به بهانه برگزاري دومين نمايشگاه بازي هاي رايانه اي
هجوم به مرزهاي فرهنگي


آرش فهيم
بازي هاي رايانه اي يكي از محصولات تكنولوژيك تمدن جديد انساني است كه در كشور ما نيز جايگاه ويژه اي را به دست آورده. از سه دهه پيش، اين وسائل در قالب هاي مختلفي چون آتاري، ميكرو، سه گا، سني، پلي استيشن، ايكس باكس و ... وارد ايران شده و بخش اعظم كودكان و نوجوانان و حتي گاه بزرگ سالان را نيز مجذوب خود ساختند.
اما اين پديده نيز مانند ساير محصولات تكنولوژيك در كنار زيبايي ها و جذابيت هاي خاص خود، عواقبي منفي را نيز در پي دارد. اين پيامدها را در حوزه هاي گوناگوني مي توان شناسايي كرد. از حوزه پزشكي و جسماني گرفته كه نتايجي چون كم تحركي و بدفرم شدن اسكلت كودكان را ايجاد مي كند، تا مسائل رواني كه حداقل عواقبي مانند انزوا و خشونت را به بار مي آورد.
اما تأثير بازي هاي رايانه اي وارداتي از اين حد نيز فراتر است. به طوري كه بسياري از بازي هايي كه از طرق غيرقانوني وارد كشورمان مي شوند به شكلي آشكار اهدافي سياسي را دنبال مي كنند. اين بازي ها موضوع هاي گسترده اي را از قبيل آموزش سبك زندگي غربي، ترويج فساد اخلاقي و حتي آموزش شورش هاي خياباني و تخريب اموال عمومي را در دستور كار خود قرار داده اند. اين طيف از بازي هاي رايانه اي در كشورهاي غربي توليد مي شوند و در حجم انبوهي، از راه هاي قاچاق و زيرزميني وارد كشورهاي درحال توسعه و بخصوص ايران مي شوند. بر اساس آمارهاي اعلام شده از سوي مراكز پژوهشي، سالانه بيش از 25 ميليون بازي خارجي غيرقانوني در دسترس مردم ايران قرار مي گيرد.
اهميت اين مسئله ازآنجاست كه امروز ديگر بر همه آشكار و ثابت شده است كه تسخير ملت هاي جهان سوم و جوامع موسوم به درحال توسعه و به ويژه سرزمين هايي كه داعيه استقلال و عدم تسليم در برابر قدرت هاي سلطه گر را دارند، از تهاجم نظامي و ترفندهاي اقتصادي فراتر رفته و بيشتر از طريق رسانه ها و ابزارهاي فرهنگي در حال انجام است. به اين موضوع بارها، هم در حرف هاي سياستمداران نظام سلطه اذعان شده و هم در سخنان انديشمندان غربي آمده است. ژنرال «دوايت آيزنهاور» رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا در نخستين سال هاي جنگ سرد در اين باره گفته بود: «ما به هيچ وجه قصد نداريم كه در جنگ نرم، از طريق فشار و اعمال زور بر قلمرو يا ناحيه اي مسلط گرديم. هدف ما به مراتب عميق تر، فراگيرتر و كامل تر است. ما در تلاشيم تا جهان را از راه هاي مسالمت آميز، از آن خود گردانيم ... ابزارهايي كه براي گسترش اين واقعيت استفاده مي كنيم، به ابزارهاي رواني مشهورند، اما از لحاظ اين كه اين كلمه چه كاري قادر است انجام دهد، هيچ نگراني به خود راه ندهيد. جنگ نرم در واقع اذهان و اراده هاي افراد را مورد هدف قرار مي دهد...»
اين موضوعي است كه امروز در فعاليت برنامه ها و محصولات رسانه اي غربي بعينه ديده مي شود و يكي از سرمايه گذاري هاي دولت هاي جهان خوار روي كودكان و نوجوانان است؛ نسلي كه آينده جوامع را تشكيل مي دهند. به تأييد كارشناسان، دوران كودكي، پذيراترين و شكل بخش ترين دوران زندگي هر انساني به شمار مي آيد و از همين رو نظام فرهنگي غرب براي تأثير حداكثري خود بر مخاطب، همواره اين قشر را بيش از سايرين مد نظر داشته و به همين دليل نيز سرمايه گذاري گسترده اي در زمينه توليد انيميشن و به ويژه بازي هاي رايانه اي پرزرق و برق و مهيج (به عنوان جذاب ترين نوع فيلم براي قشر ياد شده) انجام داده است .
هم از اين رو امروزه بحث تهاجم فرهنگي، جنگ نرم و نفوذ ارزش هاي بيگانه از طريق مديوم هاي تصويري و در رأس همه، سينما و قالب هاي وابسته به آن - مانند بازي هاي رايانه اي و انيميشن- همواره به عنوان يكي از تهديدات فرهنگي شناخته مي شود.
اين درحالي است كه به تازگي نيز يك بازي جديد توليد شده كه پيش بيني مي شود در آينده اي نزديك در كشورمان نيز منتشر شود. «كينكت» نام يك گيم جديد است كه توسط شركت ميكروسافت توليد شده. مهم ترين ويژگي اين بازي اين است كه مي تواند حركات بدن كاربر را در صحنه بازي نمايش دهد. يعني كاربر به جاي اينكه حركات را از طريق دسته ابزار انجام دهد، خودش همان نقش را بازي مي كند. اين اتفاق گرچه از نظر تكنولوژيك يك حركت رو به جلو محسوب مي شود، اما داراي عواقب فرهنگي خاصي هم هست. به خاطر برخورداري از يك دوربين قدرتمند، اين دستگاه توانايي ضبط تصاوير را دارد. در دوراني كه از دوربين تلفن همراه، دوربين لپ تاپ و ميكروفن لپ تاپ گرفته تا مكالمات تلفني، ايميل ها و ... به ابزاري براي جاسوسي تبديل شده اند و توسط آژانس امنيت ملي آمريكا ( NSA ) كنترل مي شوند و اين موضوع صرفاً به افراد سياستمدار و يا افراد خاص جامعه آمريكا اختصاص ندارد و براي افراد همه جوامع در سراسر دنيا در نظر گرفته شده تا رفتار و مكالمات همه انسان ها را در همه جا پوشش مي دهد، كينكت پر زرق و برق مايكروسافت آمده تا كمكي باشد براي رسالت سازماني و مأموريت NSA كه كنترل روابط و اطلاعات افراد در سراسر دنيا باشد.حال در اين بازار تصور كنيد كودك و نوجواني را كه روز و شب با بمباران رسانه اي توسط تلويزيون ها و ماهواره هاي داخلي و خارجي قرار گرفته و كنسول هاي بازي اي كه توسط خانواده ها در دسترسش قرار گرفته است.وسايلي كه امروزه به حدي داراي جذابيت فني و بصري هستند كه بزرگ سالان جوامع مختلف را هم به سمت خود كشانده اند و اين صنعت با رو آوردن به كينكت و كنترلر هاي حركتي ديگر كنسول ها ضعف هميشگي خود يعني عدم تحرك را نيز برطرف ساخته و حال به افق هاي بسيار دورتري مي انديشد.(هفته نامه سايبري رويكرد، شماره 9)
گرچه ايجاد محدوديت و مبارزه با وارادات محصولات نامناسب و مخرب يك راه حل ابتدايي و ضروري محسوب مي شود، اما با توجه به نياز و تقاضاي بالاي جامعه به اين گونه محصولات، اقدامات و تمهيدات ايجابي، كارسازتر است.
هرچند طي سال هاي اخير با راه اندازي بنياد ملي بازي هاي رايانه اي، برگزاري جشنواره در اين زمينه و افزايش توليد بازي هاي بومي، تاحدودي لطمات اين عرصه كاهش يافته است، اما بدون شك اين اقدامات كافي نيست. شرايط حساس كنوني،
سرمايه گذاري، تبليغ، آموزش و توليد
بازي هاي رايانه اي با كيفيت و جذاب و داراي موضوعات استراتژيك و فرهنگساز را
ضروري تر از گذشته نشان مي دهد.
اين را نبايد از نظر دور داشت كه تأثير بي توجهي به فرهنگ و هنر بومي كشور در درازمدت، در ساير حوزه هاي اجتماعي و علمي و صنعتي و اقتصادي نمود پيدا خواهد كرد، لذا بر همه دستگاه هاي مرتبط است كه هر چه زودتر با تغيير نگاه به حوزه بازي هاي رايانه اي از يك كالاي مصرفي به عنصري استراتژيك، زمينه را براي خارج كردن جامعه از انفعال در برابر بازي هاي خارجي خارج كنند. كافي است بار ديگر به برخي از نظرات مطرح شده از سوي خود غربي ها رجوع كنيم تا اهميت اين موضوع را بهتر درك كنيم .
«نوام چامسكي» انديشمند مشهور آمريكايي چند سال پيش در گفت وگويي، از روش رسانه هاي غربي در مواجهه با مخالفان خود به عنوان نوعي شيوه جديد سركوب ياد كرد و گفت :
«... يك قرن طول كشيد تا صاحبان سرمايه در آمريكا و انگليس به اين نتيجه رسيدند كه از راه خشونت نمي توانند جلوي مطالبات مردم را سد كنند و در هر دو كشور كه آزادترين كشورها به نظر مي آيند به شيوه هاي جديد سركوب روي آوردند. در واقع، صنايع نويني به وجود آوردند كه صنعت توليد افكار عمومي و رضايت عمومي نام دارد و اين كار را به شيوه هاي مختلف مثلاً از طريق كنترل رسانه ها انجام مي دهند...»