مديرعامل خبرگزاري چيزنا كه در جمع تعدادي از كاركنان اين بنگاه دروغ پراكني سخن مي گفت، در بخش ديگري از سخنان خود، با انتقاد از بزرگان كه هنوز نامزدي در انتخابات را روي دوش وي تكليف نكرده اند، خاطر نشان كرد: دوش من كه مشكلي ندارد، حكما بزرگان در اين برهه حساس، از رسالت تاريخي خويش غفلت كرده اند كه اين در آينده مي تواند كشور را با بن بست قانوني مواجه، و در نيل به اهداف سند چشم انداز خلل ايجاد كند! اين كارشناس برجسته مسائل سياسي ادامه داد: من در هر پستي كه مشغول خدمت باشم، دقيقا همان جا در راس همه امور است و الان حفظ خبرگزاري چيزنا از نان شب هم واجب تر است. «آقاي چيز» بيان داشت: براي شركت در انتخابات مجلس، نيازي به استعفا از خبرگزاري چيزنا ندارم، چرا كه جاسوسي براي دشمن، طبق قانون كار، مصوب سال 85 شغل محسوب نمي شود و گيرم كه بشود؛ من بيدي نيستم كه با اين بادها بلرزم!
رياست چيزنا در فراز ديگري از سخنان خود با اشاره به آلودگي هوا و تاكيد كارشناسان مبني بر عدم خروج از خانه، تاكيد كرد: وظايف نمايندگي را در همان منزل و از طريق «دوركاري» انجام خواهم داد و البته همه اينها منوط به اين است كه بزرگان بر دوش من، نامزدي را تكليف كنند و الا براي نامزدي اصلا قصدي ندارم! «آقاي چيز» گفت: دوش من آماده است؛ بزرگان براي جلوگيري از ازدحام، مي توانند تكليف كردن را «زوج و فرد» ميان خودشان تقسيم كنند، هر چند براي تسهيل امور، شرايطي را فراهم كرده ايم كه بزرگان از طريق اينترنتي، تكليف را روي دوش من دايورت كنند!! وي دوش خود را افضل دوش ها دانست و گفت: ما چند نوع دوش داريم؛ يكي دوش وقت سحر است كه آدم را از غصه نجات مي دهد، يكي دوش حمام است، يكي هم دوش به معناي كت و كول است! اين چهره ماندگار در عين حال افزود: فعلا براي نامزدي در انتخابات تصميم خود را نگرفته ام.
مديرعامل خبرگزاري چيزنا در پايان به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. وي در پاسخ به سوال خبرنگار واحد مركزي خبر گفت: به صورت مستقل در انتخابات نامزد مي شوم، اما گروه هاي سياسي مي توانند اسم من را در ليست خود بچپانند!! «آقاي چيز» در جواب سوال خبرنگار روزنامه كيهان، بيان داشت: اين چيزها به تو دخلي ندارد؛ فضول! وي در جواب پرسش خبرنگار «آساهي»، به برنامه هاي خود براي تبليغات انتخاباتي اشاره كرد و افزود: اگر به مجلس بروم، بارسلونا را از بارسلون، و اينترميلان را از ميلان، منتقل مي كنم به شهر خودم «چيزآباد»، اما قول قهرماني نمي دهم! اين كارشناس مسائل ژئوپولوتيك در پاسخ به سوال خبرنگار آسوچيزپرس كه پرسيده بود «آيا شما در مجلس براي از بين بردن ريزگردها، كاهش آلودگي هوا و پاشيدن مالچ برنامه خاصي داريد يا نه»، گفت: مالچ از شما، پاشيدن از من!
اين گزارش را به صورت صوتي و تصويري، هم اينك مي توانيد از سايت «دبليو دبليو دبليو. دبليو سي، چهل، پنجاه، نقطه. دات كام»(!) دانلود كنيد!
«آرمليا-خبرنگارچيزنا»
توضيح شايد واضحات: متن «كيان، قبلا خبرنگار كيهان بود» بازتاب خوبي پيدا كرد در رسانه هاي مجازي. خوشحالم كه طنز خوبي تشخيص داده شد و خيلي ها خوش شان آمد، اما عده اي معدود، ظاهرا جنبه طنز و مزاح نداشتند و زيادي جدي گرفتند يك مطلب شوخي را. از اين گروه، برخي به گمان شان، آن نوشته بهانه مناسبي بود تا همچنان كيهان را بكوبند، اما بعضي از دوستان، تصور كردند راقم آن طنز، «خبرگزاري چيزنا» را بهانه كرده تا مدير مسئول كيهان را از طريق همين كيهان بكوبد و نفوذي است و از اين حرف ها!!! به همين بهانه ها لازم مي بينم مختصر و مفيد بگويم كه اولا؛ برخلاف مقطع فتنه 88 احساس مي كنم در زمان فعلي، طنزنويسي، بيش از نوشتن دل نوشت و يادداشت جواب مي دهد. فضا زيادي سياسي شده و احساس مي كنم براي تلطيف فضا، اندكي بايد خنديد و شاد بود. ثانيا؛ اراجيفي كه سر هم مي كنم و برخي لطف مي كنند و نام «طنز» بر آن مي گذارند، عمدتا شوخي و مطايبه و مزاح با مسئولين عزيز همين نظام است كه سخت و جانانه و سفت و محكم دوستش مي دارم. حتي بناي آينه بودن ندارم، كه كار من نيست با اين همه زنگار. سعي ام اما بر حال گيري و «دو،دو» كردن هم نيست. بيشتر دوست مي دارم لبخند بنشانم بر لب مسئولين، حتي مسئولي كه خود را سوژه اباطيل من فرض كرده. از جمله اين مسئولين، يكي هم مديرمسئول كيهان است كه به طريق اولي مسئولي از مسئولين جمهوري اسلامي است و افتخار مي كنم و اعتراف كه هميشه با سعه صدر، مدارا و بزرگواري نظر داشته اند به نوشته هاي من، حتي آنجا كه خودشان را مثال زده ام! ثالثا؛ همين چيزها نشان مي دهد كه اگر قصد و مرض و غرضي در قلم نويسنده نباشد، در جمهوري اسلامي آنقدر آزادي هست كه به شوخي بگيري تصميم مسئولين را. در اين باره جماعت مثلا روشنفكر نق نزنند، بهتر است كه دست ايشان از امثال من بسي بازتر است. رابعا؛ مرز مطايبه و مزاح با تضعيف و تخريب مرز باريك و ظريفي است. حتي المقدور بنا دارم رعايت كنم اين مرز را، و معتقدم ديكته نانوشته البته 20 است كه چون مني نمي تواند پز بدهد به اين عدد. خامسا؛ معتقدم هر شيعه علي و هر آزاده اي، و در هر نسلي و هر عصري، در اصل خبرنگار نور و روشنايي و ماه و خورشيد است. كيسان ابوعمره ها هرگز سر از «بي بي سي» درنمي آورند، همچنان كه قلم و قدم شان را به اغيار نمي فروشند. اسب چيست؟! كيان از جان و مال و زن و زندگي و بچه مي گذرد براي «علي»، و افسوس مي خورد كه در راه ولايت، بي ارزش بوده متاعي كه داده. فقط هم ادعا نمي كند، مي ايستد پاي حرفش به نفع دوست و به ضرر دشمن. براي كيان، تجسم ولايت و عدالت و انتقام و ساده زيستي و فتح و خوبي ها، فقط و فقط علي است. آنها كه خود را «مالك» مي پندارند، مراقب باشند كه مالك، مالك اشتر علي بود، مالك اشتر هيچ فتنه اي، و هيچ جريان انحرافي اي نبود. اگر شاد مي كرد، دل مختار را شاد مي كرد، نه دل اغيار را. با اين همه ما حتي مالك و عمار و مختار و كيان و همه را... همه را به «علي» مي سنجيم، نه بالعكس. هم حق و هم عدل و هم ولايت با علي است. با ولايت فقيه نباشي، هر كجا مي خواهي باش، و هر كجا كه باشي، دشمن برايت دست مي زند، حتي همان دشمني كه تا ديروز، تو را مي كوبيد و به دروغ مي گفت «تقلب شده»! من در تاريخ مالك اشتري نديده ام كه دشمن براي زدن علي، او را مدح كند! كاش... ولش كن! قرار بود كمتر يادداشت و دل نوشت بنويسم مثلا!
حسين قدياني