چراغ بصيرت (يادداشت روز)

رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان ضمن برشمردن نقاط قوت و اميدآفرين نظام اسلامي و جايگاه مستحكم آن، به برنامه ريزي پيچيده و گسترده دشمن در شرايط كنوني اشاره كردند و با تبيين ابعاد گوناگون و خطوط اصلي طراحي مخالفان نظام جمهوري اسلامي در جنگ نرم، لزوم هوشياري، بصيرت و شجاعت خواص و نخبگان را مورد تاكيد قرار داده و فرمودند: «وقتي دشمن آشكارا و بدون پرده پوشي در بلواهاي بعد از انتخابات حضور داشت، چگونه مي توان اين حضور واضح را انكار كرد. بنابراين بصيرت بسيار مهم است زيرا وجود آن در افراد باعث تغيير خيلي از رفتارها خواهد شد.»
درديدگاه مقام رهبري يكي از لوازم ضروري عبور از فتنه و بلواهايي كه خاستگاه ضديت با نظام اسلامي داشته و ريشه در طراحي هاي دشمنان در بيرون از مرزهاي كشور دارد «بصيرت» است. معظم له در ديدارهاي اقشار مختلف جامعه، دانشجويان و اساتيد دانشگاه، كارگزاران نظام و مسئولان كشور خصوصا پس از حوادث انتخابات اخير، كرارا بر اين نكته تاكيد نموده اند و از همگان خصوصا خواص جامعه خواسته اند تا بصيرت خود را بالا ببرند.
در ديدگاه اسلامي نيز «بصيرت» چراغي است كه راه سعادت و نجات را به انسان مي نمايد. حضرت علي(ع) در خطبه 153 نهج البلاغه، انسان ها را به دو گروه «نجات يافته» و «گمراه» تقسيم كرده و در آن ميان انسان هاي اهل «بصيرت» را انسان هاي اهل «نجات» معرفي مي فرمايند.
در زمانه پيامبر(ص) جبهه حق از باطل كاملا آشكار بود. طرف پيامبر(ص) حق مطلق و نقطه مقابل آنان كفر مطلق بود. سپاه اسلام خداپرست و مسلمان بودند و آنان كه در مقابل پيامبر(ص) و يارانش تيغ كشيده بودند، بت پرست و كافر. مردم در مقابل محمد(ص) افرادي چون ابوجهل را مي ديدند ولي در زمانه حضرت علي(ع) تشخيص حق از باطل بسي سخت تر و مشكل تر بود. جبهه مقابل پيامبر(ص) كفرش آشكار و عيان بود، اما در جبهه مقابل علي(ع) برخي از قاريان برجسته قرآن نيز حضور داشتند كه حزن صوت قرآن و مناجات شبانه شان دلها را مي لرزاند! مردم در مقابل علي(ع) نه ابوجهل بلكه معاويه اي را مي ديدند كه خود را مسلمان و حامي قرآن و پيامبر(ص) مي خواند...
در شرايطي كه غبار فتنه برخاسته و مرزهاي حق و باطل را بهم آميخته است، بصيرت و روشن بيني و فهم و درك و تشخيص صحيح شرايط خصوصا از سوي نخبگان جامعه، مي تواند حق را آشكار سازد.
در بلواهاي پس از انتخابات رياست جمهوري نيز غبار فتنه، قوه تشخيص حق و باطل را براي شماري از افراد مستهلك كرد. خاصيت فتنه القاي همين ترديدها و دودلي هاست. متاسفانه خواصي كه از روي بصيرت كار نكردند به جرگه «عوام» همانهايي كه قدرت تحليل و تشخيص و معرفت ندارند، پيوستند و خواسته يا ناخواسته آب به آسياب دشمن ريختند.
رهبر انقلاب بعد از انتخابات در بياناتي شرايط پيش آمده را آزموني براي خواص جامعه خواندند و بي دقتي در اين عرصه را باعث سقوط دانسته و به آنان تاكيد كردند كه بايد مراقب گفتن ها و نگفتن هاي خود باشند.
طبعا مردم انتظار داشتند كه در شرايط دشوار «فتنه»، برخي از نخبگان و خواص جامعه سكوت نكنند و با تحليل صحيح و تبيين حقايق به سؤالات و ابهامات پيش آمده، پاسخ دهند. ولي متاسفانه بي بصيرتي باعث شد تا به تعبير رهبر حكيم و فرزانه انقلاب برخي از خواص در اين آزمون مردود شوند و با آتش توپخانه تبليغات خود به جاي حمله به دشمن به اجتماع خودي ها حمله كنند.
خواص در مردم نفوذ كلمه دارند. همانقدر كه گفتن هاي آنها مي تواند تاثير بگذارد و اذهان جامعه را در مسير حق و عدالت هدايت و راهنمايي كند، نگفتن ها و سكوت آنان نيز مي تواند باعث سردرگمي و انحراف مردم گردد. آيا سكوت و كنار كشيدن برخي از آنان به معني كمك به فتنه نبود و بر گدازه هاي اين آتش نيفزود؟
مگر در فتنه «صفين» و در مقابل جنگ رواني كه عمروعاص و سپاه معاويه به راه انداخته بودند، جناب عمار ياسر در مقابل شبهات و ابهاماتي كه پيش آمده بود، روشنگري نكرده و به بيان حقايق نپرداخت؟ اگر ما در ركاب علي(ع) بوديم و سپاه معاويه قرآن ها را بر سر دست مي گرفتند چه مي كرديم؟ و در مقابل اين سخن علي(ع) چه مي گفتيم كه مي فرمود: «قرآن منم. اينها كاغذ و مركب است. بر آنان بتازيد اگرچه قرآن ها در زير چكمه ها و سم اسب ها لگدمال شود»؟
در كنار «علي» ماندن بصيرت مي خواهد و صبر كه خود حضرت فرموده اند: «لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر/ در زير بيرق و علم من نمي مانند مگر انسانهاي بصير و صابر».
در تلاطم فتنه اخير نيز سكان كشتي انقلاب در دستان راهبري بود كه با بصيرت و صبر و درايت بار ديگر ملت ايران را به ساحل امن و نجات رساند. بدون ترديد گره كور حوادث تلخ پس از ماجراي انتخابات بسان هميشه به دست باكفايت «ولي فقيه» باز شد و ان شاءالله خسارت هاي به بار آمده نيز در سايه لطف خداوند جبران خواهد شد. اما مردم با هوشياري ناظر غربالگري ياران انقلاب بودند؛ كساني كه سالهاست داعيه خط امامي داشته و از بطن انقلاب امام(ره) برآمده بودند.
اصل ولايت فقيه براي مردم ما يك اصل اعتقادي است. مردم با «بصيرتي» كه از رهنمودها و نفس قدسي امام(ره) به يادگار گرفته و درس آموز مكتب آن بزرگوار و سلف صالح وي بوده اند، به نيكي مي دانند كه در كوران فتنه ها و فتنه گري ها، تنها و مطمئن ترين راه براي خروج از بن بست شبهات و ابهامات و دسيسه هاي دشمن پيروي از رهبري انقلاب و عمل به توصيه نجات بخش امام راحل(ره) است كه فرمود: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد.»
حميد اميدي