اين بار، فروش اسلحه هدف اصلي نيست

بابك اسماعيلي
كشتار وحشيانه و دلخراش مردم مسلمان در كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا در حالي با چراغ سبز آمريكا، كشورهاي اروپايي و ناتو همچنان ادامه دارد كه طي چند روز گذشته، افشاي اخبار و اسنادي محرمانه در رسانه ها، افكار عمومي و وجدان هاي بيدار مردم در اقصي نقاط جهان را سخت تحت تاثير قرار داده است.
براساس اين اخبار، كشورهاي اروپايي از نخستين روزهاي خيزش و قيام اسلامي مردم در كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا و حتي پيش از آن، به ياري ديكتاتورها شتافته اند تا دو هدف كسب درآمدهاي نجومي حاصل از فروش تسليحات و راه اندازي مجدد كارخانجات اسلحه سازي ورشكسته در جريان بحران اقتصاد جهاني و مصادره و سركوب انقلابهاي مردمي منطقه را به طور همزمان دنبال كنند.
اين اسناد محرمانه نشان مي دهد علاوه بر آنكه پس از سركوب شديد تظاهرات مردمي در 17 و 18 فوريه در بحرين، كپسول هاي گاز اشك آور و فشنگ هاي آمريكايي و فرانسوي در ميدان مرواريد شهر منامه يافت شده است، انگليس، آلمان، ايتاليا و اسپانيا و برخي ديگر از كشورهاي بحران زده غربي، از عمده تامين كنندگان تسليحات ديكتاتورهاي عربي براي سركوب اعتراضات مردمي هستند.
نكته قابل اعتنا در اين ميان، كمك تسليحاتي غرب به ديكتاتورها از نخستين روزهاي شعله ور شدن اعتراضات در تونس است. برخي از شركت هاي تسليحاتي فرانسوي در سيزدهم ژانويه سال جاري، يعني يك روز پيش از سقوط زين العابدين بن علي، ديكتاتور تونس، ارسال 50 كاميون حامل گاز اشك آور و گلوله هاي پلاستيكي به تونس را در دستور كار خود داشته اند كه مشكل در اسناد و مدارك گمركي در فرودگاه پاريس، باعث تاخير ارسال اين محموله شده است. همچنين بر اساس گزارش كميته كنترل سلاح مجلس انگليس، دولت ديويد كامرون اخيرا اقدام به فروش تفنگ هاي دوربين دار، مسلسل هاي خودكار، گاز اشك آور و انواع زره پوشها براي سركوب مردم بي دفاع به بحرين كرده است.
«اوليور اسپراگو» مدير برنامه تسليحاتي انگليس در سازمان عفو بين الملل گفته است، انگليس با صادرات گاز اشك آور، اسلحه و مسلسل به بحرين موافقت كرده بود و به احتمال زياد برخي از اين تجهيزات نظامي نيز در جريان سركوبهاي اخير مردم بحرين به دست نيروهاي امنيتي، مورد استفاده قرار گرفته است.
انتشار گزارشي از فروش تسليحات آلمان به خاورميانه و شمال آفريقا نيز نشان مي دهد كه برلين يكي ديگر از عمده تامين كنندگان نيازهاي تسليحاتي ديكتاتورهاي حاكم بر كشورهايي چون ليبي، بحرين، يمن و اردن است. براساس گزارش فراكسيون چپ ها در پارلمان آلمان، دولت اين كشور تنها در سال 2009 ميلادي، حدود يك ميليارد و100 ميليون يورو مجوز صدور تسليحات به ليبي، مصر، بحرين و عربستان سعودي صادر كرده است كه بالغ بر 53 ميليون و200 هزار يورو آن به ليبي منتقل شده است. همچنين اين كشور طي چند سال اخير، بيش از270 ميليون يورو تسليحات شامل 6060 قبضه مسلسل خودكار و 1726فروند تانك و ديگر ابزار سركوب به مصر صادر كرده است كه دوربين هاي شبكه هاي تلويزيوني در خلال انقلاب اسلامي مصر، تصاويري از سركوب مردم توسط دولت «حسني مبارك» به وسيله خودروهاي آب پاش «مان» ساخت آلمان را به ثبت رساندند كه اعتراضات بسياري از مردم و رسانه هاي آلماني را در پي داشت.
دولت آمريكا نيز با 698 ميليارد دلار هزينه نظامي در سال 2010 ميلادي (اين آمار براساس توليدات ناخالص داخلي آمريكا، حدود 5 درصد مي باشد، يعني بيش از 4 برابر بودجه عمومي سال1390 ايران) همچنان در راس كشورهاي جهان از لحاظ توليد و صادرات تسليحات نظامي قرار دارد كه در كنار كشورهاي فرانسه، آلمان، انگليس، ايتاليا و اسپانيا يكي از اصلي ترين تامين كنندگان ابزار سركوب مردم بي دفاع در بحرين، يمن و ليبي است.
كمك تسليحاتي غرب به ديكتاتورهاي عربي، حملات نظامي آمريكا و ناتو به ليبي و اشغال نظامي بحرين و يمن توسط نيروهاي نظامي برخي از اعضاي شوراي همكاري خليج فارس از قبيل عربستان، كويت، امارات، عمان و قطر در كنار رهگيري برخي تحولات خيزش هاي اسلامي منطقه از يك سو و رصد بحران مالي حاكم بر اقتصاد جهاني از زوايايي چند قابل بررسي است.
نخست بايد به اين نكته اشاره كرد كه بسيار ساده لوحانه است كه تصور شود قيام هاي مردمي در كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا با مديريت ايالات متحده و كشورهاي اروپايي به راه افتاده تا اهداف مورد نظر سياسي و اقتصادي آنان تامين شود. اين نظريه كه متاسفانه برخي از مسئولين كشور نيز گاه از آن سخن مي گويند، نظريه انحرافي است كه خود آمريكايي ها بدان دامن مي زنند و سعي دارند تا با طرح آن در بام رسانه اي جهان، اعتبار و پرستيژ از دست رفته خود را باز يابند و انقلاب هاي اسلامي مردمي را مصادره كنند.
فرستادن «آنجلينا جولي» فاحشه هاليوودي- كه اسنادي مبني بر استخدام وي در سازمان جاسوسي آمريكا وجود دارد- تحت عنوان سفير صلح، به مرزهاي ليبي و تونس و بازديد وي از آوارگان حمله ناتو و قذافي براي ترميم وجهه آمريكا در منطقه خود دليلي ديگر بر اين ادعاست. چرا كه بنابر گزارش رسانه هاي غربي، هم اكنون ايالات متحده به چهره اي منفور در ميان كشورهاي جهان به ويژه در خاورميانه اسلامي تبديل شده و حناي بشردوستي آن نزد همگان رنگ باخته است.
واقعيت اين است كه ايالات متحده و كشورهاي اروپايي گرفتار در بحران اقتصادي، قصد دارند يك بار ديگر با بهره گيري از فرمول قديمي فروش تسليحات به مناطقي كه در آن منازعه و درگيري است و حتي دخالت نظامي براي گسترش درگيري ها و به تبع فروش بيشتر تسليحات و اين بار به قيمت راه انداختن يك حمام خون براي قتل عام مردم مسلمان خاورميانه و شمال آفريقا، علاوه بر جلوگيري از تغيير نقشه سياسي منطقه كه اولويت اصلي آنهاست، اقتصاد بحران زده و ورشكسته خود را نيز نجات دهند.
آمريكا، انگليس، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا، همگي به شدت از اثرات جبران ناپذير بحران اقتصادي متاثر شده اند. كسري بودجه يك تريليون و 400 ميليارد دلاري در آمريكا، 124 ميليارد و 200 ميليون يورويي در فرانسه، 23 ميليارد پوندي در انگليس، بدهي 131 درصدي نسبت به توليد ناخالص داخلي در ايتاليا، بدهي 80درصدي نسبت به توليد ناخالص داخلي در آلمان و بيكاري 21درصدي و بدهي خارجي 960 ميليارد يورويي اسپانيا، تنها بخشي از مشكلات اقتصادي در اين كشورهاست كه كوشيده اند طي 4 ماه گذشته با صدور تسليحات نظامي انبار شده گوشه اي از آن را جبران كنند.
فروش تسليحات و راه اندازي جنگهاي غيرانساني توسط قدرتهاي سلطه گر به منظور خروج از ركود اقتصادي در طول چند قرن گذشته سابقه اي طولاني دارد. اولتيماتوم ايالات متحده در 28 آوريل 1898 ميلادي به دولت اسپانيا و پنج روز پس از آن، اعلام جنگ كنگره آمريكا به اين كشور، براي بسياري از اروپائيان به مفهوم ورود هيجان انگيز آمريكا با 74 ميليون سكنه خود در كشمكش هاي جهاني و سرآغاز يك امپرياليسم تجاوزكارانه مركانتاليستي بود. از آن روز تاكنون جهانيان شاهد دخالت هاي قدرت هاي استعماري به مدد قدرت اقتصادي و با حس برتري جويي آشكار در امور تصميم گيري براي جهانيان بودند. اين عملكرد استعماري قدرتهاي استكباري نظير آمريكا كه مي توان آن را به نوعي «ديكتاتوري بورژوايي» خواند، در راستاي تامين منافع اقتصادي اين كشورها قابل ارزيابي است.
سخنان نيكسون يكي از روساي جمهوري پيشين آمريكا در خلال جنگ خليج فارس خود گوياي اين واقعيت است. وي روز 7 ژانويه 1991 در گفتگو با روزنامه «نيويورك تايمز» مي گويد: ما براي دفاع از دموكراسي به كويت نرفته ايم؛ ما براي سركوبي يك ديكتاتور به كويت نرفته ايم؛ ما براي دفاع از تساوي بين المللي هم به كويت نرفته ايم. ما به اين دليل به آنجا رفته ايم كه به هيچ كس اجازه ندهيم به منافع اقتصادي حياتي ما لطمه بزند.»
بررسي تاريخ يكصد ساله ايالات متحده نشان مي دهد كه آنچه سبب شد تا آمريكا از بحران بزرگ سال 1929ميلادي خارج شود و اقتصاد اين كشور را كه با حذف 15ميليون فرصت شغلي مواجه بود نجات دهد، آغاز جنگ دوم جهاني بود. با آغاز اين جنگ خانمانسوز، ايالات متحده تامين سلاح مورد نياز تمام كشورهاي درگير در جنگ را به طور مستقيم و غيرمستقيم بر عهده گرفت و در اين ميان بيشترين سهم را به كشور مهاجم يعني آلمان نازي اختصاص داد.
در اين دوران بسياري از كارخانه هاي تعطيل شده در آمريكا دوباره راه اندازي و در مدار توليد قرار گرفت تا مواد غذايي و پوشاك و ساير ملزومات مورد نياز افراد درگير در جنگ را تأمين و براي ميليون ها آمريكايي بيكار شغل ايجاد كند و بدين ترتيب آمريكا با وارد شدن هوشيارانه در جنگ و هدايت آن به مقصدي روشن، جاني تازه در اقتصاد در حال مرگ خود دميد.
در ركود سال هاي 1970ميلادي نيز جنگ و به بياني تجاوز نظامي آمريكا به ويتنام و قتل و كشتار انسان هاي بي گناه، نجات دهنده اقتصاد آمريكا بود. در جولاي سال 1990 يك بار ديگر آمريكا اسير بحران و ركودي ديگر شد كه اين بار نيز جنگ خليج فارس و حمله به عراق، منجي خارج شدن اين كشور از بحران و ركود مي شود. حمله نظامي به افغانستان و عراق نيز در سال هاي گذشته در راستاي خروج اين كشور از بحران هاي سال 2001 و 2002 ميلادي ارزيابي مي شود.
نكته قابل تأمل ديگر، ممنوعيت ارسال تجهيزات و تسليحات نظامي به مناطق پرتنش و به عبارتي بي ثبات جهان در قانون اساسي بسياري از كشورهاي اروپايي نظير آلمان، فرانسه و اسپانياست كه همواره خود را مدعي دفاع از دموكراسي و حقوق ملت ها معرفي مي كنند. جالب است كه بدانيم تنها در دو ماه اخير، دو كارخانه بزرگ ساخت تسليحات در كشور بحران زده اسپانيا كه بر اثر بحران بدهي تعطيل شده بود، مجدداً باز و با ظرفيت كامل در مدار توليد قرارگرفته است تا به قيمت ايجاد يك حمام خون در بحرين، ليبي و يمن، 5 ميليون بيكار اسپانيايي صاحب شغل شوند.
«اريك رولو» سردبير نشريه لوموند سياسي و مشاور ارشد «فرانسوا ميتران» رئيس جمهور سابق فرانسه در سال 1366 خورشيدي در ديدار با يكي از رهبران كرد عراقي و انتقاد اين رهبر كرد از حمايت پاريس از صدام عليرغم جنايات ضد بشري اين ديكتاتور عليه مردم عراق و ايران، سخنان قابل تاملي بر زبان آورد. رولو گفت: «ما صدام را وحشي مي دانيم، علت حمايت ما از وي، خطر اسلام است كه از ايران سر برآورده، اگر اسلام در ايران سركوب نشود، به سرعت سراسر جهان اسلام را فرا مي گيرد و اين بار ممكن است جنگ غرب و اسلام يك هزار سال طول بكشد، در حالي كه جنگ قبلي پانصد سال طول كشيد و ما پيروز شديم، ولي معلوم نيست اين بار پس از هزار سال غرب پيروز شود!»
اين بار اما، علاوه بر شواهد و قرائن موجود و واقعيت هاي غيرقابل انكار، مقامات و استراتژيست هاي آمريكايي، اروپايي و صهيونيستي با صراحتي آميخته به اضطراب، اعتراف مي كنند كه سود حاصل از فروش اسلحه به ديكتاتورهاي منطقه، يك هدف فرعي است و مقصود و هدف اصلي، مقابله با انقلاب هاي اسلامي منطقه است كه جهان اسلام را به سمت آنچه سه دهه قبل در ايران اتفاق افتاد، سوق مي دهد.