گذاشته شد، به عمل نياورديد».
تيموتي گايتنر، وزير خزانه داري آمريكا، پنجشنبه طي نامه اي به كارل لوين، رئيس كميته نيروهاي مسلح مجلس سنا، با طرح سنا مخالفت كرده بود. به گزارش بي بي سي، او هشدار داد كه اجراي تدابير مندرج در آن مي تواند به متحدان آمريكا صدمه بزند و بهاي نفت را در بازارهاي جهاني افزايش دهد كه اين به نفع ايران خواهد بود.
همزمان با تبادل اين اظهارات بين مقامات آمريكايي، اتحاديه اروپا نيز از ادعاي تحريم خريد نفت ايران عقب نشيني كرد. وزراي خارجه اين اتحاديه پنج شنبه در بروكسل هر چند كه اعلام كردند تدابير تحريمي عليه 141 شركت و 39 مقام ايراني را به اجرا مي گذارند، اما تحريم نفتي را رد كردند. رژيم انگليس و فرانسه دنبال تحريم نفتي ايران بودند. به گزارش گويانيوز «انتظار مي رفت تحريم هايي عليه شركت هاي نفتي ايران هم موضوع بحث قرار گيرد ولي به نظر مي رسد در حال حاضر چنين تحريم هايي اعمال نخواهند شد. برخي از تحليلگران بر اين باورند كه مصرف بالاي نفت ايران در كشورهايي مثل ايتاليا و اسپانيا يكي از علل عدم تحريم نفتي اين كشور است. آلن ژوپه وزير خارجه فرانسه نيز گفته يونان با چنين ايده هايي مخالف است.»
روزنامه وال استريت ژورنال در گزارشي نوشت: پالايشگاه هاي اروپايي در صورت اعمال تحريم عليه ايران، زيان مي بينند. آنها نگران اين هستند كه با بالا رفتن هزينه هايشان در بازار رقابتي جهاني، از رقباي آسيايي و آمريكايي عقب بمانند.
يك منبع آگاه اروپايي دراين باره به وال استريت ژورنال مي گويد: « تحريم نفتي اروپا عليه ايران بيشتر به ضرر پالايشگاه هاي اروپايي خواهد بود تا ايران؛ چرا كه ايران مي تواند نفت خود را به جاي اروپا به ديگر كشورهاي آسيايي بفروشد.» ايران هم اكنون نيز بيش ا ز دو سوم نفت صادراتي خود را به كشورهاي آسيايي عرضه مي كند.
در همين حال شبكه اپوزيسيوني بالاترين با اشاره به سردرگمي و عقب نشيني اروپا نوشت: آخه اين هم شد كار آقايان اروپايي؟ ما را ... گير آورده ايد يا خودتان را؟ سي سال است كه شل كن و سفت كن كرده ايد. با احساسات ما همه جوره بازي مي كنيد. اين قدر ما را با حرف (تحريم) سركار گذاشتيد و دلخوش شديم كه اين بار با دفعات قبل فرق مي كند. حالا اين بار هم نتوانستيد از منافع خود دست بكشيد! ركود اقتصادي اروپا هم كه مزيد بر علت شد.

ادامه نوشته

اخبار ویژه 30آبان

عضو حلقه كيان: از «سيا» مزد مي گيريم ولي به جان شما مزدور نيستيم! (خبر ويژه)

عضو خارج نشين حلقه كيان كه به واسطه قلم زدن باب ميل سازمان سيا روزگار مي گذراند، براي چندمين بار به دفاع از مزدبگيري بيگانگان پرداخت.
مجيد محمدي در گويانيوز نوشت: اتهامي كه افراد و گروه هاي ضد امپرياليست از طيف اسلامگرايان تا ماركسيست ها و از مخالفان سياست خارجي آمريكا تا منتقدان دول غربي به فعالان سياسي و روزنامه نگاراني كه به ازاي كار خود از مؤسسات دول اروپايي يا آمريكا حق الزحمه دريافت مي كنند مي زنند آن است كه اين افراد در خدمت منافع ملي دول مربوطه هستند. اتهام زنندگان توجه ندارند كه اگر آمريكايي ها و اروپايي ها براي امنيت و منافع ملي خود بودجه هايي را براي مبارزه با بيماري و فقر يا بسط اطلاعات و دانش اختصاص مي دهند نمي توان مبارزه با فقر و بيماري يا مبارزه با سانسور و محروميت از تحصيل و تدريس را محكوم كرد.
وي مي افزايد: كساني كه با تخصيص بودجه به صداي آمريكا يا بي بي سي و كار براي اين رسانه ها مخالفند متوجه نيستند كه اگر اين بودجه ها حتي در رقابت رسانه اي ميان دولت ها هزينه شود بهتر است از آن كه صرف توپ و تانك شود. منتقدان دولت آمريكا يا دول اروپايي را با حكومت جمهوري اسلامي اشتباه گرفته اند كه پشت سر هرگونه تخصيص بودجه شان نوعي هدف تبليغات سياسي خوابيده است.
وي امپرياليسم را لولوي ساخته و پرداخته ماركسيست ها و اسلامگرايان توصيف كرد و افزود: در دنياي واقعي، پديده اي به نام استكبار يا امپرياليسم يا بيگانه وجود خارجي ندارد. اين مزدبگير راديو فردا از پول گيرندگان محافل غربي خواسته تا مانند دختر تحريك شده مصري كه عكس هاي برهنه خود را منتشر كرد، درباره حق الزحمه دريافتي خود شفاف سازي و تابوشكني كنند!
اين نحو استدلال هاي سست و فاقد منطق در حالي است كه قدرت هاي زورگوي غربي در كنار نسل كشي و اشغالگري و توسل علني به اسلحه، در زمينه تقويت مراكزي نظير ناتوي فرهنگي سرمايه گذاري كرده اند و اين جنگ را مخرب تر و مؤثرتر از جنگ و كشتار نظامي تلقي مي كنند. آنها در عين حال در حوزه رسانه اي، صرفاً به افرادي بها مي دهند كه توجيه گر ستم ها و جنايت ها و فزون طلبي هاي غرب باشند. در اين ميان عملكرد رژيم مستكبر آمريكا طي 66 ساله پس از جنگ جهاني به قدر كافي، نقيض هرزه گويي كساني چون همكار مستأصل حلقه كيان در آمريكا هست كه پيش از اين علناً در سايت راديو فردا نوشته بود «فروش اطلاعات و گرفتن پول از دولت هاي خارجي امري شرافتمندانه است كه جريان هاي اپوزيسيون بايد به آن تن بدهند».
در پاسخ به مطلب مبتذل مجيد محمدي، يكي از اعضاي اپوزيسيون خارج نشين نوشت: بعيد است آقاي محمدي با تجاربي كه در امور سياست دارند و در دوراني كه مسئوليت سايت «گذار» [وابسته به خانه آزادي] را به عهده داشته اند، ندانند كه پولهاي دولتهاي غربي، به هر جريان و مؤسسه اي يك چارچوب هاي مشخص دارد. به همين دليل هست كه سازمانهاي جاسوسي نظير سيا در قاچاق مواد مخدر و قاچاق هاي ديگر دست دارند. درآمدهاي غيرقانوني كه به اين سازمان ها اجازه مي دهد بدون نگراني از حسابرسي هاي نهادهاي ذيربط و با دست هاي باز به نيروهاي مورد نظر سياسي خود پرداخت كنند. همچنين بخش عمده اي از هزينه هاي تحقيقات دانشگاه ها، توسط شركتهاي چند ميليارد دلاري و برخي توسط وزارت دفاع آمريكا تأمين مي شود. مثلاً وزارت دفاع آمريكا، هزينه عمده اي از تحقيقات ام اي تي را پرداخت مي كند.
سعيد سلطانپور تصريح كرده است: همان گونه كه براي شهروند آمريكايي، عضويت در سازمان سيا و يا وزارت دفاع آمريكا، كاري عادي است ولي براي يك شهروند ايراني آمريكايي، اين همكاري ها، غيراخلاقي است. در كانادا، دولت محافظه كار «هارپر» كه بشدت طرفدار اسرائيل است، بودجه چند ده هزار دلاري يك مؤسسه كانادايي حقوق بشري را در سال 2010 كم كرد. «گروه رايت و دمكراسي». هارپر افرادي طرفدار اسرائيل را در اين مؤسسه منصوب كرد. علت اين سختگيريها اين بود كه اين مؤسسه در حوزه خاورميانه در زمان جنگ 22 روزه غزه، در مورد اينكه آيا اسرائيل حقوق بشر را نقض كرده است، تحقيق كرده بود. اين مؤسسه بودجه خود را از وزارت امور خارجه دريافت مي كند و براي دولت كانادا جنبه مشورتي داشته است.
وي با رد ادعاي حمايت آمريكا و غرب از دموكراسي و حقوق بشر نوشت: در فلسطين، برخلاف تصور آمريكا و اسرائيل بر سر كار آمد. اول از همه كانادا كمك هاي خود را قطع كرد و بعد هم اروپا و آمريكا.
نامبرده در ادامه با اشاره به غلبه سياست هاي امپرياليستي و فاشيستي در آمريكا و غرب مي نويسد: چگونه مي شود سياسي بود و از يك دولت خارجي كمك گرفت و مستقل هم بود؟ پول گرفتن از هر دولت خارجي، در راستاي منافع آن دولت خارجي است. در هيچ كجاي دنيا، كمك مالي و تسليحاتي بدون شرط نيست. اگر شما سراغ داريد، لطفاً به من هم بگوييد. كمك مالي دريافت كردن از دولت هاي خارجي به هيچ وجه قابل توجيه نيست. اگر آگاهانه باشد، خيانت به كشور و مردم است. هر زمان كه 60 ميليون آمريكايي (ثروتمندترين كشور دنيا و قوي ترين نيروي نظامي دنيا) صاحب بيمه درماني حداقلي مانند بسياري از كشورهاي در حال توسعه شدند، آن وقت من مي توانم قبول كنم كه آمريكائيان، دلشان براي مردم كشورهاي ديگر مي سوزد و حاضرند پولهايشان را براي آزادي آنها خرج کنند.

ادامه نوشته

اخبار ویژه 25آبان

حق با خانم كلينتون است ما خيلي بي عرضه ايم (خبر ويژه)

يك گروهك اپوزيسيون مقيم خارج در واكنش به انتقادات به برخي محافل ضدانقلابي داخلي كه مي گويند «خارج نشينان كنار گود نشسته و مي گويند لنگش كن»، تأكيد كرد: فعالان اپوزيسيون در داخل نيز تحليل ها، پيش بيني ها و گفته هاي بي محتواي زيادي دارند.
نشريه سكولاريسم نو وابسته به «اسماعيل- ن» در اين زمينه نوشت: اين سخن آشنايي است كه اپوزيسيون داخلي مي گويد در خارج كنار گود نشسته اند و مي گويند لنگش كن. مي گويند بيرون گود نشسته اند آسوده و بدون هيچ مشكلي پا روي هم انداخته اند و آن وقت به ما مي گويند لنگش كن تا سودش را خودشان ببرند... گفته مي شود كه فعالان اپوزيسيون در خارج از كشور نتوانسته اند كارنامه موفقي در طول اين سال ها براي خود رقم بزنند و در طول اين سالها اكثر گفته ها، تحليل ها و پيش بيني هايشان در مورد ايران بي محتوا و شعارگونه بوده است. بايد توجه داشت كه فعالان داخل نيز از اين قبيل گفته هاي بي محتوا زياد دارند، اما محدوديت ملاحظات امنيتي سبب شده به شكل علني عقايدشان را به زبان نياورند. همچنين فشاري كه يك فعال در داخل تحمل مي كند موجب شده ناظران با ديده اغماض نسبت به گفته ها و رفتار سياسي شان بنگرند.
اين پايگاه اينترنتي اضافه كرد: بسياري از كساني كه امروز به دليل تحليل هاي نادرستشان مورد شماتت قرار مي گيرند همان كساني بوده اند كه براي ايستادگي بر آرمانهايشان ستايش شده اند اما هنگامي كه به مرور زمان اعتبار حاصله از آن هزينه ها كاسته شد اين عيار واقعيشان است كه خودنمايي مي كند. اگر اعتبار سخناني كه سياسيون در فضاي آزاد مي زنند پايين است مشكل از بيرون گود بودنشان نيست و اين مشكل بازمي گردد به مجموع فعالان سياسي ايران كه چيز زيادي براي عرضه ندارند.
همزمان با انتشار اين تحليل، سايت «ايران گلوبال» طيف هايي از اپوزيسيون را به بي عرضگي يا نفوذي بودن متهم كرد. اين سايت، در ابتداي تحليل خود با تملق گويي وزير خارجه آمريكا نوشت: خانم هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا طي سخناني به ذكر دلايل عدم حمايت گسترده از جنبش سبز پرداختند. بي شك اظهارات خانم كلينتون مبتني بر مستنداتي است كه ضروري است مورد بحث و كنكاش قرار گيرد. اگر حمايتي كه انتظار مي رفت را دريافت نكرديم بايد مقصر اصلي آن را در عملكرد اپوزيسيون خارج از كشور جستجو كنيم. چرا كه افراد زيادي به قصد «تصاحب» جنبش سبز، سخنگوي اين جنبش در پارلمان آمريكا شدند. نمي خواهم نام افراد را ذكر كنم اما همگي مي دانيم كساني كه مدعي «رهبري اپوزيسيون» هستند چه صدماتي وارد كردند. تمامي اين رفتارها اگر از خيانت نباشد ناشي از خودخواهي افراد ياد شده است.
نويسنده سپس با پرداختن فرصت طلبي به كساني چون اردشير اميرارجمند و عبادي و واحدي و سازگارا مي نويسد: متأسفانه در سايت هاي اينترنتي مشاهده مي شود كه يك فرد خود را سخنگوي اپوزيسيون مي نامد و به تنهايي به آقاي احمد شهيد گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل به نمايندگي از مخالفان نامه مي نويسد. فردي ديگر به بان كي مون نامه ارسال مي كند و ديگري به آقاي اوباما و همين طور افرادي سودجو خود را سخنگوي جبهه دمكراتيك جا مي زنند. از همه اينها كه بگذريم افراد ديگري هم هستند كه خود را اپوزيسيون مي نامند و ادعا دارند كه در راستاي منافع ملي ايران تلاش مي كنند در حالي كه همين افراد در راستاي منافع جمهوري اسلامي و خصوصاً «وزارت اطلاعات» گام برمي دارند. جمهوري اسلامي ميليون ها دلار هزينه مي كند تا اپوزيسيون خارج از كشور را به جان هم بيندازد؛ گرچه اين اپوزيسيون به خودي خود و بدون دلارهاي وزارت اطلاعات ايران، به جان هم افتاده اند و درصدد تخريب يكديگر هستند.

ادامه نوشته

اخبار ویژه 15آبان

سازگارا: اخراج من از VOA زير سر كيهان است! (خبر ويژه)

محسن سازگارا كه خود سوژه هميشگي كيهان بوده، ضمن اعتراض به صداي آمريكا گفت: هركس در صداي آمريكا موضع سختي عليه جمهوري اسلامي مي گيرد، اخراج مي شود. اول كيهان مي نويسد و بعد صداي آمريكا اخراج مي كند.
اين همكار اخراجي VOA مي گويد: علت نارضايتي مديران رده بالاي صداي آمريكا از من، اظهارات غيرمنطقي من نبوده بلكه هركس در اين شبكه عليه جمهوري اسلامي موضع سفت و مخالفي داشته، اخراج شده است. هرگاه كيهان نامي از مخالفان را آورده، صداي آمريكا به تبعيت از اين روزنامه كارمندان خود را بيرون كرده است.
تندروي هاي بي قاعده سازگارا در جريان فتنه سال 88 آن هم تحت عنوان سخنگوي جنبش سبز در خارج كشور، سبب شد تا برخي محافل از وي به عنوان نفوذي هايي كه درصددند جنبش را به بن بست بيندازند، ياد كنند.
همزمان با اظهارات سازگارا، «بالاترين» نوشت: وضع اسفبار صداي آمريكا در سال گذشته آشكار است و بارها گفته شده، اما وضعيت آن در ماههاي اخير بدتر شده است. به نظر مي رسد سياست هاي صداي آمريكا با سياست دولت متبوع خود منطبق باشد كه درصدد است رضايت ايران را جلب كند(!؟)
از سوي ديگر اميرعباس فخرآور در فيس بوك، رجزخواني كرده و نوشته است: بد نيست يك نفر سازگارا رو تنبيه كنه تا بفهمه دوران طلايي گنگ بازيهاش در واشنگتن به پايان رسيده! من حاضرم زحمتش رو قبول كرده و حضرت آقا رو از خواب بيدار كنم.
طي هفته هاي اخير چند نفر از جمله جمشيد چالنگي، رودي بختيار، كوروش صحتي و احمد باطبي از صداي آمريكا اخراج شده اند. فخرآور، صحتي و باطبي هر سه مظنون بودند به اين كه نفوذي سرويس هاي امنيتي ايران هستند اما قرعه اخراج به نام دو نفر آخر افتاد. حتي برخي رسانه هاي اپوزيسيون نوشتند كه رامين عسكر (مدير صداي آمريكا) با مشورت فخرآور، اسامي اخراجي ها را نهايي مي كند.
ادامه نوشته

اخبار ویژه 12آبان

از ملك عبدالله پول گرفتيم كه محتاج خلق نباشيم! (خبر ويژه)

در حالي كه اغلب رسانه هاي اپوزيسيون از «ننه من غريبم بازي» سايت جرس در ادعاي مضيقه مالي خبر مي دهند، اين پايگاه اينترنتي بر ادامه مظلوم نمايي و توجيه تراشي جهت تعطيلي اصرار دارد.
جرس (ارگان حلقه از هم پاشيده لندن) در مطلبي به قلم عبدالعلي بازرگان از اعضاي گروهك نهضت آزادي، اعلام كرد: كفگير رسانه هاي سبز به ته ديگ خورده و ناصحاني كه در حسن نيت و قصد خدمت و دلبستگي شان به آزادي و استقلال ترديد نيست، ديگ هاي پر و پيمان همسايه را سراغ مي دهند كه بي منت مهمان نوازي مي كند و براي احسان و انسانيتش تعهدي هم انتظار ندارد. البته مي توان دهها دليل براي قانع كردن خود و ديگران در ياري طلبيدن از همسايگان تراشيد و حتي چنين درخواستي را هم حق قانوني خود در جوامع مدني امروز تلقي كرد. ولي وقتي جوانان برومندي در خانه هستند كه مي توان بر هنر و همت و بازوي پرتوان آنان اميد و تكيه داشت، چه دليل دارد عزت خودمان را ناديده بگيريم؟
وي روشن نكرد كه منظورش از جايگزين كردن كلمه همسايگان به جاي بيگانگان چيست و آيا منظور او همان دلارهاي بادآورده است كه برخي دست اندركاران فتنه از رژيم هاي مرتجع و فاسدي چون رژيم سعودي گرفته اند. يا همسايگان بي منت(!؟) ديگري هم مدنظر هستند؟! او متعرض اين واقعيت نيز نشده كه كساني چون كديور و ديگران بارها و به طور علني از محافل آمريكايي و غربي پول هاي كلاني به اسم جايزه و... دريافت كرده اند.
با اين حال بازرگان اذعان كرده كه قاطبه ايرانيان مقيم خارج حاضر نيستند كمترين كمك مالي به محافلي از نوع «جرس» و ... كنند. وي مي نويسد: 4 ميليون ايراني در خارج كشور زندگي مي كنند و ميانگين درآمد آنان در آمريكا (36000دلار در سال) 30% بيشتر از متوسط درآمد مردم اين ابرقدرت و ابرثروت است. با توجه به اين كه طبق آمار چند سال قبل، سرمايه ايرانيان مقيم خارج متجاوز 400ميليارددلار است، اگر هر ايراني با چنين امكاناتي فقط روزي يك دلار بپردازد، سيل چنين سرمايه اي از سر تمام سازمان هاي سياسي ما هم سر ريز خواهد كرد و همه امورمان سامان خواهد يافت! اما مي گويند ما ايراني ها عادت به خرج كردن براي امور اجتماعي نداريم! نمي دانم تا چه حد اين ادعا قابل اثبات است، چرا كه برخي هموطنانمان در خيرات و مبرات دست گشاده اي دارند، اما پيروان برخي آئين ها در آمريكا، به يك دلار در روز، كه تا ده درصد درآمد ماهيانه شان را به تشكيلات مورد باورشان مي پردازند و مي دانند كه چنين پرداختي به اضعاف مضاعف به خودشان برمي گردد. وي مي افزايد: كار ما هم از دو حال خارج نيست؛ با سازمان هايي كه تشكيل مي دهيم خدمتشان خريدار ندارد، كه طبيعي است تعطيل شوند و يا ملت خادمان خود را حمايت نمي كند، كه آن هم طبيعي است آسيب پذيرتر شود. طبق آمار منتشر شده بيش از 150 هزار دكتر و مهندس ايراني در آمريكا زندگي مي كنند كه اگر يك درصد آنها هم با روزي يك دلار از رسانه هاي ما حمايت كنند، مشكل بسياري از آنها حل خواهد شد.
نگاشتن چنين سوگنامه هايي در حالي است كه بنابر گزارش هاي موثق منتشره در رسانه هاي اپوزيسيون مقيم خارج، برخي از همين سر حلقه هاي فراري و مقيم برخي پايتخت هاي اروپايي و آمريكا، اقدام به خريد ويلا و خانه ها و خودروهاي گران قيمت در اين كشورها كرده اند كه البته احتمالا آن هم از محل همان كمك هايي است كه عضو نهضت آزادي مي گويد. به قول معروف «گدايي مي كنم تا محتاج خلق نشوم»!

ادامه نوشته

اخبار ویژه 10آبان

كيهان گرا مي دهد رئيس VOA اخراج مي كند! (خبر ويژه)

«اين شك برانگيز و نگران كننده است كه پيش از هر تسويه حساب واخراجي در صداي آمريكا، خبر آن يك يا دو روز قبل در كيهان منتشر مي شود».
يك پايگاه اينترنتي وابسته به ضد انقلاب، ضمن درج مطلب فوق نوشت: برخي اتفاقات در روزهاي اخير، شك و ترديدهاي فراواني را در ميان اپوزيسيون ايراني داخل و خارج از كشور به وجود آورده و همه را نگران پيش آمدهايي كرده كه در صداي آمريكا مي گذرد. نخست آن كه در پديده اي نادر، پيش از هر تسويه حساب و اخراجي كه در صداي آمريكا صورت مي گيرد و دقيقا يك يا دو روز قبل آن، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي «كيهان»، خبرش را پيشاپيش اعلام مي كند. اين رويه در مورد احمد باطبي، كورش صحتي، و محسن سازگارا، بدون كوچك ترين تفاوتي انجام شد.
«ايران گلوبال مي افزايد: در خوش بينانه ترين حالت مي توان گمان كرد انجام اين عمل بر دوش بعضي از نيروهاي نفوذي است كه به صداي آمريكا راه پيدا كرده اند.
سايت ياد شده همچنين نوشت: هنگامي كه حدود يك سال پيش زمزمه هايي از تغيير و تحولات در «صداي آمريكا» به گوش مي رسيد، همگي از شنيدن آن خوشحال شدند.هيچ كس شكي نداشت كه روند نزولي برنامه هاي اين شبكه كه مدتي بود آغاز شده به مرحله خطرناكي رسيده است. به طوري كه بر طبق آمار غيررسمي «صداي آمريكا» ميدان را به رقباي تازه كاري نيز واگذار كرده است. «صداي آمريكا» مدت هاست كه قافيه را به رقبايش باخته است. تغيير ضروري به نظر مي رسيد اما براي همه مهم اين بود كه مدير جديد چه كسي خواهد بود.
ايران گلوبال مي افزايد: نام رامين عسگرد كه به عنوان مدير جديد اين شبكه بر سر زبان ها افتاد، دهان بسياري از تعجب باز ماند. با يك نگاه ساده به سوابق كاري ايشان، هر انسان ساده و ناآشنا به رسانه اي هم مي توانست بفهمد كه اين انتخاب درستي نمي تواند باشد. «عسگرد» در سوابق خود هيچ گونه سابقه كار در زمينه رسانه و حتي سرگرمي نداشت و جالب تر آن كه به عنوان مدير شبكه فارسي زبان حتي قادر نبود به رواني فارسي را صحبت كرده و يا به آساني بفهمد. «عسگرد» در زمان مديريت «دفتر نمايندگي منطقه اي ايران» طرحي را ارائه كرده بود تا با استفاده از ماليات هاي مردم آمريكا، از شوراي ملي ايرانيان آمريكا (NIAC) حمايت كند.
مدت ها بعد معلوم شد كه علت روابط نزديك او با «تريتا پارسي» چه بوده است. تغييرات در صداي آمريكا اجتناب ناپذير به نظر مي رسيد اما عدم آشنايي «عسگرد» با رسانه و هم چنين با فضاي سياسي درون ايران و مخالفان باعث شد عده اي بتوانند به راحتي او را فريب داده و با حذف شماري از كارمندان گذشته، نيروها و افرادي را به اين شبكه نزديك كنند كه كم ترين سوابقي در امر رسانه نداشته و از علم سياست نيز بي بهره اند.
اين پايگاه اينترنتي همچنين از نفوذ گسترده دستگاه هاي امنيتي ايران در ميان رسانه هاي اپوزيسيون از جمله صداي آمريكا خبر داده و نوشته است: آنچه مسلم است اين كه كنشگران و روزنامه نگاران اپوزيسيون بايد اتفاقات صداي آمريكا را به خوبي زير نظر داشته باشند.

ادامه نوشته

اخبار ویژه - 9آبان

قبرستان اسقاطي ها و پايان عبرت آموز كودتاي مجازي (خبر ويژه)

يكي ديگر از رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون خارج كشور اعلام كرد به زودي تعطيل مي شود.
اعلام تعطيلي «تهران ريويو» در حالي است كه پيش از اين، «جرس» و «رسا» از تعطيلي قريب الوقوع خبر داده اند، و سايت هايي نظير روزنت، راديو زمانه، امروز، نوروز، كلمه و... نيز به حالت نيمه تعطيل درآمده اند. از سوي ديگر، خبر اخراج همكاران صداي آمريكا يكي پس از ديگري منتشر مي شود. طنز ماجرا اين است كه به هنگام آغاز فتنه سبز، وزير خارجه و برخي مقامات ديگر آمريكا ادعا كرده بودند راه جنبش سازي مصنوعي براندازي از طريق مجازي را يافته اند و اين بار معجزه خواهد شد. رهبر فرزانه انقلاب همان هنگام اعلام كردند كه فتنه 88، صرفا كاريكاتور انقلاب است.
«تهران ريويو» ضمن انتشار خبر قريب الوقوع خود نوشت: «تعطيلي قريب الوقوع اين رسانه و احتمال تعطيلي رسانه هاي مخالف مشابه، بهانه اي براي نوشتن است. تعطيلي رسانه هاي اپوزيسيون به دست خود مي تواند همراه با اين توجيه باشد كه چنين رسانه هايي با هدف دامن زدن به موج سبز پديد آمده اند و حال كه موج فروكش كرده، آنها نيز محملي براي وجود پيدا نمي كنند. ما زود نااميد مي شويم، به همان سرعتي كه به هيجان مي آييم و خيلي از ما كه ايران را ترك كرديم، مي توانستيم بمانيم و اجتماع آزاديخواهان را انبوه تر كنيم، اما راه نجات (عافيت طلبي) را برگزيديم، در روزهاي آغازين جنبش سبز سخن از «ماراتن» بود و رقابتي طولاني مدت و نفس گير با حاكميت كه در آن حرف اول را «بردباري» رقيبان مي زد، اما همه اين هشدارها به فراموشي سپرده شد، چنانچه پيام «صبر و ايستادگي» ميرحسين موسوي هم در عمل فايده بخش نبود چون ديگران هوايي متفاوت در سر داشتند.»
اين سايت ضدانقلابي با اذعان به وابستگي اغلب فعالان اپوزيسيون به بيگانگان نوشت: ما حالت قضا و قدري پيدا كرده ايم. و اين، عينيت هم پيدا كرده است. ما وقتي از تقدير و سرنوشت حرف مي زنيم، پيش و بيش از هر چيز به «غرب» نظر داريم. به اين اعتبار، مرادمان از نيروهاي غيبي نيز همان «نيروهاي غربي» است كه در سرنوشت ما نقشي تعيين كننده دارند، آن گونه كه همه حركت ها و تلاش هاي ما بيهوده و پوچ به نظر مي رسد. هستند در ميان ما كساني كه مي گويند، «آمريكا بايد بخواهد تا ما بتوانيم بر رژيم غلبه كنيم». اين باور در ميان ما قوي است و دنبال سناريوهاي نوشته شده در واشنگتن و لندن هستيم.

ادامه نوشته

اخبار ویژه 8آبان

واشنگتن پست: آقاي اوباما باز هم ايران برنده شد (خبر ويژه)

خبرنگار نظامي ويژه روزنامه هاي واشنگتن پست و وال استريت ژورنال، در تحليلي اعلام كرد لئون پانه تا وزير دفاع آمريكا براي خود حرف مي زند و عراق در اتحاد عميق با ايران راه خود را خواهد رفت.
توماس ا. ريكس كه مدتي طولاني در عراق حضور داشته در روزنامه آلماني زود دويچه سايتونگ نوشت: معمولا وقتي جنگي به پايان مي رسد يك برنده دارد و يك بازنده. حال كه به پايان لشگركشي آمريكا به عراق نزديك مي شويم، مي توانيم اين پرسش را مطرح كنيم كه برنده كيست و بازنده كدام است؟
آمريكا 4474 سرباز از دست داد (شمارش هنوز به پايان نرسيده است) هزاران نفر بيش از اين تعداد مجروح و معلول شده اند و مردم آمريكا چند بيليون دلار از دست دادند. اقتصاد ما ويران گشت ولي خود بهره چنداني نصيبش نشد. خون براي نفت؟ آن هم فقط به اين معني كه از هر هشت سرباز كشته شده در جنگ يكي قرباني دفاع از تانكرهاي حامل نفت بوده است؟ وي تاكيد مي كند: صرفنظر از آنچه كه وزير جنگ آمريكا درباره عراق بر زبان راند، اين كشور راه خود را خواهد رفت، يعني با ايران هم پيمان خواهد شد و ميل ندارد به تحقق روياهاي ژئوپلتيك آمريكا كمك كند.
اين روزنامه نگار آمريكايي با تأكيد بر اينكه معلوم نيست پنتاگون اجازه داشته باشد نيرويي را در عراق پس از پايان ماه دسامبر حفظ كند، مي افزايد: فرقي هم نمي كند كه از اين پس 3 هزار يا 10هزار سرباز آمريكايي در عراق بمانند، يا اصلا حتي يك نفر هم نماند. مزيت آنها بر آن تعداد بسيار بيشتري كه اينك عراق را ترك مي كنند چيست؟ از دست اينها چه برخواهد آمد كه از دست آن تعداد بيشتر برنيامد؟
«ريكس» با طرح اين مقدمات مي پرسد: پس برنده كيست؟ مثلا ايران. در حالي كه آمريكا بزرگترين دشمنان ايران، صدام در عراق و طالبان در افغانستان را سركوب مي كرد، ايران تماشاگر صبور و آرام بود. و به اين صورت بدون آنكه خود، گامي را بردارد، مرزهايش در شرق و و غرب ايران امن تر شد. هر قدر اين دو جنگ طولاني تر مي شد ميل افكارعمومي آمريكا به يك جنگ ديگر كمتر مي شد. از اين رو نقشه هايي كه تل آويو و واشنگتن براي وارد آوردن ضرباتي بر برنامه اتمي ايران طرح كرده بودند به سرعت از حرارت افتادند. وقتي كسي چون «ديك چني»، معاون بوش نتوانست آمريكايي ها را به اين جنگ بكشاند، چه كسي مي تواند اين كار را بكند؟
اين تحليلگر آمريكايي همچنين با اشاره به اعدام صدام تاكيد كرد: وقتي صدام اعدام شد، ايران فقط يك دشمن را از دست نداد، بلكه يك هم پيمان هم پيدا كرد كه همين عراق نوين است. پس از آن كه آمريكا در انتخابات 2010 عراق شكست خورد و نتوانست دولتي در عراق برپا كند، ايران براي يافتن يك راه حل كمك كرد، كه نخست وزير فعلي عراق، مالكي و مقتدا صدر، نيز بخشي از آن هستند. نخست وزير از روزهاي خوشي ياد مي كند كه در زمان حكومت صدام در ايران مي گذرانيد. و صدر كه پس از سال 2003 بعنوان طلبه در قم بسر مي برد، همان كسي است كه آمريكا نام او را در فهرست كساني قرار داده بود كه بايد «دستگير يا كشته» شوند. اين هر دو امروز متحدان نزديك ايران هستند و عراق را به مواضع سياسي ايران نزديك مي كنند.

ادامه نوشته

اخبار ویژه 7 آبان

اولين تلفات شليك كلينتون از پشت توپخانه ميرزا آغاسي! (خبر ويژه)

يك پايگاه اينترنتي فعال در فتنه سبز و وابسته به اپوزيسيون اعلام كرد حكايت دريافت كمك جريان ضد انقلاب از آمريكا، حكايت همان ضرب المثل معروف است كه مي گويد: «اسمش رو نيار، خودش رو بيار»!
گويانيوز با اشاره به اظهارات اخير وزير خارجه آمريكا در مصاحبه با شبكه بي بي سي و تلاش براي تبرئه جنبش سبز از وابستگي به آمريكا نوشت: هر قدر هم بعضي ها در ميان مخالفان كمك انسان دوستانه شما را پس مي زنند، نمي دانم باز هم چرا حس مي كنيم به كمك شما نيازمنديم. هيلاري خانم! ما در فارسي اصطلاحي داريم كه مي گويد «اسمش را نيار، خودش را بيار!» اين اصطلاح را نشنيده ايد؟ اگر به آقاي عسگرد [رئيس بخش فارسي صداي آمريكا] بگوييد، شايد ايشان بتواند يك جورهايي براي تان ترجمه كند.
نويسنده گويانيوز در توضيح خود مي افزايد: يك روز يكي از شاهان ايران راهش را گم كرد و از همراهان جدا افتاد. شبانه رسيد به يك ده. رفت در منزل يك روستايي را زد و گفت من يك راه گم كرده هستم و جايي براي خوابيدن مي خواهم. ناكس نگفت كه شاه است چون مي ترسيد وقتي كه خوابيد او را بكشند. روستايي گفت شب مي تواني در طويله بخوابي. چيزي هم نداريم بكشي روت. يك پالان خر هست مي خواهي بدم ازش استفاده كن. شاه كه بهش برخورده بود گفت، اسمش را نيار، خودش را بيار! خلاصه ما هم كه داريم اين را استعمال مي كنيم، معني اش اين است كه كمك خواستن از شما «سمعه »اش قبيح است ولي به نظر مي رسد اثرش فعلا نافع است. حالا گفتيم كمك و پالان خر، دور نگيريد يك دفعه و كمك تبديل شود به ضد كمك. آخر شماها عادت داريد يك كاري بكنيد كه آدم غلط بكند از شما كمك بخواهد. تا حالا هم هر چه به ما كمك كرده ايد مثل كمك خاله خرسه بوده است.
نويسنده اين مطلب اضافه مي كند: مي خواستم بگويم خانم جان! اسمش را نيار، خودش را بيار. يك خواهش هم از شما دارم و آن اينكه ضمن رساندن سلام به پرزيدنت اوباما، به ايشان بگوييد به جاي دخيل بستن به مامور عقب افتاده ترور سفير عربستان و كارتل هاي موادمخدر مكزيكي راست حسيني[!] بگويند ما داريم مي آييم و پدر اين حكومت را هم درمي آوريم فقط به خاطر شما و حقوق ضايع شده انساني تان. شما اين ها را بگوييد ببينيد چه جوري ما باورمان مي شود و خوش خوشان مان مي شود. چه جوري نيش مان تا بناگوش باز مي شود و جريان كودتاي بيست و هشت مرداد و منافع نفتي شما را فراموش مي كنيم. چه جوري آماده مي شويم تا شما به ما كمك كنيد و ضمنا بازار تسليحاتي تان را پر رونق كنيد.
خاطر نشان مي شود مقامات آمريكايي مدعي اند ديپلماسي عمومي (ارتباط با مردم ايران) را از طريق انجام برخي مصاحبه ها و گرفتن برخي ارتباطات پيگيري مي كنند. هيلاري كلينتون هم در مصاحبه اخير خود مدعي راه اندازي سفارت مجازي شده است. با اين وجود به نظر مي رسد همين يك مطلب آميخته با هجو و استهزاي گويانيوز، براي سنجش ميزان اثرگذاري سياست ديپلماسي عمومي كفايت مي كند. به قول ميرزا آغاسي، توپخانه اي كه از جبهه خودي [اينجا اپوزيسيون] اين گونه تلفات مي گيرد، ببينيد با دشمن چه مي كند.

ادامه نوشته

اخبار ویژه 5 آبان

راديو فرانسه: اسلام در حومه پاريس خلأ جمهوريت را پر كرده است (خبر ويژه)

«ساكنان حومه پاريس، جاي خالي جمهوريت و نيازهاي روزمره خود را با اسلام پرمي كنند. اسلام در حومه پاريس رو به گسترش است.»
راديو فرانسه اين خبر را از قول «ژيل كپل» استاد دانشگاه پاريس عنوان كرد و افزود: اين پژوهشگر معتقد است در حومه هاي فقيرنشين پاريس احساس رانده شدن، به تقويت مناسك مذهبي كمك كرده است. اسلام پناهگاه اين طبقات محسوب مي شود. البته اين تشديد اسلامگرايي از پيامدهاي بحران است، نه علت وجودي آن.
گزارش راديو فرانسه حاكي است: 25 سال پس از انتشار اولين گزارش پژوهشي درباره تولد اسلام در حومه هاي پاريس، «ژيل كپل» استاد علوم سياسي و كارشناس اسلام، اين روزها دومين اثر پژوهشي اش را در همين زمينه كه به كمك 4 پژوهشگر ديگر تهيه شده، منتشر كرده است. «ژيل كپل» در مصاحبه با مطبوعات، مهم ترين دستاورد پژوهش انجام گرفته را اثبات اين واقعيت مي داند كه اسلام به مثابه مجموعه اي از ارزش ها، در فاصله تهيه دو گزارش تحقيقاتي، گسترش و عمق بيشتري در حومه پاريس يافته است.
گزارش «حومه هاي اسلام» به سادگي نشان مي دهد در دو شهر فقيرنشين در اطراف پاريس، درست در همان دو شهري كه شش سال پيش اعتراض مردم به يك درگيري وسيع ميان ساكنان شهر و نيروهاي انتظامي انجاميد و در سراسر جهان منعكس شد، ارزش هاي حاكم بر فرانسه كه قاعدتاً بايد سازمان دهنده زندگي اجتماعي باشند، از دور خارج شده و اسلام جايشان را گرفته است.
راديو فرانسه در گزارش خود تأكيد كرد: اسلامي كه جاي ارزش هاي فرانسه را گرفته، اسلامي سهل و ساده، خانوادگي، و متكي به نيازهاي روزمره است كه حركت هاي جمعي را جهت مي بخشد و اخلاق فردي و مناسبات اجتماعي را تقويت مي كند. يعني درست همان ساز و كارهايي كه ارزش هاي جمهوريت بايد مستقر مي كردند و نكرده اند.
«ژيل كپل» معتقد است احساس رانده شدن از متن جامعه، به تقويت مناسك مذهبي كمك كرده است. از نگاه وي علائم اين پديده متعددند از رفت و آمد به مساجد گرفته تا روزه داري در ماه رمضان و اظهار تمايل فزاينده به خوردن غذاهاي حلال، همه و همه به برپايي مرزهاي اخلاقي قابل اتكايي كمك مي كنند كه ممنوع را از مجاز جدا مي سازند.
به نظر او اسلام در خلأ و فقدان ارزش هاي جمهوريت به صحنه آمده است، و نه در مقابله با اين ارزش ها.
عليرضا مناف زاده جامعه شناس مقيم فرانسه، درباره گزارش منتشره مي گويد: رفتار مردان سياسي و احزاب فرانسه، جوانان را به نوعي به دين و اخلاق ديني سوق داده اند.
او اضافه مي كند: به اين عوامل بايد بحران هويت در جوامع اروپايي را هم اضافه كرد كه جوانان را ترغيب مي كند تا هويت خود را در دين اسلام جستجو كنند.

ادامه نوشته

خبرویژه - 1آبان

اعلام ورشكستگي رسانه هاي سبز در لندن و پاريس (خبر ويژه)

سايت نيمه تعطيل «جرس» اعلام كرد اگر مشكلات مالي آن حل نشود، از 25 آبان به طور كامل تعطيل خواهد شد.
«جرس» 29 تير 88 در اوج آشوب هاي خياباني و در حالي راه افتاد كه گروه 5 نفره اي شامل مهاجراني، سروش، كديور، گنجي و بازرگان خود را به عنوان سخنگويان جنبش سبز در خارج كشور و اتاق فكر اين جريان آشوبگر معرفي كرده بودند. با شكست فتنه سبز به تدريج سروش و گنجي و سپس مهاجراني خود را از جرس كنار كشيدند و عملا كار به دست محسن كديور و طنزنويس باني افتضاح «درازگوش تروا» (ابراهيم نبوي) و چند تن از روزنامه نگاران فراري كه با اسم مستعار مطلب مي نوشتند، افتاد. با اين حال جرس طي 6 ماه اخير در ركود كامل به سر مي برد و به زحمت به روز مي شود. برخي افتضاحات جرس (جنبش راه سبز) نظير جعل نامه به اسم رئيس قوه قضائيه، باعث بي اعتباري اين سايت اينترنتي شده و عملا آن را از موضوعيت انداخت ضمن اينكه سفارش دهندگان انگليسي- آمريكايي نيز از كار اين شبكه و حلقه از هم پاشيده پشت صحنه آن نيز راضي نبودند.
جرس در اطلاعيه اي با كتمان اين وضعيت توأم با ابتذال و ناكارآمدي، ادعا كرده كه چون منبع مالي خاصي ندارد و از «هموطنان»(!؟) تامين مي شود، در صورت عدم تامين مالي، رسما در تاريخ 25 آبان به فعاليت خود خاتمه خواهد داد. اين ادعا در حالي است كه كساني چون امير ارجمند، مزروعي، كديور و نظاير آنها در بخش خارجي فتنه سبز، پول هاي هنگفتي را به بهانه اينكه مبارزه عليه جمهوري اسلامي خرج دارد، از طرف هاي غربي دريافت كرده اند. آمريكايي ها بارها كمك هاي مالي 50 و 70 ميليون دلاري به رسانه هاي مخالف جمهوري اسلامي اختصاص داده اند.
همزمان با جرس، شبكه تلويزيوني رسا (راه سبز اميد!) نيز كه از لندن و پاريس مديريت مي شود با صدور بيانيه اي نوشت: رسا اين روزها حال خوبي ندارد. حاكميت راه هاي تامين مالي رسا را بسته [!؟] و با كار اطلاعاتي شناسايي كرده است و از آنجا كه رسا از هيچ دولتي كمكي نمي گيرد، ادامه فعاليتش در گرو حل معضل مالي است.
تلويزيون «رسا» از همان ابتداي راه اندازي هيچ حرفي براي گفتن نداشت و صرفا به مصاحبه ها «گاهانه»! با امير ارجمند و مزروعي و... بسنده كرده است. بنابراين گردانندگان رسا نيز مانند گردانندگان جرس ترجيح مي دهند فقر سوژه و محتوا و مخاطب را با ادعاي مظلوم نمايانه و فريبكارانه مشكل مالي بپوشانند و به شكلي محترمانه كركره را پايين بكشند. «شوراي هماهنگي راه سبز اميد» (لابد شهرسا!) هم كه توسط اردشير امير ارجمند راه اندازي شده، مدت هاست تعطيل شده است.

ادامه نوشته

پيشتازان ارتجاع !

رئيس گروهك نهضت آزادي گفته است: امروز شاهد پيشتازي تعدادي از
روحانيون مانند آقاي نوري در موضوع چهارشنبه سوري و آقاي مهاجراني
در موضوع تقدير ازنويسندگان ناسيوناليست و تقويت كانون نويسندگان
هستيم و درواقع حرفهاي اين دوم خرداديها حرفهاي بيست سال گذشته ما
وطن پرستان است!
ابراهيم يزدي كه در محفلي مربوط به گروهك مذكور سخن مي گفت افزوده
است: ارتجاع در چهارچوب اعتقادات خود در ساليان گذشته كمر به
نابودي ملت و فرهنگ ايراني بسته بود حال كه جبهه دوم خرداد (! )
وارد مبارزه فرهنگي شده لازم است اين جبهه را حمايت نماييم

شراب باشد, حجاب نباشد!

فرانسه از طريق سفير خود از ايران خواسته بود خانمهايي كه رئيس
جمهوري اسلامي ايران را در سفر به پاريس همراهي خواهند كرد, بايد
عكسهايي بدون پوشش روسري و مقنعه و شال در پاسپورت داشته باشند!
براساس اخبار موثق فرانسويها در مذاكره با طرف ايراني براي تدارك
سفر حجت الاسلام والمسلمين خاتمي مشروبات الكلي را جزو الزامات ضيافت
هاي ناهار و شام خود دانسته و وقتي با مخالفت جدي جمهوري اسلامي
ايران روبرو شدند, پيشنهاد دادند ليوانهاي مشروب بر سر ميزهاي طرف
فرانسوي باشد اما در مقابل طرف ايراني قرار نگيرد كه بر اساس احكام
اسلامي قابل قبول نبود و رد شد.
نشريات مختلف فرانسه نيز دليل تعويق سفر مذكور را اصرار پاريس بر
نوع پذيرايي ضد اسلامي از هيات ايراني عنوان كردند اما يكي از
نشريات داخلي مدعي طرفداري از رئيس جمهور, تلويحا وي را متهم به
عدم شفافيت و صداقت كرد و مدعي شد به پيش كشيدن قضيه تشريفات سفر
مستمسكي بيش نبوده است!
روزنامه خرداد بر خلاف توضيح صريح دفتر رئيس جمهور نوشت:
" احتمال داده مي شد كه در زمان سفر رئيس جمهور دو تن از وزيران وي
استيضاح شوند و اين به رئيس جمهور كه مي خواهد در يك كشور غربي از
موضع قدرت مذاكره كند لطمه شديدي مي زد و به نظر مي رسد ايشان با
مستمسك! قراردادن پروتكل تشريفات خواستند زماني به سفر بروند كه
برخوردهايي كه در داخل باعث تضعيف هيات همراه مي شود وجود نداشته
باشد " .

محمد هاشمي: ما سياسي كار هستيم!

محمد هاشمي معاون اجرايي رئيس جمهور در جمع عده اي از ايرانيان در
خارج كشور گفته است: شعار توسعه سياسي آقاي خاتمي راه به جايي نمي
برد چون ايران همانند آمريكا و روسيه كشوري داراي منابع غني است كه
لازم است توسعه اقتصادي را سرلوحه عمل خود قرار دهد. لذا ما (
كارگزاران) بحث توسعه اقتصادي را در مقابل توسعه سياسي و فرهنگي
براساس همين تفكر راه انداختيم. اما آقايان با شعار ثروتهاي
بادآورده همه سرمايه گذاريهاي داخلي را به خارج فراري دادند و
خارجي ها هم از ترس نيامدند!
وي در بخش ديگري از اظهاراتش افزوده است: كارگزاران بيشتر يك محفل
هستند تا يك حزب و لذا ما با هر كس به هر مقدار كه موضع مشترك
داشته باشيم ائتلاف مي كنيم.
ما سياسي كار هستيم. وقتي نتوانستيم با جامعه روحانيت به توافق
برسيم با آقاي خاتمي همراه شديم. در صدر اسلام هم سياسي كاري مي شد