واكاوي ادعاهاي واهي امارات در مورد جزاير ايراني

رضا رحمتي
ساكنان سرزمين دزدان دريايي هرچند وقت يك بار دچار توهم خودبزرگ بيني مي شوند و با چراغ سبز قدرت هاي بين المللي ادعاهاي واهي خود را نسبت به جزاير ايراني تكرار مي كنند. اما به راستي كشوري كه بيش از چهل سال از تشكيل آن نمي گذرد و همچون قطره اي در كنار درياي تمدن و فرهنگ ايران است چطور جرات تكراراين ادعاها را دارد؟
مطالعه ي تاريخ و غور در وقايعي كه در آن شكل گرفته است، نشان دهنده ي اين گزاره است كه بسياري از واحدهاي سياسي تحت تأثير چفت و جور شدن با نظام مسلط و مستقر در عرصه ي بين المللي موجوديت براي خود كسب كرده اند يا از موجوديت ساقط شده اند. واحدهاي سياسي كه تأثيرپذير خوانده مي شوند با تغيير روابط قدرت در نظام بين الملل از چند به دوقطبي و از دو به تك قطبي كنشي متفاوت از سابق و متناسب با مناسبات قدرت فعلي و لاحق را انجام مي دهند.

ادامه نوشته

آنچه در مورد سياست خارجي مان نمي دانيم

رضا رحمتی

دراين نوشتار تلاش داريم تا به فصولي از توجه به مقوله سياست خارجي تمركز داشته باشيم كه كمتر مورد توجه تصميم گيران عرصه سياست خارجي و نخبگان اجرايي اين حوزه، بوده است. به عبارتي بهتر، درفهم سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران عدم توجه به اين فصول خود به معني عدم درك ماهيت فراگفتمان انقلاب اسلامي درسطح بين المللي است.
- نخست: لزوم توجه به اصول ثابت و تكثر نقش ها: در فهم منطق دستيابي به اهداف در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، عناصر (اصول، اهداف، فايده ها، هزينه ها و...)، درعين برخورداري از يك وحدت ساختي با تنوع نقش ها و طرح ها مواجه هستند. ساخت اساسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، بهره وري از منطق مجزايي است كه از اصول و اهداف بخش بيروني انقلاب اسلامي، صورتبندي شده است. به عبارتي ساخت و فراگفتمان انقلاب اسلامي به عنوان عامل اصلي قوام بخشي اين عرصه مطرح مي شود كه پيرو آن وحدت نظر وجود دارد و قرارگرفتن در كسوت حمايت از مستضعفين و استقلال از ابر منظومه هاي قدرتمند، ايران را در لواي نقش هاي متكثر قرار مي دهد. ما در اينجا از آن، به نظام ارزشي ياد مي كنيم. نظام ارزشي دستگاه سياست خارجي ايران اسلامي از دو بعد، مسلح به سلاح قدرت است. نخست بعد نرم افزاري قدرت است كه از وجود رهبري، بعد ايدئولوژيك نظام، جاذبه هاي فرهنگي، سياست فرهنگي، فرهنگ سياسي و... ساختيابي شده است. و دوم بعد سخت افزاري قدرت است، كه برتوان نظامي جمهوري اسلامي در بعد بين المللي اشاره مي كند. لزوم توجه به چهره هاي اول و دوم قدرت است كه نقش هاي متكثر را بازنمايي مي كند. ساختهاي موجود در چهره هاي اول و دوم قدرت، نقش هايي مثل حمايت از مستضعفين، ارائه چهره مستقل از دولت جمهوري اسلامي ايران در سطح بين المللي، ضـديت با امپرياليسم و... را بسترسازي مي كند. اگر نگاهي به ادبيات مورد استفاده و گفتارهاي رهبر انقلاب در سياست خارجي ايران داشته باشيم، تحليل محتواي آن، نشان از بهره وري از چهره اول قدرت (چهره نرم افزاري قدرت) و كاربست آن براي نقش سازي و طرح بندي در سطح بين المللي دارد. تكيه بر پيام هايي كه نشان دهنده تاكيد بر تغيير آرام و تدريجي و مهندسي سياست بين المللي دارد يكي از كليدي ترين گزاره هايي است كه از تحليل محتواي سخنان ايشان به سمت ديپلماسي و سياست خارجي تزريق مي شود. نخبگان اجرايي عرصه ديپلماسي در كسوت ديپلماسي هسته اي يا دپيلماسي خارجي، هريك بايستي بر لزوم همبستگي ذهنيت و عينيت با فراگفتمان انقلاب اسلامي و نقش هاي متكثر، وفاق ايجاد كنند، كه در اين صورت، آسيب هاي دستگاه سياست خارجي (از جمله تنوع در مراكز قدرت) دربعد خارجي، ماحصلي جز منفعت ملي را به بار نخواهد آورد.

ادامه نوشته