يادداشت هاي كاخ سفيد و انقلاب اسلامي ايران
پروفسور حميد مولانا- قسمت آخر
جيمي كارتر با وجود گذشت يك سال از
پيروزي انقلاب اسلامي ايران در يادداشت هاي كاخ سفيد خود اسمي از گروگان ها
نمي آورد. در پنجم ژانويه 1980 (16 بهمن 1358) كارتر براي اولين بار به
مسئله گروگان ها اشاره كرده و مي نويسد: «هميلتون (جردن، رئيس دفتر رياست
جمهوري) تلفني از عاملان خود در ايران دريافت مي كند. آنها به طور مرتب با
قطب زاده و بني صدر در ملاقات بوده اند و گزارش مي دهند كه همه چيز به نظر
مي رسد در راستاي اهداف ما است. بعضي اختلافات وجود دارد كه اگر براي ما
فاش شود بزرگ به نظر خواهد آمد. شوراي انقلاب اعلام كرده است كه بني صدر
رئيس جديد آن شورا مي شود.» يك روز بعد، كارتر دو پاراگراف زير را در
دفترچه خاطرات خود يادداشت مي كند:
«بني صدر مبارزان را از مردم منزوي و
عمليات آنها را به عنوان ضرر و آسيب به ايران محكوم مي كند به اين اميد كه
اين مقدمه و آمادگي براي آزادي گروگان ها باشد. عربستان سعودي از ما مي
خواهد تا محافظ منطقه خليج فارس باشيم. سعودي هامي خواهند بي سروصدا از ما
حمايت كنند ولي نمي خواهند اين پشتيباني و خواست آنها با ما (آمريكائي ها)
براي اطلاع عموم اعلام گردد زيرا كه مي ترسند به برادران مسلمان خودشان
آسيب برسد. رفتار عربستان سعودي نمونه اي از خصوصيات كشورهاي ضعيف دنياست
كه مي خواهند ملل ديگر آنها را دوست بدارند و به ممالك مقتدر اجازه مي دهند
كه از منافع خصوصي و عمومي آنها دفاع كنند.»
كارتر در يادداشت هاي خود
در 16 و 17 فوريه 1980 (مطابق با 27 و 28 بهمن 1358) از ملاقات رئيس دفتر
خود هميلتون جردن با قطب زاده سخن مي گويد و مي نويسد كه «هميلتون گزارش
داده است كه كار و بارش با قطب زاده خيلي خوب است و قطب زاده نزد هميلتون
از بني صدر انتقاد كرده است.» ولي كارتر از رهبري امام خميني(ره) در كنترل
انقلاب ناراضي است و در يادداشت هاي خود مي نويسد: «تعصبات (امام) خميني به
نظر مي رسد كه كار را از دست بني صدر كه بايد مسئوليت خود را نشان بدهد
گرفته است.» ولي چند هفته بعد كارتر كاملا اميدش را در مورد بني صدر قطع
شده مي بيند و مي نويسد: «من فكر مي كنم بني صدر ضعيف است.» بي اطلاعي
كارتر از وضع ديني، سياسي، و فرهنگي ايران كاملا در يادداشت هاي او آشكار
است. كارتر در يادداشت هاي خود كمتر راجع به عمليات نظامي آمريكا در واقعه
طبس و شكست نظامي و ناكامي آن سخن مي گويد ولي در تاريخ هفتم مارس (16
اسفند) اين طور مي نويسد:
«ترديدي نيست كه سال آخر دوره اول رياست
جمهوري من بسيار مشكل بوده است. هميلتون جردن رئيس دفتر من اينگونه نظر
داده است كه در اين دوره در حقيقت دو كاخ سفيد در واشنگتن وجود داشت - يكي
براي امور گروگان ها و ديگري براي وظايف معمولي روزانه رئيس جمهور.»
دوره
صدارت رياست جمهوري كارتر در كاخ سفيد فقط يك دوره چهارساله باقي ماند و
در انتخابات دوره دوم رياست جمهوري آمريكا در سال 1980 رونالد ريگان از حزب
جمهوريخواه كه قبلا يك هنرپيشه هاليوود و بعدها فرماندار ايالت كاليفرنيا
بود به رياست جمهوري انتخاب گرديد. كارتر شكست خود را در اين انتخابات به
علت نارضايتي مردم از مسئله گروگان ها مي داند. ولي در حقيقت انقلاب اسلامي
ايران به قدري شوك بزرگي به اردوگاه غرب و به ويژه آمريكا وارد كرده بود،
كه اكثر مردم آمريكا صلاح را در اين ديدند كه به تنها حزب ديگر آمريكا يعني
جمهوريخواهان روي آورند همان طوري كه چهار سال قبل از آن به علت كثافتكاري
هاي نيكسون در كاخ سفيد كه از حزب جمهوريخواه بود، يك نامزد ناشناخته را
از حزب دموكرات به نام جيمي كارتر به كاخ سفيد روانه كرده بودند. رياست
جمهوري آمريكا از آغاز استقلال آن كشور از امپراتوري انگليس هميشه در كنترل
دو حزب باقي مانده و حزب سومي نه تنها به صورت عملي وجود نداشته بلكه فرصت
به دست آوردن رياست جمهوري را نداشته است.
كارتر تا آخرين لحظه مرگ شاه
از او و رژيم پهلوي در مقابل انقلاب اسلامي مردم ايران حمايت كرد. در
دوران رياست جمهوري او بود كه رابطه بين اسرائيل و مصر برقرار گرديد و دولت
آمريكا محرمانه براي شكست شوروي ها در افغانستان از طالبان حمايت مالي و
تسليحاتي كرد. همچنين در زمان رياست جمهوري كارتر بود كه ديكتاتورهايي مثل
فرديناند ماركوس از فيليپين و عمر توريخوس از پاناما مورد حمايت واشنگتن
قرار گرفتند ولي در آخر مورد خشم مردم خود قرار گرفته و به علت شورش افكار
عمومي از سمت خود بركنار شدند.
كارتر كه اكنون در سن 86 سالگي است از
هنگام بازنشستگي خود از كاخ سفيد به عنوان يك شهروند در «مركز مطالعات و
كتابخانه كارتر» كه به نام او در يكي از شهرهاي ايالت جورجيا تأسيس شده به
«فعاليت هاي بين المللي و برقراري صلح» پرداخته و در بسياري موارد نظراتي
را مطرح مي كند كه ما قبلا از زمان رياست جمهوري اش از زبان او نشنيده
بوديم. موارد ذيل نمونه اي از نظرات كارتر است كه اخيرا در مصاحبه اي در
روزنامه واشنگتن پست (13 اكتبر 2010) از او نقل شده است:
- درباره جنگ: «بايد بگويم كه اكنون ملت آمريكا بيشتر از ديگران به جنگ گرايش پيدا كرده است.»
- درباره جنگ عراق: «جنگ وحشتناكي كه لازم نبود.»
- درباره رسانه ها: «ارگان هاي بي مسئوليت و سوءاستفاده كن.»
- درباره واشنگتن پست: «بچه گانه و بدون مسئوليت»
- درباره مجله نيوز ويك: «دروغ ترين نشريه اي كه من تا به حال خوانده ام.»
- درباره شبكه تلويزيوني سي .بي.اس: «كاملا سخنگوي اسرائيل»
- درباره رسانه ها به طور عموم: «پر از گزارش هاي عمدي دروغ»
- درباره مناخيم بگين (نخست وزير اسبق اسرائيل): «هميشه از خودش حماقت نشان داد.»
- درباره خانم مارگارت تاچر (نخست وزير اسبق انگليس): «نمي توانست اعتراف كند كه چيزي نمي داند.»
بسم رب النور