آن کار دیگر
آن كار ديگر - مهدی محمدی
منحني انتخابات رياست جمهوري اكنون در اوج قرار دارد و گروه هاي سياسي
مختلف تمام تلاش خود را خواهند كرد تا در چند روز آينده بر مسير حركت اين
منحني تاثير بگذارند و آن را به شكل مورد نظر خود تنظيم نمايند. ميزان
موفقيت اين تلاش ها البته همچون گذشته بستگي به اين دارد كه كدام گروه درك
صحيح تري از الگوي رفتار مردم و عناصر سازنده تصميم هاي سياسي آنها داشته
باشد.
اگر 4 هفته اخير را مبناي تحليل قرار بدهيم مي توان به دقت اين
موضوع را كه دو جريان اصولگرا و اصلاح طلب چه «سبك»هايي را براي مبارزه
انتخاباتي خود در نظر گرفته اند تحليل كرد.
اين بازه زماني در حالي آغاز
شد كه اصولگرايان پس از يك دوره «مواجهه با تخريب بي امان» و «غيبت
تبليغاتي» تصميم به اتخاذ يك استراتژي جديد در صحنه انتخابات گرفتند.
شدت
و عمق تخريب ها عليه دولت اصولگرا در 3-2ماه گذشته كه گاه بي انتها مي
نمود به اندازه اي رسيد كه برخي از تحليلگران نتيجه گرفتند پروژه «نه احمدي
نژاد» هيچ خط قرمزي را به رسميت نمي شناسد و عدم تكرار دولت نهم براي برخي
از جريان هاي سياسي آنقدر حياتي است كه حاضر خواهند بود دست به هر اقدامي
كه مقدوراتشان - كه البته كم هم نيست- اجازه دهد بزنند. دروغ، جعل و تهمت
تنها مقدمات فهرست طويل اقداماتي است كه از دل اين استراتژي بيرون آمد. در
مقابل اما اصولگرايان تا زماني كه شدت تخريب ها عليه دولت «كاري، مردمي و
انقلابي» از حد معيني فراتر نرفته بود دليلي نمي ديدند كه رويه جاري خود را
تغيير داده و روشي ديگر به جاي آن برگزينند. اما پس از آنكه محرز شد جنگ
احزاب جديد حد و مرز نمي شناسد و واقعاً امر بر كساني مشتبه شده كه مي
توانند مردم را به پيمودن دوباره راهي نافرجام كه 12 سال پيش آنها را به
بيغوله اصلاحات كشاند وادار سازند، نوعي تغيير در رفتار انتخاباتي جريان
اصولگرا لازم آمد. استراتژي جديد كه بلافاصله تدوين شد و به سرعت به اجرا
درآمد، مشخصاً 3 ركن عملياتي را در بر مي گرفت: 1- حضور قاطع و به اصطلاح
«با دست پر» در مناظره ها كه به خود رئيس جمهور باز مي گشت و البته كسي
ترديد نداشت كه احمدي نژاد به بهترين شكل از عهده آن برخواهد آمد. 2- حضور
در خيابان ها و معابر اصلي شهرهاي بزرگ توسط دانشجويان و جوانان انقلابي
حامي دولت اصولگرا به منظور گفت وگوي رو در رو با مردم، پاسخ به سؤالات و
ابهامات آنها و نهايتاً دعوت از آنها براي رأي مجدد به كانديداي اصولگرايان
و 3- آغاز فعاليت تبليغاتي در سطح شهرها به شكل كاملاً كنترل شده فقط با
اين هدف كه غيبت تبليغاتي اصولگرايان - كه ناشي از احساس بي نيازي آنها به
پر كردن در و ديوار از عكس كانديداي مورد نظر خود بود- به فرصتي براي يكه
تازي جريان رقيب تبديل نشود. تلفيق اين 3 عنصر با يكديگر به مبارزه
انتخاباتي اصولگرايان سر و صورتي نو داد و موجي بزرگ از اقبال مردمي بالفعل
به وجود آورد كه هيچ كس حتي اصلاح طلبان را مجال انكار آن نبود. اين موج
اكنون چنان فراگير شده كه براساس آخرين مطالعات حتي در شهري چون تهران به
خلق وضعيتي خارق العاده انجاميده است. به گونه اي كه بدبينانه ترين تخمين
ها رأي احمدي نژاد در تهران را حداقل 10 درصد بيش از كانديداي رقيب خود
برآورد مي كنند، شهرستان ها و روستاها هم كه جاي خود دارد.
در سوي مقابل
اما اصلاح طلبان پس از يك دوره فعل و انفعالات پر ماجراي سياسي كه نهايتاً
به اتفاق نه چندان محكم و بلكه از سر اكراه آنها روي ميرحسين موسوي
انجاميد، در اين 4 هفته نشان دادند كه همچنان نوعي «سبك كثيف» را براي
روبرو شدن با حريف خود برگزيده اند والبته قدرت اجراي ماهرانه همان را هم
ندارند. مطالعه سبك مبارزه جريان اصلاح طلب در اين بازه زماني و روش هايي
كه براي غلبه بر رقيب خود برگزيده. البته مجالي فراخ مي طلبد ولي اين
يادداشت چون در مقام مقايسه است، در اينجا به ارائه فهرستي از رئوس اصلي
برنامه مد نظر بسنده كرده و صرفاً يك نتيجه خواهيم گرفت؛ تفصيل بحث بايد
بماند براي زماني بعد از انتخابات كه همه بازيگران به صحنه آمده و همه بازي
ها رو شده باشد. آنچه به طور خلاصه مي توان به مثابه فهرستي از طراحي هاي
اصلاح طلبان در صحنه انتخابات دهم در نظر گرفت چنين است: 1- تلاش براي
غلبه دادن عمليات رواني بر واقعيت. اصلاح طلبان پس از جدي شدن فرايند
مبارزه انتخاباتي در يكي از اولين گام هاي كاري خود يك اتاق عمليات رواني
تشكيل دادند كه وظيفه آن صرفاً خراب كردن تصوير دولت اصولگرا در ذهن مردم و
بدبين كردن آنها به آينده خود در صورت تداوم اين دولت تعريف شده بود. اين
اتاق فعاليت خود را خيلي زود با توليد انواعي از فيلم ها، كليپ ها، جزوات و
پيامك ها آغاز كرد و هنوز هم گويي ناسزا گفتن براي آن اصالت داشته باشد بي
توجه به اينكه مردم به راهي ديگر روانه شده اند به كار خود ادامه مي دهد.
نمايش دادن جلوي چشم مردم و مانور در سطح شهرها از جمله مأموريت هايي است
كه اين اتاق انجام آن را پي در پي به نيروهاي فرو دست خود توصيه مي كنند.
2-
تلاش براي امنيتي كردن فضاي كشور. از حدود يك ماه پيش قرائني وجود داشت كه
نشان مي داد بخشي از جريان اصلاح طلب- كه احتمالاً فردي چون ميرحسين موسوي
بي اختيار امورات خود را به آنها سپرده و اگر بخواهد هم توان كنترل آنها
را ندارد چنانكه خاتمي نداشت- به دلايلي به اين نتيجه رسيده اند كه حاكم
شدن فضاي امنيتي بر كشور به نفع آنها تمام خواهد شد و به همين دليل مجموعه
اي از اقدامات راديكال را طراحي نموده اند.
برخي تحليل هاي رايج در
ميان اصلاح طلبان حاكي از آن است كه انجام اقدامات تندروانه- به شكل اغتشاش
و آشوب- در هر حال به نفع آنها تمام خواهد شد!
چرا كه اگر نظام با
اقدامات آنها برخورد كند آن وقت مي توانند به مظلوم نمايي بپردازند و اگر
برخورد نكند تمام شهر را به آشوب و درگيري خواهند كشيد. از طراحان خام خيال
ماجراي 18 تير البته چنين تراوشات ذهني نه فقط بعيد نيست بلكه كاملا بيشتر
از آن را هم مي توان انتظار داشت.
مخصوصا آن كه ارتباط كشف شده برخي
از طراحان غائله 18 تير با سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه، اين ترفند را از
آنچه به نظر مي رسد معني دارتر مي كند. با اين وجود واضح است كه اولا اصلاح
طلبان نه توان و نه ظرفيت ناآرام كردن جامعه را ندارند و مدت هاست كه
ميليشياهاي آنها انگيزه هاي لازم براي هدر دادن نيروهاي خود در مسير اهداف
به اصطلاح اصلاح طلبانه را از دست داده اند. ثانيا برخلاف آنچه آقايان تصور
مي كنند قشون كشي خياباني و ايجاد ناامني هيچ چيز به رغبت مردم به آنها
اضافه نخواهد كرد سهل است خيل كثيري از مردم را به اين نتيجه مي رساند- و
رسانده است- كه اين جماعت جز شلوغ بازي كار ديگري نمي دانند و در نتيجه در
همان خانه هاشان بمانند بهتر است تا اين كه دولت به آنها سپرده شود.
3-
تمهيد پيشاپيش مقدمات جرزني. آخرين حلقه از اين سناريو هم كه در مجالي
مفصل آن را خواهيم شكافت تلاش پيشاپيش براي زير سؤال بردن انتخابات در صورت
پيروزي اصولگرايان، همزمان با اعلام زودهنگام پيروزي كانديداي اصلاح طلبان
و حتي ارائه درخواست برگزاري جشن پيروزي به نهادهاي مسئول مقدمات لازم
براي ايجاد تشنج در صورت باخت را - كه علائم آن از حالا آشكار شده- فراهم
آورند. كميته هاي غيرقانوني به اصطلاح صيانت از آرا هم وظيفه فراهم آوردن
ملات لازم براي اجراي اين پروژه را به عهده خواهند داشت.
مقايسه اين دو
استراتژي را كه رئوس آن در اينجا مرور شد، به عهده خوانندگان مي گذاريم تا
قضاوت كنند چه كساني براي رقابت آمده اند و چه كساني انتخابات را فقط
بهانه اي مي دانند براي كارهاي ديگر.
بسم رب النور