محمد عبداللهي
نگاهي اجمالي به رويدادها و تحولات جاري عرصه سياسي كشور، دو نوع تكاپو را به تصوير مي كشد؛ از سويي دولت نهم، تمامي همت خويش را بر آن گماشته است تا به دور از ترفندهاي كاذب تبليغاتي، شهد شيرين حاصل از سه سال خدمت رساني صادقانه را به كام مردم بنشاند و از سويي ديگر، تلاش گسترده مخالفين دولت بر بزرگنمايي نقاط ضعف و انعكاس غيرواقعي كاستي ها و ضعف هاي كابينه نهم قرار گرفته است، تا ذائقه ملت را به تلخ كامي آغشته سازد. وسعت و شدت فضاسازي هاي مسموم عليه دولت به حدي است كه صاحب نظران سياسي، آن را در طول تاريخ انقلاب كم سابقه خوانده اند. در اين بين اما، موضوع ديگري نيز وجود دارد و آن «خير انتخاباتي» و زمزمه ها و تدارك هاي زودهنگام براي انتخابات آتي رياست جمهوري است، كه به طور مشخص در اردوگاه اصلاح طلبان رواج ملموس تري يافته است.
گمانه زني هاي سياسي انتخاباتي درحالي آغاز گرديده، كه فضاي انتخاباتي هنوز به شفافيت نگراييده است. طي اين روزها، رسانه هاي منتسب به اصلاح طلبان تحليل هاي پردامنه و بعضا متناقضي را از احتمالات فراروي رياست كابينه دهم ارائه داده و گزينه هاي مختلفي را جهت ورود به عرصه رقابت هاي انتخاباتي به بحث گذارده اند. در اين بين، شايد خبر احتمال حضور مجدد آقاي خاتمي در ميدان مسابقه انتخابات پيش رو، يكي از داغ ترين سوژه هاي رسانه اي اصلاح طلبان بوده است. اين گمانه زني، درحالي صورت مي گيرد كه در گذشته اي نه چندان دور، روزنامه ها و سايت هاي دوم خردادي اذعان كرده بودند كه ايشان، به صراحت از عدم تمايلش براي حضور در مناصب اجرايي سخن رانده و اعلام بازنشستگي سياسي نموده است!
كنار هم نهادن شواهد و قرايني نظير؛ گسترده شدن فعاليت هاي جناب خاتمي در ماه هاي اخير كه در قالب انجام سفرهاي استاني، ديدارهاي مردمي و شركت فعال در كنفرانس هاي خارجي بروز نموده، سعي وافر مطبوعات و سايت هاي اصلاح طلب براي خبرساز ساختن ايشان، دعوت برخي چهره هاي سياسي و احزاب دوم خردادي براي حضور آقاي خاتمي در رقابت هاي انتخاباتي و... چند برداشت را ممكن مي سازد:
اول، آن كه وجود ابهام اساسي در زمينه اقبال يا ادبار مجدد مردم پس از رويگرداني و سرخوردگي از هشت سال حضور اصلاح طلبان در مناصب اجرايي، اعلام صريح مواضع اصلاح طلبان را در شرايط كنوني، غير هوشمندانه و زودهنگام و در نتيجه پرخطر ساخته است. با لحاظ اين مفروض، از ابتدا نيز بحث «بازنشستگي سياسي»، «يك «تاكتيك تبليغاتي» بوده است.
دوم، عدم امكان اجماع در اردوگاه اصلاح طلبان- كه چندي قبل آقاي كروبي انجام آن را به احتمال باريدن برف در تابستان تشبيه نموده بود- اعلام نظر صريح درخصوص شخص آقاي خاتمي را ناممكن ساخته است و احتمال تداوم چنين روندي تا يك دست شدن نظرات و حاصل گشتن اجماع در جبهه اصلاحات محتمل است.
سوم، عزم جدي و صادقانه دولت مردمي دكتر احمدي نژاد، در خدمت رساني صادقانه به ملت، كه- همچون گذشته- بي تفاوت از نزاع هاي انتخاباتي درحال انجام است، نگراني تلاطم آوري را در جبهه اصلاح طلبان باعث گرديده است. از اين روست كه، علاوه بر تداركات تبليغاتي، ساز و كار جدي تخريبي مبتني بر تمامي قواعد سياست ورزي ماكياوليستي عليه دولت در دامنه اي به گستردگي تريبون هاي مخالفين آن در داخل و خارج از كشور در دستور كار ايشان قرار گرفته است.
نتيجه آن كه؛ اخبار پرنوسان مربوط به حضور يا عدم حضور آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري آتي،- كه با اصرارها و انكارها و تناقض هاي گفتاري و رفتاري متعددي همراه است- به يك شگرد ساده مي ماند كه با دو كاركرد تبليغاتي و نظرسنجي و به شكلي هوشمندانه، هدفمند و روشمند طراحي گرديده است. اين طراحي، يك آينده نگري معقول سياسي است، كه از هم اكنون و با شيوه «افكارسنجي غيرمستقيم»، آغاز گرديده است، تا ضمن ارزيابي فضاي عمومي، تكليف اصلاح طلبان جهت ورود به عرصه مبارزه براي تصاحب كرسي رياست جمهوري دهم را روشن نمايد. چرا كه رخ دادن هر اشتباهي در محاسبات مي تواند، اقدام آتي اصلاح طلبان براي شركت در آزمون انتخابي آتي ملت را نيز، همچون انتخابات هاي چند دوره اخير، پرهزينه نمايد.