اخبار ویژه 8آبان
واشنگتن پست: آقاي اوباما باز هم ايران برنده شد (خبر ويژه)
خبرنگار نظامي ويژه روزنامه هاي واشنگتن پست و وال استريت ژورنال، در تحليلي اعلام كرد لئون پانه تا وزير دفاع آمريكا براي خود حرف مي زند و عراق در اتحاد عميق با ايران راه خود را خواهد رفت.
توماس ا. ريكس كه مدتي طولاني در عراق حضور داشته در روزنامه آلماني زود دويچه سايتونگ نوشت: معمولا وقتي جنگي به پايان مي رسد يك برنده دارد و يك بازنده. حال كه به پايان لشگركشي آمريكا به عراق نزديك مي شويم، مي توانيم اين پرسش را مطرح كنيم كه برنده كيست و بازنده كدام است؟
آمريكا 4474 سرباز از دست داد (شمارش هنوز به پايان نرسيده است) هزاران نفر بيش از اين تعداد مجروح و معلول شده اند و مردم آمريكا چند بيليون دلار از دست دادند. اقتصاد ما ويران گشت ولي خود بهره چنداني نصيبش نشد. خون براي نفت؟ آن هم فقط به اين معني كه از هر هشت سرباز كشته شده در جنگ يكي قرباني دفاع از تانكرهاي حامل نفت بوده است؟ وي تاكيد مي كند: صرفنظر از آنچه كه وزير جنگ آمريكا درباره عراق بر زبان راند، اين كشور راه خود را خواهد رفت، يعني با ايران هم پيمان خواهد شد و ميل ندارد به تحقق روياهاي ژئوپلتيك آمريكا كمك كند.
اين روزنامه نگار آمريكايي با تأكيد بر اينكه معلوم نيست پنتاگون اجازه داشته باشد نيرويي را در عراق پس از پايان ماه دسامبر حفظ كند، مي افزايد: فرقي هم نمي كند كه از اين پس 3 هزار يا 10هزار سرباز آمريكايي در عراق بمانند، يا اصلا حتي يك نفر هم نماند. مزيت آنها بر آن تعداد بسيار بيشتري كه اينك عراق را ترك مي كنند چيست؟ از دست اينها چه برخواهد آمد كه از دست آن تعداد بيشتر برنيامد؟
«ريكس» با طرح اين مقدمات مي پرسد: پس برنده كيست؟ مثلا ايران. در حالي كه آمريكا بزرگترين دشمنان ايران، صدام در عراق و طالبان در افغانستان را سركوب مي كرد، ايران تماشاگر صبور و آرام بود. و به اين صورت بدون آنكه خود، گامي را بردارد، مرزهايش در شرق و و غرب ايران امن تر شد. هر قدر اين دو جنگ طولاني تر مي شد ميل افكارعمومي آمريكا به يك جنگ ديگر كمتر مي شد. از اين رو نقشه هايي كه تل آويو و واشنگتن براي وارد آوردن ضرباتي بر برنامه اتمي ايران طرح كرده بودند به سرعت از حرارت افتادند. وقتي كسي چون «ديك چني»، معاون بوش نتوانست آمريكايي ها را به اين جنگ بكشاند، چه كسي مي تواند اين كار را بكند؟
اين تحليلگر آمريكايي همچنين با اشاره به اعدام صدام تاكيد كرد: وقتي صدام اعدام شد، ايران فقط يك دشمن را از دست نداد، بلكه يك هم پيمان هم پيدا كرد كه همين عراق نوين است. پس از آن كه آمريكا در انتخابات 2010 عراق شكست خورد و نتوانست دولتي در عراق برپا كند، ايران براي يافتن يك راه حل كمك كرد، كه نخست وزير فعلي عراق، مالكي و مقتدا صدر، نيز بخشي از آن هستند. نخست وزير از روزهاي خوشي ياد مي كند كه در زمان حكومت صدام در ايران مي گذرانيد. و صدر كه پس از سال 2003 بعنوان طلبه در قم بسر مي برد، همان كسي است كه آمريكا نام او را در فهرست كساني قرار داده بود كه بايد «دستگير يا كشته» شوند. اين هر دو امروز متحدان نزديك ايران هستند و عراق را به مواضع سياسي ايران نزديك مي كنند.
مشاوران ارشد موسوي و كروبي از سازمان «سيا» سر برآوردند (خبر ويژه)
مشاور فراري موسوي و سخنگوي شوراي هماهنگي سبز ادعا كرد: جنبش سبز، جنبشي خودجوش و مردمي است كه ريشه هاي آن عميقاً در داخل كشور است و ما قطعاً بر استقلال تاكيد مي كنيم.
وي كه پس از مصاحبه وزير خارجه آمريكا با BBC، با شبكه دولتي انگليس مصاحبه مي كرد، همچنين گفته است: مداخله قدرت هاي خارجي نمي تواند راه حلي براي مسايل داخلي كشور باشد. معمولا وقتي مداخله خارجي صورت مي گيرد، انگيزه هاي ديگري پشت سر آن است.
اين اظهارات پس از آن ايراد مي شود كه وزير خارجه آمريكا با صراحت اعلام كرد كه «دولت آمريكا هر كمكي كه از دستش برمي آمد براي حمايت از جنبش سبز انجام داده است» و تاكيد كرد، سران فتنه اصرار داشتند اين حمايت ها مخفي بماند.
تظاهر امير ارجمند به استقلال از بيگانه در حالي است كه محافل ضد انقلاب، شهريور گذشته يكي از اسناد ويكي ليكس را در تماس با سازمان سيا به هنگام خروج از كشور منتشر كردند. امير ارجمند اواخر سال 88 دستگير شد اما پيش از محاكمه، از طريق تركيه به طور غيرقانوني از كشور خارج شد و به پاريس رفت. بنابر سند منتشره، وي پس از خروج از ايران به تركيه رفته و تلاش كرده خود را از آن طريق به فرانسه يا آمريكا برساند.
در سند مذكور كه مربوط به وزارت خارجه آمريكا و گفت وگو با چند ديپلمات آن كشور است، آمده است: در تاريخ 20 ژانويه با دكتر امير ارجمند مشاور ميرحسين موسوي كه پس از بازداشت از ايران فرار كرده ملاقات كرديم. اردشير غيرقانوني به تركيه وارد شده ولي اقامت فرانسوي معتبر دارد. از دولت آمريكا درخواست كرد كه با تضمين امنيت، وي را به يكي از دو كشور فرانسه يا آمريكا ببرد.
در ادامه اين سند و به نقل از گزارش ديپلمات هاي آمريكايي آمده است: با توجه به وضعيت ايران، امير ارجمند پيش بيني كرد كه مخالفان در روز 22 بهمن بزرگترين تجمع را داشته باشند و رژيم با ديدن چنين سطح گسترده از تظاهرات شوكه خواهد شد. همچنين او اضافه كرد موسوي انتظار دارد تا به زودي دستيگر شود، به احتمال زياد قبل از اين تجمع... امير ارجمند گفت كه وي چندين هزار دلار به يك راه بلد داده تا او را از مسير كوه به تركيه بياورد. همچنين راه بلد يك مهر تقلبي از ورود به تركيه به پاسپورت ايشان زده است. ما از چندين منبع از ورود ايشان مطلع شديم كه يكي از فاميل هاي ايشان (پسرعمو يا پسرخاله يا...) كه در آمريكا استاد دانشگاه است. امير ارجمند يك اجازه اقامت معتبر در فرانسه دارد. او به دنبال ديدار با كنسول فرانسه در استانبول است تا براي گرفتن ويزاي خانواده اش كه هنوز در ايران مخفي هستند كمك كند.
امير ارجمند در ملاقات با ديپلمات آمريكايي مي گويد « به صورت علني جانب جنبش سبز را نگيريد چون اين، بهانه دست رژيم مي دهد» و ظاهرا همين مشورت باعث شده هيلاري كلينتون حرف هاي بي خاصيت اخير را پس از 28 ماه حمايت از فتنه گران بر زبان جاري كند.
در سند وزارت خارجه آمريكا همچنين آمده بود «امير ارجمند نگران اين است كه زماني كه قصد خروج از مرز تركيه را دارد، مامورين كنترل به خاطر مهر تقلبي او را دستگير كرده و به ايران بازگردانند.او تقاضا كرد كه اگر دولت آمريكا مي تواند يا او مستقيما تركيه را بدون گذراندن مراحل قانوني ترك كند يا اينكه آمريكا با واسطه گري از برگرداندن او جلوگيري نمايد. همچنين او گفت كه در آخر او مي خواهد كه در آمريكا به جاي فرانسه اقامت بگزيند».
برخي رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون كه دل خوشي از زرنگ بازي و فرصت طلبي هاي مهره تازه رسيده اي چون امير ارجمند ندارند، از او پرسيده اند ادعاي استقلال چه نسبتي با اين سند وزارت خارجه آمريكا دارد؟
در همين حال پايگاه اينترنتي خودنويس در مطلبي آميخته به طنز نوشت: مجتبي واحدي به طور ضمني نگران شده بود كه خانم كلينتون بر چه مبنايي به اين نتيجه رسيده كه كسي از آمريكا كمك نمي خواسته است. اما ناگهان اردشير امير ارجمند (بعضي افراد قبيح به او ارده شيره مي گويند) به عنوان هوخشتره جنبش سبز ظاهر شد و گفت ما براي دموكراسي نيل به دولت هاي ديگر نداريم و ريشه ما عميقا در داخل است و نقطه قوت ما در جنبش سبز، استقلال ماست. ترجمه حرف هاي او اين است كه اگر ما از جائي كمك بگيريم حتما به آنجا وابسته مي شويم. مثلا اگر «ما» برود براي مصاحبه از همين بي.بي.سي كمك بگيرد معلوم مي شود كه «ما» به بي.بي.سي وابسته است. يا مثلا همين «ما» كه براي اقامتش از فرانسه كمك گرفته اتفاقا به فرانسه هم وابسته است ولي ما هي گير بيخود مي دهيم مي گوئيم نقطه قوت «ما» همين اين است كه كاملا مستقل است. اصلا كي گفته احتياجي خارجي داريم در حالي كه خود «ما» صد دفعه خواستار انتخابات با نظارت خارجي شده ايم؟!
ذكر اين نكته ضروري است كه لئون پانه تا وزير دفاع آمريكا (رئيس سابق سازمان سيا) دو ماه پيش در مصاحبه با چارلي رز به طور صريح از فتنه سبز حمايت كرده و گفته بود «آمريكا به هيچ وجه در حمايت از معترضان و اصلاح طلبان در ايران كوتاهي نخواهد كرد و تمامي امكانات و موقعيت ها را مورد بررسي قرار خواهد داد البته بايد هر نوع اقدام و حمايتي از مخالفان در ايران به نحوي انجام شود كه به ضرر آنها تمام نشود.
يادآور مي شود برخلاف تلاش امير ارجمند براي پنهان كردن ارتباط با آمريكا و دريافت امان از اين رژيم جنايتكار، مجتبي واحدي مشاور فراري كروبي كه در واشنگتن اقامت دارد با ادعاي اينكه، آمريكا به ما بدهكار است، خواستار دريافت كمك از واشنگتن شد. وي ماه هاست خود را به آب و آتش مي زند تا از سوي صداي آمريكا و محافل مشابه جدي گرفته شود.
دفاع علني و بي پيرايه واحدي از نوكري آمريكا آن قدر سخيف بود كه يكي از كاربران ناسيوناليست شبكه ضدانقلابي «بالاترين» عصباني شده و خطاب به وي نوشت: آقاي واحدي! صحبت هاي شما بوي خيانت به وطن مي دهد. واي بر شما و واي بر ما! حالا متوجه ميشوم چرا به آمريكا تشريف برده ايد! كمي به خود آييد، با اين صحبت هاي اخيرتان ما را غافلگير كرديد! حقارت تا اين حد!؟
حالا تجويز مي كنيد كه اپوزيسيون اشكالي ندارد كه با آمريكا رابطه برقرار بكند؟ عجب فرافكني هايي مي كنيد شما! از كيسه كه مي بخشيد!!؟ آيا شيخ شما نيز هم باور شماست!؟ آقاي واحدي! شما اصلا مصدق را مي شناسيد كه بود! و يا تاريخ مبارزاتي شما با موسوي و كروبي شروع ميشود و خاتمه مي يابد!؟ شما مي بايست از اين حرفهاي خود احساس ندامت بكنيد اگر كمي خون ايراني در رگ شماست. استقلال يعني هيچ و پوچ!؟ نكند شما هم به دهكده جهاني باور داريد، آن هم به سركردگي آمريكا و انگليس و اروپا! شما خارجي را ارباب مي دانيد و ملت ايران را نوكر؟!! آقاي واحدي، اين است مليت شما!، ايراني بودن شما!؟ شرم آور است.
بند بازي حزب كارگزاران (خبر ويژه)
حسن روحاني احتمالا در انتخابات مجلس شوراي اسلامي نامزد مي شود و سر ليست كارگزاران خواهد بود.
در حالي كه برخي منابع رسانه اي خبر مذكور را منتشر كرده، محسن هاشمي از چنين امري ابراز بي اطلاعي مي كند. نام محسن هاشمي پيش از اين به عنوان گزينه محتمل براي سر ليستي حزب كارگزاران مطرح شده بود.
محسن هاشمي درباره احتمال سرليستي حسن روحاني گفته است: در مورد سر ليست حزب كارگزاران تاكنون صحبتي نشده و من اولين بار است كه اين خبر را مي شنوم.
حسن روحاني به اعتبار نزديكي به اصلاح طلبان و كارگزاران مدت هاست در جلسات جامعه روحانيت شركت نمي كند.
حزب كارگزاران از انتخابات مجلس پنجم (سال 1374) راه خود را از جامعه روحانيت و جريان فقاهتي جدا كرد و عملا در انتخابات رياست جمهوري دوره هفتم (سال 76) به جريان تجديدنظر طلب پيوست. با اين وجود كارگزاران همواره نقشي دوگانه ايفا كرده و به اعتبار برخي ارتباطات از جمله با آقاي هاشمي، عملا نقش شقاق افكن ميان نيروهاي انقلابي داشت هر چند كه اين نقش به مرور زمان از تاثير افتاد. كارگزاراني ها- افرادي نظير حسين مرعشي- در انتخابات سال 88 نيز كوشيدند با طرح بحث هايي نظير دولت ائتلافي، در جبهه اصولگرايان اختلاف بياندازند. برخي افراد تندروي اين طيف در عين حال از فضاي رفتارهاي قانوني خارج شده و وارد بازي جريان فتنه و آشوب شدند و بنابراين طيف كارگزاران در انتخابات آتي مجلس عملا دو طيف خواهد شد؛ طيفي كه مايل است درون نظام بماند و وارد انتخابات شود و عرصه را بر خود نبندد و طيف دومي كه همچنان مايل به همكاري با جريان ساختارشكن و فتنه گر است.
جريان راديكال و افراطي نفاق جديد پس از شكست سنگين در فتنه سال 88، دنبال بازسازي همان فضاي تنش و تعارض است و در عين حال به سفارش خارجي، روي پروژه تحريم انتخابات كار مي كند.
كاسه ليس دسته دسته ، بيرون در نشسته! (خبر ويژه)
اخراج محسن سازگارا از صداي آمريكا قطعي شد.
در حالي كه طي چند ماه گذشته، حضور سازگارا در بخش فارسي صداي آمريكا كمرنگ شده بود، گزارش ها حاكي است عذر نامبرده خواسته شده است. وي به فهرستي از اخراجي ها پيوست كه شامل جمشيد چالنگي، كوروش صحتي، رودي(رودابه) بختيار و احمد باطبي نيز مي شود.
به گزارش پايگاه اپوزيسيوني راديو كوچه «در پي تسويه حساب هاي ماه هاي گذشته در صداي آمريكا، اينك خبر مي رسد محسن سازگارا از روز جمعه، 28 اكتبر، از حضور در صداي آمريكا و برنامه تفسير خبر منع شده است. او كه از چند سال پيش تاكنون به همراه عليرضا نوري زاده، در برنامه تفسير خبر بخش فارسي به تحليل مي پرداخت، از هفته جاري از حضور در اين برنامه و صداي آمريكا منع شده است. برخي منابع كنار گذارده شدن سازگارا را بعد از چهار سال از بخش تفسير خبر به دستور مستقيم رامين عسگرد مدير بخش فارسي مي دانند. وي بنا بر روال چهار سال گذشته جهت هماهنگي زمان برنامه و حضور در تفسير خبر با مسئول هماهنگي تماس گرفته كه وي اشاره كرده نام شما در ليست مهمانان امروز نيست و با پيگيري مشخص شده شخص مدير بخش فارسي نام وي را از ليست حذف كرده است. بنابر شنيده ها، عسگرد اعلام كرده است كه از اين پس ميهمانان برنامه را خود وي انتخاب خواهد كرد.»
سازگارا، نوري زاده و مخملباف در اوج فتنه سبز خود را سخنگويان جنبش در خارج كشور معرفي كردند و با زدن به سيم آخر به انواع رفتارهاي انتحاري غيرموقر و مبتذل روي آوردند شايد كه در اين ميان به موقعيتي نزد آمريكايي ها برسند اما فروكش كردن آتش فتنه و شكست بي سابقه فتنه گران، ارزش واقعي اين 3 نفر را براي محافل آمريكا درگير در پروژه براندازي نشان داد. به همين دليل نيز اين 3 نفر با بايكوت و بي محلي روزافزون مواجه شده اند.
سازگارا در ايران جزو تيم گرداننده نشريات زنجيره اي به شمار مي رفت اما پس از خروج از كشور، تبديل به بازيچه صداي آمريكا شد و اواخر آن قدر متوهم شده بود كه با پيشنهادهاي مضحك- زدن اتو به برق و...- خيال مي كرد در قواره هاي تئوريسين كودتاي مخملي و فرمانده عمليات ظاهر شده است. ظاهرا مقامات آمريكايي به رامين عسگرد گفته اند اندكي از باد او را خالي كنند.
بسم رب النور