به نظر مي رسد گروهي كه در چهارسال گذشته بر طبل افراطي گري كوبيد و به رغم برخورداري از بهترين شرايط و موقعيت ها در دولت و مجلس، فرصت ها را به بطالت گذرانيد، در سه ماه باقي مانده به پايان عمر مجلس ششم نيز دغدغه اي جز جنجال و هياهو و به فراموشي سپردن مطالبات مردم ندارد.
6-5 سال قبل بسياري از آگاهان سياسي و صاحب نظران دلسوز هشدار داده بودند كه در ميان گروه هاي مدعي طرفداري از رئيس جمهور، افرادي وجود دارند كه نه تنها با انديشه و ديدگاه رئيس جمهور همراه نيستند، بلكه با اساس انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نيز مشكل دارند. آن زمان از اين افراد و طيف سياسي آنان با عنوان منافقين جديد و خط جديد نفاق ياد مي شد، كه هدف اصلي آنان استحاله نظام از درون است. همان زمان گفته شد كه برخي از افرادي كه خود را اصلاح طلب و مردم سالار نشان مي دهند، نه تنها اعتقادي به اصلاحات و مردم سالاري ندارند، بلكه در نقطه مقابل اصلاحات و مردم سالاري ايستاده اند و شعارهاي قانونمداري، توسعه سياسي، گفتمان، حقوق شهروندي و... نيز تابلوهاي بي مسمايي هستند كه افراطيون براي رد گم كردن در دست گرفته اند و ذره اي به اين شعارها تعلق خاطر ندارند و همه شاهد بوديم كه همين افراد وقتي رئيس جمهور را با افراطي گري هاي خود همراه نديدند، سيل اهانت و فحاشي سياسي را به سوي او گسيل كردند و باز همين ها بودند كه در مقوله مردم سالاري، مردم را به خاطر همراه نبودن با بلواآفريني هاي خود، فاقد فهم و شعور قلمداد كردند!
البته در 9 اسفند 81 ملت با رأي هوشمندانه خود در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا پاسخ ناسپاسي افراطيون را داد و شوراي شهر سابق تهران و برخي ديگر از شوراها را كه به كانون زد و بند و بده بستان هاي سياسي و اقتصادي و به محلي براي نزاع و كشمكش اين افرادتبديل شده بود، از چنگ آنان خارج كرد و افرادي لايق و كاردان را جايگزين آنان نمود، ولي مدعيان دروغين اصلاحات از انتخابات شوراها درس نگرفتند و افراطي گري خود را همچنان در مجلس و برخي از دستگاه هاي دولتي ادامه دادند تا اين كه ملت در اسفندي ديگر با حضور پرشور و شگفت انگيز خود در پاي صندوق هاي رأي، شوك دوم را به آنان وارد كرد، اما حركات و رفتار اين عناصر كم تحمل به ويژه در روزهاي اخير نشان مي دهد كه از اين انتخابات هم درس نگرفته اند و بنا دارند كه پرونده سياه خود را سياه تر كنند.
معمولاً انسان هاي فهيم و دورانديش شكست را مقدمه پيروزي قلمداد مي كنند و با اقدامات حساب شده و برنامه ريزي هاي دقيق، موفقيت جديدي را براي خود رقم مي زنند، ولي اين پرسش از طيف افراطي جبهه دوم خرداد وجود دارد، كه چرا پس از مردودشدن در انتخابات شوراها درصدد چاره انديشي و جبران خطاها بر نيامدند، تا نگاه افكار عمومي نسبت به آنان اصلاح شود و بتوانند در انتخابات مجلس، كرسي هاي بيشتري را به دست بياورند؟ عقل حسابگر چنين حكم مي كرد كه قدري از منازعات سياسي فاصله مي گرفتند و لااقل به بخشي از مطالبات واقعي مردم كه مهمترين آنها مشكلات معيشتي، گراني، تورم و بيكاري است، توجه بيشتري معطوف مي كردند، ولي ديديد و ديديم كه چنين نشد. چرا؟!
پاسخ اين سؤال را مي بايست در شخصيت و ويژگي هاي فردي افراطيون جستجو كرد. افراطيون مدعي اصلاحات دو دسته اند: يك دسته، آنهايي كه مي دانند چه مي كنند و از ابتدا هم قصدشان اين بوده است كه براي نظام جمهوري اسلامي و نهادهاي نظام، مانع تراشي كنند و جلوي هر اقدام سازنده را كه براي مردم نفعي در آن نهفته است بگيرند و اجازه ندهند كه فضاي كشور، فضايي آرام، بدون تنش و رو به پيشرفت باشد. افراد اين دسته عمدتاً كساني هستند كه همسو با مواضع بيگانگان عمل مي كنند و تمامي سعي و تلاش آنها بر اين است كه اوضاع كشور را بحراني جلوه داده و مردم را با نظام درگير كنند. اين عده، البته اندك و كم شمارند.
دسته ديگر، افراطيوني هستند كه آگاهي و شعور سياسي آنها بسيار پايين است و آلت دست گروه اول هستند و اصولاً موقعيت و جايگاهي را كه در آن قرار دارند نمي شناسند. اينها كوتوله هاي سياسي هستند كه در يك فرآيند غيرمتعارف و فضايي كاملاً احساسي و هيجاني به نمايندگي مجلس يا پست و مقامي در فلان دستگاه دولتي رسيده اند و به هيچ عنوان در قد و قواره مسئوليتي كه اشغال كرده اند، نيستند و به همين خاطر بعضاً حركاتي از آنان سر مي زند كه در شأن آن جايگاه نيست.
صحنه هايي كه روز دوشنبه در جلسه علني مجلس شاهد بوديم و موجب افزايش نفرت عمومي از مدعيان اصلاحات گرديد، نتيجه پيوند اين دو دسته افراطي است، كه در آن جلسه نمود و بروز پيدا كرد و به احتمال زياد تا آخرين روز مجلس ششم هم نمونه هاي ديگري از اين رفتار تند و بي مايه را شاهد خواهيم بود و افراطيوني كه به بن بست رسيده اند با به بازي گرفتن كوتوله هاي سياسي اين روند را ادامه خواهند داد و صد البته، ملت هم، بزرگوارانه اين 3 ماه را تحمل خواهد كرد، ولي اي كاش افراطيون دنباله رو عناصر معلوم الحال سياسي، به خود مي آمدند و براي يك دفعه هم كه شده، از خود تعقل و آينده نگري نشان مي دادند و با پذيرش اشتباهات و عذر تقصير به پيشگاه ملت ايران به خاطر بي توجهي به مطالبات آنان، راه را براي بازگشت دوباره خود به عرصه سياسي كشور باز مي گذاشتند و همه درها را به روي خود نمي بستند.
عليرضا ملكيان