نامه به آقاي مبلغ
جناب آقاي مبلغ
رياست محترم چيز انتخابات كل كشور
با چيزي مالامال از اندوه عارضم كه چي؟ كه اگر اين چيز كوچولو، در روز رأي گيري، بامبول درنمي آورد، حكماً نتيجه انتخابات چيز ديگري بود. توضيح اينكه صبح جمعه اي به اين پدرسوخته كه ظاهراً تاريخ هر صدسال يك بار، يك همچو عجيب الخلقه اي را به خود مي بيند، گفتم: چه پسري هستي كه هيچ خيري از تو به آدم نمي رسد، كله شق! گفت: بميرم نبينم از ما ناراحت باشيد. دوباره گفتم: به جاي زبان ريختن، بردار كد انتخاباتي نامزدهاي «ائتلاف براي چيز» را جلوي اسامي شان بنويس، من ديگر جان ندارم!
خلاصه اين وروجك برداشت نوشت، اما چه نوشتني! امروز صبح به من گفت: بابا! حواسم نبود كد انتخاباتي ائتلاف آبادگران را جلوي اسامي نامزدهاي ائتلاف براي چيز نوشتم!؟
حالا حساب كنيد كه اگر در اين برهه حساس كنوني، در هر چند خانواده، يكي از اين چيز كوچولوها وجود داشته باشد آيا ديگر اين انتخابات، قانوني خواهد بود؟! و آيا درست است كه با يك همچو كارهايي، چيز به آسياب عوامل ارتجاع بريزند!
مع الچيز، عاجزانه از شما خواهشمندم ضمن اعلام فرمايشي بودن انتخابات آن را ابطال و چيز كوچولو را قيمه قيمه نماييد؛ آي لعنت بر آن انتخاباتي كه برنده اش دشمنان چيز كراسي باشند!!
«آقاي چيز»
بسم رب النور