محمود و «ننه محمود»

حسين قدياني
خبرنگار حوزه اقتصاد نيستم، اما تشكر كه مي توانم بكنم از دولت بابت «كمال صالح» در اراك و «سيمره» در ايلام. گيرم خبرنگار حوزه اقتصادي نباشم، مخلص سربازان ولايت فقيه كه مي توانم باشم! القصه؛ سد اولي را رئيس جمهور حضوري افتتاح كرد و دومي را از همان اراك با ويدئو كنفرانس. يعني 5شنبه اي كه گذشت، در نظام مقدس جمهوري اسلامي همزمان 2 سد افتتاح شد و روح امام و شهدا و قلب نازنين خامنه اي شاد شد. وقتي در «خبر 21» شنيدم اين خبر را، خب، مثل هر ايراني ديگري خوشحال شدم و دعا كردم مديران كشور را. سر سفره ما اما مادر شهيدي مهمان بود و مي گفت: «هان! حالا شدي احمدي نژاد. ما اگر مي خواستيم به حرفهاي روشنفكرانه راي بدهيم، كه تصدقت! به تو راي نمي داديم... يادم بياندازيد 2ركعت براي اين بچه- دكتر را بدل از فرزند شهيد خود گرفته بود- نماز بخوانم.»
¤¤¤
كجا بودم؟... بله! داشتم مي گفتم كه دعا كردم كارگران و دست اندركاران هر 2 سد را. لابد خيلي ها بايد از زن و زندگي و بچه و خانه بزنند كه همزمان در كشور 2 سد افتتاح شود. دعا كردم به خصوص شخص رئيس جمهور را. وحدت حول محور كار و مسابقه بر سر خدمت مضاعف، ابتكار قشنگ جريان اصولگرايي است. وقتي چنين مي توان كرد، چرا منازعات سياسي؟ خبر افتتاح سد، لابد بهتر از آن است كه دعواي حزبي مان را ببريم سر سفره مردم. چند روز ديگر كه قاليباف «بوستان ولايت» را افتتاح كند، يا چند وقت ديگر كه «تونل نيايش» را، حتم دارم ملت و ولايت مسرور مي شوند از اين خبر. يك جاده كه در فلان جاي كشور، قوه مجريه زحمت مي كشد و مي كشد، يا وقتي وزارت نيرو آبرساني به همان روستاي لب مرز را سر و سامان مي دهد، يا زماني كه به همت شهردار نمي دانم كجا، در يك شهر محروم و دورافتاده، مجموعه ورزشي افتتاح مي شود، همين چيزهاست كه لبخند مي نشاند بر لب خامنه اي. رهبر انقلاب نسبت به اين ملت، اين ملت برتر از ملت صدر اسلام، طبعاً خيلي حساس اند و اگر منظور مرا از «تعصب» بد نفهمي، حتي مي خواهم بگويم خامنه اي تعصب دارد نسبت به ملت 300 هزار شهيد، و وقتي مي بينند به همت دولت، به عزم همه مسئولان، گره اي از كار مردم باز مي شود، شك ندارم كه دعا مي كنند خدمتگزاران به ملت را. شنيده ام و خوانده ام كه زمان جنگ، وقتي رزمندگان خط مقدم، جاده اي را باز مي كردند، آخراي كار اين شعار را با اشك شوق و گريه شكر، دم مي گرفتند كه؛ «جاده داره باز مي شه، روح امام شاد مي شه». الان هم خامنه اي وقتي شاد مي شوند، كه مثلاً مي بينند همزمان دارد 2 سد در كشور افتتاح مي شود. آستين مسئولان وقتي بالا زده مي شود، وقتي بر پيشاني كارگران عرق مي نشيند، وقتي كار چند ساله به ثمر مي نشيند، و وقتي قطار كار روي ريل خدمت رساني است، همين چيزهاست كه خوشحال مي كند ملت و ولايت را. رژيم پهلوي را به ياد آوريد كه به جاي افتتاح همزمان 2 سد، به جاي كار، كشور را تقسيم مي كرد و «بحرين» را 2دستي تقديم دشمن مي كرد تا پول اسكي در ارتفاعات اروپا را به دست آورد. در همين تهران اما الان به يمن جمهوري اسلامي، جنوب شهر بعضاً كم از شمال شهر ندارد. هم زماني كه جناب دكتر احمدي نژاد شهردار بودند و هم امروز كه آقاي دكتر قاليباف در خيابان بهشت نشسته است، انصافاً فاصله جنوب و شمال شهر خيلي كم شده. بعضاً در مناطق پايين شهر، آدمي پارك مي بيند كه از نظر زيبايي چيزي كم از پارك نياوران ندارد. پايين شهري كه روزگار پهلوي محل زندگي زاغه نشين ها بود، الان در هر محله چندتايي استخر سرپوشيده دارد. زمين چمن مصنوعي دارد. كتابخانه دارد. مسجد فعال دارد. از همه اينها مهمتر نسل جواني دارد كه تربيت يافته انقلاب اسلامي اند و وقت اعتكاف، از فرط حضور، امان نمي دهند به مسن ترها. حالا آن چند جوانكي هم كه سر خيابان پرسه مي زنند، كمي اگر ما خلق و خوي شهدا داشته باشيم، غيرممكن نيست جذب شان. اين جذب، بهتر و موثرتر از هر موعظه اي، با «كار» صورت مي گيرد. الان كه مثلاً 2 ماه از سال «جهاد اقتصادي» گذشته، بايد ديد چقدر آمار بيكاري كاهش داشته. حوزه سربازي براي ولي فقيه همين چيزهاست. احمدي نژاد وقتي همزمان 2 سد بزرگ افتتاح مي كند، سرباز ولي فقيه است. علي لاريجاني وقتي در مجلس از حقوق ملت مثلاً در بحث هسته اي دفاع مي كند، يا وقتي به كمك اهالي بهارستان، قانون خوب تصويب مي كند، سرباز ولي فقيه است. آيت الله آملي وقتي در قوه قضائيه با مفاسد رنگارنگ دانه درشتها برخورد مي كند، سرباز ولي فقيه است. قاليباف وقتي به فكر بوستان ولايت و توسعه خطوط متروست، سرباز ولي فقيه است. مديران نظام وقتي با هم متحد و همراه و همدل اند، سرباز «آقا» هستند. قواي 3گانه وقتي با هم وحدت كلمه دارند، سرباز ولايت فقيه اند. وقتي زمينه دعاي ملت در حق خودشان را با كار و تلاش مضاعف باعث مي شوند، سرباز خامنه اي به حساب مي آيند. كارگران سد «كمال صالح» و «سيمره» هم سرباز ولي فقيه اند. كارگر شهرداري، كارمند دولت، نماينده مجلس، حتي من روزنامه نگار و تويي كه داري «كيهان» مي خواني، آن زمان كه درست كار مي كنيم، سرباز خامنه اي هستيم و آن وقتي كه بد كار مي كنيم، قطعاً نمي توانيم ادعاي سربازي داشته باشيم. جمله اي از «آقا» گذاشته ام زير ميز تحريرم. جمله عجيبي است: «هر كسي در هر كجاي اين كشور مشغول كار است، بايد محل كار خودش را مركز جمهوري اسلامي بداند». يعني براي كارگر سد «سيمره»، مركز جمهوري اسلامي دقيقا همان جايي است كه روي تابلو زده اند: «كارگران مشغول كارند». اين جمله «آقا» يعني نهايت عزتي كه يك رهبر مي تواند به رهروان خود بدهد. يعني حتي «پيرمرد سوزن بان» هم اتاق كار كوچكش را بايد مركز جمهوري اسلامي بداند و طوري كار كند كه انگار همه حيات جمهوري اسلامي بسته به درست كار كردن اوست.
¤¤¤
چند باري گفته ام اين را. لزوما ما با همه منتقدين اين روزهاي دولت، حتي با همه مخالفين جريان انحرافي، يكي نيستيم. شكي در اين نيست كه عده اي به بهانه نقد جريان منحرف، در حال تصفيه حساب با خدمات دولت، خود دكتر، و راي ما به دكتر هستند. ما به هيچ وجه و تحت هيچ شرايطي از رايي كه به احمدي نژاد داده ايم پشيمان نمي شويم. ما از سوم تير و 22 خرداد پشيمان نمي شويم. ما هرگز از تمجيد خدمات دولت پشيمان نمي شويم. ما هر گز از نقد جريان انحرافي فتنه 88 و همين جريان مذكور پشيمان نمي شويم. لحظه اي فرض كنيد كه مثلا سران فتنه 88 آدم شده اند و واقعا از خطاي نابخشودني خود ابراز پشيماني كرده اند و در صدد جبران برآمده اند. آيا در آن صورت ما بايد به خاطر يوم الله 9 دي ابراز پشيماني كنيم؟!... معلوم است كه نمي كنيم و اصلا اگر از روز 9 دي، يوم الله نمي آفريديم، جاي تعجب داشت. اين نوشته اما جاي تعجب ندارد، كه نگارنده معتقد است ذكر خدمات دولت، يعني دشمني زيركانه با جريان انحرافي. آنچه جاي تعجب دارد اين است: از پنج شنبه تا به حال از اين جريان و اعوان و انصارش 16 پيامك دريافت كرده ام، ايناهاش، در موبايلم هست. ناسزا و دروغ و تهمت و اختلاف افكني و ادعاهاي مضحك و افترا در حق علامه مجاهدي چون مصباح يزدي و حتي شعر سرودن عليه سربازان راستين ولايت فقيه هست، اما هيچ كدام «كمال صالح» و «سيمره» را پيامك نكرده اند!
¤¤¤
آقاي رئيس جمهور! به «قرآن» حاضرم سوگند ياد كنم كه اين جريان «مردي از جنس خدمت» را دوست ندارند. از ما قبول نمي كني، دمي بنشين پاي درد دل هاي اهل منزل، ما كه زبان مان مو درآورد، اما نكن با ما اين كار را. حمايت از جريان منحرف، حيف شماست. خودماني تر بگويم: حيف توست، تويي كه «جوان» آمدي در «پاستور» و حالا «پير» شده اي. تويي كه رئيس جمهوري، اما فرزندانت مصداق «آقازاده ها» نيستند. تويي كه بعضا شب و روز نداري براي كار. تويي كه در خانه ات خوب مي دانم سربازي براي ولايت فقيه موج مي زند. تويي كه بچه هاي خوبي داري، همسر مهرباني داري.. و انگار نه انگار خانم محترمه ات، همسر رئيس جمهور است. تويي كه بيم ندارم «محمود» صدايت كنم.
¤¤¤
«بچه جان! ممنون مي شوم اگر نگذاري زبانم مو دربياورد!» ... اين جمله را «ننه محمود» مي گفت پنج شنبه اي كه گذشت. اين را گفت، خطاب به دكتر گفت و قامت بست به نماز اما نشسته! سالهاست كه مادر شهيد «محمود سالك» روي ويلچر زندگي مي كند...