لطفا قيام كنيد!

آرش فهيم
مدتي است كه اخبار تكان دهنده اي از گوشه و كنار سينماي ايران در رسانه ها منتشر مي شود. خبرهايي كه از رواج فساد اخلاقي در ميان بخشي از فعالين سينمايي حكايت مي كنند. تا آنجا كه گوياي جاري بودن تعاملات ضدانساني و فاسد در بين برخي از فيلمسازها، به عنوان شرط اصلي همكاري است! اين مسئله گرچه اقليتي از سينماگران را دربرمي گيرد و خوشبختانه بيشتر هنرمندان هنر هفتم در كشورمان از اين تخلفات مبرا هستند، اما نمي توان به سادگي از كنار آن گذشت. چه، سينما يك نهاد موثر بر فرهنگ عمومي جامعه است و سلامت يا انحطاط آن به طور مستقيم روي مردم اثر مي گذارد.
نكته مهم اين است كه توليدات سينمايي، چه در قالب فيلم داستاني، چه مستند، چه كوتاه، چه بلند، انيميشن و نماهنگ و... ظاهركننده باطن خالقان آن ها هستند. يعني اگر يك فيلمنامه نويس و كارگردان و يا بازيگر، درون ناسالمي داشته باشد، به تبع اثر هنري فاسدي را نيز خلق خواهد كرد. يكي از تظاهرات سقوط اخلاقي در پشت صحنه سينما آثار نازلي هستند كه به طور دائم روي پرده تالارهاي نمايش فيلم مي بينيم.
در ماه هاي اخير، تعداد زيادي از فيلم ها با موضوع خيانت و روابط چند ضلعي ساخته شده اند. هم اكنون نيز دو نمونه از وقيح ترين اين آثار -يكي با ژست سياسي و ديگري با ادعاي حقوق بشري و انتقاد از ديه و قصاص- درحال اكران هستند. اين هم از ترفندهاي سودجوها و كاسب كارهاي سينماست كه با تابلوهاي فريب دهنده كار خود را مي كنند.
بدون شك سينماي قبل از انقلاب وضعيت بسيار بدتري داشت. به طوري كه آن دوران، سينماي ايران يكي از مراكز توليد فيلم مستهجن درجهان بود و حتي برخي هنرمندان و فرهيختگان اخلاقگراي جهان، حاضر به حضور در آئين ها و برنامه هاي سينمايي رژيم ستمشاهي نبودند. اما مسئله اين است كه آن سينما، ارتباط چنداني با مردم نداشت و هنر هفتم آن عصر، محدود و محصور بوده و جامعه هم نسبت به سينما بي اعتماد و بدبين بود. اما امروز به واسطه حاكميت نظام اسلامي و رياست و نظارت نهادي با عنوان بزرگ «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» مردم نسبت به سينما و هنرمندان اين عرصه اعتماد دارند. ضمن اينكه هنر هفتم دراين دوره، نفوذ و تأثير بيشتري بر جامعه دارد و انحراف در اين حوزه، خيلي سريع وارد اجتماع مي شود.
متأسفانه مسئله اخلاق در سينماي امروز ايران تنها به شايعات پشت صحنه محدود نيست، بلكه گاهي رفتارهايي از بعضي چهره هاي اين عرصه بروز مي يابد كه موجب وهن فرهنگ ايراني و آلوده ساختن جامعه مي شود. مثل درگيري اخيري كه در يك محفل سينمايي رخ داد و حتي كار به فراخوان پليس براي خواباندن غائله هم كشيد! يا حسادت ها و تخريب هايي كه بين هنرمندان سينما رايج است. نمونه اش چند شب پيش در يك برنامه تلويزيوني ظاهر شد و دراين برنامه، عليرضا اميني براي پنهان ساختن ضعف و سياه نمايي فيلم خود، دست به تخريب يك فيلم موفق ديگر زد. اين گونه رفتارها كه بين عده اي از اهالي سينما تبديل به يك تواتر و عادت شده، در دراز مدت ضربات سنگيني به پيكره سينماي كشور خواهد زد.
اما آنچه به اين اوضاع دامن مي زند، انفعال و مماشات مسئولان سينمايي با فساد و تبه كاري گروهي از فعالين اين عرصه است. مديران امروز سينماي ايران خود از هنرمندان با اخلاق اين حوزه هستند و آثارشان نيز حامي اخلاقگرايي بوده، اما اين دليل نمي شود كه در قبال سياهي هاي پشت و روي صحنه منعطف باشند. موضوع مهم اين است كه بزرگ ترين سرمايه و شاخصه هويتي سينماي ما طي 30 سال گذشته، اخلاق و نجابت بوده است. ويژگي اي كه همه دنيا سينماي ايران را به آن مي شناسند، همين پاكي و سلامت آثار- به لطف مميزي و محدوديت مثبت موجود- داخلي است. پس نمي توان به اين سادگي در مقابل اين حركات تسليم شد و فضا را براي سوءاستفاده گرها امن گذاشت. اين يك نمره منفي حساب مي شود كه در كشور، فيلم هايي به نمايش درمي آيد كه براي آن ها تابلوي «نامناسب براي كودكان و نوجوانان» نصب مي شود. اما هم اكنون دو فيلم روي پرده، داراي اين تابلو هستند.
فساد جاري در سينما، ولو غالب بر اقليتي ناچيز، حيات جامعه را به طور مستقيم نشانه رفته است، بنابراين چاره اي جز قيام در برابر آن وجود ندارد. شناسايي افراد و جريان هاي مبتلا كار چندان دشواري نيست. براي مبارزه با چنين عارضه اي، مي توان از خود سينماگران و هنرمندان متعهد و دلسوز اين عرصه كمك گرفت. همچنان كه افشاگري هاي اخير ايشان نيز كمك بسزايي براي حل اين مسئله نموده است. چند روز پيش «امين تارخ» در گفت وگويي عنوان كرد كه «دختري را سراغ دارم، بعد از اينكه به برخي خواسته ها جواب مثبت نداد، او را با قرارداد بسته شده كنار گذاشتند.» كه اين نوع رفتارها، مصداق بارز فساد في الارض محسوب مي شود و فرد عامل بايد اعدام شود.
قبل از هر اقدامي، بي عدالتي و مناسبات آلوده اقتصادي بايد از سينما حذف شود. فساد اقتصادي و بي عدالتي، مقدمه فساد اخلاقي و فرهنگي است. نقش رسانه ها نيز در اين زمينه بسيار مهم و موثر است. رسانه ها مي توانند فضا را براي تبه كاران ناامن كنند. هر چند بعضي از منتقدان و روزنامه نگاران سينمايي نيز خود افراد بيماري هستند و اين افراد براي ما شناخته شده اند.
تضعيف اخلاق در فضاي سينما، هم براي مديريت سينمايي مشكل ساز است و هم خود سينماگران. در صورت گسترش فساد در اين زمينه، علاقه مندان بااخلاق، بيش از پيش از آن خواهند گريخت و خانواده هاي متدين به فرزندان خود اجازه فعاليت در سينما را نخواهند داد؛ همچنان كه امروز نيز تا حدودي چنين است. اين روند موجب بسته شدن دست مديران براي تقويت جريان آرمانگرا در سينما مي شود. خود سينماگران هم از اين نظر متضرر مي شوند كه خانواده ها با تماشاي فيلم قهر مي كنند و در نتيجه فروش آثار كاهش مي يابد. ضمن اينكه وجود حتي درصد اندكي بي اخلاقي در سينما، باعث بدبيني مردم نسبت به جماعت فيلمساز مي شود.
با اين اوصاف، قيام عليه فساد در سينما، يكي از جبهه هاي مبارزه با جنگ نرم و راه هاي تحقق عدالت در جامعه است. مبارزه اي كه در صورت استمرار و تبديل شدن به يك اصل و اولويت توسط مديريت فرهنگي، نتايج مثبتي را در پي خواهد داشت.