مجلس آماده تصويب چه قانوني است؟
تشديد مجازات حمل سلاح سرد يا كشف ريشه هاي جرم

رحيم چوخاچي زاده مقدم
به ياد دارم در سنين نوجواني كه بودم ، هميشه شامگاهان پس از فراغت از كار روزانه «عمو» كه مطبي دندان سازي دراردبيل داشت ، درحالي كه دست كوچكم در دست اوبود و از مطب راهي خانه مي شديم ، او همواره زيرلب ذكر مي گفت ازهرخياباني كه عبور مي كرديم ، « اعوذ بالله من الشيطان الرجيم » مي گفت و وارد هركوچه اي كه مي شديم آيه
« بسم الله الرحمن الرحيم » را تلاوت مي كرد . همواره در حيرت بودم و ذهنم مشغول اين سوال كه چه سري مي تواند در اين كار نهفته باشد . تااينكه سني از ما گذشت و او نيز طبعا پيري و سالخوردگي را تجربه مي كرد . در يكي از روزهاي دوران دانشگاهي باز گذرم به اردبيل افتاد و ديدارتازه اي داشتم با آن عزيز. به ياد آن روزها باز هم در بازگشت به سوي خانه باهم بوديم ، اما اين بار دست او در دست من ! آرام آرام از همان خيابان و كوچه ها كه عبور مي كرديم تا به خانه برسيم و او همچنان عطف به ماسبق ! زير لب همان ذكر وهمان آيه را تلاوت مي كرد ، اما اين بار با صداي لرزان ...
دل را به دريا زدم و آن سوالي را كه در اين سال ها ي طولاني در ذهنم بود و به دنبال فرصتي بودم تا از زبان شيرين عمو بشنوم ، لاجرم در ميانه راه طرح سوال كردم و او نيزبا همان زبان دلنشين آذري گفت: « اعوذ بالله ...» را مي گويم براي اينكه در خيابان افسار نگاهم و هدف و نيت از نگاهم در اختيارخودم و در كنترل عقلم است و براي اينكه، وسوسه شيطاني كه همواره مي خواهد عقل را با دعوت به زشتي ها و اعمال حرام به اسارت بگيرد ، رهايم كند با اين ذكر از خداي تبارك و تعالي مدد مي خواهم تا از كيد شيطان از انس گرفته تا جن رهايي ام بخشد.
از كوچه اي به كوچه ديگر « بسم الله...» مي گويم ، براي اينكه فرمان و اختيار نگاهم از همان ابتدا با خودم نيست ، يعني در دست و اراده خودم نيست و عقلم غافلگيرشده صحنه اي است نامشخص كه قرار است ، لحظاتي بعد درپس اولين پيچ كوچه كه در تاريكي شب يا كم سويي چراغ تيربرق به تنهايي قادر به درك درست از آن نيست ، رخ خواهد نمود. بنابراين اينكه بتوانم عقلم را براي واكنش صحيح ، دقيق و سريع در برابرآن به كاربندم امري تقريبا غيرممكن خواهد بود ...
عمو مي گفت : تو از كجا مي داني كه در پشت اولين پيچ كوچه اي كه در حال ورود به آن هستي چه كسي در كمين اقبال تو نشسته است . زورگيري دشنه بردست ، زيبارويي وسوسه انگيز با نگاه و نيت شيطاني و يا انساني باخدا و... ؟!.
تازه اين بعد تزكيه فردي بود كه «عمو» مي گفت و بعد اخلاقي و تربيتي آن برمي گشت به تربيت خانوادگي و نوع نگرش خانواده ها نسبت به معضلات و آسيب هاي اجتماعي و فرهنگ سازي در ميان فرزندان خود كه آن نيز نمودار جذاب و شنيدني دارد كه مجال ورود به جزئيات آن در اين فرصت كوتاه نيست .
«عمو» مي گفت : اين تدابير مربوط به اين طرف يعني خانواده ها و كلا به رسالت پدران و مادران در قبا ل فرزندان خود برمي گردد اما ازطرف ديگر حاكمان و صاحب منصباني كه داعيه حكومت داري دارند ، وظيفه اي چه بسا خطيرتر و حتي مهم تراز خانواده ها در قبال فراهم سازي اين گونه بسترها دارند ، اگر چه هزينه آن را پيشاپيش در قبال كاري كه بايد انجام دهند ، در قالب ماليات و عوارض از مردم مي گيرند و اينكه تا چه اندازه در كار خود موفق مي باشند آمارها ي حوادث و چشم انداز و دكوراسيون شهري مي تواند قضاوت كننده منصفي در اين زمينه باشد.
عمو به شدت از رژيم پهلوي منزجر بود و بي شك وقتي با اين لحن سخن مي گفت معلوم بود كه آن رژيم به خاطر فسادي كه خود در آن غوطه ور بود نمي توانست به اين وظيفه خطير آن طور كه شايسته است عمل كند.
كوتاه سخن اينكه حمل چاقو حتي براي پوست كندن ميوه و گذاشتن ناخنگير يا سيگار حتي به اندازه يك « نخ » در جيب هاي جوانان، دون شأن بسياري از خانواده ها يي بود كه به دنبال جامعه اي سالم با فرزندان سالم بودند و اگر فرزندي در خياباني مشاهده مي شد كه دست ها در جيب به تنهايي يا به اتفاق دوستاني مثل خود ! برسر گذري ايستاده و به عابرين نظاره مي كند و يا خبر مي رسيد كه جواني از يك خانواده سرشناس با آبرو، درحالي كه سيگاري برگوشه لب ، در خياباني مشاهده شد ه است ، طبعا مدت ها از آن خانواده به خوبي ياد نمي شد مگر آنكه خلاف آن ثابت مي شد. به طوري كه حتي در بسياري موارد از امور خير مثلا در خواستگاري ها يا راه اندازي كسب به كمك و ضمانت كسبه متدين و با آبرو، درنظر گرفتن اين گونه سوابق ، تاثير جدي در تصميم گيري ها و تصميم سازي ها مي گذاشت.
تصورش را بكنيد ، زماني بود كه در همين تهران خودمان برخلاف عادت غلط برخي از جوانان امروز كه متاسفانه بدون هيچ شرم حضوري در انظار با ظاهري زننده مثلا با « شلوارك» يا « زير پيراهن » حاضر مي شوند ، درصد قابل توجهي از مردم بيرون آمدن با « پيژامه » و ايستادن حتي به اندازه لحظه اي در كنار درب منزل خود با اين پوشش را دون شأن خود و خانواده مي دانستند.
شايد اين تصور پيش آيد كه اين مسائل چه ارتباطي مي تواند به آمارهاي وحشتناك جنايات و نزاعات ، زورگيري و استفاده سبعانه از سلاح هاي سرد در منازعات خياباني و... داشته باشد .اما با اندكي توجه به اظهارات و ديدگاه هاي روانشناسان و كارشناسان خبره حوادث اجتماعي معلوم مي شود كه همه اين مصائبي كه امروز، با تاسف فراوان شاهد آن هستيم ، به 2 عنصر مهم خانواده و جامعه- كه دومي دقيقا ارتباط مستقيم با حاكميت و نظام برخاسته از خون صدها هزار شهيد انقلاب و 8 سال دفاع مقدس دارد - وابسته است .
قوانين نظم دهنده به جامعه و مهندسي فرهنگي كه دولت ها موظف هستند قبل از قبول مسئوليت به عنوان يك اولويت خيلي مهم آماده كرده و در جيب راست خود قراردهند و حتي بخش اعظم تبليغات انتخاباتي خود را به آن اختصاص دهند امروزه نقش بسيار مهمي در سالم سازي و تامين امنيت اخلاقي و توزيع عدالت به معناي واقعي كلمه افراد جامعه و خانواده ها دارد.
بديهي است جامعه اي سالم خواهد ماند كه در آنها چنين مهندسي از سوي مسئولان نظام به ويژه دولت طراحي و به اجرا گذاشته شود و طبعا چنين مهندسي زماني تاثيرگذار خواهد بود كه عناصر تشكيل دهنده دولت و مسئولان نظام خود و خانواده در مرتبه اولي عامل به آن باشند و مشمول اين سخن پرنغز مولاي متقيان باشد كه فرمود :« رطب خورده منع رطب كي كند ؟!» باشند .
بنابراين با اندك توجهي به پيشرفت سرسام آور تكنولوژي انحرا ف اخلاقي در جامعه كه درنهايت منجر به وقوع جرم در جامعه مي شود به راحتي مي توان دريافت كه اگر تا 30 سال پيش خانواده ها از سوي روانشناسان و آسيب شناسان حوادث اجتماعي به عنوان ايفا كننده نقش اصلي در تربيت خوب فرزندان مطرح مي شدند و بر اساس همين عقيده بايدها و نبايد هاي زيادي را براي پدران و مادران رديف مي كردند ، اما امروز خلاف اين نظر به اثبات رسيده است ، چرا كه تكنولوژي انحراف كه معمولا با سرعت فراوان و سريع تر از مسئولان امورفرهنگي كشور براي در اختيار گرفتن عقل و روان جوانان ما در حال حركت رو به پيش هستند و براي آن برنامه ريزي هاي چندين ساله مي كنند ، از اين تكنولوژي بهره برداري شوم خود را مي كنند . امروزه همه حريم هاي زندگي خانواده ها را درنورديده و حتي تا اتاق خواب فرزندانمان نيز نفوذ پيدا كرده است و بديهي است كه پدران يا مادران حتي دلسوز نيز نمي توانند براي هميشه و هرشب تا صبح بالاي سر فرزندان خود كشيك بكشند تا مبادا فرزندشان به آلودگي هاي اين تكنولوژي ، آلوده شوند.
بديهي است كه عملكرد و برنامه هاي فرهنگي و اقتصادي همراه با عدالت مسئولان براي تقويت هرچه بيشتر اميد به زندگي و اعتماد به دولتمردان و همچنين روحيه برادري و اخوت ميان هم نوعان خود را بيشتر و بيشتر خواهد كرد و آمار جرم و جنايت ، كم و كمتر خواهد شد.
امروزه كارشناسان با صراحت تمام اعلام مي كنند ، كمبود مهارت هاي زندگي از جمله مهارت كنترل خشم ، افزايش آسيب هاي اجتماعي ، مسائل خانوادگي ، عدم رعايت حقوق ديگران مهمترين عوامل بروز نزاع در جامعه مي باشد با اين توضيح بسيار مهم و اساسي كه اين عوامل هم معلول عوامل ديگري است چون بيكاري و فقر ، ناكارآمدي نظام تعليم و تربيت ، نابرابري ، تجمل گرايي و چشم هم چشمي است كه اين عوامل به انداز كافي زمينه ساز خشونت در جامعه مي باشد. و اين معضل زماني به اوج خود مي رسد كه برخي از مسئولان و مديران و يا آقازاده هايي از اين دست در زندگي روزمره خود دچار اشتباهاتي در شكل زندگي و مصرف از بيت المال مي شوند كه هيچ همخواني با توصيه به زهد و ساده زيستي كه همواره در جامعه مي شود ندارد.
بايد پذيرفت كه حقوق هاي نابرابر به رغم اجراي قانون نظام هماهنگي حقوق و تولد يكباره «شهرام جزايري ها » تا «خاوري ها» درعرصه اقتصادي كشور در شرايطي كه يك جوان براي دريافت يك وام 2 ميليون توماني چه مراحل پرمشقتي را كه بايد طي كند ، عدم تطبيق ، برخي از وعده هاي داده شده با واقعيت هاي موجود و برخي كوتاهي ها در محاكم در احقاق به موقع حقوق مردم ، ابتدا چشم اعتماد جوانان به مديريت مديران كشور را كور مي كند و براي اينكه نمي خواهد در مقايسه با طبقه اجتماعي بالاتر كم بياورد ، اين اجازه را به خود مي دهد كه براي به دست آوردن حقوق از دست رفته اش ، خودسرانه دست به كارشود و آستانه صبرش در مواجهه با سختي ها به قدري كوتاه مي شود كه در برخورد با كوچك ترين بن بستي در بين راه عنان را آنچنان از دست مي دهد كه به جاي چرخاندن زبان و بيان استدلال و منطق برنده تر ازدشنه به چاقوي كوچك سلاخي پناه مي برد و با ريختن خون كسي كه چه بسا هيچ نقشي در شكست وي نداشته است ، خود را به آرامش مقطعي مي رساند!!.
بنابراين ، اين نظريه كارشناسان و آسيب شناسان اجتماعي كه معتقدند :« افراد پيش از وقوع جرم قصدي بر كشتن كسي را نداشته اند ، اما در اينكه اين ذهنيت از قبل در اين گونه افراد وجود دارد شكي در آن نيست وگرنه با خود سلاح حمل نمي كردند » نظريه كاملا درستي است ، زيرا فشار تمامي عواملي كه پيش از اين عنوان شد سبب مي شود كه افراد به عنوان آخرين راهكار، چاره اي جز طغيان و بروز خشونت نداشته باشند.
به عنوان مثال آيا وقتي پرونده يك كلاهبرداري كه با اخذ مبالغ كلان از جمع زيادي از مردم محروم فاقد مسكن وعده تحويل يك مسكن 50 متري در زمان مقرر را مي دهد اماهمين فرد با سوء استفاده از مجاري قابل فرار موجود در قانون يا با زد و بند با برخي عوامل خود فروخته نفوذي در برخي محاكم كه امثال آنها تك و توك در برخي ديگر از دستگاه ها نيز مشاهده مي شود ، سال ها دوندگي را به صاحبان واقعي حق تحميل مي كند ، بر ميزان اعتماد مردم به كليت اين قوه كه به ضرس قاطع مي توان ادعا كرد كه هم اكنون در همين بلبشو بازار! ، بسياري از قضات ما در سلامت كامل به دادخواهي مردم مشغول هستند ، ضربه كاري وارد نمي كند ؟!.
متاسفانه استفاده از سلاح سرد توسط يك جاني براي زورگيري ، انتقام يا جنايت براي به دست آوردن آنچه كه فكر مي كند حق او بوده و به ناحق از او سلب شده ، به شدت افزايش يافته است و هرگونه تدابير سلبي مانند تصويب قانوني براي برخورد با حمل ، خريد و فروش آلات قتاله ، شايد در كوتاه مدت اندك كاهشي را در آمارو ارقام به ما نشان دهد ، اما متاسفانه آمارها با توجه به جمعيت كشور به هيچ وجه مويد اين فرضيه نيست ، به طوري كه امروز در نزاع هاي كوچك نيز ما شاهد استفاده از سلاح سرد هستيم.
براساس آنچه كه پليس آگاهي اعلام كرده ، بيش از 44 درصد از قتل هاي كشوردر سال گذشته با استفاده از سلاح سرد بود ، به طوري كه اين آمار، پليس تهران را برآن داشت تا براي نخستين بار اقدام به اجراي طرح جمع آوري و برخورد با حاملان سلاح سرد و فروشندگان اين گونه سلاح ها كند. طرحي كه تنها در مرحله اول آن هزار نفر دستگير و هزاران چاقو ، قمه ، خنجر و تبر از افراد كشف و ضبط شد . اما همان طور كه شاهد بوديم اين گونه حوادث نه تنها كاهش پيدا نكرده بلكه روند صعودي به خود گرفته و نگران كننده تر از همه اينكه با كاهش عجيب سن متخلفين و جانياني مواجه شده ايم كه به بهانه هاي بسيار سطحي و كوچك اقدام به قتل در روز روشن و در ملاء عام مي كنند.
قوي ترين مرد ايران به همين راحتي در ملاء عام توسط چند نوجوان به قتل مي رسد ، دختر دانشجويي به خاطر پاسخ « نه » به همكلاسي خود در دانشگاه به راحتي و در روز روشن و در برابر ديدگان گشت نيروي انتظامي ! در زير پل مديريت با چاقو به قتل مي رسد ، 2 روحاني كه به قصد جلوگيري از ربايش يك دختر و يا به خاطر وقوع يك عمل شنيع در جامعه اسلامي اقدام به امربه معروف لساني كرده اند در وسط شهر، با شيشه بطري شكسته و خنجر، توسط چند جوان اوباش به شدت مجروح مي شوند . اينها همه و همه نشان مي دهد كه تنها با تصويب يك قانون مبني بر ممنوعيت حمل ، خريد و فروش سلاح سرد نمي توان اين روند را كنترل كرد ، اگر چه اين قانون مي تواند كمك كار خوبي براي تاثير گذاري بر كاهش اندك اين گونه حوادث باشد ، اما درمان اصلي اين بيماري كاملا قابل پيش بيني و كاملا قابل درمان ، بازگرداندن روحيه اعتماد به جامعه
علي الخصوص به جوانان و تقويت اميد به زندگي در ميان آن ها و از همه مهم تر پالايش جدي دستگاه هاي مختلف در همه قوا و ادارات از افراد سودجو و نيز كساني است كه به جاي تكريم ارباب رجوع ، باعث كدورت و آزار و اذيت مردم در رسيدگي به مشكلات و خواسته هاي به حق آن ها در ادارات مي شوند .
به مجلس شوراي اسلامي هم كه اين روزها پس از اين همه مدت از درخواست نيروي انتظامي مبني بر تصويب قانوني براي برخورد شديدتر با عوامل اين گونه ناهنجاري ها ، درصدد بررسي آن برآمده است ، توصيه مي شود كه مصلحت نظام جمهوري اسلامي در اين نيست كه با عبور از برخي مسائل و عوامل اصلي اين معضل ، قانوني را تصويب كنند كه يا كم خاصيت باشد و مقطعي و يا به مرور زمان به سرنوشتي دچار شود كه برخي قوانين انقلابي معطل مانده قانون اساسي و برخي قوانين ديگر دچار آن شده اند و به مرور زمان به حاشيه رانده شده اند !