دولت در آغاز سال چهارم نقد حال، نقد قال

سعدالله زارعي
دولت در آخرين سال خدمت 4 ساله و در آستانه شركت در انتخابات آينده رياست جمهوري، شايسته نقد و ارزيابي است. اين نقد اگر از زاويه واقعيت هاي موجود و از منظر شخصيت اول كشور كه به هر حال كارآمدي دولت تاثير مهمي در تحقق اهداف عاليه او دارد، صورت گيرد، اولي تر است. در اين نوشتار تلاش شده تا «واقعيت ها» و «رهنمودها» در سنجش دولت كنوني كه به «عدالت»، «كار»، «اصولگرايي» و «استكبارستيزي اتصاف دارد، به گونه اي تلفيقي به كار گرفته شوند.در اين نوشتار ابتدا «خصلت ها»ي دولت نهم و سپس «بايد»هاي اين دولت را مورد بررسي قرار مي دهيم. اين نوشتار در واقع در پاسخ به دو سؤال عمومي تنظيم گرديده است، مبناي فكري و عملي دولت چيست؟ چشم انداز و موانع آن كدام است.
الف: خصلتها
1- دولت متفاوت
دولت دكتر محمود احمدي نژاد بيش از هر صفتي «متفاوت» محسوب مي شود اين تفاوت در نسبت سنجي ميان اين دولت با دو دولت قبلي كه با عناوين «سازندگي» و «توسعه سياسي» شناخته شده اند، معنا و مفهوم مي يابد. دو دولت قبل بر يك ديوانسالاري اداري تكيه داشتند و تلاش مي كردند تا اهداف خود را بر آن سو در نمايند از اين رو دستگاه ديپلماسي - تا حد زيادي مستقل از رئيس جمهور - كار خود را مي كرد، وزرا و استانداران وظايف شناخته شده خود را انجام مي دادند و جز درمواردي كه رئيس جمهور سوال مي كرد با توضيحي مي خواست كاري به رئيس جمهور و ساير اعضاي كابينه نداشتند. در اين سيستم، رئيس جمهور چيزي مي دانست كه به او منعكس شده بود و يا به دليل علاقه خاص وي جداگانه مورد پيگيري قرار داده بود. در دولت دكتر احمدي نژاد اين روند تا حد بسيار زيادي كه حتي گاهي سر به افراط مي زند، متحول گرديد. امروز رئيس دولت در قله اي ايستاده و از همكاران خود مي خواهد با سرعت به سوي او حركت كنند. احمدي نژاد به خصوص در دو عرصه اقتصاد و سياست خارجي منتظر گزارش دست اندركاران نمي شود. او خود با استفاده از ابزارهايي كه در «نهاد رياست جمهوري» تعبيه كرده است، رويه اقتصادي و رويه سياست خارجي را به دستگاه هاي زيربط ابلاغ مي كند و از آنها اجراي آن را مي خواهد و گاهي براي اجراي آن ماه ها با دستگاه ذيربط چالش مي كند. چالش او با بانك مركزي بر سر تعيين نرخ ارز و نيز چالش با وزارت اقتصاد بر سر شبه اقتصادي دولت دو نمونه از اين موضوع است.
احمدي نژاد در عرصه سياست خارجي به خلق نظريات روي مي آورد و از دستگاه سياست خارجي و شوراي امنيت ملي تحت امر خود مي خواهد كه اين نظريات را پي بگيرند. بحث هلوكاست، مكاتبه چالشي با رئيس جمهور آمريكا، رئيس جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان، اعلام آمادگي براي مشاركت دادن دولت هاي غربي كه منشا هزاران جنجال عليه او بوده اند. در مسئله كنسرسيوم هسته اي و بحث اخير جدا كردن دولت صهيونيستي از مردم آن نمونه هايي از نظريه برداري هايي است كه در عرصه بين المللي جريان ساز شده است. دولت احمدي نژاد از اين رو بدون آن كه درصدد رد يا تأييد آن باشيم - دولتي متفاوت است و لذا نمي توان با شاقول دولت هاي گذشته به نقد و ارزيابي عملكرد آن پرداخت.
در واقع رفتار احمدي نژاد يادآور روحيات سال اول مديراني نظير شهيد رجايي است كه نظم موجود بين المللي را برنمي تافتند و در عرصه داخلي به هيچ وجه زير بار تحمل سيستم گذشته نمي رفتند و در صدد دگرگون كردن آن بودند. دكتر احمدي نژاد از روش «انقلابي» استفاده مي كند. از همين رو براي داخلي ها و خارجي ها به يك چهره غيرقابل پيش بيني تبديل شده است. رفتار او در عين حال كه شهيد رجايي را به ياد مي آورد، پختگي يك مدير كهنه كار را هم تداعي مي كند. به عنوان مثال او در عين نفي هولوكاست از حضور در دانشگاه كلمبيا كه اداره آن به دست صهيونيستها استقبال مي كند و برخلاف باور و تصور مخالفانش، موفق به اداره جلسه مي شود و موجي از تنفر را عليه صهيونيستها برمي انگيزد. احمدي نژاد يك چهره انقلابي است اما در عين حال از مراوده با بعضي از چهره هايي كه اساسا انقلاب را يك پديده منفي دانسته و از مختصات جهان سوم معرفي مي نمايند، پرهيز نمي كند. ديدار او با همسر دكتر سيدحسين فاطمي وزير خارجه محمد مصدق و جلسه او با چهره هاي نسبتا سرشناس ايراني مقيم آمريكا كه نوعا انقلاب اسلامي را قبول ندارند، نمونه اي از اين مسئله است. در عين حال بايد اذعان كرد كه او اين تناقض را با گرفتن تأييد از مخالفان خود حل مي كند و نيروهاي انقلاب داخلي كشور مي پذيرند كه مواجهه او در نهايت مثبت بوده است. اين در حالي است كه اقدام مشابه رئيس جمهور سابق و اسبق در ملاقات با اپوزيسيون بدگماني زيادي را به آنان سبب مي شد. چرا كه در آن جلسات نوعا اين نظام و انقلاب بود كه بايد از موضع خود مي كاست تا طرف مقابل به آن يك لبخند تحويل دهد.
بر همين اساس بايد به كساني كه با ديد مخالف و يا موافق او را يك «پديده» مي دانند و حتي يكي از هواداران نزديك وي او را «پديده هزاره سوم» خوانده است، حق داد.
2- دولت كار
رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اخير هيئت دولت با ايشان فرمودند: اين دولت واقعا دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است. انرژي و نشاط كار اين دولت يك امر برجسته است. مشهود است كه احمدي نژاد آنقدر كار مي كند كه گاهي دچار ضعف شده و فشار او مي افتد. او به دو سه ساعت استراحت در شبانه روز اكتفا مي كند. سفرهاي پي درپي او به استانها و شهرستانها و كشورهاي خارجي كه اولي حدود 100برابر سفرهاي دولت هاي قبلي و دومي حداقل برابر سفرهاي دولت هاي قبلي است، جلوه هاي اين روحيه است. اين روحيه البته به زيرمجموعه حداقل رده اول و دوم سرايت كرده است و از اين رو سرعت فعاليت هاي اقتصادي دولت به نحو چشمگيري افزايش يافته و عمر پروژه هاي اقتصادي را شديدا گاهي تا يك سوم كاهش داده است. براساس گزارشي كه او اخيرا در حضور حضرت آيت الله خامنه اي دامت بركاته ارائه كرد: رشد اقتصادي كشور كه در سال 83 بدون نفت- 5.3درصد بوده است در سال گذشته به 7.7 درصد؛ سهم درآمد نفتي در بودجه عمومي كند كه سال 83، 63درصد بوده و در سال گذشته به 53.4درصد رسيده است. او در جريان سفرهاي دور اول استاني 6111 مصوبه در پروژه هاي كلان گذرانده كه حدود 90درصد آن اجرايي شده و نيمي از آن به مرحله بهره برداري رسيده است. در مرحله دوم سفر به 11استان 1813 مصوبه در پروژه هاي كلان گذرانده كه طبعا تا پايان سفرهاي دور دوم عدد آن به حدود 5100مصوبه خواهد رسيد. كاملا مشخص است كه تصويب حدود 11200 پروژه كه سهم هر استان به طور متوسط به حدود 361پروژه مي رسد چهره استانها و شهرستان هاي كشور را در پايان دوره اول رياست جمهوري او تا حد بسيار زيادي متحول مي كند. بر همين اساس رئيس جمهور در گزارش خود گفت، در بخش عمراني كشور در حالي كه در فاصله سال79 تا نيمه اول سال 84يعني سال پاياني دولت اول حجه الاسلام خاتمي و چند ساله دوم آن دولت تعداد پروژه هاي خرد و كلان حداكثر 43 هزار عدد بوده است در اين دولت تعداد آنها به حدود 100 هزار پروژه جديد به اضافه تكميل پروژه هاي عمراني دولت سازندگي و دولت اصلاحات رسيده است.
در حالي كه در آغاز كار دولت نهم تنها 6 ميليون نفر تحت بيمه خدمات درماني بوده اند اين تعداد در اين دولت به 17 ميليون يعني نزديك سه برابر رسيده است. رشد بودجه مناطق روستايي كمتر از 15 هزار سكنه در دولت جديد 262 درصد بوده است. استحصال گاز كه پيش از اين دولت 203 ميليون مترمكعب در روز بوده اينك به 470 ميليون مترمكعب يعني دو و نيم برابر رسيده است. بر همين اساس خطوط انتقال گاز به مناطق مختلف كشور كه پيش از اين 10200 كيلومتر بوده طي سه سال اخير 9000 كيلومتر افزايش پيدا كرده است. گازرساني واحدهاي صنعتي كه پيش از اين دولت 8225 واحد بوده در اين دولت با افزايش حدود 10.000 واحد صنعتي به 18200 واحد رسيده است در بخش صنعت صدور پروانه بهره برداري با 172 درصد رشد نسبت به سه سال قبل از آن رشد تقريبا دو برابري داشته است.
جالب اين است كه در بخش توليد برق كه اخيرا رئيس اسبق دولت با استناد به خاموشي هاي اخير دولت را به ناكارآمدي در تامين برق متهم كرد برابر گزارش رئيس جمهور ظرفيت توليد برق در 8 ساله 1368 تا 1375، 8600 مگاوات بوده است در حالي كه در اين دولت افزايش ظرفيت توليد به 12600 مگاوات يعني دو برابر آن سال رسيده است كه البته اين عملكرد تا حدود زيادي به عملكرد وزارت نيروي دولت حجه الاسلام خاتمي كه ظرفيت افزايش 12300 مگاوات بوده نزديك است. در بخش تربيت بدني در اين دولت تا پايان سال 78، 4300 مجموعه ورزشي به بهره برداري مي رسد در حالي كه مجموعه هاي ورزشي پيش از آن 3700 واحد بوده است. مجموعه طرح هاي زيست محيطي در دولت هاي قبلي 36 طرح بوده است. دولت فعلي 270 طرح را به مرحله اجرا گذاشته كه 450 درصد رشد را نشان مي دهد.
نگاهي به اين آمار هر چند ممكن است با درصدي خطا هم توام باشد به خوبي نشان مي دهد كه اين دولت از فرصت كار براي كشور به نحو مطلوبي استفاده كرده است و شايسته است آن را «دولت كار» بدانيم.
3-بازگشت به امام
بازگشت پيروان انقلاب به بنيانگذار انقلاب يك اتفاق نادر به حساب مي آيد چرا كه در نوع انقلابها به مرور جامعه و دولتمردان از راه ترسيم شده توسط بنيانگذار فاصله مي گيرند. در ايران نيز عملا اين اتفاق افتاده بود. در فاصله سال هاي 07 تا 47 اگرچه از «امام» در دولت تكريم و تجليل مي شد ولي در اكثر برنامه ها و رويكردها كنار گذاشته شده بود. در عرصه سياست خارجي به جاي مطالبه از دنيا و مقابله با سياست هاي استكباري در مقام پاسخگويي نشسته و «گفت وگوهاي انتقادي غرب» كه پذيرش يكجانبه گرايي آنان بود را رسما پذيرفته بوديم. انطباق با اقتصاد بين المللي، پذيرش نقش خاص و نه عمومي در اين سيستم و انكار رسمي و عملي ديدگاه اقتصادي اسلام بخشي از هويت دولت ايران شده بود. با اين وصف اگرچه از امام تجليل مي شد ولي در عمل كنار گذاشته شده بود.
دولت احمدي نژاد به احياي انديشه امام در سيستم عمومي دولت روي آورد و تلاش كرد تا آن را اجرايي كند. در اين بين عدالت خواهي و استكبارستيزي به عنوان دو جلوه مهم داخلي وخارجي «راه حضرت امام خميني» از جايگاه ويژه اي در دولت برخوردار بودند. حجم عظيم پروژه هايي كه در اين دوره در روستاهاي كشور و شهرهاي كوچك اجرا شد، نشان مي دهد كه اينك بيش از نيمي از بودجه عمومي كشور صرف اين طيف جمعيتي مي شود. در عرصه خارجي دولت موفق شد طي يك دوره كوتاه سه ساله، «استكبارستيزي» را در خاورميانه و جهان اسلام به پديده اي عمومي تبديل كند به گونه اي كه او، سيدحسن نصرالله و بشاراسد به دليل برخورداري از اين روحيه به برترين شخصيت هاي خاورميانه تبديل شدند.
ايستادگي دولت ايران بر سر اصول اسلامي، خاورميانه را وارد يك صف بندي كاملا جديد كرد. در اين دوره در بخش هايي از خاورميانه دولت هاي اسلامي پديد آمدند. دولت حماس در فلسطين، دولت نوري مالكي در عراق، دولت عبدالله سامبي در كومور، دولت مورد نظر سيدحسن نصرالله در لبنان و تداوم دولت هاي اسلامگرا در تركيه، سوريه و سودان نمونه هايي از تأثير «امام گرايي» و به تبع آن «مقاومت» در برابر جبهه استكباري است. اگر موقعيت و مساحت اين كشورها را در منطقه خاورميانه مورد مطالعه قرار دهيم، درمي يابيم كه بخش عمده خاورميانه به خصوص بخش استراتژيك تر آن در تسخير اسلام گراهاست.
بخش اول - ادامه دارد