در حلقه اصولگرايان ( يادداشت روز )
در گرماگرم بحث ها و رقابت هاي زودهنگام، اما گسترده اي كه پيرامون انتخابات آينده رياست جمهوري در جريان است، اين واقعيت تعيين كننده و سرنوشت ساز كمتر مورد توجه قرار گرفته و مي گيرد كه اصولگرايي يك «پروسه»، يعني يك جريان طبيعي و برگشت ناپذير است و نه، يك «پروژه» كه ساخته دست اين و آن و قابل دستكاري باشد.
اصولگرايي كه دريك كلام، پيروي صادقانه از نسخه اصلي انقلاب اسلامي است و هر وقت به كانون هاي تصميم ساز و سياست پرداز راه يافته، عزت نظام و عدالت همراه با خدمت به مردم را در پي داشته است، ميراث امام راحل(ره) و همزاد انقلاب اسلامي است. اين پديده كه علي رغم كمرنگ شدن گاه و بي گاه آن در ميان مديران، هيچگاه در افق ديد مردم غروب نكرده است، امروزه، بعد از مدتي كه در معركه نام ها و نشانه هاي دروغين و تابلوهاي من درآوردي احزاب و گروه هاي سياسي پنهان مانده بود، بار ديگر، در اوج محبوبيت مردمي به ميدان آمده است و از آنجا كه ملت، در رويكرد چند سال اخير خود به اصولگرايان، طعم شيرين مديريت آنان را چشيده اند، به يقين و بي ترديد مي توان گفت، اكنون اصولگرايي، يك جريان قدرتمند و محبوب مردمي است. اين جريان، به گواهي رخدادهاي اخير، مخصوصاً انتخابات شوراها و مجلس هفتم، نه فقط در بند احزاب و گروه ها نيست، بلكه احزاب و گروه هاي سياسي، تنها هنگامي فرصت حضور در عرصه سياسي كشور را پيدا مي كنند كه تابلوهاي رنگ و رو رفته خود را فروگذارند و پس از شست وشو، به «خرابات اصولگرايي» پاي بگذارند، آنجا كه به گفته شهيد بهشتي، حلقه شيفتگان خدمت است و نه تشنگان قدرت.
غفلت از اين واقعيت، برخي از احزاب و گروه هاي سياسي را در فعاليت
انتخاباتي خود به بيراهه كشيده است و اگر اين غفلت ادامه داشته باشد، به
يقين مانند همه كسان ديگري كه در بيراهه گام مي زنند، هرچه تندتر بروند و
چابك تر بدوند، از جاده اصلي فاصله بيشتري خواهند گرفت.
با توجه به اين
واقعيت كه رويكرد عمومي مردم به اصولگرايي است، از هم اكنون مي توان با
ضريب بالايي از اطمينان، حدس زد چه كساني و به چه علت در موقعيتي نيستند كه
شانس چنداني براي نشستن بر كرسي رياست جمهوري آينده را داشته باشند.
كساني
كه طي چند سال گذشته با گروه هاي كم اعتقاد به نظام و بي تفاوت نسبت به
دغدغه هاي فراوان مردم، كنار آمده و با وجود برخورداري از جايگاه و مسئوليت
تعيين كننده در هرم قدرت، براي مقابله با بسياري از زشتي ها و پلشتي ها نه
فقط دست به اقدام قابل توجهي نزده اند، بلكه در پاره اي از موارد با طيف
مورد اشاره همخواني و همراهي نيز داشته اند و فقر و تنگدستي مردم را در
كنار پرخوري و غارتگري زورگويان و زراندوزان تحمل كرده و اگر هم كاري از
دستشان ساخته نبوده است، صدايي هم دراعتراض بلند نكرده اند، نمي توانند و
نبايد انتظار داشته باشند كه موج اصولگرايي آنها را برصدر نشاند و قدر
بداند.
برخي از اين عده، افرادي شايسته و در شخصيت فردي خود اصولگرا نيز
هستند و در پاره اي از موارد، نسبت به كم توجهي پيشين خود ابراز پشيماني
هم كرده اند، اما، پست رياست جمهوري، جايگاه مناسبي براي جبران غفلت هاي
قبلي نيست. اين افراد مي توانند در پست ها و مسئوليت هاي ديگري، غفلت هاي
گذشته را جبران كنند و اگر فرصتي فراز آمد، با عملكرد جديدي كه از خود نشان
داده اند، و اعتماد دوباره اي كه جلب كرده اند، بر كرسي رياست جمهوري
بنشينند.
برخي ديگر، كساني هستند كه خود از صلاحيت و شايستگي لازم
برخوردارند و با جريان اصولگرايي همخوان و همنوايند، اما نشان داده اند كه
در گزينش همكاران خود، دقت كافي ندارند و در پاره اي از موارد، امور مردم
را به افراد نالايق و يا كم لياقت مي سپارند. تاكنون نظام و مردم از اين
رهگذر، آسيب هاي فراواني ديده اند. افرادي از اين دست در مسئوليت هاي حساس و
تعيين كننده اي كه سمت و سوي اجرايي چنداني ندارد، فرصت و شايستگي بيشتري
براي خدمت دارند، اين مسئوليت درمقايسه با رياست جمهوري، مي تواند حوزه
نفوذ و تأثير بيشتري نيز داشته باشد.
همين جا، بايد به هوشمندي و درايت
آقاي مهندس ميرحسين موسوي آفرين گفت كه علي رغم اصرار فراوان و شبيه به
اجبار مجمع محترم روحانيون مبارز، نامزدي خود براي رياست جمهوري آينده را
نپذيرفت. گفتني است، نگارنده در اولين روز بعد از دعوت مجمع، بر منفي بودن
قطعي پاسخ ايشان تأكيد ورزيده و پيش بيني كرده بود كه مهندس موسوي بعد از
چند ماه پاسخ منفي خود را اعلام خواهد كرد.
در اصولگرايي مهندس ميرحسين
موسوي كمترين ترديدي نبوده و نيست. كما اينكه در اصولگرا بودن اكثريت قريب
به اتفاق اعضاي مجمع روحانيون مبارز، مخصوصاً جناب آقاي كروبي كمترين
ترديدي وجود ندارد. ولي او با هوشمندي ويژه خود مي دانست كه بسياري از گروه
هاي دوم خردادي علي رغم اصرارشان براي نامزدي ايشان، همراهان همدلي نيستند
و در فضاي اصولگرايانه كنوني كشور، نمي توان با طناب پوسيده آنها به قله
اي صعود كرد و صخره اي را درنورديد. همانگونه كه اين طيف، خاتمي شيفته خدمت
به مردم را -صرفنظر از تعريف و برداشت ايشان از خدمت- در ميانه راه تنها
گذاشتند و در حالي كه خاتمي به همنوايي نياز داشت، هريك سازي ناسازگار كوك
كردند و تا پروژه عبور از خاتمي پيش رفتند.
و بالاخره، تدبير و درايت و
نكته سنجي و درك شرايط و... نيز، از جمله ويژگي هاي اصولگرايي است.
بنابراين، اگرچه اصولگرايي، لازمه قطعي و شرط غيرقابل تخفيف براي تصدي
جايگاه رياست جمهوري است، اما در حلقه اصولگرايان نيز بايد «بهترين» را از
ميان خوب ها و بهترها انتخاب كرد و خصوصياتي نظير، تجربه، پختگي، درايت،
سابقه طولاني تر در مسئوليت هاي كليدي، اشراف بيشتر و قابل قبول بر چرخه
امور در بخش هاي مختلف نظام و... را در نظر گرفت و هريك از اين ويژگي ها را
متناسب با جايگاه رياست جمهوري ارزيابي كرد. به عنوان مثال، جوانتر بودن،
اگرچه يك امتياز برجسته است ولي بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه يك
فوتباليست 30 ساله، پيرتلقي مي شود و در همان حال يك مجتهد 65 ساله، جوان
به حساب مي آيد و تجربه، امتياز كمي نيست كه به آساني قابل ناديده گرفتن
باشد... و مسائل ديگري از اين دست كه نبايد در تصميم گيري براي معرفي
كانديداي اصولگرا از آنها غفلت ورزيد.
حسين شريعتمداري
بسم رب النور