تجمع!
غلامرضا صادقيان
- الو، اون جا كيهانه؟
- بله. بفرماييد.
- ببخشيد آقا ما اين جا تجمع كرديم، خبرنگارتون را بفرستيد، گزارش تهيه كنه!
- شما كي باشيد؟!
- ما معلمان حق التدرسيم، تجمع كرديم تا ما را هم استخدام رسمي كنن.
- ببخشيد خانم، غير از تجمع كار ديگري هم كرده ايد؟
- شما خبرنگار بفرستيد، راجع به همه چيز باهاش صحبت مي كنيم.
چند روز بعد
-
الو كيهان؟ ما مشاوران تربيتي هستيم، ساعات كار ما را از 24 به 30 ساعت
افزايش دادند، در اعتراض جمع شديم مقابل وزارتخانه. مي خواستيم شما گزارش
تهيه كنيد.
- ببخشيد خانم، ولي شايد اين افزايش ساعت قانوني باشه، يا منطقي و يا حتي عرفي. براي هر اتفاقي كه نمي شود تجمع كرد.
- ما معلميم، فرق مي كنه، معلم ها هميشه تاريخ مظلوم بوده اند!
يك روز بعد
-
الو آقا! دانشگاه آزاد شهريه-ها را افزايش داده. الان ما مقابل دانشكده
هنر اين دانشگاه در خيابان انقلاب تهران تجمع كرديم، لطفاً بگيد گزارش تهيه
كنند.
- شما روي هم چند نفريد؟
- چند نفر كه چه عرض كنم، مرتب مي رويم توي دانشكده و مي آييم بيرون، ولي خب معلومه كه تجمع كرديم!
همان روز
الو، من دانشجو هستم، آقا مي خواستم بدونم اگر شهريه ها افزايش غيرقانوني داشته ما چطوري اعتراض كنيم؟
- تجمع كنيد!؟
- تجمع!؟ كجا؟
- مقابل ساختمان دانشگاه.
-
ولي دانشگاه ما وسط بيابان قرار گرفته! از بر جاده 200 متر فاصل داره و از
اطراف تا چشم كار مي كنه بيابان لم يزرعه! اين جا كه تهران نيست كه وقتي
چهار نفر تجمع مي كنند، يك خيابان بند مياد.
- خب، مشكلتون را با وزير درميان بگذاريد.
- وزير!؟ مثل اين كه نشنيدي چي گفتم!
سه روز بعد
الو
كيهان، من پدر يك دانشجوي دختر هستم، از شهرستان پا شديم آمديم تهران ولي
خوابگاه به ما ندادند. الان با بقيه بچه ها مقابل خوابگاه دانشگاه تجمع
كرديم.
- خب كه چي؟!
- كه چي! فكر كرديم بايد فهميده باشيد كه لازمه از اين تجمع گزارش تهيه كنيد.
- الو معاون دانشجويي دانشگاه...، من از كيهان تماس مي گيرم...
-
ببينيد آقاي خبرنگار، اين دانشجوها، رسم شده حتي وقتي مي خواهند بروند
سبزي خوردن هم بخرند، يه خبرنگار از خبرگزاري ها دنبال خودشان راه مي
اندازند!!
- آقاي دكتر! از شما بعيده! شما يه شخصيت فرهنگي هستيد. من
معتقدم نه دانشجويان ما اين گونه هستند و نه خبرنگارها اين قدر ساده انگار.
ولي...
گوشي را مي گذارم، دوباره زنگ مي خورد: الو، ما اين جا تجمع كرديم تا به حقمون برسيم...
بسم رب النور