تحولات خاورميانه و سلطه گرايي در روابط بين الملل (قسمت آخر)
تحولات خاورميانه و سلطه گرايي در روابط بين الملل (قسمت آخر)
پروفسور حميد مولانا
(2) در مورد ارتباط سيا با جمال عبدالناصر مصر و ساير افسران نظامي عرب و رهبران آفريقا، جك اوكانل در كتاب خود «مشاور شاه: يك خاطرات جنگ، جاسوسي، و ديپلماسي در خاورميانه» اين طور مي نويسد: «مايل كوپلند (يكي از سرگروه هاي سازمان سيا) قبل از آمدن به بيروت رابط پشت پرده بين ناصر مصر و برادران دالس از ايالات متحده آمريكا (آلن دالس رئيس سازمان سيا و برادر او فاستر دالس وزير خارجه) و غيرمستقيم با خود رئيس جمهور (ژنرال آيزنهاور) بود. همكاري اين مأمور سيا با ناصر كمي پس از روي كار آمدن او به قدرت در سال 1952 شروع گرديد و با رد حمايت مالي از طرف آمريكا توسط دالس وزير خارجه براي ساخت سد اسوان در مصر خاتمه يافت، كه اين خود به ظاهر يك نوع خرابكاري فردي بود. برخي ادعا دارند كه چاره اي جز اين نبود چون دلالان سياسي اسرائيل در كنگره آمريكا معتقد بودند كه اين كمك آمريكا به مصر براي ساخت سد رأي كافي نداشته باشد. كوپلند همچنين بر ارتباط سازمان سيا با رژيم عراق به رهبري عبدالكريم قاسم و مخالفان داخلي او مانند صدام حسين و سايرين كه رژيم پادشاهي فيصل دوم را در 1958 سرنگون كردند، نظارت داشت. كوپلند پس از مأموريتش در بيروت در كودتا عليه قوام نكرومه، رهبر انتخاب شده ملي و رئيس جمهور كشور غنا (در آفريقا) شركت داشت.» (ص20)
(3) اوكانل نويسنده كتاب كه سال هاي طولاني عامل سازمان سيا در كشور اردن و يكي از نزديك ترين افراد به ملك حسين بود در 36سالگي مأمور ارتباط با شاه 22ساله اردن مي شود و در توطئه اي كه گروهي از افسران اردن براي براندازي پادشاه اردن تهيه ديده بودند، سلطنت خاندان هاشمي را در آن كشور نجات مي دهد. اوكانل درباره شاه حسين چنين مي نويسد: «من در ارتباط با شاه حسين خيلي صبور بودم و حتي خودم در اوائل نمي دانستم كه قرار است رابط اصلي سفارت (آمريكا) با او شوم. يك قسمت از آن اين بود كه ملك حسين ترجيح مي داد از طريق سازمان سيا با آمريكا و واشنگتن رابطه پيدا كند تا رابطه مستقيم و رسمي توسط وزارت خارجه (ايالات متحده)» (ص35).
لازم به يادآوري است كه در طول تاريخ خاندان هاشمي اردن كه رابطه فاميلي و طايفه اي با خاندان سلطنتي عراق داشت، در تاريخ معاصر قرن اخير نيز رابطه مستقيم و طولاني با سازمان هاي اطلاعاتي انگليس و آمريكا داشتند. ملك حسين در سال 1953 در 18سالگي پس از آنكه پدرش ملك طلال به علت بيماري روحي كناره گيري كرده بود به سلطنت رسيد. پدربزرگ و جد او ملك عبدالله كه در جنگ جهاني اول به همراه انگليس عليه دولت عثماني (تركيه امروز) مي جنگيد و به پاداش آن به سلطنت اردن رسيده بود پس از 30سال توسط يك فلسطيني در نزديكي مسجدالاقصي در قدس ترور و كشته شد. برادر ملك عبدالله، فيصل نيز توسط وينستون چرچيل پس از همكاري اوبا انگليس عليه ترك ها در جنگ جهاني اول به سلطنت عراق رسيد. به عبارت ديگر، هر دو پادشاه عراق و اردن از يك خانواده و طايفه بودند و وابستگي آنها با امپراتوري انگليس مشروعيت آنان را ميان مردم و افسران نظامي دو كشور تنزل مي داد.
(4) درباره ملاقات مخفيانه شاه حسين با اسرائيل، اوكانل در كتاب خاطرات خود مي نويسد: «حسين به طور مخفيانه با مأمور ارشد اسرائيل «ياكو و هرزوگ» به مدت سه سال ملاقات مي كرد تا بتواند براي صلح راه حلي پيدا كند. من هيچ اطلاعي از اين ملاقات ها نداشتم و حداقل اينكه تعجب مي كردم. ريسك ملاقات با اسرائيلي ها براي ملك حسين زياد بود. شاه (حسين) گفت كه علت ملاقاتش با مقامات اسرائيل اين بود كه از خواسته هاي آنها مطلع شود و مشكلات آنها را در مذاكره بداند. اسرائيلي ها هيچ گاه جواب درست به او ندادند.» (ص 40).
(5) در مورد جنگ 6 روزه 1967 اعراب و اسرائيل كه در نتيجه آن قشون اعراب شكست خورد و قسمتي از كرانه باختري قدس، صحراي سينا، مصر و ارتفاعات جولان سوريه به دست رژيم اسرائيل افتاد، اوكانل عقيده دارد كه اين حمله ناگهاني اسرائيلي ها به مصر، سوريه و اردن تعجب آور نبود و نه تنها ايالات متحده از آن اطلاع داشت بلكه رئيس جمهور آمريكا ليندون جانسون با آن موافقت كرده بود. (ص 19 مقدمه كتاب)
(6) درباره جنگ 1973 بين اسرائيل، مصر و سوريه، نويسنده كتاب ادعا مي كند كه «هنري كيسينجر (وزير خارجه اسبق آمريكا) عامل اين جنگ بود تا با اعلام آتش بس شرايطي به وجود آيد تا بتوان مصر را به عنوان دشمن اسرائيل كنار كشيد. اين جنگ همان طوري كه سال هاي بعد ديديم به معاهده صلح بين اسرائيل و مصر و قرارداد موسوم به كمپ ديويد منتهي شد.» اوكانل ادامه مي دهد: «اكنون موقع آن رسيده است كه حقايق جنگ هاي 1967 و 1973 گفته شود زيرا آنچه در عرض 50 يا 60 سال اخير شنيده ايم دروغ بوده است و در خاورميانه تا جنگ عراق ادامه دارد وضع به همين منوال است. (ص19مقدمه). نتيجه اي كه خواننده از كتاب اين عامل ارشد اطلاعاتي سيا مي گيرد اين است كه سياست دولت آمريكا در خاورميانه در طول سال هاي گذشته يك طرفه و بي حاصل بوده است.
(7) و اما درباره ايران، اوكانل معتقد است كه «ايران هسته اي» «تغيير كننده بازي سياسي» و تعيين كننده قدرت در خاورميانه خواهد بود «زيرا ايران يك كشور بزرگ و اسرائيل يك كشور كوچك است» (ص 242). او مي نويسد: «ايران هسته اي را بايد قبول كرد و با آن زندگي را ادامه داد همان طوري كه ما به مدت چهاردهه با شوروي زندگي كرده و با او كنار آمديم.»
كتاب اوكانل، «مشاور شاه: يك خاطرات جنگ، جاسوسي، ديپلماسي در خاورميانه» يك نكته آموختني براي بازيگران سياسي و آمريكا در خاورميانه دارد و آن اين است: سياست هاي گذشته را تكرار نكنيد.
پروفسور حميد مولانا
(2) در مورد ارتباط سيا با جمال عبدالناصر مصر و ساير افسران نظامي عرب و رهبران آفريقا، جك اوكانل در كتاب خود «مشاور شاه: يك خاطرات جنگ، جاسوسي، و ديپلماسي در خاورميانه» اين طور مي نويسد: «مايل كوپلند (يكي از سرگروه هاي سازمان سيا) قبل از آمدن به بيروت رابط پشت پرده بين ناصر مصر و برادران دالس از ايالات متحده آمريكا (آلن دالس رئيس سازمان سيا و برادر او فاستر دالس وزير خارجه) و غيرمستقيم با خود رئيس جمهور (ژنرال آيزنهاور) بود. همكاري اين مأمور سيا با ناصر كمي پس از روي كار آمدن او به قدرت در سال 1952 شروع گرديد و با رد حمايت مالي از طرف آمريكا توسط دالس وزير خارجه براي ساخت سد اسوان در مصر خاتمه يافت، كه اين خود به ظاهر يك نوع خرابكاري فردي بود. برخي ادعا دارند كه چاره اي جز اين نبود چون دلالان سياسي اسرائيل در كنگره آمريكا معتقد بودند كه اين كمك آمريكا به مصر براي ساخت سد رأي كافي نداشته باشد. كوپلند همچنين بر ارتباط سازمان سيا با رژيم عراق به رهبري عبدالكريم قاسم و مخالفان داخلي او مانند صدام حسين و سايرين كه رژيم پادشاهي فيصل دوم را در 1958 سرنگون كردند، نظارت داشت. كوپلند پس از مأموريتش در بيروت در كودتا عليه قوام نكرومه، رهبر انتخاب شده ملي و رئيس جمهور كشور غنا (در آفريقا) شركت داشت.» (ص20)
(3) اوكانل نويسنده كتاب كه سال هاي طولاني عامل سازمان سيا در كشور اردن و يكي از نزديك ترين افراد به ملك حسين بود در 36سالگي مأمور ارتباط با شاه 22ساله اردن مي شود و در توطئه اي كه گروهي از افسران اردن براي براندازي پادشاه اردن تهيه ديده بودند، سلطنت خاندان هاشمي را در آن كشور نجات مي دهد. اوكانل درباره شاه حسين چنين مي نويسد: «من در ارتباط با شاه حسين خيلي صبور بودم و حتي خودم در اوائل نمي دانستم كه قرار است رابط اصلي سفارت (آمريكا) با او شوم. يك قسمت از آن اين بود كه ملك حسين ترجيح مي داد از طريق سازمان سيا با آمريكا و واشنگتن رابطه پيدا كند تا رابطه مستقيم و رسمي توسط وزارت خارجه (ايالات متحده)» (ص35).
لازم به يادآوري است كه در طول تاريخ خاندان هاشمي اردن كه رابطه فاميلي و طايفه اي با خاندان سلطنتي عراق داشت، در تاريخ معاصر قرن اخير نيز رابطه مستقيم و طولاني با سازمان هاي اطلاعاتي انگليس و آمريكا داشتند. ملك حسين در سال 1953 در 18سالگي پس از آنكه پدرش ملك طلال به علت بيماري روحي كناره گيري كرده بود به سلطنت رسيد. پدربزرگ و جد او ملك عبدالله كه در جنگ جهاني اول به همراه انگليس عليه دولت عثماني (تركيه امروز) مي جنگيد و به پاداش آن به سلطنت اردن رسيده بود پس از 30سال توسط يك فلسطيني در نزديكي مسجدالاقصي در قدس ترور و كشته شد. برادر ملك عبدالله، فيصل نيز توسط وينستون چرچيل پس از همكاري اوبا انگليس عليه ترك ها در جنگ جهاني اول به سلطنت عراق رسيد. به عبارت ديگر، هر دو پادشاه عراق و اردن از يك خانواده و طايفه بودند و وابستگي آنها با امپراتوري انگليس مشروعيت آنان را ميان مردم و افسران نظامي دو كشور تنزل مي داد.
(4) درباره ملاقات مخفيانه شاه حسين با اسرائيل، اوكانل در كتاب خاطرات خود مي نويسد: «حسين به طور مخفيانه با مأمور ارشد اسرائيل «ياكو و هرزوگ» به مدت سه سال ملاقات مي كرد تا بتواند براي صلح راه حلي پيدا كند. من هيچ اطلاعي از اين ملاقات ها نداشتم و حداقل اينكه تعجب مي كردم. ريسك ملاقات با اسرائيلي ها براي ملك حسين زياد بود. شاه (حسين) گفت كه علت ملاقاتش با مقامات اسرائيل اين بود كه از خواسته هاي آنها مطلع شود و مشكلات آنها را در مذاكره بداند. اسرائيلي ها هيچ گاه جواب درست به او ندادند.» (ص 40).
(5) در مورد جنگ 6 روزه 1967 اعراب و اسرائيل كه در نتيجه آن قشون اعراب شكست خورد و قسمتي از كرانه باختري قدس، صحراي سينا، مصر و ارتفاعات جولان سوريه به دست رژيم اسرائيل افتاد، اوكانل عقيده دارد كه اين حمله ناگهاني اسرائيلي ها به مصر، سوريه و اردن تعجب آور نبود و نه تنها ايالات متحده از آن اطلاع داشت بلكه رئيس جمهور آمريكا ليندون جانسون با آن موافقت كرده بود. (ص 19 مقدمه كتاب)
(6) درباره جنگ 1973 بين اسرائيل، مصر و سوريه، نويسنده كتاب ادعا مي كند كه «هنري كيسينجر (وزير خارجه اسبق آمريكا) عامل اين جنگ بود تا با اعلام آتش بس شرايطي به وجود آيد تا بتوان مصر را به عنوان دشمن اسرائيل كنار كشيد. اين جنگ همان طوري كه سال هاي بعد ديديم به معاهده صلح بين اسرائيل و مصر و قرارداد موسوم به كمپ ديويد منتهي شد.» اوكانل ادامه مي دهد: «اكنون موقع آن رسيده است كه حقايق جنگ هاي 1967 و 1973 گفته شود زيرا آنچه در عرض 50 يا 60 سال اخير شنيده ايم دروغ بوده است و در خاورميانه تا جنگ عراق ادامه دارد وضع به همين منوال است. (ص19مقدمه). نتيجه اي كه خواننده از كتاب اين عامل ارشد اطلاعاتي سيا مي گيرد اين است كه سياست دولت آمريكا در خاورميانه در طول سال هاي گذشته يك طرفه و بي حاصل بوده است.
(7) و اما درباره ايران، اوكانل معتقد است كه «ايران هسته اي» «تغيير كننده بازي سياسي» و تعيين كننده قدرت در خاورميانه خواهد بود «زيرا ايران يك كشور بزرگ و اسرائيل يك كشور كوچك است» (ص 242). او مي نويسد: «ايران هسته اي را بايد قبول كرد و با آن زندگي را ادامه داد همان طوري كه ما به مدت چهاردهه با شوروي زندگي كرده و با او كنار آمديم.»
كتاب اوكانل، «مشاور شاه: يك خاطرات جنگ، جاسوسي، ديپلماسي در خاورميانه» يك نكته آموختني براي بازيگران سياسي و آمريكا در خاورميانه دارد و آن اين است: سياست هاي گذشته را تكرار نكنيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:37 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور