كيان و نگاه نو : ارباب حلقه ها؟
ارتش سري روشنفكران - 2 / درآمد
كيان و نگاه نو : ارباب حلقه ها؟
نويسنده: پيام فضلي نژاد
پروژه روشنفكران ديني در ايران كه دولت آمريكا را به وجد مي آورد، با انتشار سلسله مقالات «قبض و بسط تئوريك شريعت» در ماهنامه كيهان فرهنگي صورتبندي شد. انتشار اين سلسله مقالات از ارديبهشت 1367 آغاز گشت؛ از قضا همزمان با «فروپاشي اروپاي شرقي»(1989.م).5 عبدالكريم سروش ادعا داشت كه مي خواهد تا فهم نويني را از اسلام عرضه كند و اين امر را در گرو «اصلاح دين» و تعقيب پروژه «پروتستانتيسم اسلامي» مي دانست. او در «قبض و بسط» معتقد بود در جهان امروز، همه علوم وابسته به يكديگرند و ما با يك «جغرافياي معرفت» روبه رو هستيم. هر تكاني در اين جغرافيا، همه علوم را تكان خواهد داد و علوم ديني مانند فقه از اين تحولات مصون نيستند.6 به روايت سروش، «جغرافياي معرفت» در جهان معاصر حاوي «معرفت شناسي نويني» است كه غرب با تكيه بر «عقلانيت مدرن» آن را عرضه كرده است و دين را بايد برپايه آموزه هاي معرفت شناختي «عصر مدرنيته» فهميد؛7 معرفت شناسي اي كه برآمده از آراء فيلسوف يهودي سرشناس س ركارل پوپر است و «فهم علمي غرب» را معيار اثبات و ابطال «مسائل» مي داند. يعني، آنچه كه با عقلانيت مدرن غرب سازگار است، «علمي» است و آنچه كه با فلسفه مدرنيته نمي خواند، «غيرعلمي» است.8
بر مبناي آموزه هاي معرفتي مدرنيته (مانند «هرمنوتيك» و «تاويل» و «تفسير» متون ديني) سروش مدعي بود كه كسي نمي تواند به عنوان متكلم يا فقيه، ادعاي «فهم حقيقت شريعت» را بكند.9 چون شريعت همان «كلام وحي» است و تجربه غرب مدرن در مواجهه با «الهيات مسيحي» نشان داده كه دانستن «معناي وحي» براي انسان ممكن نيست. از اين رو، كلام وحي (قرآن كريم) را بايد «شريعت صامت» دانست كه ثابت و تغييرناپذير و غيرقابل فهم است،10 اما هر يك از آدميان مي توانند «برداشت شخصي» خود را از اين «شريعت صامت» ارائه كنند.11 بنابراين، «معرفت ديني» همان برداشت و تلقي ما از دين است كه «معرفتي عصري» است كه با پيشرفت علم و تحول در معارف متحول مي شود.12 اين چنين نظريه «عصري شدن دين» يا «سكولاريسم ديني» در ايران بازتوليد گشت. سروش مي گفت عصري شدن دين به معناي هماهنگ شدن فهم ديني با ديگر فهم ها، معرفت ها و مباني قرن حاضر است.13 دين بايد خودش را با جغرافياي معرفتي جهان مدرن سازگار كند و اكنون جهان ايدئولوژي مدرنيته را در همه شئون پذيرفته است، بنابراين سازگاري اسلام و مدرنيته پروژه اي است كه بايد دنبال شود.
فرجام سياه اين پروژه به دفاع بي پرده روشنفكران ديني از «همجنس بازي» رسيد؛ چنان كه آرش نراقي، عضو انستيتو هوور و از شاگردان برجسته سروش با نگارش رساله «درباره اقليت هاي جنسي» مدعي شد «همجنس گرايي» را ناسازگار با اسلام نمي يابد و آن را پديده اي طبيعي و اخلاقي معرفي كرد.14 سروش تلاش كرد تا برمبناي اصول فلسفه علم سركارل پوپر و سرتوماس كوهن، يك فلسفه دين جديد بسازد:
«كوشيدم كه چنگال هاي تحليل هاي «فلسفه علم» را در تن «معرفت ديني» فرو ببرم و آن را خاضع تحليل هاي فلسفه علم بكنم و بتوانم تحليل هاي خود درباره معرفت علمي را درباره معرفت ديني هم به كار ببرم.»15
پروژه روشنفكري ديني گام به گام نيمه پنهان خود را آشكار مي كرد. سال 1369، وقتي كه ديگر انتشار مقالات چهارگانه قبض و بسط از سروش در ماهنامه كيهان فرهنگي به پايان رسيد،16 زيرساخت هاي پروژه «جامعه مدني» نيز در مركز مطالعات دموكراسي در دانشگاه وست مينستر لندن توسط پروفسور جان كين، نظريه پرداز MI6 بازتوليد گشت و با آغاز دهه 1370 به پروژه اصلي روشنفكران سكولار ايران بدل شد.17 فصلنامه ايران نامه ارگان مطبوعاتي بنياد مطالعات ايران به رياست عاليه اشرف پهلوي در واشنگتن. دي.سي اجزاء بنيادين «پروژه جامعه مدني ايران» را ابتدا از اين مركز انگليسي اقتباس كرد و تحقق آن را شرط لازم فروپاشي ايدئولوژيك نظام جمهوري اسلامي دانست.18 پژوهشگران اين بنياد مانند علي بنوعزيزي اعتقاد داشتند كه ساختارهاي «جامعه مدني» به گسترش سكولاريسم در ايران كمك مي كند19 و فصلنامه كنكاش نيز به سرعت خط يك مبارزه ايدئولوژيك در داخل كشور را ترسيم ساخت.20 آنان در جست وجوي خلق «دو نيروي موازي روشنفكري» به عنوان اهرم هاي پروژه كودتاي ايدئولوژيك بودند، چنان كه كنكاش درباره كاركرد واحد اين دو نيرو مي نويسد:
«اصلاح دين» با توجه به تلاش «دو نيروي موازي» هم صورت پذير است: متفكرين اصلاح طلب ديني با تاثيرپذيري از ارزش ها و فرهنگ جديد، تجدد در دين را در دستور كار خود قرار خواهند داد و روشنفكران غيرديني (سكولار) از فرصت هاي مناسب بهره جسته و دست به تقدس زدايي در حوزه هاي سياسي و اجتماعي خواهند زد.21
شش ماه پس از نشر اين نظريه، از قضا ماهنامه هاي نگاه نو و كيان در يك فصل روي كيوسك هاي مطبوعاتي قرار گرفتند: پائيز 1370 و هر دو به سرعت تبديل به پايگاه گسترش «علوم انساني سكولار» شدند. هر دو مجله از «يك مشرب سياسي» و آن هم مشرب فيلسوفان يهودي پيروي مي كردند. ماهنامه نگاه نو به مثابه تريبون «روشنفكران سكولار» س رآيزايا برلين (فيلسوف انگليسي) را به عنوان پدر فكري خود برگزيد و به تبليغ مداوم او پرداخت.22 ماهنامه كيان نيز به عنوان ارگان «روشنفكران ديني» انديشه س ركارل پوپر را سرلوحه تكاپوهايش قرار داد و براي نهادينه سازي آن مي كوشيد، اما تنها يك «مشرب سياسي» اين دو مجله را به هم گره نمي زد، بلكه پشتيباني مالي هر دو نشريه را نيز «يك تيم اقتصادي» با استفاده از بودجه «دولت سازندگي» و محوريت غلامحسين كرباسچي (شهردار وقت تهران) و محمد تقي بانكي تقبل كرد. بانكي، صاحب امتياز نگاه نو، دانش آموخته مديريت در دانشگاه هوستون آمريكا و از رفقاي نزديك بهزاد نبوي و محمدمحسن سازگارا بود. او در دولت ميرحسين موسوي رئيس سازمان برنامه و بودجه و سپس وزير نيرو شد، آبان 1365 موسسه صراط را به همراه محمد مجتهد شبستري و عبدالكريم سروش تاسيس كرد و در دولت اكبر هاشمي رفسنجاني نيز به مديرعاملي شركت ملي فولاد ايران رسيد؛23 كسي كه در يك زمان هم با «سكولارهاي دوآتشه» مانند خشايار ديهيمي مي نشست، هم عضو ارشد حلقه «روشنفكران ديني» بود، هم مانند كرباسچي «دولتمرد تكنوكرات» دولت هاي هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي.
بسم رب النور