از ملك عبدالله پول گرفتيم كه محتاج خلق نباشيم! (خبر ويژه)

در حالي كه اغلب رسانه هاي اپوزيسيون از «ننه من غريبم بازي» سايت جرس در ادعاي مضيقه مالي خبر مي دهند، اين پايگاه اينترنتي بر ادامه مظلوم نمايي و توجيه تراشي جهت تعطيلي اصرار دارد.
جرس (ارگان حلقه از هم پاشيده لندن) در مطلبي به قلم عبدالعلي بازرگان از اعضاي گروهك نهضت آزادي، اعلام كرد: كفگير رسانه هاي سبز به ته ديگ خورده و ناصحاني كه در حسن نيت و قصد خدمت و دلبستگي شان به آزادي و استقلال ترديد نيست، ديگ هاي پر و پيمان همسايه را سراغ مي دهند كه بي منت مهمان نوازي مي كند و براي احسان و انسانيتش تعهدي هم انتظار ندارد. البته مي توان دهها دليل براي قانع كردن خود و ديگران در ياري طلبيدن از همسايگان تراشيد و حتي چنين درخواستي را هم حق قانوني خود در جوامع مدني امروز تلقي كرد. ولي وقتي جوانان برومندي در خانه هستند كه مي توان بر هنر و همت و بازوي پرتوان آنان اميد و تكيه داشت، چه دليل دارد عزت خودمان را ناديده بگيريم؟
وي روشن نكرد كه منظورش از جايگزين كردن كلمه همسايگان به جاي بيگانگان چيست و آيا منظور او همان دلارهاي بادآورده است كه برخي دست اندركاران فتنه از رژيم هاي مرتجع و فاسدي چون رژيم سعودي گرفته اند. يا همسايگان بي منت(!؟) ديگري هم مدنظر هستند؟! او متعرض اين واقعيت نيز نشده كه كساني چون كديور و ديگران بارها و به طور علني از محافل آمريكايي و غربي پول هاي كلاني به اسم جايزه و... دريافت كرده اند.
با اين حال بازرگان اذعان كرده كه قاطبه ايرانيان مقيم خارج حاضر نيستند كمترين كمك مالي به محافلي از نوع «جرس» و ... كنند. وي مي نويسد: 4 ميليون ايراني در خارج كشور زندگي مي كنند و ميانگين درآمد آنان در آمريكا (36000دلار در سال) 30% بيشتر از متوسط درآمد مردم اين ابرقدرت و ابرثروت است. با توجه به اين كه طبق آمار چند سال قبل، سرمايه ايرانيان مقيم خارج متجاوز 400ميليارددلار است، اگر هر ايراني با چنين امكاناتي فقط روزي يك دلار بپردازد، سيل چنين سرمايه اي از سر تمام سازمان هاي سياسي ما هم سر ريز خواهد كرد و همه امورمان سامان خواهد يافت! اما مي گويند ما ايراني ها عادت به خرج كردن براي امور اجتماعي نداريم! نمي دانم تا چه حد اين ادعا قابل اثبات است، چرا كه برخي هموطنانمان در خيرات و مبرات دست گشاده اي دارند، اما پيروان برخي آئين ها در آمريكا، به يك دلار در روز، كه تا ده درصد درآمد ماهيانه شان را به تشكيلات مورد باورشان مي پردازند و مي دانند كه چنين پرداختي به اضعاف مضاعف به خودشان برمي گردد. وي مي افزايد: كار ما هم از دو حال خارج نيست؛ با سازمان هايي كه تشكيل مي دهيم خدمتشان خريدار ندارد، كه طبيعي است تعطيل شوند و يا ملت خادمان خود را حمايت نمي كند، كه آن هم طبيعي است آسيب پذيرتر شود. طبق آمار منتشر شده بيش از 150 هزار دكتر و مهندس ايراني در آمريكا زندگي مي كنند كه اگر يك درصد آنها هم با روزي يك دلار از رسانه هاي ما حمايت كنند، مشكل بسياري از آنها حل خواهد شد.
نگاشتن چنين سوگنامه هايي در حالي است كه بنابر گزارش هاي موثق منتشره در رسانه هاي اپوزيسيون مقيم خارج، برخي از همين سر حلقه هاي فراري و مقيم برخي پايتخت هاي اروپايي و آمريكا، اقدام به خريد ويلا و خانه ها و خودروهاي گران قيمت در اين كشورها كرده اند كه البته احتمالا آن هم از محل همان كمك هايي است كه عضو نهضت آزادي مي گويد. به قول معروف «گدايي مي كنم تا محتاج خلق نشوم»!

با شير ماهي و نا رفيق و پلشت يك جمله ادبي بسازيد! (خبر ويژه)

يك عضو فراكسيون مشاركت در مجلس ششم برخي رفقاي خود را كه جزو حاميان اصلي موسوي در فتنه سبز بودند، متهم به پلشتي، نارفيقي، فرصت طلبي و خوش نشيني كرد.
احمد پورنجاتي در نوشته اي كه در فيس بوك منتشر شده، موسوي را به «شيرماهي از دريا جداافتاده»! تشبيه كرد.سپس به انتقاد از همه آنهايي كه مدعي بودند در صورت دستگيري موسوي قيامت خواهد شد اما حالا هيچ ككشان هم نمي گزد، پرداخت.
پورنجاتي رفتار اصلاح طلبان و فتنه سبزي ها را «بي مهري دوستان سابق، پلشتي هاي موجودات بي ريشه، نارفيقي هواشناسان عاقل و البته فرصت طلبي هاي خوش نشين هاي پاريس نشين» توصيف كرده است. دهها نفر از فتنه گران اصلي عضو ستاد اعم از عناصر حزبي و روزنامه نگار هم اينك در پاريس و لندن و برخي ديگر از پايتخت هاي اروپايي و آمريكايي اقامت گرفته اند كه از آن جمله مي توان به اميرارجمند، مزروعي، باستاني، حقيقت جو، علي اكبر موسوي خوئيني و... اشاره كرد.
پورنجاتي سوم خردادماه گذشته نيز ضمن نوشته اي كه از سوي برخي رسانه هاي ضدانقلاب به عنوان آفرينش ادبي معرفي شد، مدعي شده بود خاتمي با يك ليوان خاكشير يخمال و پاي برهنه، روي پوست خربزه رفته است. وي همچنين 23 مهرماه 1388 از «زيرآبي رفتن» خود و هم قطارانش نسبت به خاتمي خبر داده و در روزنامه اعتماد نوشته بود «آقاي خاتمي شيوه زيرآبي رفتن ما را نمي پسنديد. او به من و [...] گفت چرا راه قانون شكني را هموار مي كنيد؟ شما فكلي ها هستيد كه استبداد ما را تئوريزه مي كنيد... خاتمي در يك مورد ديگر از ما رنجيده بود از اينكه به مردم القا شود كه خاتمي به آنها كلك مي زند.» وي همچنين آن روز نوشته بود: كساني خاتمي را با رهبر اپوزيسيون عوضي گرفته بودند و جهت گيري برخي پيشنهادها رنگ و بوي مرزشكني و ناديده انگاري ساختارهاي قانوني نظام را داشت.
مدتي پس از اين نوشته بود كه بتدريج حتي براي بي خبرترين افراد معلوم شد موسوي دقيقا نامزد گروهك هاي ضدانقلاب براي اپوزيسيون بازي و مرزشكني است.
    
بدبيني 90 درصد شهروندان غربي به آينده اقتصاد سرمايه داري (خبر ويژه)

بيش از 90 درصد شهروندان در كشورهاي سرمايه داري نسبت به آينده و چشم انداز اقتصادي خود بدبين هستند و كمتر از 10 درصد نسبت به آينده خوش بيني دارند.
شبكه بي بي سي دراين باره اعلام كرد: طبق نتايج نظرسنجي در 25 كشور جهان، مردم در كشورهاي ثروتمند نسبت به چشم انداز اقتصادي خود خوش بين نيستند. بر اين اساس خوش بيني به بهبود وضعيت اقتصادي در انگليس، فرانسه و ژاپن تك رقمي (زير 10 درصد) است.
اين شبكه همچنين به هشدار سازمان بين المللي كار (آي ال او) اشاره كرد و افزود: براساس هشدار اين سازمان، اقتصاد جهاني در آستانه يك ركود تازه و عميق تر قرار دارد و دست كم 5 سال زمان مي برد تا اقتصادهاي سرمايه داري از نظر اشتغال به ميزان پيش از بحران بازگردند. براساس اين گزارش خطر ناآرامي در 45 كشور در حال افزايش است.
انتشار اين گزارش ها در حالي است كه جنبش ضد سرمايه داري از جنبش وال استريت را تسخير كنيد، به كشورهاي مهم اروپايي و كشورهاي اقماري سرمايه داري در جنوب شرق و شرق آسيا سرايت كرده است.
    
چرا كمك مالي و حمايت آمريكا را انكار كنيم؟! (خبر ويژه)

يكي از اعضاي مركزيت سازمان منافقين با تاكيد بر لزوم دريافت كمك هاي مالي از رژيم آمريكا، نوشت: اظهارات خانم كلينتون حاكي از اين است كه آمريكا آماده است در موقع لزوم حمايت خود از اپوزيسيون جنبش سبز را آشكار كند.
«حسين-ب» با وجود حفظ ارتباط با اين گروهك نفاق ادعا مي كند از سازمان جدا شده است. وي با وجود استقبال از اظهارات كلينتون مبني بر آمادگي براي حمايت از گروه هاي ضدانقلاب، اذعان كرد: كسي نمي تواند انتظار داشته باشد كه سناريوي آمريكا عليه عراق در مورد ايران تكرار شود. نه ايران عراق است، نه آمريكا توان يك ماجراجويي جديد را در خود دارد و نه افكارعمومي در آمريكا و جهان اجازه اين كار را مي دهند.
وي همچنين درباره سخنان وزير خارجه آمريكا نوشت: وي لازم مي بيند تاكيد كند آمريكا آماده است در صورتي كه مخالفان در ايران بخواهند به كمك آنان بشتابد. او ادعاي حمايت نكردن از جنبش سبز را در مصاحبه اخير رد مي كند و اضافه مي كند كه آمريكا به توصيه فعالان جنبش سبز از حمايت علني از جنبش خودداري كرده است. اين سخن البته بي پايه نيست. اسناد ويكي ليكس دست كم يك مورد از اين توصيه ها را نشان مي دهد، آقاي داريوش امير ارجمند، پس از خروج از ايران در ژانويه گذشته، به عنوان مشاور حقوقي موسوي به يك نماينده دولت آمريكا در استانبول توصيه مي كند كه «علنا طرف اپوزيسيون را نگيريد» چرا كه رژيم از آن به عنوان مدركي عليه موسوي و ديگران استفاده خواهد كرد. اظهارات خانم كلينتون نشان مي دهد كه آمريكا نمي خواهد چندان به اين ملاحظات اعتنا كند و بلكه آماده است تا در موقع لزوم حمايت خود را آشكارا ابراز دارد.
اين منافق مقيم آلمان در نوشته خود كه از سوي سايت «ايران امروز» منتشر شده، مي نويسد: صرف نظر از برخورد طبيعي و تند رژيم به اظهارات خانم كلينتون، برخي از نيروهاي اپوزيسيون نيز به آن واكنش نشان دادند. اپوزيسيون ايران عموما در برابر اتهام «وابستگي» به قدرت هاي خارجي حساسيت نشان مي دهد و آن را با «استقلال» خود منافي مي داند، و از اين رو بسياري سعي كردند نظرات خانم كلينتون را تخطئه كنند و خود را منزه تر از آن نشان دهند كه از چنين «كمك هايي»استقبال كنند. اين البته به آن معنا نيست كه نيروهاي اپوزيسيون از دريافت كمك هاي خارجي اجتناب مي كنند؛ بلكه دريافت اين كمك ها به صورت علني، و يا درخواست آن ها، در فرهنگ سياسي ايران چنان مذموم و ناپسند شمرده مي شود كه كمتر كسي حاضر است رسما و علنا به آن معترف باشد. اين امر صرف نظر از دورويي مستتر در آن، از يك بيماري مزمن و فلج كننده در اپوزيسيون ايران حكايت مي كند و آن را از برقراري ارتباط سالم [؟!] با جهان خارج ناتوان مي سازد.
وي سپس از «نقش انگليس در [شكست] نهضت مشروطه و نقش آمريكا در كمك به دولت ملي مصدق»؟! تمجيد كرد و بر اساس اين مبناي انباشته از توهم نوشت: بنابراين دخالت هاي خارجي هميشه منفي نبوده است. اما مسئله اصلي اين است كه تا كي بايد تاريخ تعيين كننده روابط امروزين جوامع و ملل باشد؟ فرهنگ اپوزيسيون سخت گرفتار طلسم تاريخ است. حاكميت است كه تعيين مي كند دوستان و دشمنان ايران كيانند و اپوزيسيون از اين كه وابسته به آنان شناخته شود، واهمه دارد و برخي سران آن هنوز آمريكا را دشمن مي دانند.
[ يادآور مي شود گروهك تروريستي منافقين با همين مهملات و خزعبلات، رسما به نوكري رژيم صدام و سازمان هاي جاسوسي سيا و موساد درآمد و سبعانه ترين جنايت ها را عليه ملت ايران و منتخبان آن در دولت و مجلس ترتيب داد!].
عضو گروهك منافقين در پايان نوشته است:اپوزيسيون نبايد از تعامل با شيطان بزرگ هراسي داشته باشد و نگذارد طلسم تاريخ و فرهنگ سياسي ايران او را اسير كند.
در همين حال پايگاه اينترنتي «اخبار روز» وابسته به طيف ديگري از اپوزيسيون مقيم آلمان و فرانسه، ضمن موضع گيري عليه اظهارات رياكارانه هيلاري كلينتون نوشت: سرنوشت كشورهايي كه به اسم آزادي ويران كرده ايد، پيشكش خود شما باد. خانم كلينتون! ممكن است بفرمائيد شما غربي ها در كدام كشور دموكراسي برده ايد كه حالا از ما ايرانيان مي خواهيد تا از شما خواهش كنيم به كمك مان براي استقرار دموكراسي و آزادي بشتابيد؟! سرنوشت افغانستان كه مشخص است و بعد از ده سال به هر در و ديواري مي كوبيد تا طالبان با شما و مترسكتان «حامد كرزاي» آشتي كنند. چلبي و علاوي تان هم كارش در عراق نگرفت و مجبور شديد مملكت را بدوستان جمهوري اسلامي بسپاريد... خانم كلينتون! ما بايد به چه درجه از فلاكت و بي مسئوليتي رسيده باشيم كه اختيار خود را به دست قدرت هاي بيگانه اي چون شما آمريكايي ها و شركاي اروپايي تان بسپاريم تا هم استقلال و هم آزادي ما را سلب كنيد. هر كس اختيار و سرنوشت خود را به شما سپرده، يقينا مردني است.
اخبار روز همچنين افزود: ممكن است برخي از ايرانيان مستاصل بي وطن و يا آناني كه عرق ميهني ندارند از شما درخواست كمك نمايند اين دسته كه سر به آستان نوكري شما مي سپارند و از شما و دوستان اروپائي تان دعوت به مداخله و حتي بمباران وطنشان و مردم سرزمينشان مي كنند، اين مزدوران، ايراني نيستند.

انتخابات 88 نشان داد كه سكولارها اندك و اسلامگرايان پرشمارند (خبر ويژه)

يك پژوهشگر همكار حزب مشاركت و مقيم آمريكا، نيروهاي اسلامگرا را داراي دست بالاتر در انتخابات كشورهاي دستخوش انقلاب در خاورميانه معرفي كرد.
حسين قاضيان مدتي با عباس عبدي در مؤسسه پوششي نظرسنجي (موسوم به آينده) همكاري داشت و اكنون با دانشگاه سيراكيوز نيويورك همكاري مي كند. وي در گفت وگو با صداي آمريكا درباره تحولات انقلابي خاورميانه گفت: «نيروهاي اسلامگرا دست بالايي در انتخابات هاي اين كشورها خواهند داشت. رويدادهاي اخير تونس و حوادث مصر و يا رويدادهايي كه بعداً در ليبي پيش خواهد آمد در واقع حكايت از همين پيش بيني هاست.
نيروهاي اسلامگرا در اين جامعه ها به نحو تاريخي شبكه هاي خود را حفظ و به عنوان يك نيروي اجتماعي قادر به سازماندهي شده اند در حالي كه ساير نيروها از چنين توانايي اي برخوردار نبوده اند.»
وي افزود: ديكتاتورهاي حاكم در اين كشورها، به نام سكولاريزم و به پشتوانه كشورهاي غربي عليه نيروهاي مذهبي اقدام مي كرده اند بنابراين به هنگام سقوط چنين رژيم هايي گزينه هايي از درون همان سركوب شده ها بيرون مي آيد يعني نيروهاي مذهبي با گرايش ناملايم عليه غرب.
وي چرايي پيروزي اسلامگرايان را چنين توضيح داد كه؛ در انتخابات هر نفر فقط يك رأي دارد. ممكن است خانواده هاي مذهبي سنتي خيلي در انظار ظاهر نشوند. شما در همان روزهاي اوج تبليغات انتخاباتي سال 88 در ايران، طرفداران احمدي نژاد را كمتر مي ديديد اما همين طرفداران در روز رأي گيري به پاي صندوق هاي رأي رفته و به او رأي دادند. در ساير كشورهاي اسلامي نيز همين طور است.
     
كواكبيان: علي مطهري سرآمد اصولگرايان است! (خبر ويژه)

يك عضو اقليت مجلس مي گويد: علي مطهري به اطلاح طلبان انگيزه مي دهد.
خبرگزاري ايلنا كه به تازگي از قول يك عضو گروهك نهضت آزادي خواستار باز شدن فضا براي اصلاح طلبان و حضور آنها در عرصه سياست و انتخابات شده بود، از قول كواكبيان نوشت: پايبندي علي مطهري به عنوان يك اصولگراي واقعي به اصول، براي ما اصلاح طلبان هميشه نشاط بخش بوده و علاوه بر آن در ما ايجاد انگيزه كرده، تا بهتر بتوانيم در دست يابي به هدف هاي خودمان اصرار داشته باشيم.
وي گفت: آقاي علي مطهري يك اصولگراي واقعي است كه پايبندي او به اصول، براي ما اصلاح طلبان ايجاد انگيزه مي كند.
اين عضو اقليت در خصوص ارزيابي خود از عدم راي نمايندگان مجلس به استعفاي مطهري اظهار داشت: اعتقادم اين است كه اگر بخواهيم 10 نفر اصولگراي واقعي در مجلس هشتم نام ببريم، حتما علي مطهري سرآمد اين اصولگرايان است. گفتني است مرزبندي دو سه نفر از اعضاي فراكسيون اصولگرايان با جريان اقليت مجلس كه هنوز نسبت خود را به روشني با دست اندركاران فتنه (خاتمي و موسوي و كروبي) روشن نكرده اند و در مواقع مقتضي به جانب همان ها ميل مي كنند، كاملا از ميان رفته است و اين طيف بده بستان كاملي با طيف ياد شده برقرار كرده اند. حال سوال اين است كه با وجود پايبندي يا انفعال و تسليم قاطبه مدعيان اصلاح طلبي به شبكه نفاق جديد و فتنه گر، آن دو سه نفر انگشت نما براساس كدام سنخيت، متجانس مدعيان اصلاح طلبي شده اند؟