حسین شریعتمداری
-«ممنوع شدن حجاب براي دختران دانش آموز مسلمان در فرانسه، نشان مي دهد كه اين كشور به جنون سكولاريسم مبتلا شده است، دولت فرانسه در حالي اين همه سرمايه سياسي، عاطفي و اطلاعاتي خود را براي ممنوع كردن حجاب اسلامي هزينه مي كند كه هيچكس به فكر بيكاري و انزواي مسلمانان در اين كشور نيست.»
- «ممنوع كردن حجاب براي آموزگاران و دختران دانش آموز اهانت به زنان و دختران مسلمان و سلب آزادي و حق قانوني آنهاست. چگونگي برخورد كشورهاي اروپايي با مسئله حجاب زنان مسلمان، آزمايشي است كه ميزان احترام اين كشورها به حقوق بشر، آزادي هاي مذهبي و دموكراسي را به نمايش مي گذارد.»
اگر تصور مي كنيد جملات فوق، بخشي از بيانيه يكي از گروه ها و احزاب سياسي كشورمان است كه عليه دولت فرانسه صادر شده و طي آن، اقدام اخير اين كشور در ممنوع كردن حجاب براي دختران دانش آموز مسلمان محكوم گرديده است، اشتباه مي كنيد. زيرا علي رغم خروش گسترده مسلمانان در اعتراض به دولت فرانسه كه اين روزها در گوشه و كنار جهان اسلام به چشم مي خورد و در حالي كه بسياري از محافل فرهنگي، اجتماعي و شماري از انديشمندان و نخبگان اروپايي نيز، تصميم اخير دولت فرانسه را به باد انتقاد گرفته و عليه اين كشور دست به تظاهرات و صدور اطلاعيه زده اند، هيچيك از احزاب و گروه هاي سياسي كشورمان چه گروه هاي موسوم به چپ و چه گروه هاي موسوم به راست اين واقعه تلخ و ناگوار و پايمال شدن حق قانوني و طبيعي خواهران و برادران مسلمان خود از سوي يك دولت زورگو و بي شخصيت اروپايي را در خور اهميت ندانسته اند و يا اهميت آن را در حد و اندازه رقابت براي كسب قدرت، تلقي نكرده اند.
از سوي ديگر، هيچيك از دوجناح اكثريت و اقليت مجلس نيز كه به صدور اطلاعيه و انتشار بيانيه در دفاع از منافع گروهي خود عادت كرده اند، هيچ بيانيه مستقل! و يا مشتركي عليه زورگويي و حق كشي اخير دولت فرانسه صادر نكرده اند.
ترديدي نيست كه اكثر گروه ها و احزاب فعال در عرصه سياسي كشور علي رغم اختلاف سليقه با يكديگر، نسبت به اسلام و مسلمانان و سرنوشت آنان حساسيت دارند و احتمالاً سرگرمي آنها به درگيري هاي جناحي باعث اين سردرگمي بوده است كه در اين صورت نيز، غفلت از مسئله اي با اين اهميت، در خور سرزنش است، زيرا در مسابقه قدرت، احتمال تكرار اينگونه غفلت ها وجود دارد و بيم آن مي رود كه خداي نخواسته «خطا»هاي مكرر به «خط» تبديل شود.
و اما، جمله اول در آغاز اين نوشته، برگرفته از مقاله تند روزنامه انگليسي گاردين عليه دولت فرانسه است كه در شماره ديروز اين روزنامه و با عنوان «جنون سكولاريسم در فرانسه» درج شده بود. نويسنده گاردين، تصميم اخير دولت فرانسه در ممنوعيت حجاب براي دانش آموزان مسلمان را ناديده گرفتن حقوق بشر و پايمال كردن حق قانوني و طبيعي مسلمانان فرانسوي و يا ساكن اين كشور دانسته و از دولت فرانسه خواستار لغو هرچه زودتر اين قانون شده است.
و جمله دوم، بخشي از بيانيه مشترك 70 زن دانشمند و سياستمدار آلماني است كه خطاب به ژاك شيراك، رئيس جمهور فرانسه و گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان نوشته و منتشر شده است و...!
¤ ¤ ¤
ديروز سخنگوي وزارت خارجه كشورمان در جلسه هفتگي خود با خبرنگاران- و نه در يك فراخوان اضطراري و اختصاصي- ضمن پرداختن به مسائل مختلف، درباره اقدام اخير دولت فرانسه نيز موضع گرفت. ايشان با اشاره به ممنوعيت حجاب براي دختران دانش آموز مسلمان در فرانسه، اظهار داشت «ايران، اين تصميم را بسيار افراطي و اقدامي به منظور جلوگيري از رشد ارزشهاي اسلامي مي داند»!... همين؟! آيا براي وزارت خارجه ام القراي اسلام كه چشم همه ملت هاي مسلمان به آن دوخته شده و قلب جهان اسلام با فرازونشيب آن به فرازونشيب مي آيد، سرشكستگي نيست كه در برابر اقدام قرون وسطايي دولت بي شخصيت فرانسه، تنها به يك محكوم كردن خشك و خالي، آن هم با رعايت تمامي جوانب احتياط بسنده كند؟! يعني وزارت خارجه كشورمان در حد و اندازه فلان كشيش فرانسوي هم نيست كه با صراحت اعلام كرد «دولت فرانسه در ممنوعيت حجاب به هذيان گويي افتاده» و يا اقتدار و عزت ما به قد و قواره روزنامه انگليسي گاردين و يا روزنامه ايتاليايي «ايل فوليو» هم نمي رسد كه زورگويي اخير دولت فرانسه را به مسخره گرفته و مي نويسد «فرانسه چه جمهوري لائيك عجيبي است كه بنيادگرايي لائيك را از بالا بر آزادي شهروندانش تحميل مي كند!».
ظاهراً برخي از مسئولان محترم- اعم از اجرايي و قضايي و تقنيني- فراموش كرده اند كه 25 سال قبل در اين مرز و بوم انقلابي به وقوع پيوسته و اسلام ظلم ستيز و عدالت خواه در اين كشور با نثار خون چند صد هزار شهيد و خون دل خوردن ملتي بزرگ و رشيد به بار نشسته و اين واقعه عظيم و الهي پشت قدرت هاي بزرگ استكباري را شكسته است. اگر عزت و اقتدار خود را فراموش نكرده ايم، چرا در برابر زورگويي دولت فرانسه، خاموش نشسته ايم؟!
از فلان جمعيت و گروه اسلامي در فلان كشور غيرمسلمان و يا كشور اسلامي با حاكميت خودفروختگان به ظاهر مسلمان، انتظار همان است كه اين روزها با شجاعت و احساس مسئوليت انجام مي دهند. يعني دست به تظاهرات مي زنند، نامه سرگشاده مي نويسند، به مجامع بين المللي و حقوقي شكايت مي برند، عليه دولت فرانسه افشاگري مي كنند و... اما از جمهوري اسلامي ايران كه پناه مسلمانان بي پناه و الگوي پيش روي نهضت هاي اسلامي است، شايسته نيست در برابر حق كشي آشكار دولت فرانسه عليه دختران دانش آموز مسلمان دست روي دست بگذارد و حتي در حد و اندازه يك گروه مسلمان در فلان كشور اروپايي نيز به مقابله برنخيزد.
¤¤¤
فرانسه از جمله كشورهايي است كه همراه و همصدا با آمريكا و اتحاديه اروپا در بسياري از امور كاملا داخلي كشورمان دخالت مي كند تا آنجا كه با توسل به زور، تهديد و تحريم اقتصادي به حمايت از كساني كه براي آمريكا و اسرائيل جاسوسي كرده و به جرم خود نيز اعتراف كرده اند برمي خيزد و اگر امروز در ميدان شوش يك دوچرخه مفقود شود، سفير خود را براي پي گيري ماجرا به وزارت خارجه فرستاده و با اين بهانه كه نگران امنيت اموال شهروندان ايراني است، درباره مفقود شدن دوچرخه توضيح مي خواهد!... چرا مسئولان محترم كشورمان با دولت فرانسه مقابله به مثل نمي كنند؟ آيا براي حمايت از دختران دانش آموز مسلمان در فرانسه كه دفاع از حيثيت و عزت اسلام و مورد انتظار همه ملت هاي مسلمان است، نبايد دولت فرانسه را ادب كنيم؟ آيا احضار سفير فرانسه و تهديد به كاهش روابط اقتصادي و در صورت لزوم قطع رابطه، ابتدايي ترين اقدامي نيست كه از دولت جمهوري اسلامي ايران انتظار مي رود؟
بعيد نيست كساني اين ديدگاه و اينگونه اقدامات را با سياست تنش زدايي در تناقض ببينند كه بايد گفت اولين و پيش پا افتاده ترين آموزه در سياست تنش زدايي، ترسيم خط قرمزها و اعلام برخورد با دولت هايي است كه اين خط قرمزها را ناديده مي گيرند. آيا حمايت از دختران مسلمان دانش آموز و مظلوم در فرانسه «خط قرمز» نظام اسلامي ايران نيست؟ و شايد هم، برخي از افراد و گروه ها، اين نگاه را «ارتجاعي»! تلقي كنند و... خدا بر درجات امام راحل ما(ره) بيافزايد كه وقتي يكي از گروه هاي سياسي به آموزه هاي اصيل و انقلابي اسلام، برچسب ارتجاعي زده بود، ايشان فرمود؛ «اگر ارتجاع اين است، خدا هم مرتجع است»!