اوس شعبون نترس!(گفت و شنود)

گفت: بعد از بسته شدن حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها به علت پیشگیری از کرونا چند نفر با ادعای دوستی حضرت، به حرم حمله کرده و یکی از درها را شکسته‌اند!
گفتم: بستن حرم برای حفظ سلامت زائران دلیل عاقلانه‌ای دارد ولی حمله به حرم و تخریب آن فقط می‌تواند نشانه دشمنی با حضرت باشد.
گفت: حمله‌کنندگان از فرقه موسوم به شیعه انگلیسی بوده‌اند. همان فرقه منحرفی که دولت انگلیس ۱۶ کانال تلویزیون ماهواره‌ای در اختیارشان گذاشته است و رهبرشان در مقابل اعتراض دیگران گفته بود جد و نسب ملکه انگلیس به پیامبر اسلام(ص) می‌رسد! آنها چند هفته قبل هم ضریح مطهر را لیس زده و فیلم و عکس تهیه کرده و به انگلیس فرستاده بودند!
گفتم: این جماعت در مقابل حمله تکفیری‌ها به حرم حضرت زینب(س) و ائمه اطهار‌(ع) در سوراخ موش خزیده بودند و حالا مثل تکفیری‌ها به حرم‌های مطهر حمله می‌کنند؟ اینها با وهابی‌های تکفیری چه فرقی دارند؟!
گفت: اینها شیعه انگلیسی هستند و تکفیری‌ها سنی آمریکایی و مثل دو لبه یک قیچی عمل می‌کنند!
گفتم: اوس شعبون، که مسئولیت نگهداری از پلنگ باغ وحش ناصرالدین شاه را برعهده داشت، جیره روزانه پلنگ را خورده و حیوان از گرسنگی مرده بود. یکی از روزها خبر دادند که ناصرالدین‌شاه قصد بازدید از باغ وحش خود را دارد. اوس شعبون که به وحشت افتاده بود، تصمیم گرفت در پوست پلنگ برود و هنگام بازدید ناصرالدین شاه، دُمی تکان بدهد و چند قدمی درون قفس راه برود تا ماجرا ختم به خیر شود. اما ناصرالدین شاه هنگام بازدید از قفس پلنگ به فکر افتاد که شیر و پلنگ را به جان هم بیندازد و جنگ این دو حیوان درنده را تماشا کند!... شیر را وارد قفس پلنگ کردند. اوس شعبون، مثل بید به خود می‌لرزید. در همین حال صدایی شنید. صدا از دهان شیر بیرون می‌آمد که آهسته می‌گفت؛ اوس شعبون! نترس، من هم اوس قربونم، مسئول قفس شیر!...

حاج قاسم و ملت دو قهرمان امسال(یادداشت روز)

روزهای پایان سال برای هر فردی، فرصتی است برای نگاهی به پشت سر و مرور کارنامه خویش. محاسبه نفس در سالی که گذشت؛ آنچه انجام دادیم و ندادیم. این محاسبه ضروری می‌تواند هم در سطح فردی انجام شود و هم در سطوحی کلان‌تر. اگر محاسبه‌ای در کار نباشد، چشم‌انداز و برنامه‌ای برای سال پیش رو نیز در کار نخواهد بود و اهداف، چیزی جز آرزوهای دست نیافتنی و خیالات محال نیستند.
سالی که گذشت پر فراز و نشیب بود و درس و دستاورد و عبرت کم نداشت. با سیل آغاز شد و با کرونا در حال پایان است و در میانه این دو، ماجراها و اتفاقاتی روی داد که به جرات می‌توان گفت هیچ ناظر و تحلیلگری آن را پیش‌بینی نمی‌کرد. سال 1398 دو قهرمان داشت؛ حاج قاسم سلیمانی و ملت.

ادامه نوشته

درخت ماکارونی! (گفت و شنود)

گفت: یکی از اتهامات مدیران بانک سرمایه پرداخت وام‌های کلان و بدون تضمین لازم به بعضی‌ها بوده است!
گفتم: کدام بعضی‌ها؟! و برای چه به این بعضی‌ها وام کلان می‌داده‌اند؟!
گفت: از برخی آنها رشوه‌های میلیاردی دریافت می‌کردند و از برخی دیگر هم پست مدیرعاملی شرکت‌ها با حقوق‌های نجومی می‌گرفتند!
گفتم: وقتی ماجرای فساد کلان اقتصادی در بانک سرمایه که متعلق به صندوق ذخیره فرهنگیان مظلوم است فاش شد، مدعیان اصلاحات و اعتدال اعلام کردند آنچه اتفاق افتاده، فساد نبوده بلکه این مبالغ کلان از نوع معوقات بانکی بوده است!
گفت: حالا چه می‌گویند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! یارو می‌گفت؛ بچه که بودیم فکر می‌کردیم ماکارونی را هم مثل برنج می‌کارند، خب بچه بودیم و متوجه نبودیم! ولی حالا تازه فهمیدیم که ماکارونی
درخت داره!