كيهان گرا مي دهد رئيس VOA اخراج مي كند! (خبر ويژه)

«اين شك برانگيز و نگران كننده است كه پيش از هر تسويه حساب واخراجي در صداي آمريكا، خبر آن يك يا دو روز قبل در كيهان منتشر مي شود».
يك پايگاه اينترنتي وابسته به ضد انقلاب، ضمن درج مطلب فوق نوشت: برخي اتفاقات در روزهاي اخير، شك و ترديدهاي فراواني را در ميان اپوزيسيون ايراني داخل و خارج از كشور به وجود آورده و همه را نگران پيش آمدهايي كرده كه در صداي آمريكا مي گذرد. نخست آن كه در پديده اي نادر، پيش از هر تسويه حساب و اخراجي كه در صداي آمريكا صورت مي گيرد و دقيقا يك يا دو روز قبل آن، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي «كيهان»، خبرش را پيشاپيش اعلام مي كند. اين رويه در مورد احمد باطبي، كورش صحتي، و محسن سازگارا، بدون كوچك ترين تفاوتي انجام شد.
«ايران گلوبال مي افزايد: در خوش بينانه ترين حالت مي توان گمان كرد انجام اين عمل بر دوش بعضي از نيروهاي نفوذي است كه به صداي آمريكا راه پيدا كرده اند.
سايت ياد شده همچنين نوشت: هنگامي كه حدود يك سال پيش زمزمه هايي از تغيير و تحولات در «صداي آمريكا» به گوش مي رسيد، همگي از شنيدن آن خوشحال شدند.هيچ كس شكي نداشت كه روند نزولي برنامه هاي اين شبكه كه مدتي بود آغاز شده به مرحله خطرناكي رسيده است. به طوري كه بر طبق آمار غيررسمي «صداي آمريكا» ميدان را به رقباي تازه كاري نيز واگذار كرده است. «صداي آمريكا» مدت هاست كه قافيه را به رقبايش باخته است. تغيير ضروري به نظر مي رسيد اما براي همه مهم اين بود كه مدير جديد چه كسي خواهد بود.
ايران گلوبال مي افزايد: نام رامين عسگرد كه به عنوان مدير جديد اين شبكه بر سر زبان ها افتاد، دهان بسياري از تعجب باز ماند. با يك نگاه ساده به سوابق كاري ايشان، هر انسان ساده و ناآشنا به رسانه اي هم مي توانست بفهمد كه اين انتخاب درستي نمي تواند باشد. «عسگرد» در سوابق خود هيچ گونه سابقه كار در زمينه رسانه و حتي سرگرمي نداشت و جالب تر آن كه به عنوان مدير شبكه فارسي زبان حتي قادر نبود به رواني فارسي را صحبت كرده و يا به آساني بفهمد. «عسگرد» در زمان مديريت «دفتر نمايندگي منطقه اي ايران» طرحي را ارائه كرده بود تا با استفاده از ماليات هاي مردم آمريكا، از شوراي ملي ايرانيان آمريكا (NIAC) حمايت كند.
مدت ها بعد معلوم شد كه علت روابط نزديك او با «تريتا پارسي» چه بوده است. تغييرات در صداي آمريكا اجتناب ناپذير به نظر مي رسيد اما عدم آشنايي «عسگرد» با رسانه و هم چنين با فضاي سياسي درون ايران و مخالفان باعث شد عده اي بتوانند به راحتي او را فريب داده و با حذف شماري از كارمندان گذشته، نيروها و افرادي را به اين شبكه نزديك كنند كه كم ترين سوابقي در امر رسانه نداشته و از علم سياست نيز بي بهره اند.
اين پايگاه اينترنتي همچنين از نفوذ گسترده دستگاه هاي امنيتي ايران در ميان رسانه هاي اپوزيسيون از جمله صداي آمريكا خبر داده و نوشته است: آنچه مسلم است اين كه كنشگران و روزنامه نگاران اپوزيسيون بايد اتفاقات صداي آمريكا را به خوبي زير نظر داشته باشند.


آمريكا از سر ترس تهمت مي زند ايران قدرت بلامنازع منطقه شده است (خبر ويژه)

تحليل گران منطقه اي، علت ايراد اتهام از سوي آمريكا عليه ايران را «بلارقيب بودن جمهوري اسلامي در منطقه» مي دانند و معتقدند كاخ سفيد فقط ايران را رقيب جدي خود در منطقه تلقي مي كند.
«ميدل ايست آن لاين» درباره اتهام دو هفته پيش آمريكا عليه ايران مبني بر طراحي ترور سفيرسعودي نوشت: فارغ از محتواي اتهام، بسيار روشن است كه تبليغات گسترده اي براي متوقف كردن نفوذ و قدرت گرفتن در منطقه آغاز شده است. آمريكايي ها اكنون به اين باور رسيده اند كه اصلي ترين و جدي ترين رقيبشان در منطقه ايران است به ويژه كه در جنگ با عراق نيز مجبور شدند نفوذ ايران در اين كشور را به رسميت بشناسند.
به گزارش «ديپلماسي ايراني» در ادامه اين تحليل آمده است: آمريكايي ها نخستين زلزله از سوي ايران را از ناحيه عراق احساس كردند. بسيار كم بودند كساني كه ماهيت واقعي و تاثيرگذاري شگرف تغيير نظام در عراق را كه به دخالت نيروهاي آمريكايي در اين كشور انجاميد، درك كنند. سياست هاي اشتباه و سراسر فاجعه آميزي صدام حسين بود كه عراق را از توطئه اي به توطئه ديگر وارد كرد اما خطاي آمريكايي ها در اين بود كه پس از سرنگوني نظام صدام حسين اشتباهات بسياري را در عراق مرتكب شدند. از اين اشتباه ها ايران توانست نهايت استفاده را ببرد و فورا براي خود جاي پا محكمي باز كند. چه كسي مي تواند شك داشته باشد كه نوري مالكي اگر براي بار دوم نخست وزير شد، به اين دليل بود كه حمايت قاطع ايران را پشت سر خود داشت. او توانست به رغم شكست در برابر اياد علاوي، نخست وزير شود و دولت تشكيل دهد.
تحليلگر ميدل ايست آن لاين مي نويسد: وضعيت لبنان نيز به همين ترتيب است. دولت فعلي لبنان با حمايت و مديريت قاطع ايران توانست بدون حضور سعد حريري و متحدانش در دولت تشكيل شود و به حيات خود ادامه دهد. خيلي خنده دار در عين حال گريه آور است كه آمريكايي ها با اين همه ادعا بگويند نمي دانند چه شد كه عراق از كنترلشان خارج شد، لبنان سازي مغاير با ساز آنها زد و حالا هم كه سوريه ناآرام شده، چرا ايران و عراق و لبنان از آن حمايت مي كنند.
در ادامه اين تحليل آمده است: آمريكايي ها چيزي را درو مي كنند كه خود كاشته اند. آنها بذر كينه اي را كاشتند و حالا طبيعي است كه منطقه به دو دسته تقسيم شود. آنها در حقيقت فرصت هاي طلايي را يكي پس از ديگري ناخواسته و ندانسته براي ايران فراهم آوردند. آمريكايي ها بايد بدانند كه اين تازه اول راه است. هنوز زلزله هاي سهمگين را احساس نكرده اند. البته پيش لرزه هاي آن را احساس كرده اند براي همين است كه هشدار مي دهند. اتهام آنها يك پيام بزرگ دارد و آن اين كه ايران مي خواهد فراتر از توانايي هاي منطقه اي خود فعاليت كند و اين برايشان غيرقابل قبول است اما هيچ چيز نمي تواند جلوي حركت تاريخ را بگيرد. كل منطقه تغيير خواهد كرد. ايران مي تواند از اين فرصت نهايت بهره را ببرد و همچنان آمريكايي ها را متحير نگه دارد.
ميدل ايست آن لاين تاكيد كرده است: كسي نمي تواند اين تصور را از ذهن خود دور كند كه ايران مي تواند بازوهاي نفوذ خود را تا عراق و لبنان و پس از آن سوريه و از اين سو تا خليج فارس و بحرين به قدري گسترش دهد كه جاي خالي قدرت هاي بزرگ را در منطقه پر كند.
نگراني ويژه رابطين خوب «لانه»براي اصلاح طلبان (خبر ويژه)

يك عضو گروهك نهضت آزادي خواستار فراهم شدن شرايط حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شد.
خبرگزاري ايلنا وابسته به اصلاح طلبان، از قول غلام عباس توسلي نوشت: بايد شرايط براي حضور اصلاح طلبان در انتخابات مهيا شود. مسئولين بايد به طور صريح اعلام كنند كه تا چه حد اصلاح طلبان مي توانند در صحنه حضور داشته باشند و اگر مشكلي براي اين حضور است حل شود. هنوز هيچ اتفاقي كه نشان از پذيرش حضور اصلاح طلبان در انتخابات باشد نيفتاده و بحث ها كلي است و كسي وارد جزئيات حضور اصلاح طلب ها نشده است.
وي با تاكيد بر اينكه بايد از مسئوليني كه مانع برگزاري همايش اصلاح طلبان شدند پرسيد كه چرا اجازه برگزاري يك پيش همايش را به اصلاح طلبان نداده اند؟ گفت: مسئولين از يك سو حرف از پذيرش حضور اصلاح طلبان مي زنند و از سوي ديگر از برگزاري همايش اصلاح طلبان جلوگيري مي كنند.
يكي از دلايل بدگماني نيروهاي انقلاب و نهادهاي نظارتي به طيف هاي موسوم به اصلاح طلب عدم مرزبندي با گروهك هاي نفاق و بدتر از آن تعريف پروژه هاي مشترك با اين گروهك هاست كه نمونه روشن آن در آشوب آفريني سال 1378 و 1388 مشاهده شد. ميرحسين موسوي در ماه هاي منتهي به انتخابات رياست جمهوري، هرگونه ارتباط با گروهك نهضت آزادي را كه حضرت امام آنها را بدتر از منافقين معرفي كرد، تكذيب مي كرد اما به تدريج برخي رسانه هاي وابسته به فتنه سبز نظير كلمه رأساً به علني كردن برخي از اين ارتباطات و مراودات مبادرت كردند حال آن كه يكي از ملاك هاي روشن خط امام، مرزبندي با گروهك نهضت آزادي و آلودگان به لانه جاسوسي آمريكا بود. ارتباطات طيف تندرو اصلاح طلبان با نهضتي ها و گروهك هاي نفاق مشابه تا آنجا پيش رفت كه عملا اين گروهك تبديل به مرشد و راه بلد اصلاح طلبان شدند. حمله به قانون اساسي، امام خميني(ره)، ولايت فقيه و رهبري و مباني اسلامي در تجمعات آشوبگران، از جمله نتايج پيوند اصلاح طلبان (منافقين جديد) با منافقين قديمي بود.
در عين حال اظهارات عضو گروهك نهضت آزادي درباره لزوم مهيا شدن شرايط حضور اصلاح طلبان در انتخابات نشان مي دهد، ادعاي عدم حضور در اين عرصه و احتمال تحريم انتخابات بلوفي بيش نيست.

ترس انباشته از شرم بر غرب سايه افكنده است (خبر ويژه)

پس از اتفاقات مصر در زمينه درخواست حكومت اسلامي، پيروزي اسلامگرايان در انتخابات تونس و تاكيد انقلابيون ليبي بر لزوم بازگشت به شريعت، ترسي آكنده از شرم بر كشورهاي غربي سايه افكنده است.
هفته نامه فرانسوي اكسپرس ضمن درج اين خبر تأكيد كرد: هراس از به قدرت رسيدن اسلامگرايان و شرم از حمايتي كه اروپاي دموكرات طي سالهاي متمادي از رژيم هاي ديكتاتور در كشورهاي عرب و خاورميانه به عمل آورده، غرب را فرا گرفته است.
اكسپرس معتقد است: اين ترس امروز بدان جهت فزوني گرفته كه ديكتاتورها در كشورهاي عربي سقوط كرده، اما رژيم هاي مطلوب غرب جايگزين آنها نشده اند.
اكسپرس مي افزايد: اين نگراني وجود دارد كه فرزندان روسو و دكارت درغرب، موتور دموكراسي را براي به قدرت رسيدن اسلامگرايان به كار گرفته باشند چرا كه با تكيه بر معيارهاي دموكراتيك يعني انتخابات، اسلامگرايان به سادگي خواهند توانست مشروعيت لازم و پيروزي را در كشورهاي خود به دست آورند.
اين هفته نامه دلداري دادن خود با اين مستمسك كه شايد ميانه روها روي كار آيند، را بي مبنا مي خواند و معتقد است به احتمال قوي تجربه 20 سال پيش الجزاير كه در آن اسلامگرايان روي كار آمدند، تكرار شود. اكسپرس روند انتخابات در كشورهاي اسلامي را «سناريويي براي به دام انداختن اين كشورها از سوي اسلامگراها»! خوانده است.

مجتهد جرس «آرش بي خدا» از آب درآمد! (خبر ويژه)

فردي كه برخي سايت هاي فتنه گر از او به عنوان مجتهد و طلبه حوزه علميه ياد مي كردند، همان كسي است كه با اسم مستعار آرش بي خدا(!) مقاله مي نوشت و عكس هاي همراه با كراوات وي در فضاي مجازي موجود است!
نزديك به يك سال از بازداشت فردي به نام آرش هنرور شجاعي به خاطر اقدام عليه امنيت ملي، تبليغ عليه نظام، توهين به مقدسات و جعل اسناد و مدارك تحصيلي مي گذرد. به تازگي برخي از سايت هاي فتنه گر نظير «جرس» او را طلبه حوزه علميه و داراي درجه اجتهاد معرفي كرده اند، در عين حال چند سايت ديگر هم به نقل از مادر وي نوشته اند كه وي درس هاي حوزوي را از روي سي دي يا به شكل آنلاين خوانده است!
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان آرش هنرور شجاعي با نام مستعار «آرش بي خدا» با ارتباط با برخي سفارت هاي اروپايي فضاي تبليغي ضددين را پيگيري مي كرد. وي يكي از همكاران سايت ها در داخل كشور بود كه اقدام به انتشار مطالب الحادي و كفرآميز عليه مباني ديني و اسلامي مي كردند.
در تحقيقات انجام شده از دستگيرشدگان اين سايت ها نقش برخي از سفارتخانه هاي كشورهاي اروپايي و عناصر صهيونيستي از جمله عوامل فرقه ضاله بهائيت در اين اقدام دين ستيزانه كشف شد و متهمان نيز به داشتن ارتباط با عوامل بيگانه اعتراف كردند. در اين ميان فرد ياد شده (آرش) نه در قم بلكه در سعادت آباد تهران بازداشت شده است. وي دوران كودكي و جواني خود را اين گونه توصيف مي كند: «پدرم در دوران قبل از انقلاب سمپاد چريك هاي فدايي خلق بود به همين دليل، تحت فشار بسيار از ايران خارج شديم و به آلمان رفتيم. كودكي من در اين عوالم گذشت كه پدرم مي خواست مرا با انديشه هاي كمونيستي پرورش دهد و در زماني كه من مي خواستم به مدرسه بروم او مرا در مدارس اسلامي تحت سفارت جمهوري اسلامي ثبت نام نكرد. من در مدارس معمولي آلماني يعني مدارس مسيحي دوران تحصيل خود را سپري كردم.»
وي در ادامه خاطرنشان مي كند: «بعد از بازگشت به ايران از طريق يك موسسه آموزش زبان آلماني و آشنايي با دو نفر به نام هاي حميد و عليرضا كه يكي از آنها از مديران موسسه بود و ديگري از دانش پذيران بود، توانستم با بخش فرهنگي سفارت آلمان در ايران ارتباط برقرار كنم و با وعده هايي همچون گرفتن تابعيت آلماني و استخدام به عنوان معلم رسمي زبان با آنها وارد همكاري شوم.

هيچكس از هتل كاليفرنيا خارج نمي شود! (خبر ويژه)

يك مامور سابق سيا برخي ابعاد شكنجه از سوي ماموران اين سازمان عليه متهمان را بازگو كرد.
گلن كارل در مصاحبه با پرس تي وي اظهار داشت: در جريان بازجويي يكي از متهمان تروريسم، از من خواسته شد براي كسب اطلاعات دست به همكاري بزنم. من به همكارم گفتم كه ما از اين كارها نمي كنيم و وي پاسخ داد كه «اكنون ديگر اين كارها را انجام مي دهيم.»
گلن كارل در ادامه گفت: با وجود اين كه منابع و تلاش هاي زيادي روي فرد دستگير شده صرف شده بود، اما او فردي كه ما تصور مي كرديم نبود. وظيفه من بازجويي تمام وقت از اين فرد بود و من پي بردم كه او به بسياري از سوال هاي من صادقانه جواب مي دهد و با تروريست ها مرتبط نيست. من نام اين بازداشتگاه را هتل كاليفرنيا گذاشته ام. اين هتلي است كه هر كس وارد آن مي شود از آن خارج نمي شود.
وي افزود: من و اين فرد را به يك بازداشتگاه ديگر نيز انتقال دادند كه بدترين بازداشتگاهي بود كه من در تمام حرفه خود ديده بودم.
نويسنده كتاب «بازجو» در رابطه با شكنجه هاي اعمال شده در اين بازداشتگاه گفت: افراد بازداشت شده در اتاق هايي نگه داري مي شوند كه از شدت تاريكي حتي نمي توانند كف دست خود را ببينند يا آن قدر نور زيادي وجود دارد كه فرد زنداني تا آستانه نابينا شدن پيش مي رود. افراد بازداشت شده در اين مكان دچار تشويش ذهني شده و بديهياتي مانند جاذبه زمين، وجود ستاره ها در آسمان و... براي آن ها از بين مي رود.
كارل به انواع شكنجه دراين بازداشتگاه ها مي پردازد و مي گويد: « يك وعده غذا در مقابل شما مي گذارند و فورا از جلوي شما برمي دارند. شايد فقط 42 دقيقه بعد وعده غذايي بعدي را به شما مي دهند و مي گويند كه 8 ساعت از وعده قبلي گذشته است. شما تصور مي كنيد كه واقعاً 8 ساعت گذشته است. شايد هم وعده غذايي بعدي را 26 ساعت بعد به شما بدهند. حواس پنجگانه او را از بين مي برند. هميشه صداهاي آزاردهنده و گوشخراش براي فرد بازداشت شده پخش مي كنند. به نظر شما چه صدايي بيش از همه چيز آزار دهنده است؟ صداي كودكي كه در حال درد كشيدن است. هر يك از ما كه اين صدا را بشنود بدون شك واكنش نشان مي دهد. صداي تصادف اتومبيل با دستكاري ادراك افرادي از طريق حواس پنجگانه و به ويژه تغيير سيكل شبانه روزي و خواب فرد، فرد حس خودش را از دست مي دهد. در تئوري گفته مي شود كه با اين كار مي توان همكاري بيشتر افراد را جلب كرد.
كارل در پاسخ به سوالي مبني بر انگيزه وي از فاش ساختن چنين اطلاعاتي از سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، مي گويد: «بالاخره يك نفر بايد واقعيات را بازگويي كند، زيرا اين كارها چيزهايي نيستند كه نماينده پرچم و ملت ما (آمريكا) باشند. اين مامور سابق سازمان سيا در رابطه با سرنوشت فرد دستگير شده اظهار داشت: من خواستار اين شدم كه وي را آزاد كنند اما آن ها اين كار را نكردند و 8 سال او را در بازداشت نگه داشتند و نهايتا در سال 2010 او را آزاد كردند.