مديريت تضادها
جعفر رضازاده
ميني بوسها كه جاده را پيچيدند و اردوگاه آموزشي شهيد بهشتي از نظرها ناپديد شد بغضي كه بر گلوها فشار مي آورد تركيد و هق هق گريه داخل ميني بوس را پر كرد. آنجا اردوگاه آموزشي بود كه براي هر تاخيري بايد صدها متر مي دويدي و براي هر اشتباهي رگبار گلوله زير پايت خالي مي شد و به ناگاه كه آسوده در آسايشگاه نشسته بودي پنجره ها بسته مي شد و گاز اشك آور چشمهايت را مي سوزاند و در رزم شب و خشم شب زخم برمي داشتي و در هواي سرد بايد در زمين گل آلود سينه خيز مي رفتي؛ حال چه شده است كه دورشدن از اين فضا تو را به گريه مي اندازد و برادر حاتمي و حسيني و پنجره ساز برايت عزيزتر از دوستان قديمي ات شده اند؟
و تو دنبال اكسيري مي گردي كه وقتي به خشونت جنگ مي زدي لطافت عرفاني از آن بيرون مي دميد و وقتي با موشكي هواپيمايي را پايين مي كشيدي هيچ غروري ترا نمي گرفت و مي گفتي: «كار خدا بود و ما وسيله هستيم.»
استاد شهيد مرتضي مطهري سالها پيش وقتي از امدادهاي غيبي مي گفت، شنوندگان در صدر اسلام دنبال آنها مي گشتند اما اكنون آن را به چشم خود مي ديدند اما مطهري و مفتح و بهشتي و دهها تئوريسين مباني انقلاب اسلامي ديگر نبودند تا بناي نيمه تمام خود را كامل سازند و همين شد كه تفسير آنچه در جبهه ها ديده شده بود به آينده موكول گرديد و پس از جنگ همه به وظايف فوريتي سازندگي رو آوردند و حتي بعضي ها تحمل مباحث يك خطبه عقيدتي نمازجمعه را هم نداشتند.
پيچيدن مسائل فكري در هاله اي از تقدس و پاسخ ندادن به پرسشهاي عقيدتي همان بلايي را بر سر ملت آورد كه در مسائل ديگر شاهد آن بوديم مانند تعطيلي ساخت موسيقي كه رواج موسيقي غربي را منجر گرديد و اگر نبود راهبرد حكيمانه امام خميني(ره) در خصوص سينما كه «ما با فحشا مخالفيم نه با سينما» همين رگه كوچك فيلم سازي را هم نداشتيم.
سالهاي پس از دفاع مقدس فرزانه اي چون رهبر معظم انقلاب اين ضعف تئوريك را بيش از همه احساس مي كرد و از بسيجيان خواست كه بيانديشند چگونه شد كه بعد از شصت سال كه از ظهور پيامبر آخرالزمان مي گذشت اسلام كارش به جايي رسيد كه فقط ريخته شدن خون حسين مي توانست آن را نجات دهد و بعد از آن حكم كرد كه بينش سياسي تقويت شود اما وقتي فعاليت ها كارساز نشد از تهاجم فرهنگي گفت و هشدار شبيخون فرهنگي داد و به جد از روشنفكران و علما خواست كه به مهندسي فرهنگي بپردازند.
نمي توان تلاش برخي از حوزه هاي مختلف علمي و فرهنگي را در اين خصوص منكر شد اما همچنان كه در باب مسائل مهندسي چون منارجنبان عليرغم اينكه جشنواره هاي مختلف شيخ بهايي راه انداخته و سريال تلويزيوني براي شيخ درست مي كنيم اما كمتر به تئوري منار جنبان و دسترسي به مهندسي ضد زلزله توجه مي كنيم، در مباحث پيش الذكر هم چنين اتفاقي افتاده است.
دشمني كه حركات دست و صورت سيدحسن نصرالله را آناليز مي كند تا قدم بعدي او را تشخيص بدهد قطعا از چنين ضعفي بخوبي آگاه بوده و نهايت استفاده را هم در همين انتخابات دهم از آن نمود.
اما اي خداي مهربان تو كه در شب هاي قدر، قدر ما سنجيدي و سرنوشتي را برايمان رقم زدي آيا از همان اكسير كه جنگ را به لطافت عرفان مبدل كرد، به ما عطا مي كني تا از همين خشونت و تضاد فرصتي براي رفع ضعف هاي تئوريك انقلابي كه آمده است تا منادي عدالت باشد، بسازيم؟
امروزه خوشبختانه همه نشانه ها حكايت از آن دارند كه تلاطم نوجواني انقلاب مي رود به بلوغ فكري تبديل شود و از اين روي بسياري از رخدادهاي اخير را اگرچه ظاهري تلخ دارند مي توان نويد جهش پيش روي تلقي كرد.
اگر در مشروطيت مشكل سواد داشتيم اكنون بالاترين سطح سواد را در طول تاريخ ايران داريم، اگر در دوره هاي مختلف حصر اطلاعات داشتيم، اكنون به هر نحو كه شده اطلاعات به دست همه مي رسد و اگر در كودتاي پهلوي ضعف رسانه اي داشتيم اكنون رسانه ها با قدرت مشغول كار هستند. پس اكنون هنگام آن است كه تئوري حاكميت ولايت فقيه به عنوان تنها راه نجات انقلاب از انحراف عرض اندام كرده و نشان دهد عقلي كه شيعه را در بحران هاي سخت ياري داده در وجود ولي فقيه متجلي شده و قادر است از بحران ها، فرصت خلق كرده و پاسخگوي نياز بشر امروز باشد.
مديريت تضادهاي بعد از انتخابات كه درصد پيچيدگي آنها به حدي بود كه مي توان به آن فتنه اطلاق كرد كاري است كه از يك عقل متعالي برمي آيد و اين از نشانه هاي موفقيت تئوري ولايت فقيه است كه اميد مي رود با پردازش آن تحولي در علوم انساني ايجاد شده و گسترش يابد. اگر امروز شگفتي هاي دفاع مقدس در دانشگاههاي معتبر دنيا تدريس مي شود تلاش مي كنيم تا تئوري حاكميت ولايت فقيه تا چندي بعد بيش از پيش براي آموزش به مراكز علمي و آكادميك وارد شود.
ميني بوسها كه جاده را پيچيدند و اردوگاه آموزشي شهيد بهشتي از نظرها ناپديد شد بغضي كه بر گلوها فشار مي آورد تركيد و هق هق گريه داخل ميني بوس را پر كرد. آنجا اردوگاه آموزشي بود كه براي هر تاخيري بايد صدها متر مي دويدي و براي هر اشتباهي رگبار گلوله زير پايت خالي مي شد و به ناگاه كه آسوده در آسايشگاه نشسته بودي پنجره ها بسته مي شد و گاز اشك آور چشمهايت را مي سوزاند و در رزم شب و خشم شب زخم برمي داشتي و در هواي سرد بايد در زمين گل آلود سينه خيز مي رفتي؛ حال چه شده است كه دورشدن از اين فضا تو را به گريه مي اندازد و برادر حاتمي و حسيني و پنجره ساز برايت عزيزتر از دوستان قديمي ات شده اند؟
و تو دنبال اكسيري مي گردي كه وقتي به خشونت جنگ مي زدي لطافت عرفاني از آن بيرون مي دميد و وقتي با موشكي هواپيمايي را پايين مي كشيدي هيچ غروري ترا نمي گرفت و مي گفتي: «كار خدا بود و ما وسيله هستيم.»
استاد شهيد مرتضي مطهري سالها پيش وقتي از امدادهاي غيبي مي گفت، شنوندگان در صدر اسلام دنبال آنها مي گشتند اما اكنون آن را به چشم خود مي ديدند اما مطهري و مفتح و بهشتي و دهها تئوريسين مباني انقلاب اسلامي ديگر نبودند تا بناي نيمه تمام خود را كامل سازند و همين شد كه تفسير آنچه در جبهه ها ديده شده بود به آينده موكول گرديد و پس از جنگ همه به وظايف فوريتي سازندگي رو آوردند و حتي بعضي ها تحمل مباحث يك خطبه عقيدتي نمازجمعه را هم نداشتند.
پيچيدن مسائل فكري در هاله اي از تقدس و پاسخ ندادن به پرسشهاي عقيدتي همان بلايي را بر سر ملت آورد كه در مسائل ديگر شاهد آن بوديم مانند تعطيلي ساخت موسيقي كه رواج موسيقي غربي را منجر گرديد و اگر نبود راهبرد حكيمانه امام خميني(ره) در خصوص سينما كه «ما با فحشا مخالفيم نه با سينما» همين رگه كوچك فيلم سازي را هم نداشتيم.
سالهاي پس از دفاع مقدس فرزانه اي چون رهبر معظم انقلاب اين ضعف تئوريك را بيش از همه احساس مي كرد و از بسيجيان خواست كه بيانديشند چگونه شد كه بعد از شصت سال كه از ظهور پيامبر آخرالزمان مي گذشت اسلام كارش به جايي رسيد كه فقط ريخته شدن خون حسين مي توانست آن را نجات دهد و بعد از آن حكم كرد كه بينش سياسي تقويت شود اما وقتي فعاليت ها كارساز نشد از تهاجم فرهنگي گفت و هشدار شبيخون فرهنگي داد و به جد از روشنفكران و علما خواست كه به مهندسي فرهنگي بپردازند.
نمي توان تلاش برخي از حوزه هاي مختلف علمي و فرهنگي را در اين خصوص منكر شد اما همچنان كه در باب مسائل مهندسي چون منارجنبان عليرغم اينكه جشنواره هاي مختلف شيخ بهايي راه انداخته و سريال تلويزيوني براي شيخ درست مي كنيم اما كمتر به تئوري منار جنبان و دسترسي به مهندسي ضد زلزله توجه مي كنيم، در مباحث پيش الذكر هم چنين اتفاقي افتاده است.
دشمني كه حركات دست و صورت سيدحسن نصرالله را آناليز مي كند تا قدم بعدي او را تشخيص بدهد قطعا از چنين ضعفي بخوبي آگاه بوده و نهايت استفاده را هم در همين انتخابات دهم از آن نمود.
اما اي خداي مهربان تو كه در شب هاي قدر، قدر ما سنجيدي و سرنوشتي را برايمان رقم زدي آيا از همان اكسير كه جنگ را به لطافت عرفان مبدل كرد، به ما عطا مي كني تا از همين خشونت و تضاد فرصتي براي رفع ضعف هاي تئوريك انقلابي كه آمده است تا منادي عدالت باشد، بسازيم؟
امروزه خوشبختانه همه نشانه ها حكايت از آن دارند كه تلاطم نوجواني انقلاب مي رود به بلوغ فكري تبديل شود و از اين روي بسياري از رخدادهاي اخير را اگرچه ظاهري تلخ دارند مي توان نويد جهش پيش روي تلقي كرد.
اگر در مشروطيت مشكل سواد داشتيم اكنون بالاترين سطح سواد را در طول تاريخ ايران داريم، اگر در دوره هاي مختلف حصر اطلاعات داشتيم، اكنون به هر نحو كه شده اطلاعات به دست همه مي رسد و اگر در كودتاي پهلوي ضعف رسانه اي داشتيم اكنون رسانه ها با قدرت مشغول كار هستند. پس اكنون هنگام آن است كه تئوري حاكميت ولايت فقيه به عنوان تنها راه نجات انقلاب از انحراف عرض اندام كرده و نشان دهد عقلي كه شيعه را در بحران هاي سخت ياري داده در وجود ولي فقيه متجلي شده و قادر است از بحران ها، فرصت خلق كرده و پاسخگوي نياز بشر امروز باشد.
مديريت تضادهاي بعد از انتخابات كه درصد پيچيدگي آنها به حدي بود كه مي توان به آن فتنه اطلاق كرد كاري است كه از يك عقل متعالي برمي آيد و اين از نشانه هاي موفقيت تئوري ولايت فقيه است كه اميد مي رود با پردازش آن تحولي در علوم انساني ايجاد شده و گسترش يابد. اگر امروز شگفتي هاي دفاع مقدس در دانشگاههاي معتبر دنيا تدريس مي شود تلاش مي كنيم تا تئوري حاكميت ولايت فقيه تا چندي بعد بيش از پيش براي آموزش به مراكز علمي و آكادميك وارد شود.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:11 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور