جاي سكوت نبود
جاي سكوت نبود -حسین شریعتمداری
در خبرها آمده است كه اكثريت اعضاي جامعه محترم روحانيت مبارز، دكتر
احمدي نژاد را كانديداي اصلح براي رياست جمهوري دهم تشخيص داده اند ولي از
آنجا كه مطابق آئين نامه داخلي اين تشكل روحاني اعلام نظر رسمي نياز به
دوسوم آراء دارد، جامعه روحانيت مبارز تصميم به سكوت گرفته و قرار نيست در
انتخابات پيش روي از نامزد مشخصي حمايت كند. از سوي ديگر حضرت آيت الله
مهدوي كني دبيركل محترم جامعه روحانيت ضمن تائيد خبر فوق به نظر شخص خويش
اشاره كرده و گفت: «بعد از جمع بندي به اين نتيجه رسيده ام كه آقاي احمدي
نژاد اصلح است و به ايشان راي مي دهم». اين اظهارنظر با توجه به مراتب
برجسته علم و تقواي حضرت آيت الله مهدوي كني از دو زاويه قابل ارزيابي است؛
الف: آن كه ايشان بر حفظ جايگاه نهاد محترم جامعه روحانيت مبارز به عنوان
يك تشكل نقش آفرين در عرصه سياسي كشور تاكيد دارند و به همين علت ناديده
گرفتن ضوابط و آئين نامه هاي درون سازماني را به مصلحت نمي دانند بنابراين
در مصاحبه خويش نه فقط كمترين خدشه اي بر تصميم جامعه روحانيت مبارز وارد
نكرده اند بلكه با توضيح درباره علت اين تصميم يعني نرسيدن به حد نصاب
دوسوم آراء، نظر نهايي جامعه را در انطباق كامل با ضوابط و آئين نامه هاي
داخلي اين تشكل نيز دانسته اند.
ب: اقدام حضرت آيت الله مهدوي كني اما،
از زاويه ديگري نيز قابل ارزيابي است و آن، اعلام نظر شخصي ايشان است كه با
نظر نهايي جامعه يعني سكوت درباره كانديداي اصلح متفاوت است. اين تفاوت از
آن جهت معني دار است كه آيت الله مهدوي كني دبيركل جامعه محترم روحانيت
مبارز است و به طور طبيعي بيش از ديگر اعضا نسبت به تصميم ها و مواضع جمعي
جامعه روحانيت حساسيت دارند. بنابراين چرا علي رغم تصميم جامعه روحانيت به
سكوت، ايشان اصرار داشته اند نظر شخصي خود را اعلام فرمايند؟ اين اقدام آيت
الله مهدوي كني قبل از هر تحليل ديگري حكايت از آن دارد كه ايشان به عنوان
يك مجتهد برجسته، انقلابي و باتقوا، نظر نهايي جامعه روحانيت را با تكليف
الهي خويش منطبق ندانسته و براي اداي تكليف، خود را ملزم به اعلام نظر شخصي
ديده اند.
بديهي است نمي توان از تمامي اعضاي محترم جامعه روحانيت
مبارز انتظار داشت كه برداشت و نظري مشابه حضرت آيت الله مهدوي كني داشته
باشند، بلكه نظر يكايك آن عزيزان به عنوان روحاني متعهد و انقلابي قابل
احترام است، اما براساس ديدگاه مبارك و بارها اعلام شده حضرت امام(ره) كه
نظري برخاسته از اسلام ناب محمدي(ص) است، حضور روحانيت متعهد در تمامي عرصه
هايي كه پاي اسلام و انقلاب و سرنوشت نظام در ميان است، ضروري و غيرقابل
اجتناب است. امام راحل(ره) مي فرمايند:
«خدا را سپاس مي گزاريم كه از
ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلول هاي مخوف و انفرادي رژيم شاه و از كوچه و
خيابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر كار و محل خدمت تا
خطوط مقدم جبهه ها و ميادين مين، خون پاك شهداي حوزه و روحانيت افق فقاهت
را گلگون كرده است و در پايان افتخارآميز جنگ تحميلي نيز رقم شهدا و
جانبازان و مفقودين حوزه ها نسبت به قشرهاي ديگر زيادتر است و... اين نشان
مي دهد كه روحانيت براي دفاع از اسلام و كشور اسلامي ايران تا چه حد مهيا
بوده است».
صحيفه امام(ره)، جلد21، صفحه 276
اكنون با توجه به توصيه
هاي اكيد حضرت امام(ره) و جايگاه و نقش تعريف شده روحانيت در اسلام كه
خوشبختانه هميشه - جز مواردي اندك و كم شمار- الگو و راهنماي روحانيت معظم و
فداكار بوده است، بايد -با عرض پوزش- خطاب به جامعه محترم روحانيت مبارز
گفت؛ موضع رسمي اين جامعه محترم هرچه باشد، «سكوت» نمي تواند و نبايد باشد.
ممكن است گفته شود وقتي جامعه روحانيت در حمايت از هيچيك از 4 كانديداي
مطرح به حد نصاب دوسوم نرسيده است، چاره اي جز سكوت ندارد! كه در پاسخ بايد
گفت؛ مگر اعلام نظر در اين باره منحصر به معرفي يكي از 4 نامزد حاضر در
صحنه است؟! كه نقطه مقابل آن سكوت باشد؟! جامعه محترم روحانيت مبارز مي
تواند-و ضرورت دارد- كه به عنوان وظيفه روحاني خود چنانچه براي معرفي يك
كانديدا به نتيجه واحد و حدنصاب دو سوم نرسيده است، طي بيانيه اي معيارها و
ملاك هاي مورد قبول اسلام و انقلاب براي انتخاب نامزد اصلح را به اطلاع
عموم برساند و از اين طريق به مردم براي گزينش كانديداي اصلح كمك كند، بي
آن كه از نامزد مشخصي نام ببرد. اين معيارها به آساني از ميان آموزه هاي
اسلامي و رهنمودهاي فراوان و همه جانبه حضرت امام(ره) قابل استخراج و ارائه
به مردم است.
به عنوان مثال؛ ساده زيستي، مردم دوستي، پاكدستي، نداشتن
سابقه همراهي با دشمنان اسلام و انقلاب، حمايت از محرومان، ايستادگي در
مقابل باج خواهي قدرت هاي استكباري، شجاعت در برخورد با مفسدان اقتصادي،
تاكيد بر حفظ عزت و اقتدار نظام در عرصه هاي بين المللي، تواضع در مقابل
مردم و سرسختي در برابر زورگويان، عدالت پروري، پرهيز از فريبكاري با مردم ،
جلوگيري از غارت بيت المال،دوري از تجمل گرايي، دفاع از گفتمان امام و
انقلاب، نهراسيدن از تهديد دشمنان، همراهي با توده هاي محروم و مستضعف
و...
آيا معيارهاي ياد شده- كه فقط اندكي از بسيارهاست- مورد تاكيد حضرت
امام(ره) براي انتخاب اصلح نبوده و نيست؟ اگر هست- كه هست- به يقين انتظار
از جامعه محترم روحانيت مبارز آن است كه براي كمك به مردم در انتخاب اصلح،
اين معيارها و ملاك ها را به صراحت و روشني اعلام كرده و به آگاهي مردم
برساند.
و بالاخره، علاوه بر آن كه «سكوت» در شرايط حساس كنوني زيبنده
جامعه محترم روحانيت مبارز نيست و اعلام معيارها و ملاك ها براي انتخاب
اصلح انتظار طبيعي و منطقي مردم از روحانيت است، اين درخواست از آن جهت
نيز ضروري است كه مبادا برخي جريانات ناسالم به اين توهم دامن بزنند كه
مثلاً در ميان اعضاي محترم جامعه روحانيت مبارز-خداي نخواسته- افرادي نيز
يافت مي شوند كه اعلام معيارهاي مورد نظر امام راحل(ره) را به زيان نامزد
مورد علاقه خود تلقي مي كنند! كه صد البته نمي تواند چنين باشد، اما، دوري
از موضع اتهام نيز واجب است.
بسم رب النور