شكل گيري يك قطب جديد سياسي ـ اقتصادي
روسيه، چين، برزيل و هند اتحاديه مشترك تشكيل دادند
شكل گيري يك قطب جديد سياسي ـ اقتصادي
جعفر بلوري
اشاره:
نگاهي به تاريخ نشان مي دهد هرچند تشكيل گروه ها و اتحاديه هاي بين المللي بين چند كشور، باعث ايجاد «موازنه قوا» و در نتيجه حفظ نسبي ثبات در عرصه هاي بين المللي شده است، اما بر هيچ كس پوشيده نيست كه اين گروه ها، هرگز با هدف آرمان خواهي، عدالت طلبي و حتي صلح تشكيل نشده اند. به عبارت ديگر، از آنجايي كه كشورهاي سلطه جو حفظ امنيت و برتري خود را مديون ساز و كارهاي موجود در بطن «موازنه قوا» دانسته اند به ناچار با تشكيل گروه هاي مختلف سياسي يا اقتصادي سعي در رسيدن به اهداف خود را دارند.
در همين رابطه «ام.اس. آندرسون» محقق و مورخ مشهور درباره ريشه هاي ايجاد سياست «موازنه قوا» در قرن نوزدهم مي گويد: ترس از اقدامات تلافي جويانه دشمن است كه همواره سبب جلوگيري از وقوع جنگ مي شد نه صلح طلبي بازيگران.»
اما اواخر قرن بيستم و با فروپاشي شوروي سابق اين «توازن قوا» كه در دو قطب شرق و غرب شكل گرفته بود، به نفع قطب غرب (آمريكا) تغيير كرد و دنيا شاهد شكل گيري نظمي تك قطبي به سركردگي ايالت متحده شد. يكه تازي هاي آمريكا هرچند توانست چندسالي ادامه پيدا كند اما، با وارد شدن به قرن بيست و يكم و ورود غرب به جنگي فرسايشي و بي نتيجه در خاورميانه (عراق و افغانستان) و از همه مهمتر بحران كمرشكن اقتصادي باعث شد نظام تك قطبي به سرنوشت پيش بيني شده خود نزديك شود. ظهور قطب هاي جديد در عرصه هاي نظامي واقتصادي نيز مزيد بر علت شد تا جهان مجدداً به سمت نظم نوين ديگري كه به نفع غرب نيست حركت كند.BRIC (بريك)، يكي از اين قطب هاست كه چهار كشور عضو آن يعني روسيه، چين، برزيل و هند مدت كوتاهي است تشكيل آن را اعلام كرده اند. آنچه پيش روي شماست بررسي توانمندي اين كشورها براي تشكيل يك قطب جديد سياسي- اقتصادي در دنياي معاصر است.
سرويس خارجي كيهان
واژه «بريك» برگرفته از حروف اول نام كشورهاي تشكيل دهنده آن يعني برزيل، روسيه، هند و چين است. گفته مي شود اين واژه پيش از اين يعني در سال 2001 توسط «جيم اونيل» از «گلدمن ساكس» (يك مؤسسه بين المللي سرمايه گذاري در آمريكا) به كار گرفته شده اما در سال 2005 اين نام منتشر شده است. به اعتقاد گلدمن ساكس، از آنجايي كه كشورهاي عضو «بريك» شتاب بالايي را در اقتصاد خود تجربه مي كنند، حداكثر تا سال 2050 به رقباي جدي كشورهاي قدرتمند جهان تبديل خواهند شد. يك چهارم مساحت كره زمين و بيش از 40 درصد جمعيت جهان متعلق به اين 4 كشور است و به غير از برزيل كه در تلاش براي هسته اي شدن است، سه كشور ديگر داراي توان هسته اي بالايي هستند. (برزيل 160ميليون جمعيت، روسيه 140ميليون نفر، هند يك ميليارد و 157 ميليون نفر و چين يك ميليارد و 400ميليون نفر جمعيت دارد) نيروي نظامي بالقوه (نيروي واكنش سريع) در اين چهار كشور نيز در سطح بالايي است. در اين ميدان چين در رتبه ا ول جهان قرا رگرفته و كشورهاي روسيه، هند و برزيل نيز به ترتيب رتبه هاي پنجم، سوم و چهاردهم را به خود اختصاص داده اند. اين گروه تاكنون دو اجلاس برپا كرده كه به گفته سران آنها، هر دو اجلاس نتايج مطلوبي به همراه داشته است. سران «بريك» نخستين بار در 16 ژوئن 2009 در شهر «يكاترينبورگ» روسيه دور يكديگر جمع شدند. محور اين جلسه حول بررسي وضعيت اقتصادي جهان و اينكه اين چهار كشور چگونه مي توانند در آينده براي بهبود اين وضعيت همكاري كنند، مي چرخيد. در اين جلسه بر اصلاح مؤسسات مالي بين المللي نيز به عنوان يك راهكار پيشنهادي تأكيد شد. مي توا ن گفت نخستين واكنش هاي اين گروه بين المللي- كه برخي احتمال افزايش تعداد اعضاي آن را بعيد نمي دانند- عليه منافع آمريكا در اين اجلاس و زماني شروع شد كه پيشنهاد ايجاد يك واحد ذخيره ارز جهاني جديد (Global reserve currency) كه قابل گسترش و قابل پيش بيني و نامتغير باشد ارائه شد. اين يعني حمله به دلار واحد پول آمريكا.
البته پيش ا زاين اجلاس نشستي نيز در 16 ماه مه 2008 در همين شهر در حد وزيران خارجه كشورهاي عضو تشكيل شده بود. درست يك هفته قبل از اين نشست، برزيل براي نخستين بار در تاريخ اين كشور مبلغ 10ميليارد دلار به صندوق بين المللي پول(IMF) وام پرداخت كرد. پيش از اين تاريخ برزيل بارها از همين صندوق به دليل نيازهاي شديد مالي وام دريافت كرده بود و اين اقدام نشان مي دهد كه چقدر اين كشور در عرصه اقتصادي رشد كرده كه قادر به پرداخت وام هاي كلان به صندوق بين المللي پول است. البته چين نيز بلافاصله از برنامه اين كشور براي پرداخت مبلغ 50ميليارد دلار و روسيه نيز از پرداخت مبلغ 10ميليارد دلار خبر دادند. از جمله ديگر نقاط قابل توجه در مورد «بريك» اين كه تمام كشورهاي عضو اين گروه در گروه 20 نيز عضويت دارند. يكي ديگر از اهدافي كه كشورهاي عضو به دنبال آن هستند، تلاش براي رسيدن به اهدافي است كه گروه 20 موفق به رسيدن به آن نشده است.
گروه 20 كه متشكل از وزيران دارايي و روساي بانك هاي مركزي كشورهاي عضو است (19 عضو دارد) در سال 1999 به منظور تشكيل جلسات منظم ميان مهمترين كشورهاي صنعتي و اقتصادي در حال توسعه تأسيس شد. «نحوه برخورد با بحران مالي، مبارزه با تروريسم مالي، كاهش موارد نقض نظام مالي و به طور كلي بحث و بررسي درباره سياست هاي توسعه اي» از جمله اهداف تعريف شده اين گروه است كه بنا به دلايلي از جمله توجه كشورها به منافع خود، هميشه به نتايج مطلوب منتهي نشده است.
به عنوان مثال شبكه خبري الجزيره چهارم ارديبهشت ماه 89 درباره آخرين نشست اين گروه كه در واشنگتن برگزار شد اعلام كرد. كشورهاي عضو از دستيابي به توافقي جامع درباره نرخ مالياتي مشترك براي بانك ها ناتوان مانده و بدون دستيابي به نتيجه قابل توجهي اين نشست نيز پايان يافت.
يكي ديگر از مهمترين اهداف اين نشست نيز مواجهه با بحران مالي و تلاش براي احياي اقتصاد بين الملل بود كه «وجود اختلافات اساسي بين كشورها در مورد سازكارهاي لازم براي مواجهه با بحران»، علت پايان نافرجام آن اعلام شد.
دومين نشست گروه «بريك» اما ماه ميلادي جاري و در برازيليا، پايتخت برزيل برگزار شد. اين نشست به دليل وقوع زمين لرزه در چين، يك روزه و بسيار فشرده برگزار شد. روسيه پس از اين نشست، از تبديل شدن «بريك» به ميداني سخن گفت كه در آن برخلاف گروه 20، تصميمات مشخصي گرفته مي شود كه تمام اعضا با آن موافقند. در پايان اين نشست كه مورد توجه بسياري از رسانه ها قرار گرفت، سران «بريك» يادداشتي درباره همكاري نهادهاي مالي و توسعه صادرات كشورهاي عضو امضا كردند. در اين يادداشت، بر تعامل كشورهاي عضو با مسائل مربوط به تأمين بودجه پروژه هايي از جمله در عرصه هاي فناوري هاي پيشرفته، نوآوري هاي تكنولوژيك و صرفه جويي در مصرف انرژي تأكيد شد.
اختلاف بين چين و آمريكا
اختلافات تاريخي و اساسي موجود بين برخي كشورهاي عضو گروه «بريك» با ايالات متحده آمريكا، مسئله مهم ديگري است كه مي توان حداقل يكي از اهداف تشكيل گروه «بريك» را شكل گرفته از آن توصيف كرد.
به عنوان مثال واشنگتن هميشه از جدايي طلبان تايوان با وجود هشدارهاي پي درپي پكن حمايت كرده و دعوت از «دالايي لاما»، رهبر بودائيان تبت نيز بارها خشم مقامات چين را برانگيخته است. فروش چند ميليارددلاري تجهيزات نظامي از سوي آمريكا به تايوان نيز، مسئله اي نيست كه خوشايند چين واقع شده باشد. در مقابل تلاش هاي چين براي جايگزيني «يوان» به جاي دلار در مبادلات تجاري منطقه اي اعتراض واشنگتن را به دنبال داشته است. از سوي ديگر 25 درصد از كل بدهي هاي آمريكا نيز تنها به كشور چين است، و واشنگتن بارها اعلام كرده در صورت قسط بندي آن قادر به پرداخت خواهد بود. درخواستي كه به همان تعداد درخواست از سوي پكن رد شده است. نزديكي چين به ايران در عرصه سياسي، اقتصادي و نظامي به خصوص حمايت هاي اين كشور از برنامه هسته اي صلح آميز تهران نيز، هميشه مورد انتقاد شديد آمريكا قرار گرفته است.تسخير حياط خلوت آمريكا در آمريكاي لاتين و آفريقا، موضوع ديگري است كه خواب را از چشمان آمريكايي ها گرفته است، قراردادهاي عظيم نفتي بين چين و ونزوئلا و همكاري هاي رو به گسترش چين بوليوي هم قطعا مورد رضايت واشنگتن نبوده و نيست.
اختلافات روسيه و آمريكا
اگر از كنار جنگ سرد بگذريم؛ نحوه عملكرد روسيه در مواجهه با ايران (برنامه هسته اي) و پيمان استارت -2 (پيمان كاهش تسليحات هسته اي) شايد از جمله مهمترين مسائل موجود بين مسكو- واشنگتن است كه سال هاست اين دو كشور را مقابل يكديگر قرار داده است.
هر چند روسيه درباره برنامه هسته اي ايران شفاف عمل نمي كند اما نحوه عملكرد اين كشور، آمريكا را نيز از رسيدن به اهداف خود در اين باره با مشكل مواجه كرده است. در مورد پيمان استارت-2 نيز بايد گفت هر چند پيمان امضا شد اما، روسيه چند روز پس از آن اعلام كرد، زماني اين پيمان قابل اجرا خواهد بود كه آمريكا برنامه سپر دفاع موشكي خود در شرق اروپا را به طور كامل منحل كند. آمريكا نيز بلافاصله اعلام كرد، اجراي يكي از بندهاي اساسي پيمان استارت-2، موضوع خروج تسليحات تاكتيكي كه شامل 200 كلاهك هسته اي در خاك اروپاست، به مذاكره روسيه بستگي دارد. به عبارت ديگر پيمان مهم استارت عملا بي نتيجه مانده است.
به نظر مي رسد وجود همين مشكلات نيز انگيزه لازم براي تشكيل يك گروه اقتصادي همچون «بريك» كه اهداف سياسي موجود در بطن آن اجتناب ناپذير است، كافي باشد. اعضاي اين گروه هر چند به طور صريح به اين امر اذعان نمي كنند، ولي بررسي اجمالي تعامل بين كشورهاي عضو گروه «بريك» از يك طرف و آمريكا و غرب از طرف ديگر قطعا نشان خواهد داد كه، اين گروه برنامه هاي بزرگي در سر دارد كه دير يا زود پيش بيني گلدمن ساكس را تحقق خواهد بخشيد. آري آمريكا ديگر ژاندارم جهان نخواهد بود.در ادامه به يادداشتي مي پردازيم كه «ديميتري مدودف»، رئيس جمهور روسيه درباره تشكيل اين گروه نوشته است. اين مقاله از سايت «روسيران» گرفته شده است:
گروه «بريك» از همان قدم هاي نخست اعتبار زيادي را در صحنه بين الملل كسب كرده است. اين موضوع عجيب نيست، چرا كه 26درصد از خاك كره زمين، 42 درصد جمعيت آن و
14/6درصد توليد ناخالص داخلي جهاني در اختيار اعضاي اين گروه قرار دارد. در سال هاي اخير سهم كشورهاي بريك در رشد اقتصادي جهاني 50درصد افزايش يافته است.
روسيه با غلبه بر پيامدهاي بحران جهاني، همزمان در راه نوسازي كلي حركت مي كند. هدف اصلي، رسيدن به رشد اقتصادي پايدار و افزايش درآمدهاي شهروندان براساس اقتصادي متنوع و مدرنيزاسيون مدل هاي جديد توسعه تكنولوژيك است. ما منابع مالي بيشتري به پيشبرد پروژه هاي فضايي، توسعه انرژي اتمي و انرژي هاي جايگزين، توسعه تكنولوژي هاي جديد اطلاعاتي، ارتباطي و پزشكي و ايجاد ابزارهاي دارويي اختصاص مي دهيم. اهميت زيادي به بهره برداري از مواد معدني كه كشور ما داراي منابع غني از آن است و همچنين افزايش توليدات كشاورزي قائل هستيم. مطمئن هستم كه شركاي ما در گروه «بريك» نيز متقاضي اين دستاوردهاي روسيه هستند.
به نوبه خود، ما نيز توسعه پوياي ديگر كشورهاي عضو اين اتحاد را با علاقه دنبال مي كنيم. تجميع برتري هاي قابل رقابت كشورهاي اين گروه، شرايط را براي برد متقابل در بسياري از زمينه ها فراهم مي كند و انگيزه هاي فراواني به ما براي همكاري مي دهد. هم اكنون بسياري از اين زمينه هاي همكاري درعمل مورد استفاده قرارگرفته اند.يك نمونه از اين همكاري ها را بيان مي كنم. در ديدار اخير وزيران كشاورزي گروه «بريك» در مسكو، در باره ايجاد پايگاه اطلاعاتي مشترك براي آناليز وضعيت امنيت غذايي كشورهاي عضو، همكاري در زمينه توسعه و تبادل تكنولوژي هاي كشاورزي توافق به عمل آمد. اين تكنولوژي ها در جهت كاهش اثرات منفي آب وهوا بر امنيت غذايي و سازگاري كشاورزي با تغييرات آب و هوايي مورد استفاده قرار خواهند گرفت.امكان همكاري هاي گسترده و چند جانبه در زمينه هاي انرژي هسته اي، هواپيماسازي، استفاده از فضا و نانو تكنولوژي وجود دارد. روابط مالي كشورهاي عضو «بريك» به شكل تجارت متقابل با ارزهاي ملي به اين همكاري ها كمك خواهد كرد.
ما اقدامات مشترك كشورهاي عضو بريك نظير تبادل نظير متقابل اطلاعات به منظور پيشگيري از حملات سوداگرانه احتمالي به بورس هاي ارزي و بورس هاي مواد خام يكديگر را درجهت امنيت اقتصادي حائز اهميت مي دانيم.
تلاش فعالانه و مبتكرانه برزيل كه باعث افزايش كيفي همكاري ها درگروه بريك شده بسيار قابل ستايش است. اخيرا در چهارچوب اين گروه ديدارهاي بسيار مفيد وزيران اقتصاد، نمايندگان عالي مسائل امنيتي و نمايندگان بانك هاي توسعه برگزار شد. دراين روزها در برزيل ديدار نمايندگان بانك هاي تجاري و همچنين مجامع تجاري و كنفرانس علمي - تحقيقاتي كشورهاي عضو برگزار مي شود.
از زمان اولين اجلاس بريك (16ژوئن 2009) كه با حضور تمام اعضا در يكاترينبورك برگزار شد، در بسياري از زمينه هاي مورد نظر به توافقات مهمي دست يافتيم. به عنوان مثال كشورهاي ما به صورت فعالي در«گروه 20» كه مكانيسم اصلي هماهنگي تلاش هاي بين المللي براي ايجاد سيستم جديد مديريت اقتصاد جهاني به شمار مي رود، حضور دارند. دقيقا، براساس راهبرد مشترك بود كه در اجلاس «گروه 20»در پيتسبورگ موفق شديم 5 درصد آرا را در صندوق بين المللي پول 3 درصد آرا در بانك جهاني را به نفع اقتصادهاي جديد و درحال توسعه تغيير داده و با موفقيت آن را به تصويب برسانيم. ما خواستار اتخاذ قواعد بازي روشني هستيم كه تامين كننده حضور برابر همه اعضاي «گروه 20» باشد.
علاوه بر آن، كشورهاي «بريك» درجهت اتمام موفقيت آميز اصلاحات سيستم اقتصادي «برتون وودز» تلاش مي كند. معتقدم، ما مي توانيم مشتركا برنامه اقدامات «گروه 20» را در دوره بعد از بحران را طراحي كنيم و سهم مشتركي را دراين كار داشته باشيم.كشورهاي «بريك» با تحكيم پايه هاي جهان چند قطبي، درجهت ايجاد شرايط براي تحكيم امنيت بين الملل همكاري مي كنند. ما دراين موضوع كه جامعه جهاني بايستي درحال مناقشات بر متدهاي ديپلماتيكي و حقوقي تكيه داشته باشد و نه متدهاي نظامي متفق القول هستيم. ما معتقد به ضرورت تحكيم پايه هاي جمعي در روابط بين الملل و شكل گيري جهان دموكراتيك و عادل هستيم.روسيه، چين، هند و برزيل به صورت فعالي در سازمان متحد همكاري مي كنند. بارزترين نمونه آن، قطعنامه هاي مشتركي هستند كه توسط اين كشورها درباره جلوگيري از استقرار انواع سلاح ها در فضا و استفاده نكردن از متدهاي نظامي در رابطه با پايگاه هاي فضايي در مجمع عمومي سازمان ملل ارائه شده اند.اطمينان دارم كه آينده همكاري كشورهاي ما بسيار روشن خواهد بود. هرچند ما درآغاز راه قرار داريم، اما پايه و اساس مطمئن گفت وگوهاي ما درچارچوب اجلاس«بريك» و روابط خوب و متقابلا سودمند امكان مي دهد تا دورنماي خوبي را براي اين گروه درجهت تامين منافع كشورهاي عضو و ملت هاي آنها متصور شويم.
بسم رب النور