باز هم تجسم!
محمد نوري زاد
برخي از خوانندگان مطلب پنجشنبه اينجانب،
با لحني نامهربان، سخن به اين كشاندندكه برتن هر كس اگر نتوان لباس خدمت پوشاند، بر
قامت آقاي بهزاد نبوي مي توان اين كرد!
در مطلب پنجشنبه، و با استقبال از حركت
بسيار شايسته شهردار تهران كه همايشي باحضور رفتگران شريف تهران ترتيب داده بود و
خود لباس رفتگري پوشيده بود و با افتخار، سرش را نيز بالاگرفته بود، به اين مهم
اشاره كرده بودم كه همين لباس را هرگز نمي توان برتن جماعتي كه هيچگاه با درد و داغ
مردمان ما همراه نبوده اند، تجسم كرد. منجمله آقاي بهزاد نبوي و آقاي ابطحي و ساير
همفكران ايشان!
شايد دليل بر افروختگي چندنفر از خوانندگان مطلب، به اين برمي
گشت كه مثلاً آقاي بهزاد نبوي را سال هاي سال در خط مستقيم مبارزه باور كرده اند و
حالا يك چنين تجسمي، بر باورشان خط انداخته است! حقير هرگز از نگارش آن مطلب، قصد
تخريب كسي يا كساني را نداشته است. بلكه بر اين مهم انگشت گذاردم كه حضور برخي از
آدم ها، در برخي مواقف، غيرقابل باور و حتي تجسم است. مثلاً همين آقاي بهزاد نبوي
را هرگز نمي توانيد در لباس سربازي، مجسم كنيد كه راه را بر مهاجمين اجنبي گرفته و
رگ غيرتش بيرون زده باشد. اين تجسم، هرگز به خيال نيز نمي گنجد. هرچه هم پيشينه
مبارزاتي ايشان و همراهان ايشان را رديف كنيم، نمي توانيم خود را قانع به تجسم يك
چنين تصويري از جناب ايشان كنيم. چرا كه سرباز و دفاع و وطن و دشمن در قواره فهم ما
يك تعريف ثابت و مشخص دارد و در محفظه فهم اينان به گونه اي ديگر. مثلاً اينكه گفته
بودم نمي توان تجسم كرد كه آقاي ابطحي، نسبت به چيزي كه بر بنيان معرفتي او چنگ
بياندازد و صورت شنيع و عريان خود را به رخ بكشد، بر آشوبد و غيرتي شود. اين، نه
چيزي است كه ما خواسته باشيم بر آقاي ابطحي تحميل كرده باشيم، نه، بلكه اين تجسم،
اساساً به گونه اي است كه از ساحت شخصيتي و معرفتي و رفتاري آقاي ابطحي برنمي
جوشد!
بهرحال اگر آن چند نفر دوست خواننده از دخول به يك چنين تجسمي آزرده خاطر
شده اند، مي توانند به اين تجسم روي آورند كه مثلاً آقاي سروش يك سخنراني كرده و
وجهي از وجوه ناب و اساسي اسلام را برملا كرده، و اين سخنراني كام سياستمداران
آمريكايي و اروپايي را برآشفته! آيا به راستي اين تجسم، قابل باور و دست يافتني
است؟!
بسم رب النور