ديپلماسي مجنون ! (يادداشت روز)
ديپلماسي مجنون ! (يادداشت روز)
شصت و چهارمين اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد از ديروز در شرايطي در حال برگزاري است كه دو موضوع در كانون توجه جامعه جهاني و افكار عمومي دنيا قرار گرفته است و در حاشيه اين اجلاس كه قرار است بزرگ ترين نشست هم انديشي اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي دنيا باشد غالب رايزني ها، گفت وگوها و اتخاذ تصميمات احتمالي را معطوف به خود كرده است؛ 1- بحث پردامنه و چالش زاي صلح -بخوانيد سازش- خاورميانه كه از مدت ها قبل رسانه هاي غربي از ارايه طرح به اصطلاح صلح اوباما دراين باره در حاشيه اين اجلاس خبر داده اند و 2-بحث بر سر مذاكرات كشورهاي گروه 1+5 با ايران كه قرار است در اول اكتبر انجام بگيرد و پيش از آن در حاشيه اين اجلاس مورد بررسي و تبادل نظر كشورهاي مرتبط با اين موضوع قرار خواهد گرفت.
آمريكايي ها با روي كار آمدن دولت اوباما و طرح شعار «تغيير» طي شش، هفت ماه گذشته مجموعه برنامه ها و ترفندهاي ويژه اي را تدارك و طرح ريزي كرده اند كه اميدوارند در بزنگاه هاي حساس همچون اجلاس سازمان ملل در نيويورك از آن بهره مناسبي بگيرند. هدف هم اين است كه اين اقدامات شايد قدرت و تاثيرگذاري واشنگتن را در معادلات منطقه اي و جهاني كه در طي دهه اخير و بخصوص دوران جرج بوش بر باد رفته بود، مجدداً احيا نمايد.
در اين ميان مقامات واشنگتن دريافته اند كه كاهش تاثيرگذاري آنها در سال هاي اخير در منطقه- كه آشكار شدن آن در معادلات جهاني و بين المللي غيرقابل انكار است- نه تنها بي ارتباط با افزايش قدرت و تاثيرگذاري ايران در معادلات منطقه اي نبوده بلكه اتفاقاً ارتباطي ارگانيك با آن دارد و دقيقاً به همين دليل است كه آمريكا تمام توان و همت خود را به كار گرفته تا نقش و موقعيت ايران را در سطح منطقه اي و بين المللي تضعيف و كمرنگ كند؛ همچنانكه جرج بوش و تيم نومحافظه كارش هرچه در توان داشتند به ميدان عمل آوردند و «اوباما» نيز در اين راهبرد با سلف خود هم عقيده و متحدالنظر است با اين تفاوت كه دولت اوباما از تاكتيك آنچه كه «ديپلماسي هوشمند»- آميخته اي از قدرت نرم و قدرت سخت- نام نهاده اند، بهره مي برد.
درباره مسئله موسوم به «صلح خاورميانه» بايد گفت كه اصرار و مانور تبليغاتي «دولت اوباما» در همين ماه هاي اخير نشان دهنده آن است كه آنها واقعاً به دنبال عملياتي كردن طرح صلح بر پايه واقعيت هاي تاريخي و لحاظ كردن حقوق حقه ملت مظلوم فلسطين نيستند كه طبعاً راهي جز برچيده شدن دولت جعلي اسراييل ندارد، و از همين روي هيچ اقدامي كه دلالت بر تغيير اين رويكرد داشته باشد انجام نداده اند و تازه تحركات صهيونيست ها در نقض حقوق فلسطيني ها با اعمالي چون گسترش شهرك سازي ها در قدس شرقي، تغيير نام ها و نمادهاي فلسطيني و اسلامي به عبري و صهيونيستي، تصرف زمين هاي فلسطيني ها و حذف مفهوم اشغال در پوشش حقوقي و قانوني با توجيه غيرمنطقي خريداري زمين!، ژست گستاخانه سردمداران كودك كش تل آويو درباره عدم سازش و بيان شرايط يكسويه و طلبكارانه براي كليد خوردن مذاكرات احتمالي و... حكايت از آن دارد كه آنها در مسير باج خواهي ها و چپاولگري هايشان شتاب بيشتري گرفته اند و از حمايت مادي و معنوي كاخ سفيد هم بسيار بيشتر از گذشته بهره مند هستند.
اما ورود پررنگ آمريكايي ها به مقوله صلح خاورميانه كه چيزي جز جانبداري از رژيم صهيونيستي نيست اهداف چند منظوره اي را در بردارد كه بي شك يكي از آن اهداف حل و فصل مسئله فلسطين با قرائتي آمريكايي- صهيونيستي و به منظور تضعيف خط مقاومت و ايستادگي و درنهايت تضعيف نقش جمهوري اسلامي ايران است. چرا كه ايران امروز در منطقه به پيشقراول بيداري اسلامي و الگوي رويارويي با جبهه استكبار و زياده خواه براي جريان مقاومت و گروه هاي جهادي و ملت هاي منطقه مبدل شده است، و در معادلات منطقه اي سهمي بسزا و بسيار تاثيرگذار دارد.
البته تلاش آمريكايي ها و صهيونيست ها براي كمرنگ كردن نقش ايران و نازل شدن موقعيت استراتژيك آن به صخره ناكامي هاي متعددي برخورد كرده است. امروز به اعتراف و شهادت ناظران سياسي و رسانه هاي منطقه اي و فرامنطقه اي نمي توان قدرت ايران را در حل مشكلات ظهور يافته در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطين و ... كه آمريكايي ها چند سالي است با آن دست و پنجه نرم مي كنند، به حساب نياورد.
به قول روزنامه الحيات چاپ لندن امروز خاورميانه اي با مختصات ايراني و نه آمريكايي در حال شكل گرفتن است و اين پيام روشني براي آمريكا و قدرت هاي غربي است كه واقعيت ها را باور كنند.
بنابراين در اين بخش كه آمريكايي ها از چندين ماه قبل با كليد زدن مجدد بحث صلح خاورميانه و به تبع آن تعريف كار ويژه هايي چون «عادي سازي روابط اعراب و اسرائيل» ، «ايران هراسي»، «انزواي سياسي ايران»، ساماندهي ائتلاف عربي عليه ايران و... كوشيدند تا نقش و جايگاه جمهوري اسلامي ايران را تضعيف كنند تا هم اكنون در اجلاس سازمان ملل با رايزني هاي خود نسخه اي آمريكايي- صهيونيستي براي حل مشكلات منطقه بپيچند عملاً نتيجه اي در پي نداشته است و از اين همه تداركات گسترده و تحركات مرموز و موذيانه طرفي نبسته اند.
امروز ملت هاي آزاديخواه و مستقل منطقه بخوبي دريافته اند كه روزنه هاي صلح در خاورميانه مسدود است و مانورهاي كاخ سفيد در اين زمينه صرفاً در راستاي تامين منافع صهيونيست ها و تضعيف نقش جمهوري اسلامي در منطقه است. همچنانكه جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) نشست سه جانبه ابومازن، اوباما و نتانياهو در نيويورك را كه دو روز پيش برگزار شد نمايشي بي محتوا و صوري دانست.
موضوع ديگر كه بايد بدان پرداخت و در صدر اين نوشته به آن اشاره شد بحث بر سر مذاكرات گروه 1+5 با ايران درباره برنامه هسته اي كشورمان است.
آمريكايي ها در اين خصوص هم از ماهها قبل تلاش ها و تحركات متعدد و گسترده اي انجام داده اند تا با آغاز اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل به زعم خود ايران را در موقعيت «آچمز» قرار دهند از همين روي گزينه هاي مختلفي را طي چند ماه گذشته براي مواجهه و رويارويي با ايران تدارك ديده و هر از چند گاه رسانه اي كرده اند.
ابتدا از سياست نخ نما شده «هويج و چماق» سخن به ميان آوردند اما جالب اينجاست كه رسانه ها و كارشناسان سياسي غربي اتخاذ اين سياست را بي فايده قلمداد كردند و از جمله واشنگتن پست سياست هويج و چماق آمريكا را در قبال پرونده هسته اي كشورمان سياستي شكست خورده ناميد.
كمي بعد مقامات آمريكايي بحث اعمال تحريم هاي شديدتر عليه ايران را قوت بخشيدند و در همين اواخر در راستاي اين مشي اعلام شده آمريكايي ها از تحريم بنزين به كرات سخن به ميان آوردند اما بازهم تحليلگران هشدار دادند كه در صورت اتخاذ چنين شيوه اي آمريكايي ها بهره اي نخواهند برد. ضمن آنكه همين ديروز فايننشال تايمز با تبيين مشكلات پيش روي آمريكا براي تحريم ايران از آغاز صادرات بنزين چين به ايران خبر داد و عملا با اين حساب مي بايست اقدامات احتمالي آمريكا براي تحريم صادرات بنزين به ايران را از هم اكنون شكست خورده و ناكام تلقي كرد.
آمريكايي ها در زمينه اعمال تحريم هاي شديد عليه ايران، انزواي سياسي كشورمان را نيز در بوق وكرنا كردند كه با استقبال صهيونيست ها هم مواجه شد اما بسيار جالب است كه خود سايت ها و شبكه هاي خبري آمريكايي بخشي از مبادلات تجاري شركت هاي آمريكايي و اروپايي را با ايران فاش كردند و بدين طريق مصوبات به اصطلاح الزام آور و لازم الاتباع كاخ سفيد درباره تحريم ايران به منظور انزواي سياسي را بايد مصداق هباءً منثورا دانست.
از سوي ديگر قراردادهاي تجاري و انرژي ايران با روسيه عصبانيت رژيم صهيونيست ها را برانگيخته است. همچنانكه پايگاه اينترنتي اگزامينر ديروز طي گزارشي به نقش ايران و روسيه براي تشكيل اوپك گازي اشاره كرد و نوشت كه قراردادهاي روسيه و ايران در زمينه همكاري هاي انرژي و تجاري رژيم صهيونيستي را نگران و عصباني كرده است.
صهيونيست ها البته در اين چند ماهي كه آمريكايي ها شيوه هاي مختلفي را در مواجهه با ايران مزه مزه مي كردند همواره سعي داشته اند با به راه انداختن يك جنگ رواني از گزينه نظامي سخن به ميان آورند و گاه نيز رجزخواني هايي درباره حمله به ايران مي كردند كه با واكنش ديگر مقامات تل آويو مبني بر عدم حمله به ايران مواجه مي شد و بعد در مقام توضيح برمي آمدند كه منظور ما قصد حمله نظامي به ايران نبوده است.
جالب اينجاست كه بنيامين نتانياهو هم ديروز موضعي متفاوت با بلندپروازي هاي آويگدور ليبرمن وزير امور خارجه اش اتخاذ كرد و صريحا و بي پرده تاكيد كرد كه اصلا به گزينه حمله به ايران فكر نمي كنيم. خلاصه آنكه با همه اقدامات و كارشكني هاي آمريكايي ها و صهيونيست ها بر سر برنامه هسته اي كشورمان، امروز ايران هسته اي برنامه به روز شده خود را به نمايندگان كشورهاي گروه 1+5 ارائه داده است و آنها بدون هرگونه پيش شرطي كه قبلا از آن دم مي زدند حاضر به مذاكره و گفت وگو شده اند.
اكنون آمريكايي ها بايد فاصله چند فرسنگي خود را با واقعيت كاهش دهند و با پذيرش قدرت و جايگاه ويژه ايران در مبادلات منطقه اي و حتي جهاني شيوه اي عقلاني را انتخاب نمايند و خود را از اسارت «ديپلماسي مجنون» برهانند.
حسام الدين برومند
شصت و چهارمين اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد از ديروز در شرايطي در حال برگزاري است كه دو موضوع در كانون توجه جامعه جهاني و افكار عمومي دنيا قرار گرفته است و در حاشيه اين اجلاس كه قرار است بزرگ ترين نشست هم انديشي اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي دنيا باشد غالب رايزني ها، گفت وگوها و اتخاذ تصميمات احتمالي را معطوف به خود كرده است؛ 1- بحث پردامنه و چالش زاي صلح -بخوانيد سازش- خاورميانه كه از مدت ها قبل رسانه هاي غربي از ارايه طرح به اصطلاح صلح اوباما دراين باره در حاشيه اين اجلاس خبر داده اند و 2-بحث بر سر مذاكرات كشورهاي گروه 1+5 با ايران كه قرار است در اول اكتبر انجام بگيرد و پيش از آن در حاشيه اين اجلاس مورد بررسي و تبادل نظر كشورهاي مرتبط با اين موضوع قرار خواهد گرفت.
آمريكايي ها با روي كار آمدن دولت اوباما و طرح شعار «تغيير» طي شش، هفت ماه گذشته مجموعه برنامه ها و ترفندهاي ويژه اي را تدارك و طرح ريزي كرده اند كه اميدوارند در بزنگاه هاي حساس همچون اجلاس سازمان ملل در نيويورك از آن بهره مناسبي بگيرند. هدف هم اين است كه اين اقدامات شايد قدرت و تاثيرگذاري واشنگتن را در معادلات منطقه اي و جهاني كه در طي دهه اخير و بخصوص دوران جرج بوش بر باد رفته بود، مجدداً احيا نمايد.
در اين ميان مقامات واشنگتن دريافته اند كه كاهش تاثيرگذاري آنها در سال هاي اخير در منطقه- كه آشكار شدن آن در معادلات جهاني و بين المللي غيرقابل انكار است- نه تنها بي ارتباط با افزايش قدرت و تاثيرگذاري ايران در معادلات منطقه اي نبوده بلكه اتفاقاً ارتباطي ارگانيك با آن دارد و دقيقاً به همين دليل است كه آمريكا تمام توان و همت خود را به كار گرفته تا نقش و موقعيت ايران را در سطح منطقه اي و بين المللي تضعيف و كمرنگ كند؛ همچنانكه جرج بوش و تيم نومحافظه كارش هرچه در توان داشتند به ميدان عمل آوردند و «اوباما» نيز در اين راهبرد با سلف خود هم عقيده و متحدالنظر است با اين تفاوت كه دولت اوباما از تاكتيك آنچه كه «ديپلماسي هوشمند»- آميخته اي از قدرت نرم و قدرت سخت- نام نهاده اند، بهره مي برد.
درباره مسئله موسوم به «صلح خاورميانه» بايد گفت كه اصرار و مانور تبليغاتي «دولت اوباما» در همين ماه هاي اخير نشان دهنده آن است كه آنها واقعاً به دنبال عملياتي كردن طرح صلح بر پايه واقعيت هاي تاريخي و لحاظ كردن حقوق حقه ملت مظلوم فلسطين نيستند كه طبعاً راهي جز برچيده شدن دولت جعلي اسراييل ندارد، و از همين روي هيچ اقدامي كه دلالت بر تغيير اين رويكرد داشته باشد انجام نداده اند و تازه تحركات صهيونيست ها در نقض حقوق فلسطيني ها با اعمالي چون گسترش شهرك سازي ها در قدس شرقي، تغيير نام ها و نمادهاي فلسطيني و اسلامي به عبري و صهيونيستي، تصرف زمين هاي فلسطيني ها و حذف مفهوم اشغال در پوشش حقوقي و قانوني با توجيه غيرمنطقي خريداري زمين!، ژست گستاخانه سردمداران كودك كش تل آويو درباره عدم سازش و بيان شرايط يكسويه و طلبكارانه براي كليد خوردن مذاكرات احتمالي و... حكايت از آن دارد كه آنها در مسير باج خواهي ها و چپاولگري هايشان شتاب بيشتري گرفته اند و از حمايت مادي و معنوي كاخ سفيد هم بسيار بيشتر از گذشته بهره مند هستند.
اما ورود پررنگ آمريكايي ها به مقوله صلح خاورميانه كه چيزي جز جانبداري از رژيم صهيونيستي نيست اهداف چند منظوره اي را در بردارد كه بي شك يكي از آن اهداف حل و فصل مسئله فلسطين با قرائتي آمريكايي- صهيونيستي و به منظور تضعيف خط مقاومت و ايستادگي و درنهايت تضعيف نقش جمهوري اسلامي ايران است. چرا كه ايران امروز در منطقه به پيشقراول بيداري اسلامي و الگوي رويارويي با جبهه استكبار و زياده خواه براي جريان مقاومت و گروه هاي جهادي و ملت هاي منطقه مبدل شده است، و در معادلات منطقه اي سهمي بسزا و بسيار تاثيرگذار دارد.
البته تلاش آمريكايي ها و صهيونيست ها براي كمرنگ كردن نقش ايران و نازل شدن موقعيت استراتژيك آن به صخره ناكامي هاي متعددي برخورد كرده است. امروز به اعتراف و شهادت ناظران سياسي و رسانه هاي منطقه اي و فرامنطقه اي نمي توان قدرت ايران را در حل مشكلات ظهور يافته در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطين و ... كه آمريكايي ها چند سالي است با آن دست و پنجه نرم مي كنند، به حساب نياورد.
به قول روزنامه الحيات چاپ لندن امروز خاورميانه اي با مختصات ايراني و نه آمريكايي در حال شكل گرفتن است و اين پيام روشني براي آمريكا و قدرت هاي غربي است كه واقعيت ها را باور كنند.
بنابراين در اين بخش كه آمريكايي ها از چندين ماه قبل با كليد زدن مجدد بحث صلح خاورميانه و به تبع آن تعريف كار ويژه هايي چون «عادي سازي روابط اعراب و اسرائيل» ، «ايران هراسي»، «انزواي سياسي ايران»، ساماندهي ائتلاف عربي عليه ايران و... كوشيدند تا نقش و جايگاه جمهوري اسلامي ايران را تضعيف كنند تا هم اكنون در اجلاس سازمان ملل با رايزني هاي خود نسخه اي آمريكايي- صهيونيستي براي حل مشكلات منطقه بپيچند عملاً نتيجه اي در پي نداشته است و از اين همه تداركات گسترده و تحركات مرموز و موذيانه طرفي نبسته اند.
امروز ملت هاي آزاديخواه و مستقل منطقه بخوبي دريافته اند كه روزنه هاي صلح در خاورميانه مسدود است و مانورهاي كاخ سفيد در اين زمينه صرفاً در راستاي تامين منافع صهيونيست ها و تضعيف نقش جمهوري اسلامي در منطقه است. همچنانكه جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) نشست سه جانبه ابومازن، اوباما و نتانياهو در نيويورك را كه دو روز پيش برگزار شد نمايشي بي محتوا و صوري دانست.
موضوع ديگر كه بايد بدان پرداخت و در صدر اين نوشته به آن اشاره شد بحث بر سر مذاكرات گروه 1+5 با ايران درباره برنامه هسته اي كشورمان است.
آمريكايي ها در اين خصوص هم از ماهها قبل تلاش ها و تحركات متعدد و گسترده اي انجام داده اند تا با آغاز اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل به زعم خود ايران را در موقعيت «آچمز» قرار دهند از همين روي گزينه هاي مختلفي را طي چند ماه گذشته براي مواجهه و رويارويي با ايران تدارك ديده و هر از چند گاه رسانه اي كرده اند.
ابتدا از سياست نخ نما شده «هويج و چماق» سخن به ميان آوردند اما جالب اينجاست كه رسانه ها و كارشناسان سياسي غربي اتخاذ اين سياست را بي فايده قلمداد كردند و از جمله واشنگتن پست سياست هويج و چماق آمريكا را در قبال پرونده هسته اي كشورمان سياستي شكست خورده ناميد.
كمي بعد مقامات آمريكايي بحث اعمال تحريم هاي شديدتر عليه ايران را قوت بخشيدند و در همين اواخر در راستاي اين مشي اعلام شده آمريكايي ها از تحريم بنزين به كرات سخن به ميان آوردند اما بازهم تحليلگران هشدار دادند كه در صورت اتخاذ چنين شيوه اي آمريكايي ها بهره اي نخواهند برد. ضمن آنكه همين ديروز فايننشال تايمز با تبيين مشكلات پيش روي آمريكا براي تحريم ايران از آغاز صادرات بنزين چين به ايران خبر داد و عملا با اين حساب مي بايست اقدامات احتمالي آمريكا براي تحريم صادرات بنزين به ايران را از هم اكنون شكست خورده و ناكام تلقي كرد.
آمريكايي ها در زمينه اعمال تحريم هاي شديد عليه ايران، انزواي سياسي كشورمان را نيز در بوق وكرنا كردند كه با استقبال صهيونيست ها هم مواجه شد اما بسيار جالب است كه خود سايت ها و شبكه هاي خبري آمريكايي بخشي از مبادلات تجاري شركت هاي آمريكايي و اروپايي را با ايران فاش كردند و بدين طريق مصوبات به اصطلاح الزام آور و لازم الاتباع كاخ سفيد درباره تحريم ايران به منظور انزواي سياسي را بايد مصداق هباءً منثورا دانست.
از سوي ديگر قراردادهاي تجاري و انرژي ايران با روسيه عصبانيت رژيم صهيونيست ها را برانگيخته است. همچنانكه پايگاه اينترنتي اگزامينر ديروز طي گزارشي به نقش ايران و روسيه براي تشكيل اوپك گازي اشاره كرد و نوشت كه قراردادهاي روسيه و ايران در زمينه همكاري هاي انرژي و تجاري رژيم صهيونيستي را نگران و عصباني كرده است.
صهيونيست ها البته در اين چند ماهي كه آمريكايي ها شيوه هاي مختلفي را در مواجهه با ايران مزه مزه مي كردند همواره سعي داشته اند با به راه انداختن يك جنگ رواني از گزينه نظامي سخن به ميان آورند و گاه نيز رجزخواني هايي درباره حمله به ايران مي كردند كه با واكنش ديگر مقامات تل آويو مبني بر عدم حمله به ايران مواجه مي شد و بعد در مقام توضيح برمي آمدند كه منظور ما قصد حمله نظامي به ايران نبوده است.
جالب اينجاست كه بنيامين نتانياهو هم ديروز موضعي متفاوت با بلندپروازي هاي آويگدور ليبرمن وزير امور خارجه اش اتخاذ كرد و صريحا و بي پرده تاكيد كرد كه اصلا به گزينه حمله به ايران فكر نمي كنيم. خلاصه آنكه با همه اقدامات و كارشكني هاي آمريكايي ها و صهيونيست ها بر سر برنامه هسته اي كشورمان، امروز ايران هسته اي برنامه به روز شده خود را به نمايندگان كشورهاي گروه 1+5 ارائه داده است و آنها بدون هرگونه پيش شرطي كه قبلا از آن دم مي زدند حاضر به مذاكره و گفت وگو شده اند.
اكنون آمريكايي ها بايد فاصله چند فرسنگي خود را با واقعيت كاهش دهند و با پذيرش قدرت و جايگاه ويژه ايران در مبادلات منطقه اي و حتي جهاني شيوه اي عقلاني را انتخاب نمايند و خود را از اسارت «ديپلماسي مجنون» برهانند.
حسام الدين برومند
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:2 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور