آقاي چيز به دليل شركت در مراسم مشروطه خواهي نوين در نيواورلئان با هلي كوپتر راهي آمريكا شد تا از كاترينا خواستگاري كند (دور از چشم عيالش) به آن ترتيب مسئوليت نوشتن اين چيز را به اينجانب سپرد. جهت اطلاع بگويم كه من همان جوان قزويني هستم كه كاندوليزا را درخماري گذاشت. البته چندين بار از سوي چيزطلبان مورد تهديد واقع شده ام. چرا كه آنها تهديدهاي اخير آمريكا بر عليه ايران را از چشم من و ماجراي عشق و عاشقي ام مي بينند.
بگذريم...
يكي از روزنامه ها نوشته بود: «كليد شهر در دست خلبان». گرچه برخي چيزنامه ها چو انداخته اند كه اين مرد آمده تا راه رفتن را هم جريمه كند، اما يكي از محاسن داشتن شهردار خلبان يا خلبان شهردار كه از قضا آجان هم بوده همين چيزهاست و البته چيزهاي ديگر.
همين احمدي نژاد كه حالا قمپز رياست جمهوري در مي كند روزي كه شهردار شد تور تهرانگردي با اتوبوس راه انداخت. باور كنيد كه قاليباف تور آسمان تهران گردي با ايرباس به پا مي كند. مي گوييد نه، حالا مي بينيد. تاكسي هاي هوايي هم به راه خواهد افتاد كه البته مبلغ جريمه پارك دوبل در هوا به قيمت يك وعده غذاي ژاك شيراك و عيال پرخرجش هم نمي شود.
طبق قوانين جديد سوپورهاي شهرداري بايد لباس پلنگي بپوشند تا موش ها با ديدن آنها درجا سكته را بزنند و ماشين هاي آشغالي بايد چراغ گردان داشته باشد. ضمن اينكه شهرداران مناطق بايد يكي از چيزهاي محلي را انتخاب كرده و بپوشند. گفته مي شود شهردار يكي از مناطق براي تهيه نوعي چيز محلي سراغ «كر باس! چي» را گرفته است.
ضمناً استفاده از سنگ مرمر براي نماي ساختمان از حالا ممنوع است و بايد از قالي استفاده شود.
طبق بخشنامه جديد، موتورسيكلت ها حق آمدن به خيابان را ندارند باقي قوانين جديد بعداً به اطلاع مي رسد.
رفيق قزويني آقاي چيز