رفاقت ! (گفت و شنود)
گفت: يكي از روزنامه نگاران فراري به كديور افندي اعتراض كرده كه چرا مرا به فرار از كشور تشويق كردي و باعث بدبختي و در به دري من و امثال من شده اي؟!
گفتم: تقصير خودش است. كدام آدم عاقلي به حرف كديور افندي كه يك پايش اسرائيل و يك پايش انگليس است، اعتماد مي كند؟!
گفت: اين روزنامه نگار فراري نوشته؛ كديور و مهاجراني حسابي از من كار كشيدند ولي حالا كه آشوب هاي بعد از انتخابات به نتيجه نرسيده، زير قولشان زده اند.
گفتم: يارو براي خام كردن طرف به او گفت؛ بيا من و تو مثل دو تا كبوتر پر بكشيم و بريم روي يك درخت بلند لونه بسازيم و بعد، تو تخم بذار، من هم ميرم گوجه مي دزدم ميارم كه املت بخوريم!
گفتم: تقصير خودش است. كدام آدم عاقلي به حرف كديور افندي كه يك پايش اسرائيل و يك پايش انگليس است، اعتماد مي كند؟!
گفت: اين روزنامه نگار فراري نوشته؛ كديور و مهاجراني حسابي از من كار كشيدند ولي حالا كه آشوب هاي بعد از انتخابات به نتيجه نرسيده، زير قولشان زده اند.
گفتم: يارو براي خام كردن طرف به او گفت؛ بيا من و تو مثل دو تا كبوتر پر بكشيم و بريم روي يك درخت بلند لونه بسازيم و بعد، تو تخم بذار، من هم ميرم گوجه مي دزدم ميارم كه املت بخوريم!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 17:21 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور