اهالی آزاد راه سكوت! ( یادداشت روز )
آنها كه از رئيس جمهور و هيئت دولت جديد انتقاد مي كنند، همگي داراي
انگيزه و انگيخته يكساني نيستند. به همين دليل با هركدام از آنها بايد به
گونه اي خاص رفتار كرد.
1-انتقاد ناكارآمداني كه بودند و نتوانستند:
بسياري از كساني كه علم مخالفت با رئيس جمهور و دولت را برداشته اند كساني
هستند كه در دوراني كه بر سر كار بودند كاري نكردند و قدمي موثر براي اصلاح
امور مردم و حوزه تحت مسئوليت خود برنداشتند. مردم از اين گونه افراد به
عنوان كساني ياد مي كنند كه «بي عرضه» بوده اند.
چه بسا بسياري از اين
افراد چهره هاي موجهي داشته باشند اما از آنجا كه اكثراً با بند و بست و
رابطه و خويشاوندسالاري و وابستگيهاي حزبي و باندي به روي كار آمدند،
شايستگي مسئوليتي كه در آن قرار گرفتند را نداشتند و در نتيجه در بهترين
وضعيت، امور را به روزمرگي و حفظ وضع موجود گذرانده اند. برخي از اين گونه
افراد اكنون ديگر بر مسندهاي قدرت قرار ندارند و كنار گذاشته شده اند (و
البته بسياري از آنها هنوز بر سر كارند و تغيير نكرده اند). انتقادهاي
اينجا و آنجاي بسياري از آنها از دولت و مسئولان جديد، به تقلاهاي عاجزاني
مي ماند كه كار ديگري از آنها بر نمي آيد و به همين دليل بايد با كرامت و
بزرگواري از كنار چنين مخالفتهايي گذشت و آنها را به چيزي نگرفت.
2-
انتقادهاي باعرضگان و بي عرضگاني كه بودند و نخواستند: برخي از كساني كه
در دولتهاي قبلي در زمره مديران درجه2 و 3 قرار داشتند و بعضا در عمل نشان
دادند كه از عهده كاركردن برمي آيند، دلمشغوليهاي مختلف سياسي و حزبي و
اپوزيسيون گري و روشنفكربازي داشتند و به خوشامد كساني از آنسوي مرزها
بيشتر از خشنودي توده مردم دلخوش بودند. آنها نيز طي 5/2ماه اخير بار زيادي
از انتقادات و مخالفتهاي عمدتا بهانه جويانه اي را نثار دولت كرده اند.
تقريبا
تمامي اين افراد كه در ظاهر ژست سكوت مي گيرند، طي ايام اخير، در اكثر
سخنرانيهاي خود، دولت و رئيس جمهور جديد را به تحجرگرايي، مقدس مآبي و
داشتن تفكرات انجمن حجتيه اي متهم مي كنند و حتي يك مصداق نمي آورند كه
مشخصا نشان دهد كدام اقدام دولت متحجرانه بوده است يا در كدام اظهارنظر رد
پاي انجمن حجتيه را ديده اند و به اين سؤال مهم پاسخ نمي دهند كه اساسا
انجمن حجتيه اي كه معتقد به سازش و حفظ وضع موجود در دوران رژيم آمريكايي
گذشته بود و دين را از سياست جدا مي دانست، به تفكرات دولت تحولگراي احمدي
نژاد نزديكتر است يا كساني كه همراه با القائات خارجي در تنور جدايي دين از
سياست و علم و فرهنگ و اجتماعيات مي دمند؟!
آنها گاه از طريق عوامل دست
چندم خود پروژه جديدي را كليد مي زنند و مثلا از زبان خبرنگاري در يكي از
پرجاذبه ترين جلسات مجلس شوراي اسلامي (روز راي گيري چهار وزير جديد) نظر
احمدي نژاد را درباره زمزمه هاي «موجود» ]!![ پيرامون طرح عدم كفايت سياسي
رئيس جمهور كه براي دومين بار پس از بني صدر ]!![ مطرح مي شود، مي پرسد.
فردا روزنامه ها اين جمله را تيتر مي كنند، برخي چهره هاي «اهل سكوت»
اظهارنظرهاي متفاوتي در اين باره مي كنند و پس از چند روز فراكسيون اقليت ،
موضوع را تكذيب مي كند، تكذيبها هم تيتر مي شود و بدين ترتيب موضوعي كه
اصلا وجود نداشته با غوغاسالاري زيركانه آقايان «اهل سكوت»، به بحث روز
تبديل مي شود و مردم به مدت يك ماه سركار گذاشته مي شوند.
آقاي تاج زاده
كه مانند هم حزبي هايش همچنان عار دارد كه «احمدي نژاد» را «رئيس جمهور»
بداند و يا نمايندگان مجلس را «راه يافته» نخواند! در مصاحبه اي مي گويد:
«تا به حال هيچ يك از اصلاح طلبان از آقاي احمدي نژاد، تحقق وعده هاي خود
را در اين مدت مطالبه نكرده و نپرسيده است كه چرا پول نفت در سفره مردم
قرارنگرفته است.»
البته آقاي تاج زاده در اين جملات اصلا هيچ مطالبه اي
را مطرح نكرده است! اما ايشان، براساس علم و منطق هم نبايد مطالبه اي مطرح
كند. او از دولتي مطالبه پول نفت مي كند كه 5/2ماه بيشتر از عمر آن نمي
گذرد و طبيعتا همين دولت حق دارد از آقاي تاج زاده و ديگر اعضاي مشاركتي و
مجاهديني دولت سابق بپرسد كه در 5/2ماه نه، طي سال هاي گذشته كه نفت از
بشكه اي 11تا 13دلار به بشكه اي 30 تا بالاي 40دلار رسيده بود آقايان با
درآمد كلان حاصل از آن چه گلي بر سر اين ملت زدند؟ و توضيح بدهند كه تعداد
كارخانه هاي تعطيل شده در اين سالها به چند درصد رسيد؟ تعداد كارگران
بيكارشده به چه ميزان افزايش يافت؟ و اصولا چه عواملي باعث شد كه ملت، گام
به گام آنها را پس بزنند و كنار بگذارند و كار به آنجا برسد كه به رهبري
دانشجويان و جواناني كه اين همه اصلاح طلبان سنگ آنان را به سينه مي زدند و
به رغم برخي شعارهاي آنچناني مادي و وسوسه گر، مردم به كسي رأي بدهند كه
بيشترين تأكيد را بر ادامه راه اصيل انقلاب اسلامي و خط امام و رهبري و
عدالت اجتماعي داشت؟
آقايان همچنان برادامه همان راهي اصرار مي ورزند كه
حال و روزشان را به اينجا كشانده است. بسياري از آنها هنوز به هوش نيامده
اند و از خود نمي پرسند كه در مدت هفته ها تحصن در مجلس ششم، چرا هيچ كسي
از ملت حتي اعتنايي به آنها نكرد؟ و غير از جمع محدود خودشان، كسي به حمايت
از آنها برنخاست و تجمعي راه نينداخت و امروز هم همچنان بر روند دفاع از
مجرمان و زندانيان- بجاي دفاع از منافع توده مردم- اصرار مي ورزند.
كاش
آنان سكوت مي كردند تا حداقل در واكنش به آن، از وضعيت اسفبار اقتصادي
كارخانه ها و كارگران، فرهنگ و هنر و دانشگاه و كتاب در حال حاضر چيزي گفته
نمي شد و تا مردم هم از افت شديد تيراژ كتابها و كاهش چشمگير تماشاگران
سينما و تئاتر و بدهيهاي گسترده اي كه اكثر وزارتخانه ها براي وزيران و
مديران جديد گذاشته اند و علاوه بر آن تمامي بودجه سالانه خود را در همان
ماههاي اول سال پيش خور كرده اند چيزي نمي گفتند و اسباب شرمساري بيشتر
آنان را فراهم نمي كردند.
3- انتقادهاي سوء استفاده كنندگان: تقريبا
تمامي كساني كه سوء استفاده هاي بزرگ مالي و اقتصادي داشته اند و در سالهاي
گذشته به چپاول اموال بيت المال مشغول بوده اند، امروز فعاليت آشكار و
پنهان گسترده اي در تخريب وجهه دولت جديد دارند. آنها يا با استفاده از
حضور خود در دستگاههاي اجرايي و يا با داشتن نفوذ در آن مناصب، فراخور توان
و موقعيت خود به رانت هاي اطلاعاتي دسترسي پيدا كرده و از آن طريق به سوء
استفاده از آن اطلاعات پرداخته و به مال و منال و ثروت گسترده اي رسيدند.
طبيعي است دل كندن از اين چرب و شيرين نه به آساني، كه به سختي هم ممكن
نيست و كساني كه چنين افرادي را از ادامه بهره وريهاي غيرقانوني و نامشروع
خود بازداشته اند يا آنها را در آستانه اين موقعيت قرار داده اند، بايد
هزينه اين اقدام خود را بپردازند و مخالفتهاي اكثرا غيرمنصفانه آنان را به
جان بخرند. اين كمترين هزينه اي است كه دولت جديد در مقام احقاق حقوق ملت
بايد بپردازد و به قول آن نماينده محترم مجلس، چنين دشنامهايي گوارايش باد!
4-
انتقادهاي دلسوزان: بخش قابل توجهي از انتقادها نيز، تنها به منظور اصلاح
كارها و گوشزد خيرخواهانه برخي از خطاها و اشتباهات صورت مي گيرد. هم احمدي
نژاد و هم وزيران و مديران او، كساني «از جنس مردم» هستند و مثل همه
آدميان جايزالخطا. احمدي نژاد و دولت او معصوم نيستند اما اراده خطا و
اصرار و تأكيد بر اشتباه هم ندارند و به همين دليل كساني كه رئيس جمهور و
دولت را از خود مي دانند حق دارند و بالاتر: وظيفه دارند كه اشتباهات و
خطاها را به آنان گوشزد كنند و از چنين وظيفه ديني و ملي نپرهيزند و دولت
هم بايد به اين تذكرات توجه كند كما اينكه بسياري از اين تذكرات مورد توجه
قرارگرفته و مسيرها تصحيح شده است كه نمونه اخير آن، انتخاب شخص ديگري بجاي
وزير پيشنهادي نفت بوده است.
اينها همه از يك طرف، اما وجه ديگري از
انتقادات غيردلسوزان نيز بايد مورد توجه دولت و ملت قرار بگيرد و با همه
تلخي ها از انتقادات مغرضانه و غيرمنصفانه استقبال كند. اولا به اين دليل
كه فراموش نكنيم در داخل و خارج دشمناني داريم كه جز به فراموشي راه اصيلي
كه امام خميني براي ما هموار كرده است راضي نمي شوند و ثانيا به اين دليل
كه اگر در آن انتقادهاي مغرضانه، چيزي براي تصحيح مواضع و رفتارها و نقاط
ضعف خود ديديم از آنها بهره برداريم و جنبش نوين اصولگرايي را كه اميد
فراواني در جوانان كشورمان آفريده است روز به روز پربارتر و استوارتر
كنيم. ان شاءالله.
تقي دژاكام
بسم رب النور