پروژه خواري ( يادداشت روز )
تكاپوي برخي از اعضاي جريانات موسوم به چپ و كارگزاران براي تخريب
شخصيت دكتر احمدي نژاد و جلوگيري از پيروزي وي در انتخابات رياست جمهوري را
وقتي به ياد مي آوريم، اين پرسش در ذهن ها تداعي مي شود كه چرا آنهمه
دلواپسي از روي كار آمدن اصولگرايان در برخي مدعيان سازندگي و اصلاحات وجود
داشت؟
نگارنده روزهايي را به ياد مي آورد كه يك عضو فراكسيون اقليت
مجلس در گفت وگويي غيررسمي مي گفت: «اينها (اصولگراها) اگر بيايند، تمام
اسناد را رو مي كنند.» عضو مركزيت يك حزب افراطي نيز در حاشيه يكي از جلسات
شوراي اداري اصفهان چنين اظهار كرده بود:
«... اين انتخابات حيثيتي شده
و حكم مرگ و زندگي دارد، همه دوستان بايد تفريح و استراحت را كنار بگذارند
و آنقدر كار و تلاش كنند تا فردا مجبور نباشند يكي يكي بروند دادگاه و
گرفتار شوند».
شما از اين حرف ها چه استنباطي داريد؟ آيا غير از اين است
كه داعيه داران دموكراسي از افتادن پرده ها و فاش شدن آنچه در وراي شعارها
و ادعاهايشان در جريان بود، هراس داشتند؟
اگرچه دولت جديد قصد ندارد
وقت خود را به افشاگري در خصوص اسناد و مدارك فراواني كه در دستگاه هاي
دولتي راجع به شهوت مدعيان ريز و درشت اصلاح طلبي به جمع كردن پول و ثروت
به دست آمده، صرف كند، اما آنچه تاكنون مي توان از مفاسد مالي و اقتصادي
جماعت مذكور به عنوان جمعبندي بررسي ها گفت اين است كه محور فعاليت بسياري
از عناصر اصلي اصلاحاتچي ها «زمين خواري» و «پروژه خواري» بود.
مدارك و
اسناد به جا مانده در دستگاه هاي اجرايي نشان مي دهد كه صدها ميليارد تومان
از پول و اموال بيت المال در قالب زمين خواري و پروژه خواري به جيب اشخاص و
گروه هاي مروج لاابالي گري سياسي و فرهنگي ريخته شده است و درواقع طرح و
تكرار شعارهايي نظير جامعه چندصدايي، سكولاريزم و آزادي هاي مدني هدفي جز
سرگرم كردن جامعه، به ويژه جوانان و دانشجويان و بي خبر نگاه داشتن مردم از
بخوربخورهاي بي سروصداي خود دنبال نمي كرد.
اسناد نشان مي دهد عناصر
دست چندم جريان سابق اجرايي كشور هم در پوشش انعقاد قراردادهاي فني،
پژوهشي، فرهنگي و...، دهها ميليون تومان را نصيب خود كردند، حال آنكه بيشتر
قراردادهاي مورد بحث، يا اصلا عملياتي نشد، يا لقمه اي دندان گير از آن در
نيامده بود تا لااقل بخشي از نياز كشور را تامين كند، بلكه اين پروژه
خواري ها، فقط راهي به ظاهر قانوني براي كسب درآمد بود.
اگر آن روزها
صرفا حدس مي زديم، اما امروز با اطمينان مي توانيم بگوييم كه آن حجم بزرگ
از اقدامات سلبي و تخريبي عليه مردمي ترين گزينه از ميان نامزدهاي اصولگرا و
اينكه همه احزاب و افراد رقيب متحد شدند تا مردم را از روي كار آمدن يك
آدم مستبد و خشونت طلب(!) بترسانند، فقط ناشي از دلهره بدكاران نسبت به
آشكارشدن انحرافات و خيانت هايشان بود.
اگر اسناد و مدارك موجود منتشر
شود، معلوم خواهد شد چرا بعضي گروه ها و عناصر مدعي دموكراسي خواهي، به
غيرمنطقي و تندروانه ترين شيوه ها براي تبليغ دموكراسي و سكولاريزم متوسل
مي شدند و حاضر بودند از آبرو و آينده خود بگذرند.
آيا واقعا كسب ده
ميليون، صد ميليون يا يك ميليارد تومان ارزش آن را دارد كه يك ايراني آخرت و
حيثيت خود را به بهاي آباد كردن دنياي خود و نشان لبخند رضايت بر لب
دشمنان اين ملك و ملت بفروشد؟ آيا سوداي حفظ مال و مقام بايد انسان را
آنقدر خوار و ذليل كند كه او را به فراموشي دردهاي جامعه و توجيه و تبليغ
سياست هاي استكبار عليه ميهن و هموطنانش وادارد؟
¤ ¤ ¤
آثار آن حرام
خواري ها همچنان ديده مي شود. چندي قبل از نشست اخير شوراي حكام آژانس بين
المللي انرژي اتمي، ژاك شيراك به جرج بوش توصيه كرد حالا كه فشارهاي بيروني
سبب وحدت و انسجام ايراني ها در حمايت از برنامه هاي هسته اي دولت شان مي
شود، واشنگتن تلاش كند تا كانون مخالفت با فناوري صلح آميز هسته اي ايران
را به درون مرزهاي اين كشور انتقال دهد.
اكنون مشاهده مي كنيد كه افراد و
رسانه هاي وابسته به همان جماعت حرام خوار با چه وقاحتي به بزرگنمايي
تهديدات توخالي و غيرمنطقي غرب بر ضد ايران اسلامي مي پردازند.
محمد جعفر بهداد
بسم رب النور