10 سال از حادثه انفجار برج هاي دوقلو نيويورك گذشت نمايشنامه 11سپتامبر

جعفر بلوري
اشاره
به دنبال وقوع حوادث 11 سپتامبر و بلافاصله آغاز لشكركشي آمريكا به خاورميانه، بسياري از تحليلگران و كارشناسان، به بررسي زواياي گوناگون اين حادثه پرداخته و به دليل اهميت اين موضوع، اين بررسي ها همچنان ادامه دارد. كليت حادثه به اين شكل است كه ابتدا در 11سپتامبر سال 2001 حملاتي به چند برج و ساختمان در واشنگتن و نيويورك صورت گرفت كه طي آن حدود 3000 نفر كشته شدند. مدت كوتاهي پس از اين حادثه يعني هفتم اكتبر همان سال، پروسه اشغال كشورهايي در منطقه خاورميانه آغازشد؛ منطقه اي كه علاوه بر موقعيت استراتژيك، سرشار از منابع غني و طبيعي است!
بسياري از محققان، كارشناسان، مهندسان و حتي روزنامه نگاران مستقل در جهان با توجه به تخصص و تجربه خود، همچنان در حال بررسي زواياي پيدا و پنهان اين حادثه مشكوكند و همه ساله سؤال هاي پاسخ داده نشده بسياري به انبوه سؤال هاي موجود اضافه مي شود.
20 شهريور، دهمين سالگرد وقوع اين حادثه، بهانه اي شد تا اجمالا به برخي از آخرين تحقيقات و سؤال هاي پاسخ داده نشده مربوط به اين رويداد بپردازيم.
«ويليام بلام» تحليلگر آمريكايي، يكي از اين كارشناسان است كه اخيرا مقاله اي در سايت خبري تحليلي «فارين پاليسي ژورنال» منتشركرده و با طرح سؤال هايي، ادعاهاي مقامات آمريكايي درباره نحوه وقوع حملات 11 سپتامبر را زيرسؤال برده است. «بلام» در اين مقاله كوشيده، به سؤال هايي بپردازد كه به گفته خودش «هرگز كسي حاضر به پاسخ دادن به آنها نشده است.»
وي در اين مقاله ابتدا به وجود تضادها و دروغ هاي آشكار مقامات رسمي آمريكا در واكنش به حادثه 11 سپتامبر اشاره كرده و نتيجه مي گيرد، آنچه واشنگتن به طور رسمي درباره علل وقوع حادثه 11 سپتامبر اعلام مي كند، به معناي واقعي كلمه، يك نظريه پردازي و توطئه درباره اقداماتي است كه ازسوي 19 نفر به آنها جامه عمل پوشانده شده است:
به نظر مي رسد ساختمان برج هاي دوقلوي نيويورك به دنبال يك عمليات تخريبي تحت كنترل و نه تروريستي، ويران شده اند؛ عملياتي كه طي آن از مواد منفجره و همچنين مواد آتش زا استفاده شد كه بعدها اثرات اين مواد، در ويرانه برج ها پيدا شد. بنابراين براي اين سؤال و سؤال هاي بي شمار ديگري كه «جنبش حقيقت 11 سپتامبر» مطرح مي كند، اظهارات رسمي دولت هيچ ارزشي ندارد. ادعاهاي واشنگتن هرچه مي خواهد باشد؛ اما دراين ميان سؤال بزرگي كه مطرح مي شود اين است كه آيا، لزوما اين بدين معني است كه تراژدي 11 سپتامبر يك «كار داخلي» بوده و مسئول آن خود دولت آمريكا است!؟
به عبارت ديگر، آيا بايد چنين نتيجه گيري كنيم كه يا دولت آمريكا حقايق را اعلام كرده و يا حقيقت چيز ديگري است و آنها خود دراين ماجرا نقش داشته اند؟ آيا واقعا يك گروه تروريستي مسئول اين واقعه است و يا دولت آمريكا نقشه آن را به طور كامل و با جزئيات دقيق طراحي و اجرا كرده است؟
آيا واشنگتن انتظار دارد دنيا باور كند آمريكا كه در همه جا حاضر و به همه امور واقف است نتوانسته جلو هواپيماربايي و انجام اين حملات گسترده را بگيرد؟ تمام اين موارد نشان مي دهد كه اين واقعه يك پروژه و «كار داخلي» بوده است.
چند معما
من و بسياري از مردم دنيا مي خواهيم به سؤال هايمان پاسخ داده شود؛ برخي از اين سؤال ها از اين قرار است:
1- آيا هواپيماهايي كه به برج ها اصابت كردند، ربوده شده بودند؟
2- آيا مسافراني كه نامشان در فهرست كشته شدگان بود، واقعا در اين هواپيماها حضور داشتند؟
3- آيا هواپيماها ازسوي خلبان هدايت مي شدند يا ازطريق كنترل از راه دور؟
4- اگر هواپيماها خلبان داشتند، خلبانان آنها چه كساني بودند؟ نام اين خلبان ها چيست؟
5- آيا در پنسيلوانيا هم هواپيمايي سقوط كرد؟ اگر پاسخ مثبت است علت سقوط چه بود؟ چه اتفاقي براي باقي مسافران و خود اين هواپيما افتاد؟
6- آيا يك هواپيما به داخل پنتاگون سقوط كرد؟ چه اتفاقي براي باقيمانده هواپيما و مسافران اين هواپيما افتاد؟
7- چه شد برخي از هواپيماربايان عربي كه نامشان ذكر شد، بعدها مشخص شد كه زنده هستند و در خارج از آمريكا زندگي مي كنند؟ آيا ممكن است كه هواپيماربايان هويت آنها را دزديده باشند؟!
«گوردون داف» سردبير «وترنز تودي» كه يك روزنامه نگار حقيقت ياب است نيز در دهمين سالگرد حملات 11 سپتامبر، طي گفت وگويي با شبكه خبري «پرس تي وي»، به نكات جالبي در اين باره اشاره مي كند. «داف» مي گويد: تصاوير ويديويي منتشرشده به اظهارات برخي از شاهدان عيني مبني بر اينكه حمله به پنتاگون توسط يك موشك كروز صورت گرفته، صحه مي گذارد. درتاريخ 29 اوت فيلم ويدئويي منتشر شد كه نشان مي دهد يك موشك كروز از زاويه ديگري به پنتاگون اصابت مي كند.
به گفته «داف» چندين خبرنگار شبكه خبري سي ان ان هم كه درهنگام وقوع حادثه درمحل حضور داشتند اعلام كردند، نه آنها و نه افرادي كه درمحل بودند هرگز موفق به ديدن لاشه هواپيما نشدند.
خلبان ها نيز اعلام مي كنند، وقوع حملاتي كه مقامات آمريكايي بر آن اصرار دارند، براي هيچ هواپيما و خلبان حرفه اي نيروي هوايي و دريايي آمريكا ممكن نيست.
حتي مهندسان شركت سازنده هواپيماهاي بوئينگ -شركت سازنده هواپيمايي كه گفته مي شود به پنتاگون اصابت كرد- هم تصريح كرده اند: اين هواپيما نمي تواند با آن سرعت و در ارتفاعي به آن كمي حركت كند و آن گونه تغيير مسير دهد. درتصاوير منتشر شده از نزديك پنتاگون هم اثري از لاشه هواپيما ديده نمي شود و اين درحالي است كه،تكه هاي هواپيما هنگام سقوط و انفجار گاهي تا كيلومترها پرتاب مي شوند.
از همه مهم تر، برخورد هواپيمايي با آن اندازه و بال ها با ساختمان، بايد به ايجاد چاله اي به شعاع 37 متر منجر شود نه يك چاله به شعاع دو تا سه متري. اگر به اين فيلم ويدئويي دقت كنيد، نشان داده مي شود كه يك موشك مستطيل شكل، سفيد، به ظاهر 5 تا شش متر، مافوق صوت، بدون بال اما با يك دم كوچك به ساختمان برخورد مي كند.
بررسي هاي ما نشان مي دهد، ابهامات و ترديدي هاي زيادي درباره چگونگي وقوع حملات 11 سـپتامبر و عاملان اين حملات وجود دارد؛ اما چيزي كه درآن هيچ ابهامي وجود ندارد اين است حمله به پنتاگون با يك هواپيما انجام نشده است. ما پس از گذشت 10 سال ازاين حادثه مدارك محكم و زيادي براي اثبات ادعاهاي خود جمع آوري كرده ايم كه منتشر خواهيم كرد. اين راهم بگويم، ما معتقديم اعضاي دولت آمريكا و يك دولت خارجي در طراحي و انجام اين حملات دست دارند.
پيچيده ترين معما
«مايع مخلوطي حاوي آهن، اكسيژن و سولفور در سطح فولاد تشكيل شده است... توضيح روشني براي منبع سولفور وجود ندارد.»نيويورك تايمز اين موضوع را يكي از پيچيده ترين معماهاي كشف نشده درتحقيقات حوادث مربوط به 11سپتامبر ناميده است. موسسه ملي استاندارد و فناوري درباره معماي بيان شده توسط دفتر مديريت بحران فدرال هيچ توضيحي نداشت و درگزارش نهايي خود نيز اشاره به آن نكرد. نه سوخت جت و نه آتش سوزي اداري هيچ كدام نمي توانند حرارتي نزديك به دماي نقطه ذوب فولاد توليد كنند، كه از نقطه تبخير آن بسيار پايين تر باشد، حتي اگر به خاطر وجود سولفور آزاد در محيط اين دما كاهش يافته باشد. بنابر اين چه چيزي مي تواند باعث بروز اين خوردگي فلز دريك چنين دمايي شده باشد؟
ساختمان شماره 7
همزمان با فروريختن برج هاي دوقلو، ساختمان بسيار بلند ديگري كه يك سوم برج هاي دوقلو ارتفاع داشت، بدون هيچ برخوردي فرو ريخت كه علت آن با گذشت 10 سال همچنان در هاله اي از ابهام قرار دارد.
تمام شواهد حاكي از تخريب كنترل شده اين ساختمان بود. «جرج رابرتز»، «ديويد چندلر» و «ريچارد گيج» از اعضاي انجمن ملي حرفه اي معماران آمريكا، درمقاله اي تحت عنوان «انفجار ساختمان شماره 7 مركز تجارت جهاني» كه درپايگاه تحليلي «اينفووارز» به چاپ رسيده به بررسي حوادث 11 سپـتامبر پرداخته و موضوع تخريب كنترل شده اين ساختمان را مورد بررسي قرار دادند: بدون اينكه كسي متوجه شود، سومين تخريب سازه اي بزرگ تاريخ معاصر نيز در 11سپتامبر 2001 اتفاق افتاد. ساختمان شماره 7مركز تجارت جهاني يك ساختمان اداري بلند با سازه اي فولادي و ضد حريق با 47 طبقه بود كه در فاصله اي به اندازه طول يك زمين فوتبال دركنار برج شمالي مركز تجارت جهاني واقع شده بود. برخلاف برج هاي دوقلو، بدون اينكه هواپيمايي به آن برخورد بكند، ناگهان فرو ريخت. اين ساختمان بلند، قطعا با مواد منفجره و از طريق كنترل از راه دور فرو ريخته است. اين امر را شواهد و قرائن بسيار به اثبات رسانده است.
بررسي دقيق اين شواهد نشان مي دهد كه چرا بيش از 1200نفر از معماران و مهندسان خواستار تحقيقات گسترده درباره حوادث 11سپتامبر به خصوص ساختمان شماره 7 هستند. يك نكته مهم ديگر اين كه شواهد مورد بحث دراين مقاله از سوي «موسسه ملي استاندارد و فناوري» كه به عنوان آخرين مركز فدرال، موظف به تحقيق و توضيح در اين باره است، يا كاملا ناديده گرفته شده يا به خوبي بررسي نشده است.
اين مقاله در ادامه با مشكوك خواندن اين حادثه مي نويسد: اگر چه هواپيمايي به ساختمان شماره 7 اصابت نكرده بود، و تنها چند آتش سوزي كوچك در طبقات دهم به چشم مي خورد، اما اين ساختمان ناگهان به طور منظم و متقارن ساعت 20/5 بعد از ظهر فرو ريخت و كاملا تخريب شد.
تصاوير منتشر شده نشان مي دهد، تنها در عرض 2 ثانيه حدود 33 متر- معادل هشت طبقه- از ساختمان شماره 7 فرو ريخته است!
موسسه ملي استاندارد و فناوري در پيش نويس گزارش خود در اوت 2008 فروريختن ساختمان را رد كرد. بازرس ارشد موسسه ملي استاندارد و فناوري، دكتر «شيام ساندر» در اين باره گفت: «زمان سقوط آزاد سازه را وقتي مي توانيم مطرح كنيم كه اجزاي زيرين سازه ساختمان را ناديده بگيريم.»
وي همچنين گفت: زمان تخريب ساختمان 40 درصد بيشتر از زمان تخريب براثر سقوط آزاد بوده است كه با توجه به مقاومت سازه، در تخريب چندان غيرعادي نيست. در عين حال تخريب به صورت منظم بوده و همه چيز در يك زمان اتفاق نمي افتد!
اما تجزيه و تحليل هاي استاد فيزيك «ديويد چندلر» چيز ديگري را ثابت كرد. تحقيقات وي نشان داد با توجه به زمان، تخريب ساختمان صددرصد بر اثر سقوط آزاد صورت گرفته است. وي علناً ادعاي موسسه ملي استاندارد و فناوري را به چالش كشيد. انتشار رسمي نتايج تحقيقات «چندلر» كافي بود تا موسسه ملي استاندارد و فناوري در گزارش نهايي خود تجديدنظر كرد.
طبق اظهارات «كمال عبيد» مهندس سازه، اين كار- تخريب ساختمان شماره 7- مستلزم يك زمان بندي دقيق و طراحي دقيق تر در ستون هاي خاصي از سازه است كه يك آتش سوزي اداري- آنچه مقامات آمريكايي ادعا مي كنند- هرگز قادر به پديد آوردن آن نيست. به عبارتي، تنها يك عمليات انفجاري دقيق مهندسي مي تواند يك آسمان خراش را بر روي پايه هاي خود تخريب كند. بايد يادآور شد كه حتي شركت هاي تخصصي تخريب با هزينه هاي سنگين نيز نمي توانند هميشه اين گونه عمليات تخريبي را به طور موفقيت آميز انجام دهند. اين سازه چنان محكم ساخته شده بود كه در صورت نياز به فضاي مرتفع تر امكان ادغام طبقات نيز در آن لحاظ شده بود. اما با وجود اين، مي بينيم ساختماني 47 طبقه با اين مشخصات در عرض تنها چند ثانيه به آواري به ارتفاع 4 طبقه تبديل شد. آتش سوزي قادر به چنين كاري نيست و هرگز نمي تواند چنين تخريبي را منجر شود.
ايده هاي سرگرم كننده
وقتي مقامات رسمي يك كشور در پاسخ به انتقادهاي علمي به ادعاهاي مطرح شده، به يك توضيح سطحي بسنده مي كنند، مجموعه اي از ايده هاي سرگرم كننده خواهيم داشت كه تاكنون كسي با آنها رو به رو نشده است. مثلاً احتمالا آتش سوزي در حوادث 11 سپتامبر كاري كرده است كه قبلا قادر به انجام آن نبوده، يا شايد هم سازه فولاد مدرن كاري كرده كه قبلا هيچ گاه انجام نداده است؛ شايد هم تروريست ها كاري كرده اند كه قبلا نكرده بودند! واقعيت اين است كه در اين ميان حلقه هاي مفقوده زيادي وجود دارد كه به نظر مي رسد به عمد مفقود نگاه داشته شده باشند. به راستي حلقه گم شده شواهد اين اتفاق كجاست؟
اظهارات كارشناسان و تحليلگران سياسي، مهندسان، خلبانان، فيزيكدانان، استادان دانشگاه ها و... درباره ابهامات ناتمام موجود در حملات 11 سپتامبر، شايد در نخستين سال هاي وقوع اين حادثه تنها طرفداراني در ميان مردم كشورهاي غيرغربي داشت اما با گذشت زمان و فروكش كردن هيجانات كاذب به خصوص در جامعه غرب، امروزه اين نظريه كه «حملات 11 سپتامبر توطئه هاي آمريكايي صهيونيستي» بوده حتي جامعه غرب را هم فرا گرفته است. چند روز پيش در آستانه دهمين سالگرد حملات 11 سپتامبر بود كه روزنامه ديلي ميل نتيجه يك نظرسنجي در مورد عامل اصلي حملات 11 سپتامبر را منتشر كرد كه نشان مي داد، يك هفتم مردم آمريكا و انگليس معتقدند اين حملات به دست خود آمريكا طر ح ريزي و اجرا شده است.
نتايج نظرسنجي هاي انجام شده از 1000 شهروند آمريكايي و 1000 شهروند انگليسي نشان مي دهد، 14 درصد مردم انگليس و 15 درصد از مردم آمريكا، معتقدند واشنگتن حملات تروريستي 11 سپتامبر را طراحي كرده است.
دوسوم از مخاطبان اين نظرسنجي و به عبارتي 68 درصد به توطئه دولت واشنگتن در اين حملات تروريستي معتقد نيستند، اما اينكه تعدادي از مردم آمريكا و انگليس، دولت آمريكا را پشت توطئه 11 سپتامبر مي دانند از اهميت بسياري برخوردار است. از همه مهمتر اينكه پيش از اين شايد تمام مردم آمريكا و انگليس ادعاهاي مقاماتشان در مورد دست داشتن القاعده در اين حملات را باور كرده بودند. اين نظرسنجي تلفني در آمريكا و انگليس ماه گذشته ميلادي و توسط شركت پژوهشي «جي اف كي» براي تهيه يك مستند براي شبكه تلويزيوني «بي بي سي» با عنوان «پرونده هاي توطئه-10 سال بعد»، انجام شد؛ مستندي كه به بررسي اين علت مي پردازد كه چرا بسياري از مردم بر اين باورند حقيقت تيره تري در پشت پرده حملات تروريستي 11 سپتامبر وجود دارد.
از اين گذشته امروزه عده اي از ناظران سياسي در جهان به ويژه در آمريكا نيز بر اين باور رسيده اند كه حملات مشكوك 11 سپتامبر بهانه اي بود براي نومحافظه كاران آمريكايي تا بتوانند نقشه شوم خود را براي سيطره آمريكا بر تمام جهان پياده كنند.
منابع: فارين پاليسي، پرس تي وي، نيويورك تايمز و خبرگزاري فارس