همه جا صدايت هست
همه جا صدايت هست
سيد محمد عماد اعرابي
«اوضاع اصلاً خوب نيست.» اين شايد ساده ترين جمله اي باشد كه اين روزها دولتمردان آمريكايي و اسرائيلي در گوشه و كنار كاخ رياست جمهوري يا در تماس هاي محرمانه با يكديگر براي توصيف جهان به كار مي برند. چيزي به خاطره تلخ 4 نوامبر (13 آبان) براي دولتمردان آمريكا باقي نمانده كه رئيس جمهور اوباما مثل هميشه سوار بر اتومبيل ويژه در راه رسيدن به كاخ سفيد اخبار را مرور مي كند(1) و اين بار: «بندر اوكلند به دست معترضان افتاد.» اين اولين خبري نيست كه اين روزها رئيس جمهور ايالات متحده را آزار مي دهد و البته اوباما خوب مي داند كه آخرين اش هم نخواهد بود. هر چند قبلاً گفته بود «از طريق تلويزيون متوجه اين اعتراضات شدم»(2) اما حالا كافي است پشت به تلويزيون بايستد و از پنجره تمام قد دفتر كار مخصوص اش نگاهي به بيرون بياندازد؛ نيازي به حضور معترضان پشت نرده هاي كاخ سفيد نيست، اگر باهوش باشد مي تواند از چند برابر شدن گاردهاي امنيتي به وخامت اوضاع پي ببرد. هر قدر كه صداي همهمه معترضان گنگ و نامفهوم باشد اما دست نوشته ها و تابلوهاي شان فرياد مي زند «Capitalism Doesnصt Work» (سرمايه داري به كار نمي آيد)، «Capitalism Can Not Be Reformed» (سرمايه داري اصلاح پذير نيست)، «We feel asleep for a while Just Woke Up» (ما مدتي خواب بوديم، فقط بيدار شديم، همين!)، « 99% We Are » (ما 99 درصديم) تابلوهايي كه حالا ديگر فقط در وال استريت نصب نشده؛ از نيوجرسي تا ساكرامنتو در دست پير و جوان مي شود يكي از آنها را ديد.
يك بازي ساده؛ بياييد خودمان را جاي مسئولين آمريكايي و اسرائيلي بگذاريم:
در كمتر از 6 ماه چهار دوست و متحد ارزشمند خود را در قلب انرژي جهان يعني خاورميانه از دست مي دهيد؛ تونس، مصر، يمن و ليبي از كنترل خارج مي شوند. عربستان، اردن و بحرين در شرايط آرام به سر نمي برند و حالا ديگر جريان نفت در دست تان نيست. هر چند سعي مي كنيد با گزينش و سانسور اخبار، قيام هاي مردم را به نفع خود مصادره كنيد و ماهيت ضد آمريكايي آن را نشان ندهيد اما در عرض يك هفته دو رويداد جنجالي همه چيز را به هم مي ريزد: تسخير سفارت اسرائيل و تسخير دانشگاه آمريكا در قاهره. دو اتفاقي كه پيام روشني را به جهان مخابره كرد: اين جنبش ها هرچه باشد حافظ منافع آمريكا و اسرائيل نيست. زخم افغانستان هر روز كهنه تر مي شود و تلفات نظاميان در عراق هر روز بيشتر. تمام اين حوادث بعلاوه اقتصادي شكست خورده، به تنهايي براي دق دادن يك رئيس جمهور كافي است اما دولتمردان آمريكا و اسرائيل وقتي اولين سكته را مي زنند كه شهروندان خشمگين شان را به نشانه اعتراض در كف خيابان ها مي بينند صحنه اي كه خيلي دوست داشتند در سال 1388 در ايران ببينند اما... حالا كابوس حكومت سرمايه داران شروع مي شود؛ ديگر پشتوانه مردمي وجود ندارد و حكومت از ملت جدا افتاده است. ولي چاره چيست؟ چگونه بايد اين شكاف را حتي به صورت موقت پر كرد و چگونه بايد مردم را با دولت متحد كرد؟
جواب اما چندان پيچيده به نظر نمي رسد! «بايد مردم را بترسانيم.» اين راه حلي است كه پيش تر نيز آمريكا و اسرائيل براي جلب پشتوانه مردمي تصميمات شان از آن استفاده كردند، لااقل يك بارش را همه به ياد داريم: 11 سپتامبر .2001 اما در سال 2010 آنها دو دستاورد تازه دارند: اقتصاد ورشكسته و ارتش به گل نشسته. ديگر تصميم به حمله نظامي حتي اگر بخواهند هم مقدور نيست اما «ترساندن مردم» هنوز هم مفيد است، حداقل براي مدتي مي تواند دولت و مردم را متحد كند. حالا مي توانيد نگاهي به اخبار جهان بياندازيد: «ايران قصد ترور سفير عربستان در آمريكا را داشت»، «آژانس انرژي اتمي از فعاليت هاي هسته اي ايران ابراز نگراني كرد»، «سپاه قدس عامل ترور سفير عربستان در آمريكا»، «گزارش آژانس، ايران را به فعاليت اتمي نظامي متهم مي كند»، «ايهود باراك: ايران اتمي، اسرائيل را محو مي كند» و...
اوضاع در آمريكا، اسرائيل و كشورهاي غرب اصلاً خوب نيست كه دست به دامن چنين فضاسازي هاي رسانه اي شده اند تا مردم را از ترس غول خود ساخته تروريست با دولت متحد كنند. نفس ابرقدرت(!) جهان به شماره افتاده آنقدر كه دست به دامن منصور ارباب سيار شده تا شايد معضلاتش حل شود.
«اوضاع اصلاً خوب نيست.» اين جمله را 32 سال پيش «ويليام گريفيث»(3) در تحليل انقلاب اسلامي ايران براي مأموران آمريكايي نوشت و تجديد حيات اسلام را هشدار داد: «انقلاب ايران يكي از اصيل ترين تحولات ديني و سياسي زمان ما را تشكيل داده است. اين همان گرايش به اصول اسلامي است كه [...] باعث مشكلاتي براي غرب خواهد شد.»(4) گريفيث حتي تلويحاً به مأموران CIA اعلام كرد كه [امام] خميني دعوي جهاني دارد: «اسلام خيلي بيشتر از يك دين است[...] در واقع جمعيت اسلام «امت» به قدري جامع است كه مفهوم مردم- كشور در مقام مقايسه با عالم اسلام نارسا مي باشد»(5) حالا پيش بيني او به واقعيت نزديك مي شود. اين روزها شايد جوانان وال استريت، نيوجرسي، اوكلند، شيكاگو و... نام [امام]خميني(ره) را نشنيده باشند اما هم صدا با او عليه سرمايه داري شوريده اند. شورشي عليه مستكبران در حمايت از مستضعفين و پابرهنه ها، شورشي كه به اعتراف «ويليام گريفيث» محقق مركز مطالعات بين الملل ماساچوست، ايران و در رأس آن آيت الله خميني(ره) پايه گذارش بود. راستي! سيد روح الله تو نيستي اما اين روزها همه جا صدايت هست...
ـــــــــــــــــــــــــــ
1- خاطرات هميلتون جردن، رئيس ستاد كاركنان كاخ سفيد.
2- اينديپندنت
3- مركز مطالعات بين الملل مؤسسه تكنولوژي ماساچوست (MIT)
4- اسناد لانه جاسوسي. انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي. ج .14 ص 163
5- پيشين
بسم رب النور