روز حادثه
علیرضا ملکیان
براي يادداشت امروز، موضوعات
گوناگوني كه از چند روز قبل در ذهن داشتم از مقابل چشمانم رژه مي روند: انتخابات
مجلس هفتم، مردم و احزاب سياسي، لايحه بودجه 83، آثار تورمي افزايش بيش از 10 درصدي
قيمت بنزين، ممنوعيت حجاب اسلامي در فرانسه، برخورد دوگانه غرب با آزادي و حقوق
بشر، جنايات تازه رژيم صهيونيستي در سرزمين هاي اشغالي فلسطين، اوضاع عراق و... اما
گويي امروز درباره هيچيك از اين موضوعات حرفي براي گفتن نيست و انديشه قفل شده
است!
دلم همانند تمامي ملت ايران در جايي ديگر است و جز سخن دل نمي شنوم. پيداست
كه قلم نيز آنچه را كه دل مي پسندد بر صفحات كاغذ درج خواهد كرد و امروز كه همه چشم
ها و دل ها در سراسر ميهن اسلامي نگران مردم صميمي و خونگرم شهر زلزله زده «بم»
هستند، جز از آن ديار و مردم باصفايش نخواهد نوشت. شهري كه تا نخستين ساعات بامداد
ديروز در كنار نخل هاي سر به فلك كشيده، استوار و بانشاط ايستاده بود، به يكباره
فروريخت! ساعت 5 و 28 دقيقه بامداد جمعه در حالي كه آرامش و سكوت تمام خانه هاي شهر
را فرا گرفته و اكثر مردم در خواب بودند، ناگهان زمين غريد و شهر به لرزه درآمد .
نخل ها ماندند اما ديوار خانه ها بر سر ساكنان، آوار شد. در همان لحظات اوليه بر
اثر خسارات وارده به شبكه هاي آب، برق و تلفن، تمامي اين شبكه ها قطع شد و شهر در
تاريكي مطلق فرو رفت. كساني كه زنده مانده بودند، وحشت زده و هراسان به كوچه ها و
خيابان ها آمدند و سكوت شهر با فريادهاي آنان و ناله ها و ضجه هاي مردان و زنان و
كودكاني كه در زير آوار گرفتار شده بودند، در هم شكست، اما به راستي در آن لحظه ها
چه كسي مي توانست به ياري آنان بشتابد و اصولاً مگر كسي وجود داشت كه خود نيازمند
كمك نبوده باشد؟!
وقتي بيمارستان ها و مراكز امدادي شهر نيز ويران شده باشند و
كاركنان اين مراكز هم، جزء قربانيان باشند، بنابراين چه كسي مي ماند كه به كمك
مصدومان و مجروحان و افرادي كه زير آوارها مانده اند، بشتابد؟ هموطنان عزيز ما در
شهرستان بم و روستاهاي زلزله زده اطراف اين شهرستان، در ساعات اوليه صبح روز جمعه
كه هنوز خبر زلزله و گستردگي خسارات وارده به اطلاع مسئولان و مردم در ديگر شهرها و
مركز استان نرسيده بود، با شرايط بسيار سخت و ناگواري دست به گريبان بودند و تنها
با ايمان قوي و توكل به خداوند بود كه توانستند آن ساعات دلهره آور و شرايط دشوار
را پشت سر بگذارند تا نيروهاي امدادرسان از ديگر شهرها برسند.
به ياد بياوريم آن
دخترك خردسال را كه پدر و چهار برادر و خواهر خود را از دست داده بود و در كنار تن
زخمي و رنجور مادر فرياد مي زد تا شايد كسي مادرش را نجات دهد. به ياد بياوريم
مادري را كه التماس كنان، ديگران را به كمك مي طلبيد تا فرزندش را كه در زير آوار
مانده و هنوز زنده بود، نجات دهند. به ياد بياوريم پدري را كه همه اعضاي خانواده از
جمله جوانان رعنايش زير خروارها خاك مانده بودند تنها او مانده بود و ناله و
فغان...
البته بايد اذعان كرد كه به محض اطلاع مسئولان و مردم از وقوع زلزله و
باخبرشدن از ميزان خرابي ها و تلفات، همه به ميدان آمدند و كاروان هاي امداد و نجات
از طريق هوا و زمين به سوي شهر زلزله زده بم حركت كردند، ولي نقصان و ضعف در كار
امدادرساني وجود داشته است و به رغم برگزاري مانورهاي متعدد و تبليغات فراواني كه
تا پيش از اين براي چگونگي برخورد با پيامدهاي زلزله در سطح كشور صورت گرفته است،
روز حادثه مشخص كرد كه دستگاه هاي ذيربط، عملاً تا چه حد آمادگي دارند.
به هر
حال ابعاد فاجعه آنقدر وسيع و گسترده است كه جمع و جور كردن آن از عهده چند دستگاه
خارج است و نياز به يك عزم ملي و كمك همگاني دارد. مردم مؤمن و انقلابي ايران هميشه
در عرصه هاي گوناگون، پيشقدم و پيشتاز بوده اند و اكنون نيز كه هموطنانمان در
شهرستان بم به كمك نياز دارند، قطعاً با ارسال كالاهاي مورد نياز زلزله زدگان و
واريز وجوه نقدي به شماره حساب هاي اعلام شده از سوي مراجع ذيربط، در اين همياري
ملي مشاركت خواهند كرد.
... و كلام آخر اين كه: كشور ما در منطقه اي زلزله خيز
واقع شده و تاكنون زمين لرزه هاي ويرانگري را در بوئين زهرا، فردوس، طبس، كاخك
گناباد، گلباف كرمان، رودبار، منجيل و ساير شهرها شاهد بوده ايم كه به منظور
پيشگيري از خرابي ها و كاهش ميزان خسارات و تلفات مي بايست برنامه ريزي هاي جدي و
اصولي صورت گرفته و در سراسر كشور به مرحله اجرا درآيد. برخي از اين موارد كه
شايسته است مورد توجه دولت، مجلس، شهرداري ها و ساير دستگاه ها قرار گيرد، عبارتند
از: ايمن سازي ساختمان ها و مقاوم نمودن آنها در برابر زلزله، آموزش همگاني به مردم
براي چگونگي برخورد با زلزله، مقاوم سازي ساختمان هاي خدمات رسان از قبيل بيمارستان
ها و آتش نشاني در برابر زلزله، پيش بيني محل هاي امن و مراكز بهداشتي و درماني و
انبارهاي آذوقه و پوشاك در مناطق زلزله خيز، تشكيل ستاد دائمي حوادث غيرمترقبه در
تمامي شهرهاي زلزله خيز و مراكز استان ها و فعال بودن اين ستادها حتي در مواقع
عادي، انجام مرتب مانورهاي امداد و نجات به منظور حفظ آمادگي نيروها و آشنايي با
ضعف ها و كاستي ها و مشخص نمودن وظايف هر يك از دستگاه هاي خدمات رسان در صورت وقوع
زلزله، تا در روز واقعه، وظيفه هر سازمان و نهادي مشخص باشد و همه نيروها از قبل
شناسايي شده باشند و بعد از حادثه، به فكر دعوت از كساني كه تجربه و شناختي در
امدادرساني به زلزله زدگان دارند، نيفتيم.
بسم رب النور