قيام حسيني انقلاب خميني ( يادداشت روز )
«كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» اين نجوا را مي شنويد. انگار همين
ديروز بود كه حضرت امام(رض)، در پي گام هاي بنيادين اوليه و آماده سازي
زمينه سرانجام در عصر عاشوراي سال 42 با آن سخنراني طوفاني، نهضت فراگيري
جاري ساختند. دور از انصاف و حقيقت نيست كه بگوئيم، نطفه نهضت اسلامي
-انقلابي ملت ايران، در عاشورا و محرم بسته شد. «خميني» عزيز به تمامه از
الگوي قيام امام حسين(ع) عليه دستگاه ظلم و جور بهره گرفت تا انقلاب اسلامي
به وقوع بپيوندد. گفتمان امام(ره) در همه دوران ها «حسيني و عاشورايي»
بوده است و از همين روست كه حركت، پويايي، ستيزندگي، روحيه مبارزه جويي و
شهادت طلبي، در پس زمينه آن موج مي زند.
تمسك آن يگانه دوران به امام حسين(ع) و فلسفه عاشورا در كنار صداقت در «عمل و نظر» در تمامي مراحل نهضت و مبارزه، آنچنان جوش و خروشي در ميان توده هاي مردم ايجاد مي كرد كه سخنانش موج مي آفريد و هيچ مانعي، حتي سلطنت مخوف پهلوي، ياراي مقابله با آن نجواي الهي را نداشت و چنين بود كه مبارزان خستگي ناپذير به تبعيت از «روح خدا» و به عشق آقا امام حسين(ع) با نداي «ياليتني كنت معكم فافوز فوزاً عظيما» شهادت در راه خدا و براي برپايي حاكميت عدل الهي را با تبسمي بر لب به آغوش مي كشيدند و فاني در معبود مي شدند.
حضرت امام(ره) با همين ديدگاه در تحليل «جمعه سياه» كه هزاران تن از مردم انقلابي توسط عمال شاه خائن به گلوله بسته شدند، مي نويسند: «17شهريور مكرر عاشورا و ميدان شهدا مكرر كربلا و شهداي ما مكرر شهداي كربلا و مخالفان ملت ما مكرر يزيد و وابستگان او هستند. كربلا كاخ ستمگري را با خون در هم كوبيد و كربلاي ما كاخ سلطنت شيطاني را فرو ريخت.»
ايشان همچنين درباره قيام 15خرداد 42 مي فرمايند: «دستاورد نهضت خرداد 42 پيروزي سال 57 بود. روز 15خرداد در عين حال كه چون روز عاشورا روز عزاي عمومي ملت است، روز حماسه و تولد جديد اسلام و مسلمانان است. عاشورا با «نه» خود يزيديان را در طول تاريخ نفي كرد و به گورستان فرستاد. 15خردادهم پهلوي و پهلوي صفتان و ابرقدرت ها را مدفون كرد...»
حضرت روح الله، حتي در كتاب عظيم «ولايت فقيه»- الگويي براي بناي حكومت اسلامي- يكي از اهداف مهم قيام اباعبدالله الحسين(ع) را «جلوگيري از برقراري و مشروعيت سلطنت و ولايتعهدي» عنوان مي كنند و خطاب به حوزه هاي علميه مي نويسند: «اسلام را عرضه بداريد و در عرضه آن به مردم، نظير عاشورا را به وجود بياوريد.»
و چنين بود كه رهبري معظم نهضت، حركت روبه جلو و پرفراز و نشيب مبارزه ملت ايران را از تبعيدگاه خود هدايت كرد تا اينكه در سال هاي 56و 57 انقلاب به روزهاي حساس و سرنوشت ساز خود رسيد و محرمي و عاشورايي ديگر كافي بود تا در آتش افتاده بر دودمان سلطنت وابسته پهلوي چنان بدمد كه جز خاكستري از آن باقي نماند. چنين هم شد و نهضت مردم ايران در آذرماه57 با محرم مقارن گشت و حال و هواي حسيني، سايه خود را بيش از پيش بر جامعه انقلابي ايران گستراند و دوماهي نگذشت كه به اصطلاح سلطنت 2500 ساله فروپاشيد و مردم از امام و مقتداي خود در تهران، آن استقبال تاريخي را تدارك ديدند.
بدين گونه سنت الهي قيام امام حسين(ع) كه با شهادت خود و ياران باوفايش در سال 16 هجري قمري رقم خورد، به الگويي پيروزمند براي انقلاب ملت ايران تبديل شد كه ادامه آن به صدور الگوي اسلام ناب محمدي(ص) براي مواجهه ظفرمندانه با استكبار و استعمار جهاني (بدون وابستگي به غرب و شرق) انجاميد كه نتيجه آن، تغيير مسير حركت دنيا و ملت هاي آزاده بود.
واكنون، در بيست وششمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، «قيام و حماسه حسيني» با روزهاي به ثمر نشستن «انقلاب خميني» مقارن شده است و توچه مي داني كه درپس اين تقارن، كدام رمز و مفهوم نهفته است؟ من معتقدم و شواهد فراوان موجود نيز گواهي مي دهد كه «عزت و افتخار حسيني» بازهم به مدد ملت ايران اسلامي خواهد آمد تا آنها را در مقابله و مواجهه پيروزمندانه با دشمنان زخم خورده انقلاب اسلامي ياري دهد.
هدف استراتژيك دشمن، نابودي اسلام ناب محمدي(ص) است و همين و هم باطل، قدرت مسلمانان را در رويارويي با جبهه كفر، نه فقط نمي كاهد كه برشتاب آن مي افزايد؛ چرا كه آنها باورهاي الهي در دل و آموزه هاي حيات آفرين اسلام و اولياء خدا را پيش روي دارند و شهادت را نه پايان كار كه آغاز حيات جاودان مي دانند بنابراين، و اينگونه قدرت، «نه» گفتن به سلطه گران بين المللي، به مدد بازتوليد گفتمان «قيام حسيني» در جريان پيروزي انقلاب اسلامي پديد آمد. گفتماني كه غربي ها از آن به عنوان «اسلام سياسي و انقلابي» ياد مي كنند.
سوي ديگر آن تقارن مبارك در اين مفهوم معني مي يابد و آن اينكه انقلاب اسلامي، پس از ربع قرن تجربه ايجاد حكومت اسلامي، اكنون در نقطه عطفي قرار گرفته است. همزمان با اوج گيري مجدد توطئه دشمنان، به لحاظ درون مرزي، سازوكار و شيوه مديريت كشور و رهايي از بسياري از ناكارآمدي ها سخت به «تحول» نياز دارد و اين نهضت عظيم هم جز با الگوي «حسيني» و «علوي» امكان پذير نيست؛ الگويي كه جمهوري اسلامي را در دو ميدان سخت پيروز مي گرداند؛ مقابله با تهديدهاي خارجي و بنيانگذاري يك جامعه اسلامي و نمونه و آباد.
¤ ¤ ¤
ملت ايران، مردمي «حسيني»اند. «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند» شعار هميشگي آنها بوده است و از همين روست كه هيچگاه صحنه هاي حماسه و آزمون را -حتي در اعتراض به برخي گروه هاي سياسي- خالي نگذاشته اند. فردا نيز «يوم الله» ديگري در پيش است و مثل هميشه، ملت ايران، باز هم با حضور پرشكوه و ميليوني در سراسر كشور، يكپارچگي و وحدت ملي در صيانت از آرمان هاي انقلاب و نظام را به نمايش مي گذارند. امسال مردم به دشمنان خشمگين كه چنگ و دندان نشان مي دهند، تنها يك جواب دارند و آن اينكه «از ملت ايران عصباني باشيد و از عصبانيت بميريد.»
مرتضي قمري وفا
تمسك آن يگانه دوران به امام حسين(ع) و فلسفه عاشورا در كنار صداقت در «عمل و نظر» در تمامي مراحل نهضت و مبارزه، آنچنان جوش و خروشي در ميان توده هاي مردم ايجاد مي كرد كه سخنانش موج مي آفريد و هيچ مانعي، حتي سلطنت مخوف پهلوي، ياراي مقابله با آن نجواي الهي را نداشت و چنين بود كه مبارزان خستگي ناپذير به تبعيت از «روح خدا» و به عشق آقا امام حسين(ع) با نداي «ياليتني كنت معكم فافوز فوزاً عظيما» شهادت در راه خدا و براي برپايي حاكميت عدل الهي را با تبسمي بر لب به آغوش مي كشيدند و فاني در معبود مي شدند.
حضرت امام(ره) با همين ديدگاه در تحليل «جمعه سياه» كه هزاران تن از مردم انقلابي توسط عمال شاه خائن به گلوله بسته شدند، مي نويسند: «17شهريور مكرر عاشورا و ميدان شهدا مكرر كربلا و شهداي ما مكرر شهداي كربلا و مخالفان ملت ما مكرر يزيد و وابستگان او هستند. كربلا كاخ ستمگري را با خون در هم كوبيد و كربلاي ما كاخ سلطنت شيطاني را فرو ريخت.»
ايشان همچنين درباره قيام 15خرداد 42 مي فرمايند: «دستاورد نهضت خرداد 42 پيروزي سال 57 بود. روز 15خرداد در عين حال كه چون روز عاشورا روز عزاي عمومي ملت است، روز حماسه و تولد جديد اسلام و مسلمانان است. عاشورا با «نه» خود يزيديان را در طول تاريخ نفي كرد و به گورستان فرستاد. 15خردادهم پهلوي و پهلوي صفتان و ابرقدرت ها را مدفون كرد...»
حضرت روح الله، حتي در كتاب عظيم «ولايت فقيه»- الگويي براي بناي حكومت اسلامي- يكي از اهداف مهم قيام اباعبدالله الحسين(ع) را «جلوگيري از برقراري و مشروعيت سلطنت و ولايتعهدي» عنوان مي كنند و خطاب به حوزه هاي علميه مي نويسند: «اسلام را عرضه بداريد و در عرضه آن به مردم، نظير عاشورا را به وجود بياوريد.»
و چنين بود كه رهبري معظم نهضت، حركت روبه جلو و پرفراز و نشيب مبارزه ملت ايران را از تبعيدگاه خود هدايت كرد تا اينكه در سال هاي 56و 57 انقلاب به روزهاي حساس و سرنوشت ساز خود رسيد و محرمي و عاشورايي ديگر كافي بود تا در آتش افتاده بر دودمان سلطنت وابسته پهلوي چنان بدمد كه جز خاكستري از آن باقي نماند. چنين هم شد و نهضت مردم ايران در آذرماه57 با محرم مقارن گشت و حال و هواي حسيني، سايه خود را بيش از پيش بر جامعه انقلابي ايران گستراند و دوماهي نگذشت كه به اصطلاح سلطنت 2500 ساله فروپاشيد و مردم از امام و مقتداي خود در تهران، آن استقبال تاريخي را تدارك ديدند.
بدين گونه سنت الهي قيام امام حسين(ع) كه با شهادت خود و ياران باوفايش در سال 16 هجري قمري رقم خورد، به الگويي پيروزمند براي انقلاب ملت ايران تبديل شد كه ادامه آن به صدور الگوي اسلام ناب محمدي(ص) براي مواجهه ظفرمندانه با استكبار و استعمار جهاني (بدون وابستگي به غرب و شرق) انجاميد كه نتيجه آن، تغيير مسير حركت دنيا و ملت هاي آزاده بود.
واكنون، در بيست وششمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، «قيام و حماسه حسيني» با روزهاي به ثمر نشستن «انقلاب خميني» مقارن شده است و توچه مي داني كه درپس اين تقارن، كدام رمز و مفهوم نهفته است؟ من معتقدم و شواهد فراوان موجود نيز گواهي مي دهد كه «عزت و افتخار حسيني» بازهم به مدد ملت ايران اسلامي خواهد آمد تا آنها را در مقابله و مواجهه پيروزمندانه با دشمنان زخم خورده انقلاب اسلامي ياري دهد.
هدف استراتژيك دشمن، نابودي اسلام ناب محمدي(ص) است و همين و هم باطل، قدرت مسلمانان را در رويارويي با جبهه كفر، نه فقط نمي كاهد كه برشتاب آن مي افزايد؛ چرا كه آنها باورهاي الهي در دل و آموزه هاي حيات آفرين اسلام و اولياء خدا را پيش روي دارند و شهادت را نه پايان كار كه آغاز حيات جاودان مي دانند بنابراين، و اينگونه قدرت، «نه» گفتن به سلطه گران بين المللي، به مدد بازتوليد گفتمان «قيام حسيني» در جريان پيروزي انقلاب اسلامي پديد آمد. گفتماني كه غربي ها از آن به عنوان «اسلام سياسي و انقلابي» ياد مي كنند.
سوي ديگر آن تقارن مبارك در اين مفهوم معني مي يابد و آن اينكه انقلاب اسلامي، پس از ربع قرن تجربه ايجاد حكومت اسلامي، اكنون در نقطه عطفي قرار گرفته است. همزمان با اوج گيري مجدد توطئه دشمنان، به لحاظ درون مرزي، سازوكار و شيوه مديريت كشور و رهايي از بسياري از ناكارآمدي ها سخت به «تحول» نياز دارد و اين نهضت عظيم هم جز با الگوي «حسيني» و «علوي» امكان پذير نيست؛ الگويي كه جمهوري اسلامي را در دو ميدان سخت پيروز مي گرداند؛ مقابله با تهديدهاي خارجي و بنيانگذاري يك جامعه اسلامي و نمونه و آباد.
¤ ¤ ¤
ملت ايران، مردمي «حسيني»اند. «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند» شعار هميشگي آنها بوده است و از همين روست كه هيچگاه صحنه هاي حماسه و آزمون را -حتي در اعتراض به برخي گروه هاي سياسي- خالي نگذاشته اند. فردا نيز «يوم الله» ديگري در پيش است و مثل هميشه، ملت ايران، باز هم با حضور پرشكوه و ميليوني در سراسر كشور، يكپارچگي و وحدت ملي در صيانت از آرمان هاي انقلاب و نظام را به نمايش مي گذارند. امسال مردم به دشمنان خشمگين كه چنگ و دندان نشان مي دهند، تنها يك جواب دارند و آن اينكه «از ملت ايران عصباني باشيد و از عصبانيت بميريد.»
مرتضي قمري وفا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۳ ساعت 18:33 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور