غيرت ( گفت و شنود )
گفت: چه خبر؟!
گفتم: روزنامه وقايع اتفاقيه در سرمقاله شماره ديروز خود با عنوان «غيرت ديني» به دانشجويان اعتراض كرده بود كه چرا جلوي سفارت انگليس تجمع كرده و عليه جنايات آمريكا و انگليس در عراق شعار مي دهند.
گفت: يعني از جنايات آمريكا و انگليس در قتل عام مردم مظلوم و حمله آنها به حرم مطهر ائمه اطهار(ع) حمايت كرده است؟!
گفتم: نه! ظاهراً از اين جنايات حمايت نكرده اند ولي سعي در القاء اين توهم داشته كه جنايات آمريكايي ها در عراق آن طور هم كه دانشجويان معترض اعلام كرده اند، نيست!
گفت: ديروز نظاميان آمريكايي با موشك به حرم مطهر حضرت اميرعليه السلام حمله كردند، حتماً امروز روزنامه وقايع اتفاقيه، از سرمقاله ديروز خود شرمنده شده و حمله آمريكا به حرم مطهر حضرت امير(ع) را محكوم كرده است.
گفتم: چه حرف ها؟! اين روزنامه در تيترهاي شماره امروز خود حتي كمترين اشاره اي هم به اين جنايت آمريكايي ها نكرده و از كنار آن با بي توجهي گذشته است.
گفت: يعني «غيرت» آنها از اين جنايت به جوش نيامده و صداي وجدانشان را نشنيده اند؟!
گفتم: اي بابا!... قاضي به قاتل گفت؛ وقتي آن كودك بي گناه را مي كشتي صداي وجدانت را نشنيدي؟ و يارو كه بي خيال اين حرفها بود جواب داد؛ آقاي قاضي! وقتي او را مي كشتم آنقدر جيغ مي كشيد كه نمي گذاشت صداي ديگري را بشنوم.
گفتم: روزنامه وقايع اتفاقيه در سرمقاله شماره ديروز خود با عنوان «غيرت ديني» به دانشجويان اعتراض كرده بود كه چرا جلوي سفارت انگليس تجمع كرده و عليه جنايات آمريكا و انگليس در عراق شعار مي دهند.
گفت: يعني از جنايات آمريكا و انگليس در قتل عام مردم مظلوم و حمله آنها به حرم مطهر ائمه اطهار(ع) حمايت كرده است؟!
گفتم: نه! ظاهراً از اين جنايات حمايت نكرده اند ولي سعي در القاء اين توهم داشته كه جنايات آمريكايي ها در عراق آن طور هم كه دانشجويان معترض اعلام كرده اند، نيست!
گفت: ديروز نظاميان آمريكايي با موشك به حرم مطهر حضرت اميرعليه السلام حمله كردند، حتماً امروز روزنامه وقايع اتفاقيه، از سرمقاله ديروز خود شرمنده شده و حمله آمريكا به حرم مطهر حضرت امير(ع) را محكوم كرده است.
گفتم: چه حرف ها؟! اين روزنامه در تيترهاي شماره امروز خود حتي كمترين اشاره اي هم به اين جنايت آمريكايي ها نكرده و از كنار آن با بي توجهي گذشته است.
گفت: يعني «غيرت» آنها از اين جنايت به جوش نيامده و صداي وجدانشان را نشنيده اند؟!
گفتم: اي بابا!... قاضي به قاتل گفت؛ وقتي آن كودك بي گناه را مي كشتي صداي وجدانت را نشنيدي؟ و يارو كه بي خيال اين حرفها بود جواب داد؛ آقاي قاضي! وقتي او را مي كشتم آنقدر جيغ مي كشيد كه نمي گذاشت صداي ديگري را بشنوم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد ۱۳۸۳ ساعت 23:30 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور