سيد محمد عماد اعرابي
اينجا ديار فراموشي است. امروز، فردا، همه معناي ديروز را مي دهند و ديروز يعني خاطره، يعني فراموشي. كجاست آن پير مرد كه 13 سال انتظار فرزندش را كشيد؟ اين روز ها او حتي در خاطره ها هم پيدا نمي شود.
14 سال از رفتنش مي گذرد اما او از همان شب چهلم فراموش شد 1. تو هم فراموش مي شوي. دير يا زود، خواسته يا نا خواسته. پدر و مادري را
مي شناسم كه نزديك به 24 سال انتظار عزيزان فراموش شده خود را كشيدند 2. شايد آنها نمي دانستند كه گرد و غبار زمان سنگين تر از حافظه انسانهاست...
كدام انتظار؟ كدام عزيز؟ اينجا مردم يادشان نمي آيد صبحانه چه خوردند! اكنون 3 سال است كه آنها نيز فراموش شدند. زياد سخت نيست؛ از مراسم تدفين شروع مي شود، وقتي به شب هفت مي رسد ديگر همه چيز تمام شده و حالا بايد براي يادآوري خاطره ها به ذهنت رجوع كني، تا شب چهلم آن هم از بين خواهد رفت...
اينها حقيقت است. اگر باور نمي كني لااقل قبولش كن. هنوز سالگرد پدر حاج احمد متوسليان نشده، او هم فراموش شد. حتي حضور رئيس جمهور هم نتوانست مانعي باشد بر سر راه فراموشي ما.
متأسفيم اما واقعيت است؛ سيد محسن موسوي، احمد متوسليان، كاظم اخوان، تقي رستگار مقدم، سالهاست كه اسير فراموشي اند. و ما متهم رديف اول دادگاه واقعيت.
ما هزاران شهيد را فراموش كرديم، آنها كه تنها چهار نفرند. اين روز ها فراموشي همه گير شده حتي همه گير تر از آنفولانزاي نوعA .
27 سال دل بستيم به دادگاه هاي بين المللي و سازمان ملل اما به قول
حاج احمد: سگ زرد برادر شغال است3.
اين روز ها حتي سمير جع جع 4 هم حوادث جاده طرابلس - بيروت را فراموش كرده. كاش زمان با فالانژيست ها همدست نمي شد! كاش وسعت حافظه ما به اندازه 27 سال بود! كاش حقيقت اينطور نبود اما؛ ما زنده ايم تا فراموشتان كنيم! راستي خوش به حال شما كه ستاره هاي اقبالتان در آسمان تاريخ ايران درخشيده و نور افشاني مي كند...
..............................
1 . سال 1374 وفات رضا اخوان پدر كاظم اخوان.
2. سال 1384 وفات پدر تقي رستگار مقدم. 1385 وفات راضيه قديمي
مادر سيد محسن موسوي.
3. آخرين سخنراني حاج احمد متوسليان فرمانده قواي محمد رسول الله(ص)
در پادگان زبداني واقع در خارج از شهر دمشق.
4. رهبر فالانژيست هاي لبنان (فالانژيست: مزدوران مسيحي صهيونيست ها)