SMS داريد! - محمد ایمانی
اگر قرار بود شما درباره انتخابات روز جمعه رياست جمهوري تلگراف بزنيد يا پيام كوتاه (SMS) بنويسيد و بفرستيد، كدام مضامين و گزاره ها را برمي گزيديد؟ اين روزها بازار پيام كوتاه داغ است، عباراتي نظير: «... ديشب همگي به پاي روشنگري ات- جز چيز جواب ديگري نشنيدند»، «... طالب سبزم، نه اين سبز ريا...»، «اتوبان شهيد احمدي نژاد به زودي... افتتاح مي شود»، «دولت احتمالي چيز:آقاي...»، «20 ميليون صلوات براي زنده ماندن راه امام و شهدا با رأي 20 ميليوني به... در انتخابات (سهم شما: يك رأي، يك صلوات+ارسال پيام)»، «برنامه شما چيه؟ اصلاً براي چي نامزد شديد؟... بذاريد اينها را كارشناس هاي من جواب بدهند... حميد!» اما غير از اين مضامين، مي توان گزاره هاي كوتاه خبري و تحليلي را درباره انتخابات 22 خرداد 88 فهرست كرد. نوشتار حاضر مي كوشد با اجمال تمام به برخي از اين گزاره ها بپردازد.
1- اين معجزه و هنر جمهوري اسلامي است كه مي تواند مخالفان معاند خود را مسحور خويش كند. امروز طيف گسترده اپوزيسيون چنان منفعل و خلع سلاح شده اند كه به اعتبار حضور گسترده مردم پاي صندوق هاي رأي نه جرئت تحريم انتخابات را دارند و نه روي شركت در آن و ريختن رأي در سبد و صندوق نظام. چند سال منفي مي بافند و سياه مي نمايانند و ادعاي انتصابات و تقلب مي كنند اما وقتي مي بينند كسي از ملت گوشش بدهكار اين حرف ها نيست، با سرافكندگي مي گويند شايد ما هم شركت كرديم البته براي انتخاب از ميان بد و بدتر! پاسخ آنها اين ضرب المثل خواهد بود كه تو بدم، بمير و بدم! مهم اين است كه جمهوري اسلامي آنها را خلع سلاح نموده و مدني تر و اجتماعي ترشان كرده است. البته دست ملت در اين عرصه تربيتي درد نكند كه در صحنه هاي انتخابات آمدند تا به اپوزيسيون پرفيس و افاده اما عقب افتاده، آداب مدنيت و سياست ورزي را بياموزند.
2- كارناوال و پايكوبي، و فيلم تبليغاتي و گريه جاي خود، اما اين مناظره هاي رو در رو و مستقيم انصافاً تكليف مردم را با نامزدها معلوم كرد. مردم بي واسطه ديدند كه نامزدها، عيارشان كدام است و غير از نق و نوق، چقدر حرف حساب دارند و برنامه شان چيست يا نيست! البته برخي مناظره ها، تبديل به مغازله يا مشاعره شد تا مردم بفهمند اس ام اس هاي ارسالي كه اسامي برخي نامزدها را تلفيق شده منتشر مي كردند بي دليل نبوده و طرفين ميز، يكي بيشتر نيستند و فقط چند نفره آمده اند تا وقت بيشتري را از رقيب دريغ كنند و بيشتر بتوانند به او بتازند در حالي كه او يك سهم بيشتر براي پاسخ گفتن نخواهد داشت! اما با همه اين شعبده بازي ها- كه هيچ كدام را نبايد به حساب دروغ و تزوير و فريب مردم گذاشت!- مناظره ها براي مردم بسيار با بركت بود از آن جهت كه نشان داد هر كدام نامزدها، صرف نظر از احزاب و گروه ها و ستاد حامي، خود چه كاره اند، چقدر شجاعت و اعتماد به نفس و آرامش دارند يا ندارند، مرد عمل و تغيير مثبت مي توانند باشند يا نمي توانند، و آنها قرار است رئيس جمهور شوند يا قرار است مرئوس باشند و كساني آنان را اداره كنند. مردم بدون واسطه نامزدها را ديدند، بدون گريم. تا كسي نتواند در بازار سياست، گنجشك را رنگ كند و جاي قناري بفروشد يا به جاي نوكر ملت، تداركاتچي باندها و حلقه هاي ذي نفوذ باشد.
3- شعار «تغيير»، هم سمت و سو مي خواهد و هم ظرفيت و شجاعت. به رخ كشيدن صرف كاستي ها و ضعف ها يا حتي منفي و سياه نشان دادن نقاط قوت كشور و دولت، و ادعاي اينكه «تغيير بايد»، نه تنها هنر نيست كه گنگ و نارساست. به انحطاط افتادن و عقبگرد زدن و ارتجاع هم نوعي تغيير است اما از چه جنسي؟ نوعي دگرگوني (و انقلاب) است اما از كدام نوع، دگرگوني به عقب يا پيش رو؟ حتماً دولت دهم بايد بهتر از دولت نهم باشد. اين قانون جامعه رو به پيشرفت و مؤمن است. اما اگر قرار باشد به نام تغيير، از دولت نهم به ناكارآمدي هاي آشكار و آشفتگي هاي گفتماني و رفتاري دولت هاي پنجم تا هشتم سقوط كنيم، اين خسراني آشكار خواهد بود. بايد ديد و سنجيد كدام يك از نامزدها كفايت و ظرفيت و اقتدار حركت رو به جلو را در دهه چهارم انقلاب (دهه پيشرفت و عدالت) دارند و كدام ها، پايشان از هم اكنون در گذشته و گذشتگان و درس پس دادگان گير است.
بايد ديد آيا نامزدي كه به اذعان رسانه رسمي اش، 1490 نفر مقام دولتي سابق (معاون رئيس جمهور، وزير و معاون و مدير كل و استاندار و فرماندار و شهردار) ستادش را قرق كرده اند- و به عنوان مثال وزير نفتي در ستاد وي حضور دارد كه قرارداد خائنانه كرسنت را به ثمن بخس (5/17 دلار به جاي حداقل 230 دلار) براي 25 سال به امارات فروخت و چندين دلال، رشوه هاي كلان به خاطر همين ماجرا گرفتند- ديگر جايي براي نخبگان و اصلاح طلبان واقعي هم خواهد داشت؟ لابد 1500 نفر ديگر از مقام هاي سابق هم در ستاد آن يكي نامزد همسو حضور دارند. طبق قرار قبلي هم گفته شده كه هر يك رئيس جمهور شد از ظرفيت ستاد ديگري استفاده كند. خب! اين 3 هزار مقام سابق كه في سبيل الله! به ستادها پيوسته اند، جايي براي تنفس و تغيير هم باقي مي گذارند؟
زمين بازي نبايد گم شود. كسي حق ندارد تقلب كند و پيراهن حريف را بپوشد و وارد رقابت شود. 22خرداد 88 دور پيچيده تري از ماراتن سنگين 27 خرداد و سوم تير 84 است. يك جبهه با پيچيدگي تمام - اما ظاهراً با تكثر- مثل 4 سال پيش نمونه واقعي محافظه كاري و تصلب و تغييرناپذيري در پوشش شعار تغيير و اصلاح است و جبهه ديگر، اراده تغييرات و اصلاحات همطراز انقلاب اسلامي و مطالبات مشروع ملت را دارد. حريفان به جاي يكي، چند جبهه گشوده و مي كوشند داوران و ناظران و تماشاگران را به اشتباه اندازند. آنها ادعاي تغيير و تحول مي كنند حال آن كه زانوانشان چيز ديگري را نشان مي دهد. كافي است مرور كنيد سخنان دبيركل متخلف يكي از همين احزاب را كه چون يك قلم از تخلفاتش در مناظره تلويزيوني عنوان شده، با گستاخي مي گويد «اينها انتشار اسرار نظام است و رئيس جمهور به خاطر همان مناظره بايد رد صلاحيت و بركنار شود»!
4- صداي آقاي خاتمي در گوش ملت همچنان طنين انداز است كه در سال آخر رياستش گفت «صداي دشمن از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش مي رسد» و هشدار وزير اطلاعات او همچنان جاي تأمل دارد كه «بارها به برخي احزاب دولتي در دولت اصلاحات گفتم نمي شود شما هم در دولت و حكومت باشيد و هم مانند اپوزيسيون رفتار كنيد». در گوش ما آشناست بانگ آقاي محتشمي پور رئيس فراكسيون دوم خرداد كه از پشت تريبون مجلس مديريت وزارت نفت را «فاجعه» و قراردادهاي نفتي از جمله قراردادهاي شركت پتروپارس را آميخته با تخلفات و ابهامات مي خواند. حالا همين آقا با همان آقاي وزير نفت مشتركاً در يك ستاد دنبال القاي نگراني درباره سلامت انتخابات و صيانت از آرا هستند! يعني دوباره گرگ و ميش با هم رفيق شده اند و ديگر كسي نه صداي دشمن را مي شنود، نه احزاب تبديل شده به گروهك ها را كه در ستادهاي انتخاباتي تصميم سازي مي كنند و نامزدها را تاتي تاتي راه مي برند، مي بيند و نه كسي مي پرسد پول نفت كجا رفت و حق مردم چه شد.آيا جبهه اي چنين متزلزل و پراگماتيست و بي آرمان كه به اندازه يك آب كش بزرگ مي توان در او منفذ و رخنه يافت- حتي اگر بخواهد- مي تواند حقي را براي مردم مطالبه كند يا مرزهاي منافع ملي را مصون دارد يا طمع كردگان را براند؟! طايفه اي را كه بتوان به غنيمتي در حد آب نبات فريفت و گوهر به امانت سپرده شده نزد وي را گرفت و گريخت، چگونه مي توان اعتماد كرد و امين قرار داد.
5- نقد و انتقادهاي فراواني را مي شود به عملكرد رجالي چون خاتمي، هاشمي، كروبي و موسوي وارد كرد. همه آن نقدها جاي خود محفوظ! اما خطاي استراتژيك است اگر تصور كنيم چالش و معضل اصلي منحصراً آنها هستند. پول گرفتن آقاي كروبي و امثال وي از شهرام جزايري فاجعه است اما فاجعه بارتر آن روندي است كه باعث مي شود جوانكي سمبوسه فروش و 25 ساله بتواند مجلس و دولتي را يكجا در كمتر از 5 سال اصلاحات كذايي رام كند و 150 ميليارد تومان از بيت المال غارت كند و تازه او بشود انگشت كوچك مفسدان اقتصادي آن روزگار.
توقف در چند چهره خاص كه متاسفانه پلي هموار براي عبور دشمنان و شبيخون زدن به جبهه خودي مي شوند، نبايد ما را از جبهه و صف به هم پيوسته مفسدان اقتصادي، فرهنگي و سياسي غافل كند يا جنگ اصلي با اين جبهه فساد را تبديل به منازعه اي صرف در درون خانواده كند. بله اعضاي خطاكار را در خانواده بايد سرزنش و توبيخ كرد اما نبايد از دشمنان اصلي و گروهك هاي طمع كرده و در رأس همه دشمنان، شيطان بزرگ غافل ماند.
6- رئيس جمهور آمريكا مي گويد «پرونده هسته اي ايران به نقطه اي سرنوشت ساز رسيده است». محافل بسياري در آمريكا همانند روزنامه بوستون گلوب- به خاطر سياست خارجي مقتدرانه و عزتمندانه ايران طي سال هاي اخير- به اين باور رسيده اند كه «رفتار آمريكا از اين كشور در بين ايراني ها يك شيطان بزرگ ساخته بنابراين اوباما دليلي ندارد به اين رفتار غيرمتمدنانه ادامه دهد بلكه رفتار آمريكا بايد اصلاح شود». آنها هستند كه بايد تغيير كنند و از تفرعن خويش دست بردارند و بيش از اين سرافكندگي به جان نخرند. اما ما كه بر حق مشروع خويش ايستاده ايم، چرا بايد تغيير كنيم؟ انتخابات نقطه اي سرنوشت ساز براي سياست خارجي، و منافع و امنيت ملي ماست. بايد مردي را انتخاب كرد تا آمريكايي كه مجبور به عقب نشيني شده را مجدداً جسور نسازد و خوي تهاجمي و طمع ورزي را دوباره در آنان احيا نكند.
7- پنج شنبه گذشته (فرداي مناظره سرنوشت) در مسجد جامع يكي از شهرها و با حضور مردم مشغول گفت وگو درباره پيدا و پنهان انتخابات بوديم كه يكي از حضار اس ام اسي را قرائت كرد: «اتوبان شهيد احمدي نژاد بزودي... افتتاح مي شود». چون نام شخص ديگري هم مطرح شده بود، تصريح كردم طرح چنين مباحثي ولو به طنز پسنديده نيست. اما يك هفته پس از آن ماجرا نه اس ام اس هاي طنز بلكه خبرهاي واقعي به تواتر از زبان سردمداران برخي از همين احزاب گردن كلفت منتشر مي شود كه آشكارا مي گويند احمدي نژاد بايد به خاطر مناظره هايش، محاكمه شود، تحت تعقيب قرار گيرد، عدم كفايتش اعلام شود، رد صلاحيت و بركنار شود و...!چرا؟ چون 4 سال مورد اتهام و تخريب و ترور شخصيت و فحاشي قرار گرفته و حالا به طور مستند گفته «خودتان هستيد»؟! خب، تعارف چرا؟ بفرماييد بايد او را سينه ديوار گذاشت و تيربارانش كرد. يا بمب در دفترش گذاشت و كارش را ساخت، درست مثل محمدعلي رجايي كه بلد نبود با اهل فساد و نفاق كنار بيايد. احمدي نژاد گويا همين چهار سال را هم زيادي زنده بوده و رئيس جمهور مانده است. آخر او هم باور دارد «روا بود كه حق برملا شود، اگرچه در رهش جان فدا شود». خيلي سربسته و تلگرافي به او گفته اند مراقب خودت باش!