ستاره پروري نكنيم! (نكته)

پژمان كريمي
وقتي اعلام شد كه يك بازيگر براي بازي در يك مجموعه و دو فيلم سينمايي، مبلغ يك ميليارد تومان دستمزد دريافت خواهد كرد، بحث درباره دستمزد بازيگرها يا بهتر بگويم؛ دستمزد ستاره ها، دوباره جان گرفت! برخي مي گويند، بخشي كلان از موفقيت معنوي و مادي يك فيلم حاصل حضور و زحمت و هزينه اعتبار يك «ستاره» است. پس چرا مانند هاليوود، ستاره ها بايد دستمزد كلان مطالبه نكنند؟!
برخي مي گويند، وقتي يك تهيه كننده از قبل فروش فيلم به سود سرشار دست پيدا مي كند، چرا يك بازيگر كه نقش تعيين كننده اي در ساخت يك فيلم دارد، از فايده مادي فيلم بي بهره بماند؟ برخي هم مقابل موافقان افزايش دستمزد ستاره ها، برآن اند كه ظرفيت مادي سينماي ايران محدود است و تهيه كنندگان به دليل فروش نه چندان بالاي فيلم ها، نمي توانند با پرداخت دستمزد كلان به ستاره ها، بار هزينه هاي كلان ساخت يك فيلم را به دوش بكشند!
اما نگارنده بر آن است اساساً «دستمزد كلان ستاره ها» آفت بزرگي براي سينماي ايران است. سينمايي كه قرار بوده و هست كه بر مدار اخلاق و معنويت و شايسته سالاري شكل بگيرد. در ساخت يك فيلم، افراد گوناگوني با تخصص هاي مختلف فعاليت مي كنند؛ فيلم نامه نويس، كارگردان، طراح صحنه و لباس، طراح چهره پردازي و چهره پرداز، فيلم بردار و...!
بنابراين هر يك از اين افراد، سهمي در ساخت يك فيلم دارند. از اين ديدگاه، اگر براي ستاره ها، جايگاهي والا و منفك قائل شويم و دستمزد آنها را نجومي فرض كنيم، آيا در حق ديگر عوامل ساخت يك فيلم جفا نكرده ايم؟!
ترديدي ندارم حضور ستاره ها، در جلب نظر عامه به يك فيلم، مؤثر است. اما بدانيم اگر ديگر عوامل يك فيلم كار خود را بدرستي انجام ندهند، علاوه بر لطمه به كليت فيلم، ستاره ها بدرستي ديده نمي شوند.
از طرف ديگر! تعيين دستمزد كلان براي ستاره ها، اراده ها و رويكردها به هنر بازيگري را به «ستاره شدن» معطوف مي كند. در اين حالت، «هنر و فن و دانش» بازيگري و حرمت به جايگاه بازيگري، در نزد علاقه مندان و فعالان عرصه بازيگري، ارزش خود را از دست مي دهد. ستاره شدن ديگر، نقطه آمال هر بازيگري قرار مي گيرد و اين هنر في نفسه اعتباري براي شخص بازيگر ندارد.
بازيگر مي كوشد به هر شكل ممكن، هرگونه نقشي بدست آورد و در اطراف نام و حضورش تبليغ شود. پس از ستاره شدن هم، انگيزه مادي است كه پيش از هر معيار ديگري حضور ستاره در يك فيلم را معين مي كند.
از اين رو اگر براي هنر، سينما و براي اخلاق و مخاطب در كشورمان احترام قائليم، رو به اقدامي نياوريم كه آن، خدمت به ستاره سازي و ستاره پروري معنا شود!