تحليل جريانات سياسي از «الماس فريب»
از وقتي با اين «آرمليا» ميانه مان شكر آب شد، ديگر دل و دماغ اداره خبرگزاري را نداشتم، به خصوص كه اين «كارمليا» هم صد بار گيج مي زند تا بخواهد يك خبر را رد كند. الغرض ديروز پيامك دادم به آرمليا كه برگردد. قول دادم بيمه و اين جور چيزها را هم برايش درست كنم. در معرفتم همين بس كه تا به حال هزار بار اين قول را داده ام به آرمليا! مثل ترك سيگار كه كار راحتي است. جخت بلا بارها اين كار را كرده ام! بگذريم؛ الان در خبرگزاري يك تفكيك كار انجام دادم. مسائل اقتصادي و ريزگردها و پاشيدن مانچ و دود و دم و حوادث و اين جور چيزها حوزه كاري كارمليا است و مسائل ديگر حيطه فعاليت آرمليا خدا را چه ديدي؟ شايد در راستاي كوچك سازي، آرمليا را ادغام كردم در كارمليا، يا بالعكس! حالا تا آن روز اين شما و اين هم تحليل جريانات سياسي از «الماس فريب».
جريان اتاق بيضي/ اگر مي دانستيم همچين گندي قرار است بالا بياوريم، بن لادن را مي خوابانديم در آب نمك، بعد از اين خيطي، سوتش مي كرديم در دريا تا هواي افكار عمومي دنيا عوض شود! چند روز زود فرستاديمش دهان كوسه! قابل توجه جن هايي كه در اتاق بيضي مشورت غلط به اوباما مي دهند!! حالا بعد از شنيدن نام «محمدرضا» به جاي آنكه ياد آن پهلوي گور به گوري بيافتيم، بايد ياد بچه هاي وزارت بيافتيم!
جريان انحرافي/ پشت صحنه اين موفقيت هم مثل موفقيت ملل منطقه در بحث «بيداري بشري» (!) آمريكا است. اصولاً هر جا جبهه دوست به موفقيتي مي رسد، از نظر ما يا كار اجنه است يا كار آمريكا. پر واضح است كه در اين تقسيم بندي «شيطان بزرگ» را نوعي جن بو داده فرض كرده ايم. حالا اينكه چرا ما معمولاً پيروزي دوست را به نقشه دشمن نسبت مي دهيم، اين به خاطر ارتباط ما با عوالم بالا- خيلي بالا!- است. آدم وقتي از بالا به اين قضيه نگاه مي كند، قبل از هر چيز برق الماس اين تاجر چشمش را مي گيرد! ما حاضريم سود حاصل از فروش اين الماس را خرج مصارف انتخابات مجلس كنيم، در ازاي آن يك حالي به مدحي بدهيم. به هر حال ما لابد همين كارها رامي كنيم كه به ما مي گويند «جريان انحرافي». در آخر سخني هم با كورش... كورش! بلندشو كه گند زديم به الك!
جريان فتنه 88/ از يك طرف عوامل موساد و سيا بايد بچه هاي وزارت را عفو كنند و از طرف ديگر محمدرضا مدحي بايد به خاطر اين نامردي، از نوري زاده و اينا(!) معذرت خواهي كند. اين 2 مسئله شرط ما براي بازگشت به نظام است!
جريان خواص بي بصيرت/ اين مستند كمي كند پيش مي رفت و ساعت پخش آن هم مناسب نبود. در دكوپاژ و نور، و در مقايسه با سريال «مختار» يا «نيايش» شاهد افت كيفي صحنه ها بوديم، هر چند كه اگر فلاني در مناظره، آن حرفها را نمي زد، محمدرضا مدحي بهتر مي توانست كارش را انجام دهد.
جريان آقازاده ها/ ما موقع پخش اين مستند رفته بوديم «خريد»، اما متاسفانه بخشي از خريدمان ماند براي اغتشاشات بعدي! آنچه مسلم است مظلوميت عليرضا نوري زاده در اين مستند، ما را ياد مظلوميت «مردان آنجلس» مي اندازد!
جريان ضد انقلاب/ اولندش؛ محمدرضا مدحي هنوز هم همان فرد مورد اعتماد ماست كه حلقه اصلي تشكيل «دولت در تبعيد» بود. ما و مدحي 2 روح بوديم در يك چيز! دومندش؛ اين مستند نبود، اعتراف گيري بود! سومندش؛ به مدحي جمهوري اسلامي آمپولي تزريق كرده كه مواضع آدم را ظرف 3 سوت تغيير مي دهد. چهارمندش؛ ما فقط چند بار به صورت تصادفي مدحي را در خيابان ديده بوديم. پنجمندش؛ مدحي؟ محمدرضا؟... كي هست؟!
آقاي چيز
جريان اتاق بيضي/ اگر مي دانستيم همچين گندي قرار است بالا بياوريم، بن لادن را مي خوابانديم در آب نمك، بعد از اين خيطي، سوتش مي كرديم در دريا تا هواي افكار عمومي دنيا عوض شود! چند روز زود فرستاديمش دهان كوسه! قابل توجه جن هايي كه در اتاق بيضي مشورت غلط به اوباما مي دهند!! حالا بعد از شنيدن نام «محمدرضا» به جاي آنكه ياد آن پهلوي گور به گوري بيافتيم، بايد ياد بچه هاي وزارت بيافتيم!
جريان انحرافي/ پشت صحنه اين موفقيت هم مثل موفقيت ملل منطقه در بحث «بيداري بشري» (!) آمريكا است. اصولاً هر جا جبهه دوست به موفقيتي مي رسد، از نظر ما يا كار اجنه است يا كار آمريكا. پر واضح است كه در اين تقسيم بندي «شيطان بزرگ» را نوعي جن بو داده فرض كرده ايم. حالا اينكه چرا ما معمولاً پيروزي دوست را به نقشه دشمن نسبت مي دهيم، اين به خاطر ارتباط ما با عوالم بالا- خيلي بالا!- است. آدم وقتي از بالا به اين قضيه نگاه مي كند، قبل از هر چيز برق الماس اين تاجر چشمش را مي گيرد! ما حاضريم سود حاصل از فروش اين الماس را خرج مصارف انتخابات مجلس كنيم، در ازاي آن يك حالي به مدحي بدهيم. به هر حال ما لابد همين كارها رامي كنيم كه به ما مي گويند «جريان انحرافي». در آخر سخني هم با كورش... كورش! بلندشو كه گند زديم به الك!
جريان فتنه 88/ از يك طرف عوامل موساد و سيا بايد بچه هاي وزارت را عفو كنند و از طرف ديگر محمدرضا مدحي بايد به خاطر اين نامردي، از نوري زاده و اينا(!) معذرت خواهي كند. اين 2 مسئله شرط ما براي بازگشت به نظام است!
جريان خواص بي بصيرت/ اين مستند كمي كند پيش مي رفت و ساعت پخش آن هم مناسب نبود. در دكوپاژ و نور، و در مقايسه با سريال «مختار» يا «نيايش» شاهد افت كيفي صحنه ها بوديم، هر چند كه اگر فلاني در مناظره، آن حرفها را نمي زد، محمدرضا مدحي بهتر مي توانست كارش را انجام دهد.
جريان آقازاده ها/ ما موقع پخش اين مستند رفته بوديم «خريد»، اما متاسفانه بخشي از خريدمان ماند براي اغتشاشات بعدي! آنچه مسلم است مظلوميت عليرضا نوري زاده در اين مستند، ما را ياد مظلوميت «مردان آنجلس» مي اندازد!
جريان ضد انقلاب/ اولندش؛ محمدرضا مدحي هنوز هم همان فرد مورد اعتماد ماست كه حلقه اصلي تشكيل «دولت در تبعيد» بود. ما و مدحي 2 روح بوديم در يك چيز! دومندش؛ اين مستند نبود، اعتراف گيري بود! سومندش؛ به مدحي جمهوري اسلامي آمپولي تزريق كرده كه مواضع آدم را ظرف 3 سوت تغيير مي دهد. چهارمندش؛ ما فقط چند بار به صورت تصادفي مدحي را در خيابان ديده بوديم. پنجمندش؛ مدحي؟ محمدرضا؟... كي هست؟!
آقاي چيز
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:28 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور