قرار بود ايران را تحريم كنيم نه خودمان را ! (خبر ويژه)

به رغم جنجال فراوان برخي مقامات آمريكايي و اروپايي در زمينه تحريم ايران، مرور اظهارات آنها حاكي از آن است كه آنان شديدا نگران عواقب تحريم ايران هستند.
روز پنج شنبه گذشته در حالي كه سناي آمريكا تحريم بانك مركزي ايران را تصويب مي كرد، نمايندگان دولت هشدار دادند چنين ايده هايي متحدان را از آمريكا فراري مي دهد. طرح مذكور بايد به تصويب مجلس نمايندگان برسد.
به گزارش دويچه وله، به همين دليل سناتورها «دولت باراك اوباما را به كم كاري در افزايش فشارهاي اقتصادي بر تهران متهم كردند. اعضاي كميته روابط خارجي مجلس سنا، كاخ سفيد را به دليل مخالفت با قوانيني در راستاي تحريم بانك مركزي ايران مورد مذمت قرار دادند. ديويد كوهن، معاون وزير خزانه داري آمريكا و وندي شرمن، معاون سياسي وزارت خارجه، روز پنجشنبه براي ارائه توضيحاتي در جمع نمايندگان كميته روابط خارجي سنا حاضر شدند. كوهن در اين نشست تاييد كرد كه دولت نيز در پي يافتن راه هايي براي افزايش فشار بر نظام بانكي ايران است اما در عين حال طرح سنا براي تحريم بانك مركزي ايران را خطرناك مي داند چرا كه ممكن است به روابط آمريكا و متحدانش ضربه بزند و ائتلافي كه پس از ماه ها كار دقيق به وجود آمده را از بين ببرد. كوهن همكاري هايي را موثر مي داند كه «داوطلبانه» شكل گرفته باشند و نه بر پايه اجبار. به اعتقاد شرمن هم احتمال اين خطر بسيار زياد است كه بهاي جهاني نفت افزايش يابد. در نتيجه ايران پول بيشتري براي پيشبرد برنامه هاي هسته اي خود كسب مي كند. ما مي خواهيم اقتصاد ايران را هدف قرار دهيم اما چنين خطراتي وجود دارد».
رابرت مندز، يكي از سناتورهاي مبتكر متممي كه مي تواند به تحريم بانك مركزي ايران بيانجامد، وندي شرمن و ديويد كوهن را به خاطر مخالفت با هدف خود سرزنش كرده و گفت: «ما ابزار را در اختيار شما قرار داديم، اما شما در حالي كه زمان به سرعت مي گذرد، تلاش جدي براي استفاده از آن چه در اختيارتان گذاشته شد، به عمل نياورديد».
تيموتي گايتنر، وزير خزانه داري آمريكا، پنجشنبه طي نامه اي به كارل لوين، رئيس كميته نيروهاي مسلح مجلس سنا، با طرح سنا مخالفت كرده بود. به گزارش بي بي سي، او هشدار داد كه اجراي تدابير مندرج در آن مي تواند به متحدان آمريكا صدمه بزند و بهاي نفت را در بازارهاي جهاني افزايش دهد كه اين به نفع ايران خواهد بود.
همزمان با تبادل اين اظهارات بين مقامات آمريكايي، اتحاديه اروپا نيز از ادعاي تحريم خريد نفت ايران عقب نشيني كرد. وزراي خارجه اين اتحاديه پنج شنبه در بروكسل هر چند كه اعلام كردند تدابير تحريمي عليه 141 شركت و 39 مقام ايراني را به اجرا مي گذارند، اما تحريم نفتي را رد كردند. رژيم انگليس و فرانسه دنبال تحريم نفتي ايران بودند. به گزارش گويانيوز «انتظار مي رفت تحريم هايي عليه شركت هاي نفتي ايران هم موضوع بحث قرار گيرد ولي به نظر مي رسد در حال حاضر چنين تحريم هايي اعمال نخواهند شد. برخي از تحليلگران بر اين باورند كه مصرف بالاي نفت ايران در كشورهايي مثل ايتاليا و اسپانيا يكي از علل عدم تحريم نفتي اين كشور است. آلن ژوپه وزير خارجه فرانسه نيز گفته يونان با چنين ايده هايي مخالف است.»
روزنامه وال استريت ژورنال در گزارشي نوشت: پالايشگاه هاي اروپايي در صورت اعمال تحريم عليه ايران، زيان مي بينند. آنها نگران اين هستند كه با بالا رفتن هزينه هايشان در بازار رقابتي جهاني، از رقباي آسيايي و آمريكايي عقب بمانند.
يك منبع آگاه اروپايي دراين باره به وال استريت ژورنال مي گويد: « تحريم نفتي اروپا عليه ايران بيشتر به ضرر پالايشگاه هاي اروپايي خواهد بود تا ايران؛ چرا كه ايران مي تواند نفت خود را به جاي اروپا به ديگر كشورهاي آسيايي بفروشد.» ايران هم اكنون نيز بيش ا ز دو سوم نفت صادراتي خود را به كشورهاي آسيايي عرضه مي كند.
در همين حال شبكه اپوزيسيوني بالاترين با اشاره به سردرگمي و عقب نشيني اروپا نوشت: آخه اين هم شد كار آقايان اروپايي؟ ما را ... گير آورده ايد يا خودتان را؟ سي سال است كه شل كن و سفت كن كرده ايد. با احساسات ما همه جوره بازي مي كنيد. اين قدر ما را با حرف (تحريم) سركار گذاشتيد و دلخوش شديم كه اين بار با دفعات قبل فرق مي كند. حالا اين بار هم نتوانستيد از منافع خود دست بكشيد! ركود اقتصادي اروپا هم كه مزيد بر علت شد.

داشتن بزرگ ترين سفارتخانه دنيا در ايران مانع از ناسزاي كارتر به شاه نشد (خبر ويژه)

مرور اظهارات جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا نشان مي دهد مقامات كاخ سفيد مقارن با پيروزي انقلاب اسلامي در وضعيت بلاتكليفي نسبت به پذيرش محمدرضا پهلوي يا عدم پذيرش وي در خاك خود به سر مي بردند. اين استيصال 32 سال بعد به شكلي ديگر در قبال حسني مبارك تكرار شد و دولت آمريكا هم چوب حمايت از وي را خورد و هم مجبور شد تحت فشار افكارعمومي پشت وي را خالي كند.
مرور اظهارات كارتر و برخي مقامات وقت آمريكايي دراين باره جالب توجه است. به گزارش راديو فردا،محمدرضا پهلوي با وجود گريه و زاري شماري از سران ارتش، براي بيرون رفتن از ايران عجله داشت. او از سفير آمريكا شنيد كه بايد ايران را ترك كند و سپس با التماس دست هايش را به سوي سوليوان دراز كرد و گفت «بسيار خوب اما كجا بروم؟». شاه مي گفت در سوئيس خانه اي دارد اما اوضاع امنيتي آنجا خوب نيست. به نوشته سوليوان شاه ادامه داد «ما در انگلستان هم خانه اي داريم ولي آب و هواي آنجا خيلي بد است»! سوليوان مي پرسد « مايليد دعوت نامه اي براي سفر به آمريكا بفرستم؟» و شاه با ذوق زدگي كودكانه مي گويد «و آه! اين كار را براي من مي كنيد؟ راستي اين كار را مي كنيد؟»
راديو فردا با اشاره به اوج گرفتن خشم در ملت انقلابي ايران نسبت به آمريكا مي نويسد: با زبانه كشيدن آتش احساسات ضد آمريكايي در ايران، جيمي كارتر دو دل ماند كه در چنين شرايطي پذيرفتن شاه سرگردان، صلاح است يا نه؟ كارتر در مصاحبه اي مي گويد «يكي از قضايايي كه ما با جان مك كلوي، كيسينجر، راكفلر، هاوارد بيكر و برژينسكي هر هفته هنگام صرف صبحانه در روزهاي جمعه بحث و مشورت مي كرديم، اين بود كه بگذاريم شاه به آمريكا بيايد يا نه؟ برخي از آنها متمايل به آوردن شاه به آمريكا بودند... برژينسكي وقتي در بيست و پنجمين سالگرد استقلال الجزاير به اين كشور رفت، خيلي تيزهوشانه و زيركانه، اثر خوبي روي بازرگان [ دولت موقت] گذاشت. حتي در ايران به دولت و نخست وزير موقت بدگمان شدند. آن روزها ما فكر مي كرديم كه ايجاد اختلال در اين پيشرفت و برانگيختن دشمني با آدم هاي ما در ايران، بدليل آوردن شاه به آمريكا، خطاي خطيري است. من بندرت علنا الفاظ ركيك به كار مي برم. اما يك بار داد زدم: فلان لق شاه! او همان قدر مي تواند از بازي تنيس در آكاپولكو (در مكزيك) كيف كند كه در كاليفرنيا».
كارتر همچنين گفته بود: « ما همچنين در آغاز، اين مشكل را داشتيم كه چهل هزار آمريكايي در ايران زندگي مي كردند، ما همه اين آمريكايي ها را با دشواري عظيم، خيلي محرمانه از ايران بيرون كشيديم. چون گاهي، هفته ها بود كه در گيرودار انقلاب، شركت هاي هواپيمايي غيرنظامي نه از تهران پروازي داشتند، و نه به آن جا پرواز مي كردند. جوهر و نهايت قضيه اين بود كه ما با بازرگان و يزدي، روابط بالنسبه خوبي داشتيم. شمار كارمندان سفارت ما در تهران از يك هزار و صد تن، تا هفتاد تن كاهش يافته بود. سفارت ما، در تهران، در زمان شاه، بزرگترين سفارتخانه روي كره زمين بود. ما تدابير امنيتي آن جا را نوسازي و واحد قويتري از تفنگداران دريايي را در آن مستقر كرده بوديم.
كارتر در ادامه درباره نحوه پذيرفتن محمدرضا پهلوي در آمريكا با وجود اين استدلال ها مي گويد: تعطيلي آخر هفته در كمپ ديويد بودم، و برژينسكي يادداشت ونس را براي من فرستاد كه گفته بود بايد بگذاريم شاه به آمريكا بيايد. من حتي دو دقيقه هم مكث نكردم اما پذيرفتيم كه بروس لنگن، كاردارمان در سفارتخانه آمريكا در تهران، خبر را به يزدي و بازرگان اطلاع دهد، و به آنها بگويد كه شاه به آمريكا مي آيد اما درگير فعاليت هاي سياسي نخواهد شد. هر چند من آخرين سنگر (مقاومت در برابر ورود شاه به آمريكا) بودم اما در پذيرفتن يادداشت سايروس ونس، وزير خارجه درنگ نكردم. در آن زمان قانع شده بودم كه ما، فارغ از عواقبش، شايسته است به شاه اجازه ورود بدهيم، و دوم اين كه عواقب خصمانه اي در كار نخواهد بود، و بازرگان و يزدي، براستي، از سفارتخانه ما محافظت خواهند كرد».

شوك دوم مدحي به موساد و سيا (خبر ويژه)

پخش قسمت دوم يك فيلم مستند درباره نفوذ تيم امنيتي جمهوري اسلامي در ميان محافل ضدانقلاب، شوك تازه اي را به اين مجموعه وارد كرد.
شبكه صهيونيستي بالاترين درباره مستند «روزهاي پس از الماس» كه بخش دوم «الماسي براي فريب» مي باشد به حضور محمدرضا مدحي در عمق گروه هاي ضدانقلاب مي پردازد، نوشت: «گفته هاي مدحي درست است. برخي از كارشناسان امور اطلاعاتي كه با روش هاي ايرانيان آشنا هستند، بر اين باورند كه مدحي توانسته با دادن برخي اطلاعات طبقه بندي شده و فريب رابط هاي ايراني سازمان هاي اطلاعاتي غربي، اعتماد اين سازمان ها را به دست آورد. كارشناسان مي گويند: اشتباه اين سازمان ها در اين بوده است كه بيش از اندازه به واسطه هاي ايراني خود در اپوزيسيون ايران اعتماد كرده بودند، اين واسطه ها همگي مدعي بودند كه مدحي دريايي از اطلاعات است.»
بالاترين مي افزايد: ماجراي مدحي، نه تنها براي اپوزيسيون ايراني ضربه مهلكي بود، بلكه به سازمان هاي اطلاعاتي غربي هم، كه از دور و نزديك با جريان مدحي در پيوند بودند، شوك وارد كرد.
براساس اين گزارش «مدحي از برخي ملاقات ها در آمريكا و نيز ملاقات با برخي مقامات اطلاعاتي آلماني خبر مي دهد. او با پخش صداي مهرداد خوانساري نشان داد كه همواره در حال ضبط صدا و گردآوري مدارك درباره اپوزيسيون بوده است، اين مدارك ارائه شده نشان مي دهند كه مدحي، برخلاف ادعاهاي اميرحسين جهانشاهي، كه وابستگي مدحي را به سازمان هاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي رد كرده بود، از آغاز در اپوزيسيون نفوذ كرده و عامل جمهوري اسلامي بوده است.
همچنين تصوير و صداي يك زن جوان كه همراه اميرحسين جهانشاهي بود، پخش شد، مدحي مي گويد كه اين زن به نام «اختا» از افسران اطلاعاتي اسرائيل و رابط جهانشاهي با سازمان هاي اطلاعاتي اسرائيل در فرانسه بوده است. مدحي قول داد كه باز هم مدارك ديگري را افشا خواهد كرد.

شمارش معكوس در اروپا براي فاجعه فروپاشي منطقه پولي يورو (خبر ويژه)

برخي نشريات اروپايي هشدار مي دهند كه يورو به آخر خط رسيده و احتمال فروپاشي اين منطقه پولي شدت گرفته است.
نشريه اكونوميست چاپ لندن در همين زمينه تاكيد كرد: به خاطر رياضت هاي مالي شديد كه در سراسر اروپا اعمال شده و ورشكستگي كسب و كار و كاهش اعتماد مصرف كنندگان، ترديدي نيست كه منطقه يورو در سال 2012 با كاهش احتمالا 2 درصدي توليد ناخالص داخلي، دچار ركودي عميق خواهد شد. در نتيجه اين ركود، كسري بودجه و بدهي هاي دولتي افزايش مي يابد. همچنين مخالفت در برابر اقدامات رياضتي شدت خواهد گرفت و نگراني از اين اتفاقات موجب خروج سريع تر سرمايه گذاران از منطقه يورو مي شود.
اين نشريه مي افزايد: بدون تغيير عملكرد بانك مركزي اروپا و سران اتحاديه اروپا، يورو طي چند هفته دچار فروپاشي خواهد شد. هر رويدادي، از ورشكستگي يك بانك بزرگ گرفته تا ورشكستگي يك دولت يا حراج ناموفق اوراق قرضه مي تواند به مرگ يورو منجر شود. در آخرين هفته ژانويه، ايتاليا بايد براي بيش از 30 ميليارد يورو (40 ميليارد دلار) اوراق قرضه خود سرمايه مجدد تامين كند. در صورتي كه بازارها از خريد اين اوراق قرضه خودداري كنند يا بانك مركزي اروپا همكاري نكند، بازپرداخت بدهي هاي سومين وام گيرنده بزرگ جهان به تعويق خواهد افتاد.
اكونوميست خاطر نشان مي كند: در شرايطي كه حوزه پولي يورو با سرعت به سمت سقوط پيش مي رود، كساني تصور مي كنند در نهايت سران اروپا هر كاري براي حفظ پول مشترك انجام خواهند داد. اين تصور از آنجا شكل گرفته كه پيامدهاي نابودي يورو شديدا فاجعه بار است. فروپاشي يورو ركودي جهاني، حتي بدتر از ركود 2 سال پيش ايجاد خواهد كرد. مناطقي از جهان كه از نظر مالي يكپارچه هستند به دليل تعويق بازپرداخت بدهي ها، ورشكستگي بانك ها و كنترل سرمايه تجزيه مي شوند. منطقه يورو به تكه هاي مختلف يا يك بلوك بزرگ در شمال و يك تكه كوچك در جنوب تجزيه خواهد شد. در اين ميان گردش پول بين اقتصادهاي قوي تر و اقتصادهاي ضعيف تر به احتمال بسيار زياد بازار اروپا را فلج مي كند و بنابراين بقاي اتحاديه اروپا نيز مورد ترديد قرار خواهد گرفت. همچنين هراس فزاينده سرمايه گذاران از فروپاشي يورو موجب شده است آنان از سرمايه گذاري بر دارايي هاي اقتصادهاي ضعيف تر بگريزند.
در همين حال روزنامه سوئيسي تاگس انسايگر نسبت به روند فروپاشي حوزه يورو هشدار داد و نوشت: كشورهاي منطقه يورو براي رهايي از بحران بدهي ها، ديگر هيچ ابايي ندارند از اينكه از منطقه يورو خارج شوند و اكنون خروج از اين منطقه پولي، خط قرمز تلقي نمي شود. البته عواقب چنين روندي وخيم خواهد بود.
اين روزنامه افزود: ممكن است به زودي كشورهاي ديگري نيز درباره شعار خروج از يورو به يوسال بپيوندند.