باز هم، آيينه عبرت
محمد مهاجری
وزير امورخارجه مصر را در
مسجدالاقصي كتك زدند. رسانه هاي غربي مي گويند هنگام ورود او به مسجد، عده اي
فلسطيني كه در شعارهاي شان او را «خائن» و «همدست اسرائيلي ها» مي خواندند به او
حمله كردند. درنتيجه او زيردست و پاي حمله كنندگان مجروح شد و به بيمارستان انتقال
يافت و پس از چند ساعت، مرخص و روانه كشورش شد. نكته جالب توجه در اين واقعه، آن
است كه نيروهاي امنيتي اسرائيل، تماشاگر اين صحنه بوده اند و به خود زحمت نداده اند
احمد ماهر مفلوك را از دست ضاربان نجات دهند.
هنوز زود است درباره ماهيت واقعي
ضاربان وزيرخارجه مصر داوري كرد، به ويژه اينكه چند احتمال در اين زمينه متصور است
و براي روشن شدن حقايق بايد منتظر خبرهاي بعدي ماند.
سفر احمد ماهر، يك سفر رسمي
بوده و مذاكرات او با مقامات رژيم صهيونيستي پيرامون روند صلح خاورميانه دور مي زده
است. با اين حال، ميزبانان، حاضر نشدند ميهمان گرامي شان را از ضربات مشت و لگد
حمله كنندگان رهايي بخشند.
گيريم مقامات اسرائيل، عامل يا محرك حمله به احمد
ماهر نبوده اند و اين كار، به صورت خودجوش انجام شده (همانطور كه اشاره شد بايد
منتظر اخبار بعدي ماند) آيا صهيونيستها از اينكه احمد ماهر (به عنوان وزير خارجه
نزديكترين كشور منطقه به اسرائيل) در برابر ديدگان شان و در مقابل دوربين هايي كه
تصاوير را ساعتي بعد در دنيا منتشر كردند كتك بخورد مشعوف و شادمان نشدند؟ آيا از
اينكه يك مقام بلندپايه دولت قاهره به زعم آنها تحقير شد، قند توي دل شان آب
نكردند؟
البته بعيد نيست سكوت معنادار دولت اسرائيل در برابر حمله به احمد ماهر،
براي تحريك احساسات دولت مصر عليه فلسطيني ها باشدو آنها، اين اتفاق را دستمايه
امتياز گرفتن هاي بعدي كنند و با اين واقعه، موضع مصر را عليه فلسطينيها تشديد
نمايند.
اهداف پيدا و پنهان دولت اسرائيل در اين ماجرا دير يا زود روشن خواهد
شد، اما بايد ديد داوري افكار جهانيان از اين رخداد چيست؟ مي توان چنين برداشت كرد
كه فلسطيني، هرگاه كه يكي از عوامل تضييع حق خودش را ببيند، گوشمالي اش مي دهد. از
اين نگاه، اين احمد ماهر نيست كه بدست فلسطيني ها مضروب مي شود، بلكه حدود 30 سال
سياست تساهل و تسامح قاهره در برابر تجاوزات اسرائيل است كه كتك مي خورد. امروز،
وزير خارجه مصر، به جاي انورسادات- كه خيانت نامه كمپ ديويد را امضا كرد- تنبيه مي
شود و به اسلاف سادات پيام مي دهد كه غيرت فلسطيني را نبايد در تل آويو و واشنگتن
معامله كرد.
اما تماشاي صحنه رقت آور مضروب شدن احمد ماهر، در برابر چشمان
سربازان مسلح اسرائيل، باور ديگري را هم در ذهن جهانيان مي نشاند، و آن اينكه
غلامان حلقه به گوش، حتي در مركز قدرت اربابان شان، امنيت ندارند. به اين معنا كه
اربابها يا توان تامين امنيت آنها را ندارند و يا آمادگي پرداخت هزينه اين كار را
ندارند. امروز احمد ماهر و دولت قاهره، ذليل تر و ضعيف تر از آن هستند كه بتوانند
در برابر اين اتفاق، موضعي جدي داشته باشند و احتمالاً اگر حرفي هم بزنند، عليه چند
ضارب فلسطيني است كه طي سه دهه اخير، مصر و اسرائيل فقط زورشان به آنها رسيده
است.
اين صحنه براي همه دولتمرداني كه گمان مي كنند در پناه آمريكا و صهيونيسم،
مي توان به ساحل امن رسيد، درس عبرت بزرگي است. خوش خيالي است اگر تصور كنيم
قدرتهاي جهاني، دلشان براي جهان سومي ها و كشورهاي توسعه نيافته سوخته است. اوج
دلسوزي آنها هنگامي است كه منافع شان تأمين شود. به همين دليل است كه قدرتهاي
كوچكتر، بايد در معادلات سياسي شان فريب خنده هاي دروغين قدرتهاي بزرگ را نخورند.
اتخاذ مواضع عزتمندانه، هرگز به شكست نمي انجامد. تسليم و كوتاه آمدن در برابر دشمن
حماقت است، و نتيجه اي جز اين ندارد كه طرف مقابل، دليرتر مي شود.
يكي دو ماه
قبل در جريان امضاي پروتكل هسته اي، شاهد دو برخورد بوديم. يكي بر بنيان مصلحت و
عزت استوار بود و ديگري بر مدار تسليم و ذلت مي چرخيد. گروهها گمان مي كردند اگر
خودشيريني كنند و مثل بچه هاي ذوق زده، ريز و درشت اطلاعات را رو كنند، قدر مي
بينند و بر صدر مي نشينند. خداي را سپاس، كه سرنوشت اين موضوع به دست آنها نيفتاد،
و برگي سياه، تاريخ پرافتخار عزتمداري و غيرتمندي ايران زمين را لكه دار
نكرد.
وادادگان در برابر غرب، آنقدر آئينه عبرت دارند كه نيازي به تكرار قصه هاي
احمد ماهر و صدام نباشد. دشمن براي مفيدترين نوكرانش هم، تاريخ مصرف قائل است و تا
چشم به هم بزني، نوبت فناشدن است. بقا از آن كساني است كه مي ايستند، و حتي اگر
بميرند، ايستاده مي ميرند.
در آخرين لحظات نگارش اين يادداشت، خبري رسيد كه مؤيد
«آفتاب آمد دليل آفتاب» بود. خاتمي عزيز ديروز در برابر تهديد رژيم صهيونيستي مبني
بر بمباران تأسيسات هسته اي ايران گفت: «اسرائيل غلط مي كند» و امروز اين موضع
عزتمدارانه پاسخ گرفت و رژيم صهيونيستي با پس گرفتن ادعايش پا پس كشيد.
بسم رب النور