جهاد مصرفي و مديريت جشنواره اي
خشت اول
جهاد مصرفي و مديريت جشنواره اي
معلوم
نيست ما تا چه زماني بايد به مسئولان كشور خرده بگيريم و باز هم در بر
همان پاشنه قبلي بچرخد! يا اشكال از ماست يا اشكال از مديران است. البته
اصولا اشكال از ماست كه چشم مان باز است و رصد مي كنيم و دوست داريم قد
كشيدن انقلاب عزيزمان، بي نقص باشد و به روزمرگي نيفتد؛ مطمئنا اشكال از
ماست كه فكر مي كنيم مديران ما روزنامه مي خوانند و بعد از نقد
رفتارهايشان، لب مي گزند كه عجب! و بعد بر پشت دستشان مي زنند و با خود عهد
مي بندند كه در اسرع وقت، جبران مافات كنند. بلكه اشكال از ماست كه تصور
مي كنيم مديران كشور اصولا به روزنامه به عنوان يك رسانه مردمي با مطالبات
مردم و نقد نخبگان مي نگرند حال آن كه اغلب مديران ما خودشان به فكر خودشان
هستند و براي خود رسانه اي دست و پا مي كنند و ديگر به كسي هم كاري
ندارند! فقط رسانه خودشان را مي خوانند و در جواب ديگران يا جوابي دندان
شكن در رسانه خود منتشر مي كنند يا اصلا محل نمي گذارند! با اين حال ما باز
هم وظيفه خودمان مي دانيم كه بگوييم و براي مخاطب عزيزمان بازگو كنيم آنچه
اطراف مان درحال اتفاق است زياد اصولي و منطقي به نظر نمي رسد.جهاد مصرفي و مديريت جشنواره اي
8 ماه از سال گذشت و با احتساب بهمن و اسفند كاملا سياسي امسال، تنها دو ماه فرصت هست براي ديدار با زحمات مديران كشور در بحث اقتصاد ملي و به ويژه بحث «جهاد اقتصادي». البته شايد با خودتان بگوييد در سال هاي قبل هم مديران ما كارنامه روشني از عملكرد خودشان براي پيگيري شعار سال منتشر نمي كردند و به همان سخنراني ها و كنفرانس هاي خبري پرطمطراق ابتداي سال همراه با چند همايش پرزرق و برق و جشنواره لوس و بي كيفيت، بسنده مي كردند اما اين دليل نمي شود كه ما نگوييم امسال علاوه بر كم كاري و بي كاري مديران عزيز و يا مسئولان نازنين كشور، حركت در جهت خلاف اين شعار هم كم انجام نشد.
يكي از مؤلفه هاي جهاد اقتصادي در هنگام انجام طرح هدفمندسازي يارانه ها و گردنه عبور از شوك و فشار حاصل از اجراي اين طرح عظيم ملي، «مصرف بهينه» است. به عبارتي تبيين الگوي صحيح مصرف. حالا شما رسانه ملي را چه در شبكه هاي شنيداري و چه شبكه هاي رنگارنگ ديداري، ملاحظه بفرماييد؛ «كارناوال مصرف» است و تشويق مصرف گرايي! هم برنامه توليدي آنها و هم آگهي هاي تلويزيوني و راديويي و... از اپراتورهاي تلفن همراه كه براي افزايش مصرف مردم، جايزه مي دهند و روز به روز طرح هاي مختلف اجرا مي كنند تا مردم بيشتر پول صرف مكالمه و پيامك و جي پي آر اس و... كنند تا آگهي هاي بازرگاني متنوعي كه تنها و تنها «مصرف بيشتر» را هدف گرفته است. از سريال هاي خيلي باكلاس كه بيشتر مردم حسرت رفاه بيش از حد خانواده هاي آن را مي خورند و از هدفمندي يارانه ها و بنزين 700 توماني در آن خبري نيست تا برنامه هاي خانوادگي و آموزش طبخ ماكاروني با 750 گرم گوشت! حالا هم كه «شبكه بازار» تلويزيون افتتاح شد تا از صبح تا شب، تبليغ كالاهاي بازرگاني را داشته باشد! البته مهندس رسانه ملي فرمودند اين اقدام در جهت معرفي كالاهاي ارزان و ايراني است و نوعي گام برداشتن در جهت شعار «جهاد اقتصادي»... ما كه خوشحال مي شويم اگر اين طور باشد؛ شما چطور؟
اگر نگاهي گذرا به اخبار ستون فرهنگي- هنري روزنامه ها و خبرگزاري ها بيندازيد و كمي دقيق شويد؛ بلبشويي از ريخت و پاش بودجه هاي دولتي را مي بينيد كه ديگر كسي به چشم «ريخت و پاش» به آن نگاه نمي كند. دستگاه هاي متنوع دولتي و شبه دولتي برگزاري «جشنواره» را راهكاري مناسب و البته تبليغاتي براي ارائه بيلان كاري و حضور در رسانه ها مي دانند. «جشنواره تئاتر ماه، جشنواره تئاتر مقاومت، جشنواره فيلم كودك، جشنواره طواف تا ولايت، جشنواره ملي عكس، جشنواره آواها و نواها، جشنواره تئاتر عروسكي دانشجويان و...» آن قدر هست كه مي توانيم يك صفحه كامل را به نام و برگزاركننده هاي آنها اختصاص بدهيم. هيچ كدام هم يك دوره برگزار نمي شود؛ اصلاً خوب نيست كه يك دوره برگزار شود و اگر خوب نبود و بازخورد نداشت و هيچ سودي هم عايد كشور و ملت نكرد، سال ديگر برگزار نشود، اصولاً بايد جشنواره ها به عددهاي بالا برسد حتي اگر شما بودجه نداشتيد و به برگزيدگان تنها يك عدد سكه هديه داديد؛ اصلاً همين هفته كتاب و جشنواره هاي مختلف آن... آيا نمي شود همه اين جشنواره هاي اسمي متعدد را در همان يك جشن كتاب سال تجميع كرد و ديگر اين همه جشنواره خرد و جزئي براي هر بخش برپا نكرد! مطمئناً مخاطب عزيز ما نمي داند كه چه خبر است در پشت پرده اين جشنواره ها؛ هزينه هاي «تبليغات شامل پوستر و كارت دعوت و بروشور و خبرنامه و تيزر و...، هيئت داوران و داوري آنها، خريد آثار و روابط عمومي و باقي قضايا، هزينه سالن اختتاميه و تأمين جوايز و...» يعني گاه برگزاري يك جشنواره كتاب 200ميليون تومان هزينه دارد و مجموع جوايز اهدايي 10ميليون تومان مي شود! به نظر شما برگزاري اين جشنواره ها به سود چه كساني است؟ درست و دقيق حدس زده ايد و براي همين هم هست كه هيچ جشنواره دولتي و شبه دولتي هرگز تعطيل نمي شود متأسفانه افق ديد برخي مديران فرهنگي هم در برگزاري همين جشنواره ها خلاصه شده است و آنها بدون جشنواره گويا جان خود را از دست مي دهند و شايد متعاقب آن، ميز خود را!
تازه هنوز فصل جشنواره هاي فشرده و تو در توي بهمن نرسيده كه آن براي خود حكايتي است ديگر. در كنار برگزاري گالري هاي عكس و نقاشي و هنرهاي تجسمي كه اصولاً هيچ وقت مشخص نمي شود براي چه گروه مخاطباني برگزار مي شود و بعد از برگزاري چه دستاوردي داشته است. نكته قابل تأمل هم حضور يك عده به صورت پاي ثابت در همه اين جشنواره هاست! يعني مثلاً براي رونق(!) جشنواره، برگزاركنندگان از همه گروه هايي كه در طول 30سال قبل حضور داشتند، دعوت مي كنند تا جشنواره با «نام»ها پررونق شود؛ حالا محتواي اثر آن فرد چهره يا گروه مشهور به جشنواره ارتباطي دارد يا نه اصلاً مهم نيست و گفتني ها در اين باره زياد است...
محسن حدادي
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 1:0 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور