راديو فرانسه: اسلام در حومه پاريس خلأ جمهوريت را پر كرده است (خبر ويژه)

«ساكنان حومه پاريس، جاي خالي جمهوريت و نيازهاي روزمره خود را با اسلام پرمي كنند. اسلام در حومه پاريس رو به گسترش است.»
راديو فرانسه اين خبر را از قول «ژيل كپل» استاد دانشگاه پاريس عنوان كرد و افزود: اين پژوهشگر معتقد است در حومه هاي فقيرنشين پاريس احساس رانده شدن، به تقويت مناسك مذهبي كمك كرده است. اسلام پناهگاه اين طبقات محسوب مي شود. البته اين تشديد اسلامگرايي از پيامدهاي بحران است، نه علت وجودي آن.
گزارش راديو فرانسه حاكي است: 25 سال پس از انتشار اولين گزارش پژوهشي درباره تولد اسلام در حومه هاي پاريس، «ژيل كپل» استاد علوم سياسي و كارشناس اسلام، اين روزها دومين اثر پژوهشي اش را در همين زمينه كه به كمك 4 پژوهشگر ديگر تهيه شده، منتشر كرده است. «ژيل كپل» در مصاحبه با مطبوعات، مهم ترين دستاورد پژوهش انجام گرفته را اثبات اين واقعيت مي داند كه اسلام به مثابه مجموعه اي از ارزش ها، در فاصله تهيه دو گزارش تحقيقاتي، گسترش و عمق بيشتري در حومه پاريس يافته است.
گزارش «حومه هاي اسلام» به سادگي نشان مي دهد در دو شهر فقيرنشين در اطراف پاريس، درست در همان دو شهري كه شش سال پيش اعتراض مردم به يك درگيري وسيع ميان ساكنان شهر و نيروهاي انتظامي انجاميد و در سراسر جهان منعكس شد، ارزش هاي حاكم بر فرانسه كه قاعدتاً بايد سازمان دهنده زندگي اجتماعي باشند، از دور خارج شده و اسلام جايشان را گرفته است.
راديو فرانسه در گزارش خود تأكيد كرد: اسلامي كه جاي ارزش هاي فرانسه را گرفته، اسلامي سهل و ساده، خانوادگي، و متكي به نيازهاي روزمره است كه حركت هاي جمعي را جهت مي بخشد و اخلاق فردي و مناسبات اجتماعي را تقويت مي كند. يعني درست همان ساز و كارهايي كه ارزش هاي جمهوريت بايد مستقر مي كردند و نكرده اند.
«ژيل كپل» معتقد است احساس رانده شدن از متن جامعه، به تقويت مناسك مذهبي كمك كرده است. از نگاه وي علائم اين پديده متعددند از رفت و آمد به مساجد گرفته تا روزه داري در ماه رمضان و اظهار تمايل فزاينده به خوردن غذاهاي حلال، همه و همه به برپايي مرزهاي اخلاقي قابل اتكايي كمك مي كنند كه ممنوع را از مجاز جدا مي سازند.
به نظر او اسلام در خلأ و فقدان ارزش هاي جمهوريت به صحنه آمده است، و نه در مقابله با اين ارزش ها.
عليرضا مناف زاده جامعه شناس مقيم فرانسه، درباره گزارش منتشره مي گويد: رفتار مردان سياسي و احزاب فرانسه، جوانان را به نوعي به دين و اخلاق ديني سوق داده اند.
او اضافه مي كند: به اين عوامل بايد بحران هويت در جوامع اروپايي را هم اضافه كرد كه جوانان را ترغيب مي كند تا هويت خود را در دين اسلام جستجو كنند.

9 سال هزينه كرديم و كشته داديم كه عراق را به ايران واگذار كنيم؟! (خبر ويژه)

در حالي كه يك هفته از اظهارنظر باراك اوباما مبني بر تخليه عراق از اشغالگران تا 2 ماه ديگر سپري شده، اين خبر هنوز براي رسانه هاي سعودي و غربي تازه و متأثر كننده است. اين رسانه ها نمايش ضعف آمريكا و گسترش نفوذ ايران در منطقه را علت ناخرسندي از تصميم از سر اضطرار اوباما مي دانند.
نشريه فرانسوي لزاكو نوشت: تصميم آمريكا به خروج نيروها از عراق، به منزله موفقيتي داخلي براي اوباما اما به مفهوم ناكامي بين المللي براي واشنگتن است. چرا كه زمينه ساز گسترش نفوذ ايران است. اوباما با اين تصميم ظاهراً در پي اهداف انتخاباتي است اما همين امر بر سياست بين المللي اثرگذار خواهد بود. در اين ميان دو فرضيه وجود دارد؛ فرضيه نخست به مذاكرات اوباما با دولت بغداد در مورد اعطاي مصونيت قانوني به نيروهاي آمريكايي كه در عراق باقي مي مانند، برمي گردد. اين مذاكرات به نتيجه نرسيد و اوباما نمي خواهد اين خطر را بپذيرد كه نيروهايش به هر دليلي سر از زندان هاي عراق دربياورند. فرضيه دوم به وعده هاي انتخاباتي اوباما برمي گردد. از آنجا كه اوباما پيش تر وعده داده بود كه نيروهاي آمريكايي، عراق را ترك مي كنند، نمي خواهد در انتخابات رياست جمهوري آينده از سوي جمهوري خواهان و مردم كشورش به خلف وعده متهم شود.
لزاكو افزود: شايد اقدام اوباما براي خارج كردن نيروها از عراق در صحنه سياست داخلي درست به نظر برسد اما آمريكا به استقبال خطر مهم تري رفته است. نوري مالكي نخست وزير عراق از مدت ها پيش با ايران رابطه خوبي دارد و خروج نيروهاي آمريكا از اين كشور مي تواند دو كشور را بيش از پيش به هم نزديك كند. به اين ترتيب اتحاد سه كشور ايران، عراق و سوريه كه مطمئناً براي آمريكا فاجعه بار محسوب مي شود، دور از تصور نخواهد بود.
نشريه فرانسوي نوشت: اكنون اين سؤال مطرح مي شود كه آيا ما در غرب 33 هزار نيروي خود را براي هيچ از دست داده ايم و براي هيچ، نزديك به 2 تريليون دلار در عراق هزينه كرده ايم؟ آيا اين اقدامات را انجام داده ايم تا ميدان را به ايران واگذار كنيم؟ تصميم اوباما مي تواند براي سياست خارجي و نيز مواضع راهبردي اين كشور هزينه سنگيني دربرداشته باشد.
همزمان روزنامه سعودي در تحليلي كه از سوي العربيه نيز بازتاب شده، نسبت به هزيمت و عقب نشيني آمريكا از عراق ابراز خشم كرده و نوشت: اين تصميم آمريكا سؤال هاي بسياري را ايجاد مي كند از جمله اينكه آيا آمريكا بعد از هزينه هاي هنگفت مالي و جاني، تسليم ايران مي شود؟ واقعيت اين است كه نفوذ ايران پيش چشم دولت فعلي آمريكا اتفاق افتاده و البته اين افزايش نفوذ در منطقه، مديون اشتباهات دولت قبلي آمريكا نيز هست. دليل عقب نشيني آمريكا هرچه باشد، نتايج آن فاجعه بار خواهد بود.
روزنامه سعودي از قاسم سليماني فرمانده سپاه قدس ايران به عنوان ژنرال وحشت ياد كرده و مي نويسد: آمريكا منطقه را تقديم اين ژنرال ايراني كرده است. قاسم سليماني كه در نوجواني پيشه بنايي داشت، بعدها فرمانده لشكر 41 ثارالله و سپس نيروي قدس شد و اكنون مورد اعتماد رهبر ايران است. به گزارش روزنامه آمريكايي مك كلثي، سليماني بود كه با ميانجي گري باعث توقف درگيري هاي خونين در سال 1387 در نجف و كربلا شد و غائله خوابيد. او همچنين ارتباطات خوبي با جلال طالباني رئيس جمهور عراق دارد.
الشرق الاوسط اضافه كرد: در سال 2005 و در اولين انتخابات پس از سقوط صدام، در حالي كه آمريكا و غرب با حمايت از ائتلاف العراقيه (كه شبكه تلويزيوني اي به همين نام دارد) و نخست وزيري اياد علاوي دست بالا را داشت، قاسم سليماني فعاليت خود را در حمايت از شيعيان كليد زد و به شدت به راهنمايي آنان براي پيروزي در انتخابات مشغول شد. پس از انتخابات، زماني كه جورج بوش انگشت هاي آغشته به مركب مردم عراق را نشان پيروزي بزرگي براي دموكراسي دانست، علاوي و متحدانش انتخابات را باخته بودند و در عوض، متحدان جمهوري اسلامي عرصه سياست عراق را از آن خود كردند. يك سال بعد، در آوريل سال 2006 آمريكا باز هم نگران بن بست مذاكرات براي برگزيدن نخست وزير جديد عراق پس از دومين دور انتخابات مجلس عراق شد و اين بار سليماني به منطقه سبز رفت تا با سياستمداران عراقي مذاكره كند و در پايان هم عراقي ها بر سر نخست وزيري نوري مالكي به توافق رسيدند. آمريكايي ها بسيار ناراحت بودند كه سليماني را در منطقه سبز مي ديدند.
روزنامه سعودي از قول زلماي خليل زاد تصريح كرد: «در آن زمان صحبت هايي از حضور سليماني در منطقه سبز بود. همان قدر كه مقامات آمريكايي سليماني را به جنگ افروزي متهم مي كنند، او در ايجاد صلح فعال بوده است. او آوريل سال 2008 در پايان دادن به درگيري هاي نيروهاي مقتدي صدر و نيروهاي عراقي در بصره، نقشي حياتي داشت؛ تهديدي كه مي رفت ناآرامي هاي آن گسترش يابد و پيامدهاي وخيمي براي عراق در پي داشته باشد.»
ابراز هراس مقامات آمريكايي و سعودي از نفوذ جمهوري اسلامي ايران در عراق در حالي است كه ايران و عراق به اعتبار علايق فرهنگي، مذهبي و سياسي مشترك، پيوند ناگسستني با يكديگر دارند.

نيويورك تايمز: بزرگترين اشتباه صدام بي خبري از قدرت ايران بود (خبر ويژه)

صدام با وجود برخي جاه طلبي ها دچار اشتباهات بزرگي شد و يكي از اين اشتباهات درباره ايران بود.
روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز اخيراً ده ها سند مربوط به ملاقات هاي صدام را كه از آرشيو محرمانه دانشگاه دفاع ملي بيرون آمده، منتشر كرده است. اين روزنامه ضمن مرور اسناد مذكور سعي كرده تا به روانشناسي صدام بپردازد. نيويورك تايمز در همين باره مي نويسد: صدام در درك معادلات ديپلماتيك ضعيف بود و با وجود جاه طلبي هايي كه در سرداشت، دچار اشتباهات بزرگي شد. يكي از اشتباهات محاسباتي او دست كم گرفتن توان ايران پيش از آغاز حمله به اين كشور بود.
آماتزيا بارام، كارشناس صهيونيست كه اسناد منتشر شده را مطالعه كرده به نيويورك تايمز گفت: صدام حسين در جلسه اي كه كمتر از يك هفته پيش از آغاز جنگ برگزار شد، ابراز خوشبيني كرده است با تجمع نظاميان عراقي در مرز، نيروهاي نظامي ايران دچار وحشت شوند و مقاومت چنداني نكنند.
براين اساس، واكنش گسترده نيروي هوايي ايران به حمله عراق و بمباران تأسيسات مهمي در نزديكي بغداد به گونه اي بود كه براي صدام حسين قابل باور نبود. يادآور مي شود ديكتاتور منفور عراق سرانجام به دست همان مبارزاني اعدام شد كه روزگاري تحت ستم وي قرار گرفته و به عضويت جبهه معارضان با صدام درآمده بودند. اين طيف بعدها در زمره بهترين دوستان ايران درآمدند.

هيلاري كلينتون : پشت صحنه فتنه سبز ما بوديم (خبر ويژه)

هيلاري كلينتون وزير خارجه امريكا به صراحت گفت كه اين كشور پشت صحنه فتنه سبز در ايران را در اختيار داشته است.
وي كه با برنامه نوبت شما از شبكه تلويزيوني بي بي سي فارسي صحبت مي كرد، ضمن تاكيد بر حمايت امريكا از فتنه گران در ايران گفت: « آمريكا بايد مواظب باشد طوري عمل نكند كه عامل و حامي اصلي اين جنبش جلوه كند، چون در آن صورت اعتبار جنبش و امنيت هواداران آن به خطر مي افتد».
كلينتون سپس به يك نمونه اشاره كرد گفت: «دولت آمريكا از بيرون ايران هر حمايتي از دستش بر مي آمد از معترضان كرد، از جمله از سايت توييتر خواست كه اعمال تغييرات خود را مدتي به تعويق بيندازد، اما در عين حال مراقب بود كه زياده روي نكند».
لازم به يادآوري است وي در همان سال 88 به صراحت گفته بود امريكا اقدامات زيادي در حمايت از معترضان در ايران انجام داده اما نمي تواند آنها را بازگو كند.
در ادامه اين گفت وگو وقتي يكي از مخاطبان درباره اتهامات اخير وارد شده به ايران سوال كرد كلينتون به جاي دفاع قاطع از اين موضوع به گفتن اين جمله بسنده كرد كه مدارك زيادي موجود است و سپس با لحني ترديد آميز گفت امريكا اميدوار است بتواند اين اتهام را در دادگاه اثبات كند.
وي درباره انگيزه كساني كه آنها را طراحان ترور مي خواند گفت: »فكر مي كنم كه طراحان اين ترور مي خواستند به آمريكايي ها اين پيام را برسانند كه در داخل خاك شما هم مي توانيم اقدام كنيم و از اين طريق به آمريكا دهن كجي كنند».
كلينتون در پايان اين گفت وگو اظهار داشت: «دولت آمريكا مي خواهد كه روابط خوبي با ايران داشته باشد و حتي مي خواهد كه تا پايان امسال يك سفارتخانه مجازي اينترنتي در تهران داشته باشد كه بتواند به پرسش هاي مردم ايران پاسخ دهد».
در حالي كه بي بي سي فارسي اخيرا با مشكلات بسياري دست به گريبان است به نظر مي رسد مصاحبه اختصاصي كلينتون با اين شبكه نوعي كمك به آن براي خروج از بحران هاي حاد داخلي بوده باشد.

اين آقا كارمند VOA نيست خبرنگار ويژه كيهان است! (خبر ويژه)

يكي از همكاران فرصت طلب و اخراج شده صداي آمريكا نحوه اخراج توأم با تحقير خود را شرح داد.
كوروش صحتي در مطلبي با عنوان «ناگفته هاي چگونگي جدايي ام[!] از صداي آمريكا» نوشت: چند روزي است كه همكاري چهارساله من با صداي آمريكا قطع شده است. از سوي ديگر سايتي كه در پوشش مبارزه با جمهوري اسلامي مدتها است كه به انتشار اخبار دروغين و ترور شخصيت فعالان سياسي و دانشجويي مشغول است، دليل قطع همكاري من و احمد باطبي با صداي آمريكا را با انتساب اتهاماتي، همكاري با حكومت ايران عنوان كرده است. روز يازدهم مهرماه 1390 از دفتر اداري بخش فارسي صداي آمريكا با من تماس گرفته و از من خواسته شد كه به آن دفتر مراجعه كنم. خانم مسئول بخش اداري به من اعلام كرد كه قرارداد من با صداي آمريكا از سوي آنها تمديد نشده و من بايد كارت خبرنگاري خود را تحويل دهم و آن روز آخرين روز كاري من در صداي آمريكا خواهد بود. من همچون بسياري از همكاران پيشين خود در صداي آمريكا، هيچ گاه كارمند رسمي صداي آمريكا نبوده و بعنوان قراردادي با اين شبكه همكاري داشتم.
وي ادامه مي دهد: پس از اعلام اين موضوع من با آقاي رامين عسگرد مدير جديد بخش فارسي صداي آمريكا صحبت كردم و از او خواستم كه دليل اين امر را برايم توضيح دهد. وي اعلام كرد كه تنها كمبود بودجه باعث اتخاذ اين تصميم بوده است.
جوابي كه البته براي من قانع كننده نبود، چرا كه در ماههاي پس از روي كار آمدن آقاي عسگرد، صداي آمريكا شاهد استخدامهاي متعددي بوده. البته اين استخدامها اكثرا از ميان جوانان ايراني- آمريكايي است كه تسلطي به زبان فارسي ندارند، از اوضاع و احوال ايران بي خبرند و تنها پس از گرفتن مدارك تحصيلي خود توسط آقاي عسگرد به مجموعه صداي آمريكا و با دريافت حقوقهاي بالا افزوده مي شوند.
صحتي با حمله به عسگرد نوشت: نكته مهم در ارتباط با سياستهاي جديد صداي آمريكا اين است كه اساسا انتخاب رامين عسگرد بعنوان مدير بخش فارسي اين شبكه با علامتهاي سوال بزرگي روبرو است. او يك ديپلمات وزارت امور خارجه آمريكااست، در تكلم و فهم زبان فارسي دچار مشكل است و سابقه هيچ گونه كار رسانه اي و ژورناليستي هم ندارد. باندبازي و ايجاد محيط يأس و نااميدي و ترس از دست دادن شغل در ميان همكاران از نكته هاي بارز در زمان مديريت وي است. اما مهمتر از اين مسائل، بحث فشارهاي سياسي خارج از مجموعه براي ايجاد تغييرات در بخش فارسي صداي آمريكا است. از سوي ديگر با فردي كه بطور طنزآميزي خود را رهبر جنبش دانشجويي ايران مي خواند، روابط گسترده اي دارد. امير عباس فخر آور براي اولين بار عسگرد را در سال 1385 در كنسولگري آمريكا در دوبي و پيش از آمدنش به آمريكا ملاقات مي كند.
اين آشنايي و دوستي تاكنون ادامه يافته است. وي مي افزايد: در تمام طول مدتي كه عسگرد در صداي آمريكا مشغول به كار بوده، بارها و بارها با فخرآور ديدار داشته است. در حالي كه فخرآور به من و ديگر دوستان هم دوره اي كه در صداي آمريكا مشغول به كار بوديم مرتبا توهين مي كرد، عسگرد حمايت از فردي چون فخر آور را به حمايت از كاركنان خود ترجيح داد. حتي در يك مورد اعجاب انگيز، حدود سه ماه پيش يك كارمند صداي آمريكا كه در بخش سايت صداي آمريكا مشغول به كار است بر سر يك مساله كاري به من فحاشي كرد و قصد ضرب و شتم مرا در ساختمان صداي آمريكا كه يك ساختمان متعلق به دولت فدرال آمريكا است، داشت. در اين ميان متاسفانه مشت محكمي از طرف وي به صورت آقاي يزديان اصابت كرد.
كوروش صحتي در نوشته خود، امير عباس فخرآور را به خاطر جور كردن سوژه براي كيهان، خبرنگار ويژه اين روزنامه در واشنگتن معرفي كرده است!