پژمان كريمي
سينماي سياسي به مفهوم دقيق و گويا، در تاريخ سينماي ايران پديد نيامده است. روشن تر بگويم؛ در كشور ما، سينماي سياسي وجود ندارد.
شايد برخي از اهالي سينما برنگارنده خرده بگيرند و آثاري مانند واكنش پنجم (تهمينه ميلاني)، به رنگ ارغوان (ابراهيم خاتمي كيا) و... را دليلي بر موجوديت سينماي سياسي در ايران معرفي كنند.
اما واقعيت اين است؛ بسياري از فيلم ها كه به عنوان اجزاي پيكره سينماي سياسي كشورمان پنداشته مي شوند، سياسي نيستند.
فيلم و سينماي سياسي، بر پايه انديشه، ديدگاه و تحليل علمي- سياسي شكل گرفته است.
از اين رو، دستمايه قرار دادن زمينه تاريخي و يك اتفاق مستند و غيرمستند سياسي يا يك اعتراض شبه سياسي، دليل و گواهي بر ماهيت سياسي يك فيلم و تحقق سينماي سياسي نيست!
ترديدي ندارم كه آثاري مانند دست نوشته ها (مهرزاد مينويي)، روز شيطان (بهروز افخمي)، آقاي رئيس جمهور (ابوالقاسم طالبي)، 33 روز (جمال شورجه) و... در زمره فيلم سياسي به شمار مي آيند! اما به دليل اندك بودن اين گونه آثار و نبود جريان جدي فكري- سياسي در طيف فيلم سازان، نمي توان از واقعيتي به نام سينماي سياسي ايران سخن گفت!
انديشه ورزي در حوزه سياست و تحليل علمي- سياسي، پيش نياز ورود به حيطه سينماي سياسي است. با اين وصف، چند سينماگر ايراني- حرفه اي و غيرحرفه اي- براي حضور در حيطه ياد شده صلاحيت دارند؟!
بنده قاطعانه معتقدم به تعداد انگشتان دست!
برخي سينماگران ايراني، سينماي سياسي را در جايگاهي عوامانه، تنها اعتراض به نظام ديني- سياسي تلقي مي كنند! آنها فكر مي كنند اگر به نظام اهانت نمايند، اگر تهمت بزنند، اگر دست به نفي «واقع» بزنند، يعني در حيطه سينماي سياسي وارد شده اند.
در حالي كه- چنان كه اشاره رفت- سينماي سياسي، با «اهانت و تهمت» پا نمي گيرد بلكه؛ اين نوع سينما، سينماي انديشه ورز و تحليلگر مبتني بر دانش و شناخت قواعد سياسي است!
فيلم هايي چون «وقتي همه خوابيم» (بهرام بيضايي)، طهران- تهران (داريوش مهرجويي- مهدي كرم پور)، صد سال به اين سال ها (سامان مقدم)، سوت پايان (نيكي كريمي) و... نمونه اي از فيلم هايي به شمار مي آيند كه دربرگيرنده اعتراضي شبه سياسي اند. فيلم هايي كه تنها در سطح توهين و اهانت نسبت به نظام معنا مي شوند. همين!
هفته گذشته سيدعليرضا سجادپور مدير كل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي خبر داد كه معاونت، از سينماي سياسي حمايت مي كند! به عبارتي ديگر، متولي سينماي كشور تصميم دارد جريان رويكرد به سينماي سياسي را ايجاد و تقويت كند. بي رودربايستي، به باور نگارنده، اين تصميم كاملا اشتباه است و نتايج خوبي به همراه ندارد.
ما زماني مي توانيم به شكل گيري سينماي سياسي اميد ببنديم كه ظرفيت انساني داراي صلاحيت رويكرد به سينماي سياسي در پيش چشمان خودنمايي كند!
چنان كه پيشتر اشاره شد، اين ظرفيت اكنون وجود ندارد. در واقع؛ نتيجه تشويق فيلم سازان به فيلم و سينماي سياسي، چيزي جز خيز موج فيلم هاي توهين آميز و عوامانه نسبت به ساحت نظام ديني و سياسي كشورمان نيست!
اين موج را چگونه مي توان مهار و مديريت كرد؟ با صرف چه ميزان هزينه اي؟
روشن است كه تضارب آراء و سلايق، موجب بالندگي بينشي و علمي مي شود. اما كدام آراء و كدامين سلايق، آراء و سلايقي كه خلاصه بر توهين و تهمت اند يا بارور از انديشه و تحليل علمي؟!